انتشارات عصر داستان منتشر کرده است؛

«لحظه های انقلاب»، روایت یک شاهد عینی در سال 57/ سیمین دانشور:«لحظه های انقلاب» پیش درآمد ادبیات انقلابی است

«لحظه های انقلاب»، روایت یک شاهد عینی در سال 57/ سیمین دانشور:«لحظه های انقلاب» پیش درآمد ادبیات انقلابی است
سیدمحمود گلابدره ای در کتاب لحظه های انقلاب برشی از حضور مردم در جریان انقلاب را به کمک توصیف و همچنین پیوست مستندات به رشته تحریر در آورده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سفیر آشتیان، «امروز 17 بهمن، از همان صبح زود مردم ریخته بودند توی خیابان ها و شعار می دادند. مردم ذله شده بودند. مردم خسته شده بودند. مردم طاقتشان تمام شده بود. صبر و قرارشان ته کشیده بود. حالا همه کم کم متوجه شده بودند که نه زیر عبای آقا اسلحه است و نه توی صندوق های خانه هایشان خمپاره است ونه از هیچ سمتی هیچ کمکی می رسد. تا قبل از اینکه آقا بیاید امیدی بود اما حالا صد در صد باور کرده بودند که باید خود آستین ها را بالا بزنند. دیگر شعار( رهبرا،ما را مسلح کنین) بو و رنگی ازش بلند نمی شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سفیر آشتیان,

آقا دیشب یک کلام گفته بود:(مردم به اعتصابات و تظاهرات ادامه بدهید.) و حالا مردم باز ریخته بودند توی خیابان...»

,

این متن قسمتی از کتاب لحظه های انقلاب به قلم  سیدمحمود گلابدره یی است که توسط انتشارات عصر داستان به چاپ رسیده است. نویسنده در ابتدای لحظه های انقلاب به معرفی خود به این نحو می پردازد:

, لحظه های, انقلاب,

«من سید محمود گلابدره یی 20دی 1318 در گلابدره ی شمیران متولد شدم دو خواهر و دو برادر بزرگتر ومن بچه ی پنجم خانواده ویک برادر بعداز من است تا کلاس ششم ابتدایی در گلابدره و از هفت تا دوازده را در دبیرستان باغ فردوس که معلم انشایش جلال آل احمد بود درس خواندم.»

,

لحظه های انقلاب با مقدمه ی زیبایی شروع شده است که بخشی از آن را در زیر می آوریم:

, لحظه های انقلاب,

«خمینی با این که خمینی بود خمینی بودن در ذاتش بود وقتی جدا از تو بود تنها همان خمینی اهل خمین بود و در نهایت یکی از فرزندان فدایی خدا و خلق قطره ای بود که در غربت زیر غل و زنجیر غم غریبی قاری قرآن با چهارده روایت بود عشقش که رسید به فریادش و فریاد تو را که دشمن خونی قهاران قرن شدی شنید و هم قسم با تو شد خدمتگزار تو شد و خمینی تو شد...»

,

گلابدره یی پس از این مقدمه ی زیبا وارد لحظه های اسطوره ای و سرنوشت ساز ملتی می شود که ازجان و مال و فرزندانشان گذشتند تا سایه ی شوم استعمار و استثمار را از سرخود کم کنند.

,

کتاب لحظه های انقلاب از روزهای 57 می گوید از لحظه هایی که مردم تمام توان خود را گذاشتند و همه ی سختی ها را تحمل کردند تا به پیروزی برسند. برای مثال در قسمتی از متن کتاب در مورد شادی مردم بعد از فرار شاه آمده است:

, کتاب لحظه های انقلاب,

از خانه بیرون زدم اولین 27 دی ماهی بودکه درطول زندگی ام سایه ی شاه برسرم نیست آمدم توی تکیه بچه های محل جمع بودند.

,

تمام عرض خیابان و پیاده رو ماشین بود مردم مثل پروانه بال بال می زدند هوار می کشیدند می رقصیدند جست وخیز می کردند یکدیگر را ماچ می کردند دست می دادند تبریک می گفتند هلهله می کردند ....آدم زن مرد بچه چادری و بی چادر عمامه ای پیرمرد پیرزن بچه به بغل بزرگ و کوچک هوار می کشیدند قیل و قال می کردند دست اکثر مردم پول بود دو تومانی پنج تومانی حتی هزار تومانی و پول ها سوراخ بود دسته های ده بیست تایی دم می دادند و می گفتند: (ممد دربه در شد) و دسته ی پشت سری جواب می داد: (ساواک بی پدر شد)...

,

گلابدره یی تمام خاطرات خود از سال 57 وشور وحال مردم در آن روزها را به طور دقیق در لحظه های انقلاب  بیان می کند او حتی به شعارهایی که مردم در آن روزها می گفتند اشاره می کند از جمله:

, لحظه های انقلاب,

به اشک مادران قسم/ به خون کشتگان قسم/ پیروزی از ماست/ نابودی از شماست

,

به کوری چشم شاه زمستونم بهاره/ سگ جدید دربار شاپور بختیاره

,

جنگ مسلحانه / به یاری روح الله / سلطنت واژگون شاه را سرنگون/ مرگ بر شاه/ مرگ بر شاه /مرگ بر شاه

,

به پا خیزید مسلمانان برادرت کشته شد و...

,

نویسنده لحظه لحظه انتظاری که مردم انقلابی ایران برای ورود امام به میهن می کشیدندرا این طورتوصیف می کند:

,

شب نشسته بودیم دور هم حالا همه مطمئن بودیم که آقا فردا می آید تصمیم گرفتیم که برویم و دوری بزنیم و از آن طرف هم برویم خیابان خورشید تا آنجا نزدیک تر باشیم نزدیک تر به کجا معلوم نبود؟ هیج کس نمی دانست. از خانه زدیم بیرون. سید خندان خبری نبود. حالا حکومت نظامی شده بود حکومت مردمی.سرتاسر خیابان آیزنهاور مردم ریخته بودند بیرون وبا شیلنگ آب می پا شیدند وجارو می کردند و آت و آشغال را جمع می کردند.تیرآهن های دیروزی را ( یاعلی گویان ) از کف خیابان برمی داشتند و کنار می کشیدند.خم می شدند و راست می شدند و می گفتند و می خندیدند...

,

روی جلد کتاب نظرات سیمین دانشور، شهید دکتر مفتح و پرویز خرسند را که در مورد کتاب لحظه های انقلاب  چاپ شده است می بینید که به نظر سیمین دانشور اشاره می کنیم:

, سیمین دانشور، شهید دکتر مفتح و پرویز خرسند , لحظه های, انقلاب,

این کتاب مستند گونه ای است از لحظه های اسطوره ای انقلاب مردم ایران که نویسنده با تمام گوشت و خون و عصب خود شخصا آزموده یک نوع ادبیات تجربی است پیش در آمد ادبیات انقلابی ست که در انتظارش بودم.

,

جای جای این کتاب پر است از تاریخ نگاری لحظه های انقلاب مردم به ویژه در ماه های دی و بهمن 57 ، لحظاتی مثل خوشحالی مردم از رفتن شاه در دی ماه 57 ، لحظات تاریخی ورود امام خمینی به میهن در تاریخ 12بهمن 57 وشهامت ها و شهادت هایی که هیچ گاه فراموش نخواهند شد.

,

سید محمود گلابدره یی به دلیل اینکه خود ناظر عینی این حوادث بوده است تمام این لحظات را به صورت دقیق در این کتاب ثبت و ضبط کرده است.

برای خرید این کتاب به کتابفروشی های سطح شهر آشتیان و در شهر اراک، به کتاب فروشی سفیران طلائیه مراجعه کنید.

متن از : صفورا محمودی

,
,
,
,
,

 

,

انتهای پیام/ک

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه