یادداشت/
قصاص، تضمین حق حیات
حضرت آیت الله امام خامنه ای(مدظله العالی) در درس خارج فقه خود تعریف کاملتری از قصاص بیان نموده اند.ایشان می فرمایند :" مجازاه المعتدی علی غیر فی نفسه او بدنه بمثل ما جنی به علیه ".[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صبح الوند، مسعود قهرمانی در یادداشتی نوشت:
, شبکه اطلاع رسانی دانا, صبح الوند,مقدمه
,
دشمنان مذهب علوی که حاکمیت سیاسی آن فی الحال در قالب جمهوری اسلامی تجلی عینی یافته است؛ در پی اجرا نمودن استراتژی های شوم خود علیه مذهب و نظام جمهوری اسلامی، از حربه حقوق بشر به منظور تضعیف و شیعه هراسی بهره گرفته اند. حقوق بشررا (که خاستگاه اولیه آن اسلام بوده است)، مستمسک تخریب مذهب علوی، اخلال در پیشرفت کشور و حتی تحریم اقتصادی ضالمانه قرار داده اند. پیرو آن نقشه شیطانی، دیده بان کوری را ، بعنوان مدافع به اصطلاح حقوق بشر ، گماشته اند تا هر از گاهی گزارشی کذب از وضعیت حقوق بشر در کشور اسلامی ایران ارائه دهد. در سیاسی بودن اقدامات آنان جای شک و شبهه ای نیست؛ولیکن با توجه به امکان استحاله سازی اقدام آنان علیه تفکر ات و عقاید آحاد ملت، می طلبد پاسخ علمی و قاطعانه به گزارشات ارائه شده داده شود تا تمامی نقشه های شوم دشمنان در نطفه خفه بماند. این مهم از قوه محترم قضائیه بیش از هر شخص حقیقی و حقوقی، انتظار می رود که بعد از هر گزارش از تکرات مکررات اجتناب و سعی در ارائه پاسخ قاطع علمی به این گونه مسائل نمایند.اهمیت پرداختن به این مساله دو چندان می شود وقتی که ملاحضه می شود در سطح قابل توجهی، نشریات داخلی کشور همسو با دشمنان خارجی، دست به هتک احکام نوارانی اسلام می زنند و بیم آن می رود در صورت عدم مقابله به هنگام و به اندازه، فتنه ای دیگر بیافرینند.
قصاص از جمله احکام مترقی فقه جزایی اسلام می باشد، که درچند سال اخیر مورد هتک و فتنه انگیزی قرار گرفته است. نظر به اینکه در گزارشات و نوشتجات دشمنان اسلام، این مجازات اسلامی یک اقدام ضد حقوق بشری و خلاف عواطف انسانی معرفی شده در این مجال کوتاه مختصرا به پاسخ ادعای آنان پرداخته خواهد شد . این وجیزه را به ارواح پاک و مطهر علمای دین و مذهب حقه تشیع تقدیم می کنیم، که با شجاعت در مقابل زیاد خواهی دشمنان ایستاده و احکام نورانی دین را برای تمام طول تاریخ حفظ نموده اند.
پرداختن به مساله قصاص، مستلزم فراگیری کل مباحث کتاب القصاص در متون فقه جزایی می باشد که فقها و علمای اعلام مفصلا در این باب در کتب فقهی خود صحبت نموده اند.باید به این نکته هم توجه داشت که قصاص از جمله مباحث مهم و کاربردی احکام جزایی اسلام نیز بشمار می رود.
در این نوشتار مختصر قصد ارائه مطالب علمی قصاص را نداریم صرفا برای پاسخ به این ادعا که چرا قصاص در ایران اجرا می شود و حال آنکه این عمل غیر انسانی است؛ از دو منظر برون دینی و درون دینی اندک بحثی به شرح آتی ارائه خواهد شد.
,
,
,
پاسخ برون دینی
اساسا تفاوت موجود بین حقوق کیفری موضوعه با حقوق کیفری اسلام در اکثر مسائل در میزان و کیفیت مجازات ها بوده و اختلافات چندانی در جرم انگاری ها دیده نمی شود. در مقام تمثیل می توان به جرم قوادی یعنی به هم رساندن دو یا چند نفر برای زنا یا لواط ، اشاره نمود.در اکثر کشورها این رفتار ، مجرمانه دانسته شده است. بدین قرار همگی مجامع قانونگذاری پی به قبح عمل ببرده ؛ ولیکن در میزان مجازات اختلاف یافته اند. قانون مجازات عمومی فرانسه در فصل پنجم در جرائم نسبت به شان و مقام اشخاص اقدام به جرم انگاری قوادی نموده و جزء دوم از فصل حاضر را به آن اختصاص داده است. ماده 5-225 آن قانون بیان می دارد : " قوادی آن است که به هرگونه ای:
1.به فاحشگی دیگران کمک کند یا یاری رساند.
2. از فاحشگی دیگران سود برده، در نتیجه آن سهیم شود، از کسی که بر حسب عادت به فاحشگی نمی پردازد، درآمد دریافت کند.
3. اجیر، راهنمایی، اجبار یا ترغیب به فاحشگی یا ادامه آن.
قوادی مجازاتش پنج سال حبس و جزای نقدی000/150 یورو است."
حتی در ماده 7-225 در صورت احراز اوضاع و احوال خاصی میزان مجازات افزایش یافته است.
قوادی در قوانین جزایی قبل از انقلاب اسلامی نیز جرم انگاری شده بود. بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی قانون مجازات اسلامی به تبع از فقه انور این اقدام را جرم انگاری و مجازات آن را بیان کرده است،در ماده 243 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 آمده است : " حد قوادی برای مرد هفتادو پنج ضربه شلاق است به عنوان حد، به تبعید تا یک سال نیز محکوم می شود که مدت آن را قاضی مشخص می کند. و برای زن فقط هفتادو پنج شلاق است. "
بنابراین همانطور که بیان شد تفاوت در مکاتب حقوقی مختلف در میزان و نوع مجازات رفتار مجرمانه می باشد و در اصل جرم بودن رفتارهای مجرمانه بعضا اختلافی نیست. در مورد قصاص هم همین منوال حاکم می باشد.بدین منظور که در تمامی کشورها در حوزه حقوق کیفری خود، اقدام به جرم انگاری سلب حیات عمدی یا همان(قتل عمدی) نموده اند. اما میزان مجازات این جرم در طی تحولات تاریخ حقوق کیفری متغیر بوده است؛ تا جایی که امروزه در قوانین فرانسه، که آنرا مهد حقوق جهان می خوانند، مجازات قتل عمدی را سی سال حبس دانسته و برای پیش اندیشی قتل که آن را ترور میداند،مجازات حبس ابد مقرر نموده است .
ماده1-221 قانون مجازات عمومی فرانسه بیان می دارد: "باعث مرگ شخصی دیگر شدن به عمد ، قتل است. مجازات آن سی سال حبس خواهد بود." همچنین در ماده 3-221 نیز آمده است." قتلی که با پیش اندیشی صورت گیرد ترور است و مجازات آن حبس ابد خواهد بود."
این در حالی است که قوانین جزایی ایرانی مجازات قتل عمدی را قصاص می داند. بنابراین جهت پاسخ به این سوال یا ادعاکه قصاص ضد حقوق بشر است ، بایستی گفت:
1.طبق قاعده ی مسلم و مورد پذیرش همه مکاتب حقوقی، بایستی بین جرم و مجازات تناسب و یا حتی برابری وجود داشته باشد. این اصل بعنوان یکی از اصول حاکم بر تعیین مجازاتها مورد توجه قرار گرفته و علت اصلی این امر را باید رویکرد مکافات گرایانه در فلسفه مجازات دانست.
این اصل بیان می کند بایستی برای بزهکار به میزان و متناسب با جرمی که مرتکب شده است، مجازات وضع نمود.
با این فرض سوال اساسی اینجاست، در مقابل جرم "از هاق عمدی نفس یا همان قتل عمدی "که نابودی حیات یک شخص محسوب می گردد،(که صد البته و بلاخلاف اولین و مهم ترین حق هر فرد، حق حیات وی می باشد که از طرف خداوند به انسان ارزانی شده است؛ واینکه ما بقی حقوق بشری منوط و متعلق به وجود آدمی یعنی حیات آدمی است) آیا می شود مجازات حبس را وضع نمود و سپس مدعی شد برابری و تناسب بین جرم و مجازات برقرار شده است؟ اصولا با چه فرمول ریاضی بدست می آید که حق حیات آدمی با حق آزادی انسان یکی است؟ تا زمانی که حق حیات موجود نباشد،سایر حقوق چه معنایی دارند؟ پس عقلا سلب حیات عمدی مجنی علیه توسط جانی، متناسب با حبس (سلب حق آزادی) ولو تا آخر عمر مرتکب (حبس ابد) نخواهد بود.
لذا نقض آشکار قواعد حقوقی پذیرفته شده،توسط غربی ها صورت گرفته و این در حالیست که جمهوری اسلامی، پایبند به قواعد بین المللی بوده و هست.
2. از جمله حقوق بشر، حفظ و احترام به آداب و رسوم و حاکمیت و استقلال کشورهاست. اگر قائل به این قاعده شویم که میزان مجازات و نوع کیفیت آن ، به تفاوت فرهنگ ها، رسوم و آداب و گونه های اعتقادی هر کشوری،می تواند متفاوت باشد(چنانکه در برخی از کشورها حتی قوانین کیفری در ایالات مختلف آن کشور متفاوت است.) لذا احترام به این قاعده، در حقیقت احترام به استقلال و آزادی عقاید دیگران محسوب می شود . پس چگونه است غربی ها شعار آزادی عقیده سر می دهند و در مقابل عقیده شیعه جبهه گرفته و معتقد به تغییر آن هستند؟
3. حمایت از بزه دیده موضوع مهمی می باشد که در مکاتب جرم شناسی مورد مداقه قرار گرفته است. ایشان معتقدند در عین حفظ حقوق مجرم باید حقوق بزه دیده نیز محفوظ بماند. با این فرض سوال پیش می آید که در صورت ضد بشری خواندن قصاص آیا مدعیان حقوق بشر، اقدام به تفسیر به نفع بزهکار نموده اند و حقوق بزه دیده را نادیده انگاشته اند؟
یعنی حقوق بشر را صرفا برای مجرم مجری می دانند؟ پس حقوق بزه دیده خاصه خانواده وی و حتی جامعه و حاکمیت که از این جرم متضرر شده است؛ چه می شود؟
وضع مجازات حبس علیه قاتل، نقض آشکار حقوق بشر،بویژه حقوق بزه دیده خواهد بود.
4. اگر به مواد مصرح قانونی در مورد قتل عمدی در قوانین کشورهای مختلف دقت شود، در می یابیم که مجازات وضع شده، جنبه عمومی داشته و گویی این گونه مجازات ، اعمال حق حاکمیت است. در حالی که حقوق اسلام، قصاص را یک حق نه برای حاکمیت بلکه برای اولیا دم دانسته است.با این توضیح در حقوق موضوعه غربی حقوق از دست رفته جامعه و خصوصا خانواده بزه دیده مورد توجه قرار نگرفته است. با در نظر گرفتن مجازات قصاص، جنبه قابل گذشت بودن توسط اولیا دم نیز لحاظ شده و با این وصف، اقدامی به نفع متهم خواهد بود. بدین قرار کدام یک از مکاتب حقوق کیفری، بصورت جامع و مانع اقدام به مقابله با بزه قتل عمدی نموده اند؟ قطعا حقوق اسلام است که با در نظر گرفتن حقوق بزه دیده و بزهکار بطور توامان و بدون دخالت حاکمیت و اعمال قدرت در این جرم، طبق قاعده تناسب و برابری جرم و مجازات، قصاص را حقی برای اولیا دم جهت اعمال مجازات قتل عمدی مقرر نموده است .
5. پیشگیری یکی دیگر از مباحث مهم جرم شناسی نوین به حساب می آید.طبق تعریف"گسن" "پیشگیری مجموعه اقداماتی خارج از نظام کیفری می باشد که هدف نمایی از آن منحصرا یا به صورت جزئی محدود کردن دامنه ارتکاب جرم، غیر ممکن کردن،مشکل کردن و کم کردن احتمال وقوع جرم باشد". سیاست جنایی پویا در هر کشوری نیازمند بکارگیری اقدامات پیشگیرانه در قالب سیاست های کیفری و یا غیر کیفری می باشد. در این راستا از جمله اهداف وضع مجازات علیه یک پدیده مجرمانه ، بویژگی بازدارندگی و در نتیجه اقدامی پیشگیرانه تلقی می شود.
وقتی مجازات قتل عمدی ، سلب حیات از خود جانی باشد، این مجازات می تواند جهت پیشگیری و کاهش آمار جنایی در موضوع ما نحن و فیه مثمر ثمر واقع گردد. همانطور که می دانیم، آمار ارتکاب قتل عمدی در کشورهای غربی، مخصوصا در کشور آمریکا درصد بالایی دارد . تقریبا از طریق جراید در طی سال چندین با ر شنیده می شود در مدارس این کشور در یک اقدام مسلحانه به یکباره چندین نفر دانش آموز به قتل رسیده و قاتل نیز پس از ارتکاب قتل اقدام به خود کشی نموده و یا اگر هم دادگاه به جرم وی رسیدگی کند به مقدارحبس معینی محکوم می شود. در حالی که در کشورهای اسلامی بویژه کشور ما در مقایسه با کشورهای غربی میزان ارتکاب به قتل کمتر بوده و رسیدگی، صدور و اجرای حکم شاید سالها به طول انجامد و این زمان طولانی به جهت رسیدگی دقیق، جلوگیری از تضییع حقوق طرفین دعوی، احتیاط در دماء و امید به عفو صاحب یا صاحبان قصاص می باشد.
بدین قرار اگر با قلبی سلیم بر پایه عقلی منصف، بخواهیم در مورد مجازات قتل عمدی صحبت کنیم،یقینا حکم بشر، حکم خداوند حکیم در قرآن را می پردازد که فرمودند : (لکم فی القصاص حیاه یا اولی الباب لعلکم تتقون(سوره مبارکه بقره: آیه 179).
پاسخ درون دینی
بی شک اشرف علوم بعد از علم توحید ، علم فقه می باشد. با این جمله کوتاه که شرحی مفصل بدنبال دارد به بررسی قصاص بصورت اجمالی در فقه و حقوق کیفری اسلام پرداخته خواهد شد.
فقها در کتب خود قتل را به معنای کشتن و طریق ثابت شدن این جرم را " از هاق النفس المحترمه المکافئه عمدا و عدوانا "دانسته اند. قصاص که مجازات قاتل است ؛ بر وزن فعال، درلغت به معنای جستن اثر و نشانه آمده است. حضرت آیت الله مظاهری اصفهانی(دامت برکاته) در دروس خارج فقه خود قصاص را "استیفا ء الجنایه " تعریف نموده اند.
حضرت آیت الله امام خامنه ای(مدظله العالی) در درس خارج فقه خود تعریف کاملتری از قصاص بیان نموده اند.ایشان می فرمایند :" مجازاه المعتدی علی غیر فی نفسه او بدنه بمثل ما جنی به علیه ".
در واقع قصاص مجازات عمل مجرم عین رفتار ارتکابی خود اوست . احکام نورانی اسلام از ادله فقاهتی و در صورت فقد آن ، از ادله اجتهادی بدست می آیند. مجازات قصاص از جمله احکامی است که واضع آن خداوند متعال و منبع اصلی آن قرآن می باشد. خداوند در آیه 32 سوره مبارکه مائده می فرماید: "من اجل ذلک کتبنا علی بنی اسرائیل انه من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا " و در آیه 178 سوره مبارکه بقره نیز می فرمایند: "یا ایهاالذین امنوا کتب علیکم القصاص فی القتلی... "
آیات قرآنی دلالت روشنی بر جرم بودن قتل عمدی و مجازات قصاص برای جانی دارد. همچنین آیه 32 سوره مبارکه مائده صحبت از جایگاه رفیع انسان نزد خداوند می کند. در دفاع از تفکر قصاص بعنوان مجازات قتل نفس مورد استناد می باشد. و از آنجایی که کشتن یک انسان برابر با کشتن تمام انسانهاست ، حرمت و مقام رفیع انسان را متذکر می شود. حال چگونه می توان در بابر کشتن یک انسان بی گناه ، بصورت عمد که مجازا در نگاه اسلام، مساوی با نابودی همه انسانهاست، مجازاتی غیر از قصاص را متصور شد ؟ اساسا وضع مجازات قصاص برای جرم قتل عمدی گذشته از تضمین حق و حیات بشر، احترام ویژه به ساحت انسان و صحبت ازگفتمانی مترقی از جایگاه ویژه وی ، نزد خداوند متعال دارد.. سنت که قول، فعل و تقریر پیامبر معظم اسلام (ص) و ائمه معصومین(ع) محسوب می شود ، بعنوان دومین منبع تشریع اسلامی، قصاص را مجازات قتل عمدی دانسته است. از وجود مقدس رئیس مذهب حضرت صادق(ع) روایت شده است که 3 طایفه به بهشت نخواهند رفت: یکی قاتل (کسی که به ناحق خونریزی کند) و دیگری شارب خمر و سخن چین." روی عن الصادق(ع) لا یدخل الجنه سافک دم ، و لا شارب خمر، و لا مشاء بنمیم" .
همچنین همانگونه که بیان شد در کتب فقهی به قصاص بعنوان مجازات قتل عمدی فتوی داده شد است.مرحوم امام(ره) در کتاب تحریر الولسیله آورده اند: قتل عمد، به طور عینی موجب قصاص است و موجب دیه نمی باشد –نه بصورت عینی و نه تخییری – پس اگر ولی قود را عفو کن، ساقط می شود و حق مطالبه دیه ندارد. همچنین مرحوم محقق خوبی (ره) نیز می فرماید: "الثابت فی القتل العمدی القود.... ." یعنی مجازات در قتل عمدی قصاص است. قانونگذار اسلامی به پیروی از فقه امامیه در ماده 381 بیان می دارد: "مجازات قتل عمدی در صورت تقاضای ولی دم و وجود سایر شرایط مقرر قانون، قصاص و در غیر اینصورت مطابق موارد دیگر قانون از حیث دیه و تعزیر عمل می گردد."
بنابراین با توجه به آنچه که بیان شد قصاص برای قتل عمدی و ایراد جنایت عمدی به اعضا و منافع بدن، از ضروریات دین بوده و خدشه ای به آن وارد نیست. مقام معظم رهبری (دامت برکاته) در دروس خارج فقه خود بیان می دارند: "حکم قصاص فی الجمله جز واضحات و ضروریات شرع است و احدی از مسلمین در آن اختلاف نکرده است،و انکار آن انکار حکم ضروری اسلام می باشد. "
در مقام نتیجه گیری از آنچه که از نظر گذشت، بایستی گفت: فلسفه مجازات قصاص در حقوق کیفیری اسلام، در واقع حفظ حیات برای جامعه و سایر آحاد ملت است. همچنین قصاص در حقیقت نوعی تظلم خواهی و هم دردی و تسکین مصیبت وارده بر خانواده مقتول محسوب می گردد. در کنار صدور حکم قصاص، اسلام تاکید بر عفو مجرم توسط صاحبان قصاص نیز نموده است. بعبارت دیگر عفو از قصاص امتحانی است که در صورت کسب موفقیت در آن، ارتقاء رتبه در مسیر الی الله قطعی خواهد بود.
در آخر باید توجه داشت که همگی آحاد ملت مسلمان گذشته از شکر این نعمت بزرگ که تحت حاکمیت خداوند قرار گرفته ایم در حفظ و ارتقاء سطح دین داری خود همواره کوشا باشیم و توجهی به زینت گناه توسط شیطان و عواملش نداشته و با کسانی که سعی در بزک کردن شیطان دارند، قاطعانه برخورد کنیم. در مقابل حقوق موضوعه غربی، خود باخته نشویم و اعتماد به نفس قوی و اتکا به خداوند متعال داشته باشیم و بدانیم که حقوق مترقی نزد ماست. در این راستا کلام مرحوم آیت الله یوسفی مدنی (ره) موثر و قابل تامل است. ایشان در مقدمه کتاب المسائل المستحدثه جلد پنجم می فرمایند: " اگر بنا باشد که فقه اسلامی با اوضاع و احوال تطبیق داده شود آن وقت فقه اسلامی از بین می رود و در این صورت خسارت جبران ناپذیری بر علم فقه وارد خواهد شد. رعایت این موضوع بسیار ضروری است. علما نباید به افکار جامعه و سازمانهای غیر اسلامی که در عصر فعلی تشکیل شده و در هرموضوع قوانینی جعل می نمایند اعتنا کنند و علما اسلام باید فعالیت کنند تا افکار جامعه و قوانین مجعوله از ناحیه سازمانها را با فقه اسلامی تطبیق بدهند. خلاصه با فقه اسلامی باید جامعه را اصلاح نمود."
در نتیجه نمی توان با خرده گرفتن و یا حتی تحریم ها ی اقتصادی دشمن ، احکام نورانی دین را عوض کرد. باید مراقب بود که تحت هیچ شرایطی آنچه را که در فقه حقه امامیه بیان شده است را به منظور خوش خدمتی و یا حتی جلب رضایت اجنبی از دست نداد.
این مختصر نوشته صرفا به منظور ایراد تلنگری به اصحاب علم و فقها بود تا به یاد آوریم که پرداختن و بحث و گفتگو در مسائل علمی و مخصوصا مسایل مستحدثه فقهی از ضروریات امروز جامعه ما محسوب می گردد. اگر اذهان عمومی جامعه خالی بماند ، جای هیچ شکی نیست که جولانگاه کافران اجنبی و یا اجنبی پرستان منافق خواهد شد.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه