معرفی کتاب؛
بوی کبابی که در "تالار پذیرایی پایتخت" به مشام میرسد! / تلخ و شیرینها را در تاریخ جستوجو کنیم
"تالار پذیرایی پایتخت" اثر محمدعلی گودینی روایت نوجوانی روستایی است که به پایتخت مهاجرت می کند اما آنجا هر کاری میکند جز آموختن حرفه و صنعتی که آینده داشته باشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، گر چه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و استقرار دوباره رژیم پهلوی، حکومت مطلقه و استبدادی شاه تحکیم و تثبیت شد، اما در سال ۱۳۳۹، همزمان با تحولاتی که در صحنۀ سیاست بین المللی روی داد، شاه ناچار به تجدید نظر در سیاست های خود گردید. با پیروزی جان، اف کندی در ریاست جمهوری آمریکا، برای جلوگیری از قیام های مردمی در جهان سوم که احتمال سرنگونی رژیم های وابسته به بلوک غرب، به ویژه آمریکا را در پی داشت، رهبران آن کشورها را به انجام اصلاحاتی بر اساس دکترین خود تشویق و ترغیب نمود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,در ایران نیز همراه با دیگر کشورهای جهان سوم این اصلاحات در قالب فضای باز سیاسی، اصلاحات اراضی، لایحۀ انجمن های ایالتی و ولایتی و اوج آن به عنوان «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و ملت» که به طور فراگیر تمام جنبه های زندگی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه سنتی ایران را در بر می گرفت، تجلی یافت که تبعات بسیاری در پی داشت.
,,

, ,
رمان "تالار پذیرایی پایتخت" بیانی شیرین از زبان غلامعلی اهل روستای "پامیل" است که وقای دوران پیش از انقلاب و تبعات اجرای سیاست اصلاح اراضی و انقلاب سفید را مورد توجه قرار داده و در روایت خود از درد و رنج اهالی این روستای دور افتاده، صحبتش را از اجرای انقلاب سفید و اصلاح اراضی در ایران آغاز می کند؛ آن زمان که روستاییان در مواجهه با تغییرات سیاسی جدید که قدرت سازگاری با آن را نداشتند، رو به دنیای غریبی به نام "شهر" آوردند.
, تالار پذیرایی,شهر به عنوان یک پدیده ی نو با قدرت بالای جذب تکنولوژی، در ظاهر بزرگ ولی در حقیقت برای اهل پامیل و دیگر روستاها به قدری تنگ بود که گویا در آن نمی توانستند سهمی جز ظرفشویی در رستوران ها، داشته باشند و همواره در ارتباط خود با دنیای اطراف فرسنگ ها با همسایه ی دیوار به دیوار شهری خود فاصله داشتند.
,در بخشی از این کتاب آمد است: " اسکناس را گذاشتم توی جیب شلوارم. در یخدان را آهسته بستم. برگشتم به اتاق. دو قطره اشک توی چشم های بی بی شکسته بود. احساس بیقراری داشت. توی تازه اتاق احساس خفقان داشتم. خواستم برم حیاط؛ جلو در اتاق، آقا مشی دست جلو آورد. نگاهش مهربان شده بود. اشک در چشم هایش می لغزید. نگاهش پر از رضایت بود. صدایش خش دار شده بود: «صبر کن غلامعلی، بگذار بی بی قرآن را بیاورد!»
,بی بی باز هم اشک هایش را پاک کرد. برگشتم رو به طاقچه بزرگ که قرآن با جلد مخمل سبزرنگش جلو آیینه بود و عکس آقای بروجردی هم به شیشه آیینه چسبیده بود. بی بی قران را برداشت. زیر لب چیزی گفت و قرآن را بوسید و لحظه ای رو به عکس، دعایی خواند و با کف دست روی عکس کشید و به صورتش مالید و صلوات گفت."
,داستان کتاب "تالارپذیرایی پایتخت" نوشتهی محمد علی گودینی، از 6 بهمن سال 41 همزمان با طرح انقلاب سفید شروع و در خلال آن به جریان های روابط ارباب و رعیتی و انقلاب رعیت علیه ارباب اشاره میشود. ماجراهای رمان "تالار پذیرایی پایتخت" که قبل از 15 خرداد سال 42 شروع شده ضمن اشاره به وقایع پیش از انقلاب به تضادهای فرهنگی و اجتماعی روستائیان و اهالی شهرها پرداخته و پیش از انقلاب در سال 53 تمام میشود.
, تالار پذیرایی,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه