در گفتگو با همسر شهید زال یوسف پور مطرح شد؛

ازدواج ساده به سبک شهیدی از تبار فاتحان خرمشهر/ اوضاع بی حجابی در جامع رنجی مضاعف برای خانواده شهدا

ازدواج ساده به سبک شهیدی از تبار فاتحان خرمشهر/ اوضاع بی حجابی در جامع رنجی مضاعف برای خانواده شهدا
دیگر اوضاع به گونه ای شده که نه می توان امر به معروف و نهی از منکر کرد و نه کار دیگری از ما ساخته؛ فقط باید دید و خون گریه کرد؛ اوضاع اقتصادی و … جامعه به یک سو و این اوضاع بی حجابی هم به هزار سو؛ این همه اسیر، شهید و حتی جانبازانی که هنوز روی تخت آسایشگاه هستند برای که رفتند؟!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از حیا، امروزمان مصادف شده با سوم خرداد؛ روزی که یادآور رشادت ها و فداکاری های رزمندگان اسلام در عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر از چنگال رژیم بعثی است. شهری که به فرموده امام خمینی (ره) خدا آزادش کرد. اما همانگونه که یاد آزادی خرمشهر برایمان شیرین است، یادآوری شهدایی که در این عملیات از سر اخلاص و با نیت اقدام جدی برای عملی شدن فرمان امامشان از همه چیز خود گذشتند تا لبخندی بر لبان مولایشان بنشیند، امری ضروری است. شهدا رفتند و امروز این زنان و دخترانشان هستند که زینب گونه حماسه و دلاوری های آن ها را شرح می دهند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, حیا،,

خدیجه کفعمی، همسر شهید زال یوسف پور یکی از این زنان است؛ او تنها یک سال با همسر خود زیر یک سقف زندگی کرد و وقتی با او به صحبت نشستیم بغضی غریب گلویش را می فشرد، بغضی که یاداور همه سال های غربت او و خوبی های همسر شهیدش می باشد.

,

27064225_18204319ecacd

, 27064225_18204319ecacd, 27064225_18204319ecacd,

خواندن گپ و گفت خبرنگار حیا با این همسر شهید خالی از لطف نیست:

, خبرنگار حیا,

حیا: قبل از اینکه به سراغ حماسه فتح خرمشهر برویم، ابتدا از نحوه آشنایی و ازدواجتان با شهید یوسف پور برای ما بگویید؟
قبل از ازدواج با شهید یوسف پور، من در حوزه علمیه الزهرا درس می خواندم و تحصیلات ایشان فنی بود و به واسطه دوستم که همسر دوست شهید یوسف پور بود با ایشان آشنا شدم. ما در اسفند سال ۵۹ عقد کردیم و مهریه من برای ازدواج تنها ۵ عدد سکه بهار آزادی و یک سری تفسیر المیزان بود با مهر السنه حضرت زهرا؛ برای خرید ازدواج هم شهید یوسف پور یک حلقه ازدواج برای من خریدند اما خودشان علاقه ای به خرید داماد نداشتند و ما به میل خودمان برای ایشان یک ساعت خریداری کردیم که بعد از ازدواج آن ساعت را نیز ایشان به یک نیازمند بخشیدند. مانند مراسم عقد، مراسم عروسیمان هم در ۳۱ اردیبهشت سال ۶۰ به صورت بسیار ساده برکزار شد و مانند یک مهمانی بود، من نیز جهیزیه مختصری به خانه اجاره ایمان بردم که در طبقه دوم منزل شهید کلاهدوزان در خیابان عبدالرزاق اصفهان واقع شده بود.

, حیا: قبل از اینکه به سراغ حماسه فتح خرمشهر برویم، ابتدا از نحوه آشنایی و ازدواجتان با شهید یوسف پور برای ما بگویید؟,
, مهریه من برای ازدواج تنها ۵ عدد سکه بهار آزادی و یک سری تفسیر المیزان بود ,

حیا: چه مدت با شهید زندگی مشترکتان را ادامه دادید و حاصل این زندگی چه بود؟
شهید یوسف پور قبل از ازدواج در صحبت های خودشان گفتند که من پاسدار هستم و لباس سپاه، لباس شهادت، جانبازی یا اسارت است و زندگی با من تنها یک سال دوام دارد و من نیز که به خیال خود این حرف ها را از روی جد نمی زنند، زبانی قبول کردم اما هیچگاه گمان نمی کردم که برایشان اتفاقی بیفتد و با امید با ایشان ازدواج کردم.
حاصل زندگی ما یک دختر است که در زمان شهادت پدرش سه ماهه بود و در حال حاضر مدرک کارشناسس ارشد داشته و به تدریس مشغول است. من نیز حالا کارمند دانشگاه علوم پزشکی هستم.

, حیا: چه مدت با شهید زندگی مشترکتان را ادامه دادید و حاصل این زندگی چه بود؟,
, زندگی با من تنها یک سال دوام دارد,
,

حیا: کدام خلق و خوی شهید همیشه در ذهن شما ماندگار است؟
ایشان بسیار خوش اخلاق، خوش برخورد، خوش صورت و خوش سیرت بودند، متانت، ادب، بی ریا بودن، حرکات و همه خصوصیات اخلاقیشان خوب بود، شهید یوسف پور همیشه در سلام کردن به همه پیش قدم بود، او بسیار ساده لباس می پوشید به طوری که می گفتند همین یک جفت کفش تا آخر عمر مرا کفایت می کند.

, حیا: کدام خلق و خوی شهید همیشه در ذهن شما ماندگار است؟,
,

حیا: آیا خاطره شیرینی از ایشان در ذهنتان وجود دارد؟
بله، یک بار زمانی که عقد کرده بودیم به همراه چند تن از دیگر رزمندگان به حالت نیمه خصوصی به دیدار امام رفتیم اما قسمت نشد رزمندگان دست امام را ببوسند و این خاطره برای من بسیار جالب بود. بعد از آن دو سه بار دیگر هم به دیدار امام رفتیم.
قبل از اینکه ایشان برای بار آخر به جبهه بروند نیز همراه با پدر و مادر خودم به مشهد رفتیم که در ان سفر ایشان یک انگشتر عقیق برای پدرم خریدند که پدرم هنوز هم آن را در دست می کنند، در آن سفر شهید یوسف پور در کنار من در صحن عتیق سک سلام به امام رضا (ع) داد و برای همیشه از ما خداحافظی کرد و رفت.

, حیا: آیا خاطره شیرینی از ایشان در ذهنتان وجود دارد؟,
,
,

حیا: از لحظات آخر جدایی برایمان بگویید و اینکه وصیت نامه ایشان چه چیزی برای شما جالب توجه است؟
شهید یوسف پور مربی آموزشی رزمندگان در پادگان غدیر بودند و سه ماه اخر را جبهه بودند و بسیار حال و هوای شهادت را در ذهن داشتند به طوری که بعد از زایمان من تنها یکبار برای دیدن دخترمان آمدند، می گفتند من خواب دیده ام که امام زمان (عج) نامه مرا امضا کرده اند.
یکی از دوستانشان به ما گفت که من و شهید یوسف پور در مرحله دوم عملیات بیت المقدس با هم وصیت نامه هایمان را نوشتیم اما هیچکس وصیت نامه ایشان را ندید و این وصیت نامه هنوز به دست ما نرسیده است و تنها به یاد دارم که قبل از رفتن ایشان به من گفتند که اگر سالم برگشتم هیچ و الا فرزندم را به شما می سپارم.
شهید یوسف پور در دوم خرداد به دنیا آمد و در سوم خرداد هم این دنیا را ترک کرد.

, حیا: از لحظات آخر جدایی برایمان بگویید و اینکه وصیت نامه ایشان چه چیزی برای شما جالب توجه است؟,
,
,
,

nf00008313-1

, nf00008313-1,

حیا: شما از اینکه همسرتان در آزادسازی خرمشهر نقش آفرین بودند چه احساسی دارید؟
اینکه همسرم شهید و چراغ زندگیم خاموش شده، برای من خاطره تلخی است اما همه ما خوشحالیم که توانستیم خاک کشور را از دشمن پس بگیریم و قبل امام را شاد کنیم و اگر قرار است انسان عمرش با مرگ به پایان برسد چه بهتر که شهید شود اما با این همه باز هم برای خانواده ها غم نبود همسر تلخ است. اما به هر حال هر سال در سالروز فتح خرمشهر تمامی خاطرات و احساسات من دوباره زنده می شود.

, حیا: شما از اینکه همسرتان در آزادسازی خرمشهر نقش آفرین بودند چه احساسی دارید؟,
,

حیا: نظر شما درباره اوضاع فعلی جامعه چیست؟
متاسفانه اوضاع معنوی جامعه اصلا خوب نیست، جوانان دچار اعتیاد و دختران گرفتار بی حجابی هستند؛ زنان دیگر رعایت محرم و نامحرم را نمی کنند، حتی بچه های حزب الهی هم در امان نیستند و دشمن در صدد است تا ان ها را هم منحرف کند، دختران و زنان از روی چشم و هم چشمی می خواهند در هر جایی و با هر شغلی که شده حتی اگر در شان یک خانم نباشد، مشغول به کار شوند تا درآمدی داشته باشند و سری در بین سرها در آورند. اختلاط بین دختران و پسران در دانشگاه ها بی داد می کند و امروز شاهد بی حیایی دختران و بی غیرتی پسران هستیم که شاید یکی از دلایل آن نبود شرایط ازدواج برای جوانان است. این لباس هایی که زنان می پوشند برای خانواده های شهدا بسیار آزار دهنده است.

, حیا: نظر شما درباره اوضاع فعلی جامعه چیست؟,
,

حیا: به نظر شما ریشه این معضلات چیست و چه باید کرد؟
درست است که شرایط اقتصادی جامعه خوب نیست اما بدتر از زمان جنگ هم نیست که یک خانم خود را مجبور کند دست به هر کاری بزند تا پولی بدست آورد. ریشه این بی حجابی ها به دشمن بر می گردد، امام خمینی (ره) زمانی که جنگ تمام شد، فرمودند که مراقب تهاجم فرهنگی دشمن باشید، اما آن زمان کسی معنی آن را نمی فهمید، حالا متوجه منظور ایشان شده ایم که دشمن تا حدودی کار خود را کرده است، اما همین امروز هم نباید اجازه داد که دشمن با تهاجم فرهنگی هشت سال دفاع مقدس ما را خدشه دار کند.
امام حسین (ع) هم برای دین و هم برای دفاع از ناموس جنگیدند، روز عاشورا برای ما درس است، رزمندگان ما نیز برای دفاع از دین و ناموس خود این همه جانفشانی کردند و حالا با دیدن صحنه های بی عفتی در جامعه جا دارد که خون گریه کنیم.
دیگر اوضاع به گونه ای شده که نه می توان امر به معروف و نهی از منکر کرد و نه کار دیگری از ما ساخته؛ فقط باید دید و خون گریه کرد؛ اوضاع اقتصادی و … جامعه به یک سو و این اوضاع بی حجابی هم به هزار سو؛ این همه اسیر، شهید و حتی جانبازانی که هنوز روی تخت آسایشگاه هستند برای که رفتند؟!
مسئولین فکری بکنند و فقط شعار ندهند.

, حیا: به نظر شما ریشه این معضلات چیست و چه باید کرد؟,
,
,
,
,

حیا: از اینکه وقتتان را در اختیارمان گذاشتید سپاسگزارم.

, حیا: از اینکه وقتتان را در اختیارمان گذاشتید سپاسگزارم.,

nf00008313-2

, nf00008313-2, nf00008313-2,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه