یادداشت

سخن بر سر فرهنگ شاهنامه ای است نه فرهنگِ همگانی مردم

سخن بر سر فرهنگ شاهنامه ای است نه فرهنگِ همگانی مردم
به نام خداوند مهربانی و آزرم سخنِ راست خدنگی است که زهر آلود است / جگر شیر که دارد ؟ که به جرات شنود درِ توفیق شود باز به رخسارِ کسی / کز تَهِ دل سخنِ اهلِ حقیقت شنود با درود وخواهشمندم که نوشته ام را تا پایان بخوانید .
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از گتوند نیوز:به نام خداوند مهربانی و آزرم
سخنِ راست خدنگی است که زهر آلود است / جگر شیر که دارد ؟ که به جرات شنود
درِ توفیق شود باز به رخسارِ کسی / کز تَهِ دل سخنِ اهلِ حقیقت شنود

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گتوند نیوز,
,
,

photo_2016-05-16_16-47-50_001
با درود وخواهشمندم که نوشته ام را تا پایان بخوانید .

از آنجایی که بنده در گفتگوی پیشین سخنانی گفته ام که هم شوندِ ( دلیل ) رنجش برخی و هم خرسندیِ برخی دیگر از خوانندگان شده است ، از این رو می خواهم چکیده سخنانی در باره ی آن نوشته بگویم :
پیش از هر چیز می گویم که اگر بنده سخنی و یا پندی و یا سرزنشی کرده ام به خودم نموده ام و خویش را راهنمایی کرده ام و همچنین تلنگر به روان خویشتن می زنم چرا که من نیز از مردمان همین دیارم و از آن گذشته من هیچ گاه خودم را در خور سرزنش کردن کس یا کسانی ندیده ام و نمیبینم و نخواهم دید و امیدوارم که این سخنان که بنده از دلِ پاک و تنها به دورنگاهِ (هدف) سازندگیِ فرهنگ فردوسی فرزانه زده ام ، دست آویزی نشود برای دشمنان فرهنگ که با بزرگ نمایی و پیچاندن واژگان و بد نشان دادن و بد نگاه کردن به گفتارهای بنده می خواهند چشم مردمان را به این فرهنگ و هنر کور کنند .

از این رو بسیار ناخرسند و نگرانم ، هر چند که مردمانی که چشم دل دارند می دانند که این گفتارها تنها از روی درد دل و دلسوزی فرهنگ دوستان این دیار می باشد که بر زبان ناتوان من چرخید ، باشد که نیوشندگانش ( شنوندگانش ) پند گیرند .

و اینک ناگزیر شدم چند بخشی را که هر روزه شوندِ (دلیل ) رنجش ما می شود را بگویم :
۱_ همان گونه که گفتیم ما شاهنامه خوانانی را پرورش می دهیم که شیرین و شیوا شاهنامه را برای مردم بخوانند که شور بختانه دیده ایم که به دست دوستان و نزدیکانشان ریشخند می شدند که سردی به بار می آورد .
۲_ خانواده هایی دیده ایم که از آمدن فرزندانشان جلوگیری می کنند و هنگامی که چرایی این کار را از ایشان می پرسیم بدون هیچ پاسخی ردّمان می کنند .
۳ _ما از بسیاری از آموزگاران و استادان فرهنگی و هنری شهرستان خواسته ایم که ما را در راستای پیش برد فرهنگ شاهنا مه ای یاری کنند که شوربختانه همواره و هر روزه خوداری و دوری می کنند که این هم جای پرسش دارد زیرا که ایشان خود فرهنگی هستند ، فرهنگیان چرا ؟؟
۴_ برای برگذاری همایش ها اگر کسی شاهنامه می تواند بخواند و یا چکا مه ای دارد از ترس ریشخند شدن پاسخ رد می دهد و همچنین در بخش ساز و آواز خوانی هم بسیار بیشتر .
۵_ دیده ایم که اگر کسی در رفتار و گفتار خویش روند پارس گویی و باستانی داشته باشد نیز ریشخند می شود به ویژه از سوی فرهنگیان
۶_ بسیاری از کارهای فرهنگی که در شهرهای دیگر به آسانی انجام می گیرد در دیار ما کاری بس دشوار است ( از نام بردن پرهیز می کنم ) .

از دید بنده این بود نداشتن فرهنگ شاهنامه ای و یا نداشتن خود باوری برای شکستن آیین های بد ویا گریز از فرهنگ و یا ستیز با فرهنگ که چه خواسته و چه نا خواسته نمودار می شد .
در پایان : بنده در راستای فرهنگ و هنر این دیار سخن گفتم که اگر گفتم و بی گمان دیگر بخش های فرهنگی و فرهنگ مردمی شهرستان در راستای کار ما نمی آید و نمی باشد ( نه تنها گتوند بلکه بسیاری از شهرهای دیگر فرهنگ شاهنامه ای ندارند و از آنجایی که بنده فرزند این دیار می باشم روی سخنم با مردم خویش بوده است )

خردمند مردم هنر پرورند که نا بخردان از هنر لاغرند ( سعدی )

خسرو فتاحی با سپاس

,

photo_2016-05-16_16-47-50_001
با درود وخواهشمندم که نوشته ام را تا پایان بخوانید .

, photo_2016-05-16_16-47-50_001, photo_2016-05-16_16-47-50_001,
,

از آنجایی که بنده در گفتگوی پیشین سخنانی گفته ام که هم شوندِ ( دلیل ) رنجش برخی و هم خرسندیِ برخی دیگر از خوانندگان شده است ، از این رو می خواهم چکیده سخنانی در باره ی آن نوشته بگویم :
پیش از هر چیز می گویم که اگر بنده سخنی و یا پندی و یا سرزنشی کرده ام به خودم نموده ام و خویش را راهنمایی کرده ام و همچنین تلنگر به روان خویشتن می زنم چرا که من نیز از مردمان همین دیارم و از آن گذشته من هیچ گاه خودم را در خور سرزنش کردن کس یا کسانی ندیده ام و نمیبینم و نخواهم دید و امیدوارم که این سخنان که بنده از دلِ پاک و تنها به دورنگاهِ (هدف) سازندگیِ فرهنگ فردوسی فرزانه زده ام ، دست آویزی نشود برای دشمنان فرهنگ که با بزرگ نمایی و پیچاندن واژگان و بد نشان دادن و بد نگاه کردن به گفتارهای بنده می خواهند چشم مردمان را به این فرهنگ و هنر کور کنند .

,
,

از این رو بسیار ناخرسند و نگرانم ، هر چند که مردمانی که چشم دل دارند می دانند که این گفتارها تنها از روی درد دل و دلسوزی فرهنگ دوستان این دیار می باشد که بر زبان ناتوان من چرخید ، باشد که نیوشندگانش ( شنوندگانش ) پند گیرند .

,

و اینک ناگزیر شدم چند بخشی را که هر روزه شوندِ (دلیل ) رنجش ما می شود را بگویم :
۱_ همان گونه که گفتیم ما شاهنامه خوانانی را پرورش می دهیم که شیرین و شیوا شاهنامه را برای مردم بخوانند که شور بختانه دیده ایم که به دست دوستان و نزدیکانشان ریشخند می شدند که سردی به بار می آورد .
۲_ خانواده هایی دیده ایم که از آمدن فرزندانشان جلوگیری می کنند و هنگامی که چرایی این کار را از ایشان می پرسیم بدون هیچ پاسخی ردّمان می کنند .
۳ _ما از بسیاری از آموزگاران و استادان فرهنگی و هنری شهرستان خواسته ایم که ما را در راستای پیش برد فرهنگ شاهنا مه ای یاری کنند که شوربختانه همواره و هر روزه خوداری و دوری می کنند که این هم جای پرسش دارد زیرا که ایشان خود فرهنگی هستند ، فرهنگیان چرا ؟؟
۴_ برای برگذاری همایش ها اگر کسی شاهنامه می تواند بخواند و یا چکا مه ای دارد از ترس ریشخند شدن پاسخ رد می دهد و همچنین در بخش ساز و آواز خوانی هم بسیار بیشتر .
۵_ دیده ایم که اگر کسی در رفتار و گفتار خویش روند پارس گویی و باستانی داشته باشد نیز ریشخند می شود به ویژه از سوی فرهنگیان
۶_ بسیاری از کارهای فرهنگی که در شهرهای دیگر به آسانی انجام می گیرد در دیار ما کاری بس دشوار است ( از نام بردن پرهیز می کنم ) .

,
,
,
,
,
,
,

از دید بنده این بود نداشتن فرهنگ شاهنامه ای و یا نداشتن خود باوری برای شکستن آیین های بد ویا گریز از فرهنگ و یا ستیز با فرهنگ که چه خواسته و چه نا خواسته نمودار می شد .
در پایان : بنده در راستای فرهنگ و هنر این دیار سخن گفتم که اگر گفتم و بی گمان دیگر بخش های فرهنگی و فرهنگ مردمی شهرستان در راستای کار ما نمی آید و نمی باشد ( نه تنها گتوند بلکه بسیاری از شهرهای دیگر فرهنگ شاهنامه ای ندارند و از آنجایی که بنده فرزند این دیار می باشم روی سخنم با مردم خویش بوده است )

,
,

خردمند مردم هنر پرورند که نا بخردان از هنر لاغرند ( سعدی )

,

خسرو فتاحی با سپاس

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه