گفتگو با محقق فرهنگ عامه خراسان شمالی،
سیمین دانشور از رقیبان من بود / از شجریان ناراحتم/ جعفرقلی سرسلسله بخشی های خراسان شمالی است
بابا سفر مرادی تهیه کننده رادیو ومحقق فرهنگ عامه که در اردیبهشت سال 57 در برنامه به نام " معرفی ادبیات موسیقی محلی خراسان " برنده جام زرین وبرنده لوح ممتاز مطلق به خاطر برنامه رادیویی و تلویزیونی می شود، سیمین دانشور یکی از رقبای او در اعتراض به این انتخاب در روزنامه کیهان می نویسد،یک جوان مبتدی شایسته لوح ممتاز مطلق نیست.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اترک نیوز، بابا سفر مرادی در گفتگو با خبرنگار ما خود را اینگونه معرفی میکند: مادرم در یک سفر زیارتی نذر کرد اگر پسر بودم اسمم را بابا سفر بگذارد ولی در شناسنامه اسمم را صفر نوشتهاند، دوست دارم اسمم را با سین بنویسید. می گوید: در سال 1320 در روستای گبوبان یا گلوگان لو در بیستودو کیلومتری شمال شرق شیروان متولد شدم، دوران طفولیت مثل سایر پسربچههای روستا در کنار خانواده مشغول کار کشاورزی و دامداری بودم و شش سال ابتدایی را در روستای اوغاز شیروان خواندم و در مشهد دیپلم گرفتم و بعد در تربیتمعلم نیشابور قبول شدم نزدیک به 7 سال معلم بودم که در سال 1347 به دلیل تهمت ناروا توسط ساواک دستگیر و نزدیک به 18 ماه در بند سه زندان قصر زندانی بودم ، با آقای حجتی و حاجی نیکنام هم بند بودم آن موقع آقای طالقانی بند چهار بود.
,
شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
اترک نیوز,
به چه اتهامی شما توسط ساواک دستگیر شدید؟
چند تا حرف علیه نظام و شاه گفته بودم در آن زمان در شیروان تعدادی رو بازداشت کرده بودند پاسبانی که این حرفها را از دهان من شنیده بود به دو روز بعد آمد و گفت تو تودهای هستی و من نتوانستم پنهان بکنم در بازجویی تهران سرلشکر هاشمی گفت: تو مریض بودی این حرف ها را گفتی تو چهکار داشتی با شاه و مملکت تو یه جوان روستایی بودی کار معلمی میکردی. من بدون اینکه محکوم بشوم بعد از 18 ماه آزاد شدم ولی مانع کار من شدند و به من گفتند در مشهد بمانم.
در مشهد به چهکاری مشغول شدید؟
یک سالی کار ساختمانی میکردم که متوجه شدم رادیو گوینده کرمانجی میخواهد. سال 51 بود که صدا و سیما استعلام من را از ساواک گرفته بودند و آنهاگفتند مشکلی نیست و به این دلیل که بیشتر زیر نظر باشم، قبول کردند، اگر یک مأموریت میرفتم قبلش باید زنگ میزدم.
چرا به آموزش و پرورش برنگشتید؟ شما که محکوم نشدید؟
پیگیر بودم هر چه تلاش کردم بهجای جواب دادن مسخره میشدم یک جلسه خاطرم هست که گفتند: خب تو اگر حزبت پیروز میشد میخواستی نخستوزیر بشوی حالا نشد دیگه برو ماشین بشور. یک مأموریت هم آمدم شیروان که آقای بهروز بهادری رئیس آموزشوپرورش شیروان بود، کردی گفت پسمان (پسرعمو) ماجرای تو چیه تو اینجا معلم بودی؟ من هم تعریف کردم. این مرد نامه اعاده حیثت فرستاد و گفت برگرد شیروان ولی من دیگر نخواستم برگردم و در صداوسیما ماندم.
کار شما در صداوسیما چه بود؟
درزمینه های مختلف تهیهکننده و گوینده بودم علاقه من به فرهنگعامه بود؛ توان تهیه برنامههای شهری را نداشتم و از طرفی روستایی بودم و بافرهنگ مردم روستا آشنا. توانایی بیشتری در خودم در این جهت میدیدم. روی تواناییهای خودم تمرکز کردم. اردیبهشت سال 57 در برنامه "ادبیات موسیقی محلی خراسان " برنده جام زرین و سپس برنده لوح ممتاز مطلق به خاطر برنامه رادیویی و تلویزیونی شدم. بین 7 برنامه جام سیمین و 5 برنامه زرین ، برنامه من در مورد معرفی ادبیات موسیقی محلی برنده لوح ممتاز شد و یکی از رقیبان من خانم سیمین دانشور بود. وقتی بعد مراسم به مشهد برگشتم. گفتند خانم دانشور مقالهای در روزنامه کیهان منتشر کرده است. خلاصه کلام نوشته بود یک جوان مبتدی با یک برنامه مبتدی نیم ساعتی رادیو اگر هم شایسته دریافت لوح زرین باشد شایستگی لوح ممتاز را نداشته است. آن زمان من با" فرهنگ مردم" همکاری میکردم از آنجا تماس گرفتن اگه جوابی داری بنویس تا در روزنامه اطلاعات چاپ کنیم. من یک نامه اینطور نوشتم خانم سیمین دانشور من اگر بخواهم ادامه تحصیل بدهم و بتوانم در کلاس شما قبول بشوم و اگر سی نفر شاگردان شما باشند نمیدانم شاگرداول کلاس شما هستم یا آخر. استادی شما را قبول دارم ولی شما هم قبول کنید زندگی شما از دوره ابتدایی از خانه به دبستان، از خانه به دبیرستان و از خانه به دانشگاه و الان هم بهعنوان استاد هستید. شما اگر به طبیعت هم رفته باشید نگاه شما عبوری و تفریحی بوده ولی من فرزند طبیعتم اگر مدرک تحصیلی من پایین است اما من در کلاس طبیعت بزرگشدهام و فرزند طبیعتم. فکر نمی کنم درسهای کلاسیک بتوانند پاسخ گوی کلاس طبیعت باشند. خانم دانشور این را خوانده بود و زنگ زد صحبت کردیم. گفت راست می گویی حق با شما است.
بیشتر موضوعات برنامه هایی که تهیه کردید چه بود؟
بیشتر برنامههای من فرهنگعامه و آهنگهای محلی خراسان بود. برنامه " چشمهساران " که چهار سال ادامه داشت در مورد فرهنگعامه بود که موسیقی هم بخشی از فرهنگعامه بود سایر برنامهها که کارکردم "خانه و خانواده "، "پیک آشنا "، بیشترین تمرکزم روی برنامههای کشاورزی به اسم " دهکده " بود. تهیه و ضبط آهنگهای محلی خراسان بزرگ اعم از ترکی، ترکمنی، کردی و ...هم از برنامه های من بود.
در حال حاضر به چهکاری مشغول هستید؟
در سال 69 با احتساب سابقه آموزشوپرورش بازنشسته شدم و پس از بازنشستگی حدود 4 سال با رادیو مشهد و 2 سال با رادیو بجنورد همکاری داشتم و در حال حاضر کشاورزی میکنم و برنامههایی را که قبلاً در فرهنگعامه ضبط کردهام مثل برنامه "حکایت گذران " مکتوب میکنم و گاهی هم شعر و حکایتهای عرفانی و اجتماعی را که جمع آوری کرده ام را بازنویسی می کنم.
کتابی هم به چاپ رسانده اید؟
چند تا کتاب آماده چاپ دارم ،کتاب "جعفرقلی زنگلی" در خصوص اشعار جعفر قلی عارف بخشی نواز با همت حوزه هنری خراسان شمالی به چاپ رسید و در هفته هنر در شیروان رونمایی شد و کتاب دیگری به نام "دلاوران چوخه پوش " در ارتباط با ادبیات پهلوانی، کشتی با چوخه و عیاری و یک مورد در خصوص "ادبیات موسیقی محلی خراسان " آماده چاپ است و همچنین ترانههای کردی فارسی و یه تعدادی هم حکایتهای مختلف درزمینه مسائل اخلاقی اجتماعی و عرفانی دارم.
از کتاب "جعفر قلی زنگلی" برایمان بگوید چه شد که این کتاب را نوشتید؟
جعفرقلی کاری بود که در قالب فرهنگعامه در برنامه "حکایت گذران " من و همکارانم پیگیری میکردیم. بعد بازنشستگی تصمیم گرفتم اینها را بهصورت مکتوب بنویسم. جعفرقلی و جعفرقلیها بهانهای برای احیا و تربیت و نگارش و ماندگاری افکار عامه هستند. جعفرقلی ارادت خود را به الگوهای نیکی و پاکی نشان داده و مردی با خون پاک ایرانی بود و فکری رحمانی داشت که در افکار عامه برتر از هر صفت خودش یک اجاق زاده است.
کمی در مورد اجاق زاده توضیح می دهید؟
اجاق زاده در فرهنگعامه ما به خانوادهای میگویند که از چندین نسل قبل اهل این خانواده آدمهای درستکار، پرهیزگار، مؤمن، دیندار و مورد اعتماد مردم بودند، اجاق کانون خانواده است محل نمک و نمک دانی خانواده است. افراد این خانواده پدر مادر و فرزندان پرهیزگار هستند و رعایت میکنند تا نسلها که پاک و پاکتر شوند تا یکی مثل جعفرقلی متولد شود. جعفرقلی، اول یک عارف است و در باور مردم یک نظرکرده ائمه اطهار، اجاق زاده، بعد شاعر و بعد بخشی است. بخشی کسی است که بااستعداد هنری خدادادی خودش موردنظر حق قرارگرفته و در هنر موسیقی توانسته به مرتبه بخشی گری برسد.
می توانیم بگویم جعفر قلی یک استاد موسیقی بخشی است؟
این را توجه داشته باشید بخشی با استاد در موسیقی فرق میکند استاد کسی است که بااستعداد ذاتی و تمرین زیادی که انجام داده توانسته به مرتبه استادی موسیقی برسد بنابراین استاد یک عالم به موسیقی است ولی بخشی عارف به موسیقی است و در باور مردم اگر یک استاد موسیقی مرتکب یک کار خلاف اخلاقی بشه چیزی از دست نمیدهد ولی بخشی مثل پهلوان نظرکرده حق است اگر خلاف بکند رسوا و دربهدر میشود؛ و آن موقعیت اجتماعی خود را از دست میدهد چون ناپاکی با پاکی سازگار نیست. این تفاوت دارند. "جعفرقلی" در هنر موسیقی در خراسان شمالی سرسلسله بخشیهاست. نه از جهت توان نوازندگی یا خوشی صدا بلکه از جهت حفظ پاکی هنر.
پس در بخشی نوازی اخلاق حرف اول را میزند؟
بله.
مسئله هنر موسیقی مسئله اخلاق است، استاد حسین یگانه بخشی نواز که خود به تمام معنا یک "جعفرقلی " بود و ترانه های جعفر قلی را می خواند. با هر کسی کار نمیکرد و به هرکسی موسیقی را یاد نمیداد و برای هرکسی موسیقی نمینواخت. خاطرم هست که در سال 55 جوان کانادایی آمده بود و روی دوتار تحقیق میکرد به من مأموریت دادند که با او کارکنم آهنگ طرقه با قوشمه خان محمد را باعلاقه خودش ضبط کرد و تعداد آهنگ دوتار ضبط کرد گفت من 5 تا کشور رفتم که نوازنده دوتار دارند بخشی باقری رو گفت سلطان دوتار هست.
شما یک اصالت روحانی به موسیقی محلی میدهید؟
ذات هنر موسیقی محلی عرفانی و اخلاقی است و من روی این قضیه بهشدت حساس هستم، بگذارید، بگویم من از شجریان ناراحتم چگونه به خودش اجازه می دهد آهنگ محلی که اصالت دارد عوض کند و چیزی بسازی که مشخص نیست و به اسم خودش بزند. آهنگهای محلی چه ترکی، کردی و ترکمنی و ...باطنی دارد. چه حقی دارد آنکسی که آهنگ محلی را عوض کند هیچ میداند آن آهنگ چه مایهای، چه حکایت وبیانی دارد و چه چیزی را ازنظر اخلاقی و عرفانی به مردم احیا میکند، چرا دستکاری و خرابکاری میکنید شما ظاهر رو میبیند باطن آن آهنگ و آواز را نمیبینید.
حرف آخر
من کسی هستم که بیش از 36 سال در صداوسیما چه قبل از انقلاب و بعد از انقلاب کارکردهام قبل از انقلاب در رسانههای خودمان هدف خوبی نداشتیم توان اجرایی بالایی داشتیم ولی الان هدف خوب و عالی شده توان اجرایی پایین است. من به شخصه به هیچ جریانی وابستگی ندارم ولی از کلام رهبری لذت میبرم تنها ایشان هستند که دغدغه مند و درد فرهنگ را دارند و به آن اهمیت میدهند. باتجربه چندین سالهای که در مورد فرهنگ مردم تحقیق کردهام و جعفرقلی هم جزئی از این تحقیقات است فرهنگ ما به یک کهنه کتاب رنگ و رو رفته و بسیار پرمحتوا میماند و فرهنگ سلطهای که به ما تحمیل کنند به یک کتاب با جلد پرزرقوبرق ولی در داخل بیمحتوا بلکه مسموم است که به دنبال تحریک احساسات جوانان است ولی فرهنگ اصیل خود ما به دنبال معرفت و اخلاق و عقل است، وظیفه جوانان این است که این را بداند و اگر میخواهد رشد و ترقی کنند و حفظ هویت کنند و باعث سربلندی مملکت بشوند باید این کهنه کتاب را حفظ کنند به این بوم و به این فرهنگ برگردند.
مصاحبه از الهام صباحی
انتهای پیام/
,
,
به چه اتهامی شما توسط ساواک دستگیر شدید؟
,
به چه اتهامی شما توسط ساواک دستگیر شدید؟,
چند تا حرف علیه نظام و شاه گفته بودم در آن زمان در شیروان تعدادی رو بازداشت کرده بودند پاسبانی که این حرفها را از دهان من شنیده بود به دو روز بعد آمد و گفت تو تودهای هستی و من نتوانستم پنهان بکنم در بازجویی تهران سرلشکر هاشمی گفت: تو مریض بودی این حرف ها را گفتی تو چهکار داشتی با شاه و مملکت تو یه جوان روستایی بودی کار معلمی میکردی. من بدون اینکه محکوم بشوم بعد از 18 ماه آزاد شدم ولی مانع کار من شدند و به من گفتند در مشهد بمانم.
,
,
در مشهد به چهکاری مشغول شدید؟
,
در مشهد به چهکاری مشغول شدید؟,
یک سالی کار ساختمانی میکردم که متوجه شدم رادیو گوینده کرمانجی میخواهد. سال 51 بود که صدا و سیما استعلام من را از ساواک گرفته بودند و آنهاگفتند مشکلی نیست و به این دلیل که بیشتر زیر نظر باشم، قبول کردند، اگر یک مأموریت میرفتم قبلش باید زنگ میزدم.
,
,
چرا به آموزش و پرورش برنگشتید؟ شما که محکوم نشدید؟
,
چرا به آموزش و پرورش برنگشتید؟ شما که محکوم نشدید؟,
پیگیر بودم هر چه تلاش کردم بهجای جواب دادن مسخره میشدم یک جلسه خاطرم هست که گفتند: خب تو اگر حزبت پیروز میشد میخواستی نخستوزیر بشوی حالا نشد دیگه برو ماشین بشور. یک مأموریت هم آمدم شیروان که آقای بهروز بهادری رئیس آموزشوپرورش شیروان بود، کردی گفت پسمان (پسرعمو) ماجرای تو چیه تو اینجا معلم بودی؟ من هم تعریف کردم. این مرد نامه اعاده حیثت فرستاد و گفت برگرد شیروان ولی من دیگر نخواستم برگردم و در صداوسیما ماندم.
,
,
کار شما در صداوسیما چه بود؟
,
کار شما در صداوسیما چه بود؟,
درزمینه های مختلف تهیهکننده و گوینده بودم علاقه من به فرهنگعامه بود؛ توان تهیه برنامههای شهری را نداشتم و از طرفی روستایی بودم و بافرهنگ مردم روستا آشنا. توانایی بیشتری در خودم در این جهت میدیدم. روی تواناییهای خودم تمرکز کردم. اردیبهشت سال 57 در برنامه "ادبیات موسیقی محلی خراسان " برنده جام زرین و سپس برنده لوح ممتاز مطلق به خاطر برنامه رادیویی و تلویزیونی شدم. بین 7 برنامه جام سیمین و 5 برنامه زرین ، برنامه من در مورد معرفی ادبیات موسیقی محلی برنده لوح ممتاز شد و یکی از رقیبان من خانم سیمین دانشور بود. وقتی بعد مراسم به مشهد برگشتم. گفتند خانم دانشور مقالهای در روزنامه کیهان منتشر کرده است. خلاصه کلام نوشته بود یک جوان مبتدی با یک برنامه مبتدی نیم ساعتی رادیو اگر هم شایسته دریافت لوح زرین باشد شایستگی لوح ممتاز را نداشته است. آن زمان من با" فرهنگ مردم" همکاری میکردم از آنجا تماس گرفتن اگه جوابی داری بنویس تا در روزنامه اطلاعات چاپ کنیم. من یک نامه اینطور نوشتم خانم سیمین دانشور من اگر بخواهم ادامه تحصیل بدهم و بتوانم در کلاس شما قبول بشوم و اگر سی نفر شاگردان شما باشند نمیدانم شاگرداول کلاس شما هستم یا آخر. استادی شما را قبول دارم ولی شما هم قبول کنید زندگی شما از دوره ابتدایی از خانه به دبستان، از خانه به دبیرستان و از خانه به دانشگاه و الان هم بهعنوان استاد هستید. شما اگر به طبیعت هم رفته باشید نگاه شما عبوری و تفریحی بوده ولی من فرزند طبیعتم اگر مدرک تحصیلی من پایین است اما من در کلاس طبیعت بزرگشدهام و فرزند طبیعتم. فکر نمی کنم درسهای کلاسیک بتوانند پاسخ گوی کلاس طبیعت باشند. خانم دانشور این را خوانده بود و زنگ زد صحبت کردیم. گفت راست می گویی حق با شما است.
,
,
بیشتر موضوعات برنامه هایی که تهیه کردید چه بود؟
,
بیشتر موضوعات برنامه هایی که تهیه کردید چه بود؟,
بیشتر برنامههای من فرهنگعامه و آهنگهای محلی خراسان بود. برنامه " چشمهساران " که چهار سال ادامه داشت در مورد فرهنگعامه بود که موسیقی هم بخشی از فرهنگعامه بود سایر برنامهها که کارکردم "خانه و خانواده "، "پیک آشنا "، بیشترین تمرکزم روی برنامههای کشاورزی به اسم " دهکده " بود. تهیه و ضبط آهنگهای محلی خراسان بزرگ اعم از ترکی، ترکمنی، کردی و ...هم از برنامه های من بود.
,
,
در حال حاضر به چهکاری مشغول هستید؟
,
در حال حاضر به چهکاری مشغول هستید؟,
در سال 69 با احتساب سابقه آموزشوپرورش بازنشسته شدم و پس از بازنشستگی حدود 4 سال با رادیو مشهد و 2 سال با رادیو بجنورد همکاری داشتم و در حال حاضر کشاورزی میکنم و برنامههایی را که قبلاً در فرهنگعامه ضبط کردهام مثل برنامه "حکایت گذران " مکتوب میکنم و گاهی هم شعر و حکایتهای عرفانی و اجتماعی را که جمع آوری کرده ام را بازنویسی می کنم.
,
,
کتابی هم به چاپ رسانده اید؟
,
کتابی هم به چاپ رسانده اید؟,
چند تا کتاب آماده چاپ دارم ،کتاب "جعفرقلی زنگلی" در خصوص اشعار جعفر قلی عارف بخشی نواز با همت حوزه هنری خراسان شمالی به چاپ رسید و در هفته هنر در شیروان رونمایی شد و کتاب دیگری به نام "دلاوران چوخه پوش " در ارتباط با ادبیات پهلوانی، کشتی با چوخه و عیاری و یک مورد در خصوص "ادبیات موسیقی محلی خراسان " آماده چاپ است و همچنین ترانههای کردی فارسی و یه تعدادی هم حکایتهای مختلف درزمینه مسائل اخلاقی اجتماعی و عرفانی دارم.
,
,
,
,

,
,
از کتاب "جعفر قلی زنگلی" برایمان بگوید چه شد که این کتاب را نوشتید؟
,
از کتاب "جعفر قلی زنگلی" برایمان بگوید چه شد که این کتاب را نوشتید؟,
جعفرقلی کاری بود که در قالب فرهنگعامه در برنامه "حکایت گذران " من و همکارانم پیگیری میکردیم. بعد بازنشستگی تصمیم گرفتم اینها را بهصورت مکتوب بنویسم. جعفرقلی و جعفرقلیها بهانهای برای احیا و تربیت و نگارش و ماندگاری افکار عامه هستند. جعفرقلی ارادت خود را به الگوهای نیکی و پاکی نشان داده و مردی با خون پاک ایرانی بود و فکری رحمانی داشت که در افکار عامه برتر از هر صفت خودش یک اجاق زاده است.
,
,
کمی در مورد اجاق زاده توضیح می دهید؟
,
کمی در مورد اجاق زاده توضیح می دهید؟,
اجاق زاده در فرهنگعامه ما به خانوادهای میگویند که از چندین نسل قبل اهل این خانواده آدمهای درستکار، پرهیزگار، مؤمن، دیندار و مورد اعتماد مردم بودند، اجاق کانون خانواده است محل نمک و نمک دانی خانواده است. افراد این خانواده پدر مادر و فرزندان پرهیزگار هستند و رعایت میکنند تا نسلها که پاک و پاکتر شوند تا یکی مثل جعفرقلی متولد شود. جعفرقلی، اول یک عارف است و در باور مردم یک نظرکرده ائمه اطهار، اجاق زاده، بعد شاعر و بعد بخشی است. بخشی کسی است که بااستعداد هنری خدادادی خودش موردنظر حق قرارگرفته و در هنر موسیقی توانسته به مرتبه بخشی گری برسد.
,
,
می توانیم بگویم جعفر قلی یک استاد موسیقی بخشی است؟
,
می توانیم بگویم جعفر قلی یک استاد موسیقی بخشی است؟,
این را توجه داشته باشید بخشی با استاد در موسیقی فرق میکند استاد کسی است که بااستعداد ذاتی و تمرین زیادی که انجام داده توانسته به مرتبه استادی موسیقی برسد بنابراین استاد یک عالم به موسیقی است ولی بخشی عارف به موسیقی است و در باور مردم اگر یک استاد موسیقی مرتکب یک کار خلاف اخلاقی بشه چیزی از دست نمیدهد ولی بخشی مثل پهلوان نظرکرده حق است اگر خلاف بکند رسوا و دربهدر میشود؛ و آن موقعیت اجتماعی خود را از دست میدهد چون ناپاکی با پاکی سازگار نیست. این تفاوت دارند. "جعفرقلی" در هنر موسیقی در خراسان شمالی سرسلسله بخشیهاست. نه از جهت توان نوازندگی یا خوشی صدا بلکه از جهت حفظ پاکی هنر.
,
,
پس در بخشی نوازی اخلاق حرف اول را میزند؟
,
پس در بخشی نوازی اخلاق حرف اول را میزند؟,
بله.
,
مسئله هنر موسیقی مسئله اخلاق است، استاد حسین یگانه بخشی نواز که خود به تمام معنا یک "جعفرقلی " بود و ترانه های جعفر قلی را می خواند. با هر کسی کار نمیکرد و به هرکسی موسیقی را یاد نمیداد و برای هرکسی موسیقی نمینواخت. خاطرم هست که در سال 55 جوان کانادایی آمده بود و روی دوتار تحقیق میکرد به من مأموریت دادند که با او کارکنم آهنگ طرقه با قوشمه خان محمد را باعلاقه خودش ضبط کرد و تعداد آهنگ دوتار ضبط کرد گفت من 5 تا کشور رفتم که نوازنده دوتار دارند بخشی باقری رو گفت سلطان دوتار هست.
,
,
,

,
,
شما یک اصالت روحانی به موسیقی محلی میدهید؟
,
شما یک اصالت روحانی به موسیقی محلی میدهید؟,
ذات هنر موسیقی محلی عرفانی و اخلاقی است و من روی این قضیه بهشدت حساس هستم، بگذارید، بگویم من از شجریان ناراحتم چگونه به خودش اجازه می دهد آهنگ محلی که اصالت دارد عوض کند و چیزی بسازی که مشخص نیست و به اسم خودش بزند. آهنگهای محلی چه ترکی، کردی و ترکمنی و ...باطنی دارد. چه حقی دارد آنکسی که آهنگ محلی را عوض کند هیچ میداند آن آهنگ چه مایهای، چه حکایت وبیانی دارد و چه چیزی را ازنظر اخلاقی و عرفانی به مردم احیا میکند، چرا دستکاری و خرابکاری میکنید شما ظاهر رو میبیند باطن آن آهنگ و آواز را نمیبینید.
,
,
حرف آخر
,
حرف آخر,
من کسی هستم که بیش از 36 سال در صداوسیما چه قبل از انقلاب و بعد از انقلاب کارکردهام قبل از انقلاب در رسانههای خودمان هدف خوبی نداشتیم توان اجرایی بالایی داشتیم ولی الان هدف خوب و عالی شده توان اجرایی پایین است. من به شخصه به هیچ جریانی وابستگی ندارم ولی از کلام رهبری لذت میبرم تنها ایشان هستند که دغدغه مند و درد فرهنگ را دارند و به آن اهمیت میدهند. باتجربه چندین سالهای که در مورد فرهنگ مردم تحقیق کردهام و جعفرقلی هم جزئی از این تحقیقات است فرهنگ ما به یک کهنه کتاب رنگ و رو رفته و بسیار پرمحتوا میماند و فرهنگ سلطهای که به ما تحمیل کنند به یک کتاب با جلد پرزرقوبرق ولی در داخل بیمحتوا بلکه مسموم است که به دنبال تحریک احساسات جوانان است ولی فرهنگ اصیل خود ما به دنبال معرفت و اخلاق و عقل است، وظیفه جوانان این است که این را بداند و اگر میخواهد رشد و ترقی کنند و حفظ هویت کنند و باعث سربلندی مملکت بشوند باید این کهنه کتاب را حفظ کنند به این بوم و به این فرهنگ برگردند.
,
مصاحبه از الهام صباحی
,
انتهای پیام/
,
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه