روزگذشته؛
تشییع پیکر مادر فرمانده شهید گردان فتح در تویسرکان برگزار شد
روز گذشته مراسم تشییع و تدفین مادر شهید محمد دلاوری در تویسرکان برگزار شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از رودآور، مادر شهید محمد دلاوری پس از تحمل بیماری و پنج روز کا رفتن و بستری شدن در بیمارستان بعث همدان روز گذشته دعوت حق را لبیک گفت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رودآور,روز گذشته مراسم تشییع و تدفین این مادر در بهشت زهراء(س) تویسرکان برگزار شد.
شهید محمد دلاوری از فرماندهان دوران دفاع مقدس و فرمانده گردان فتح بود.
شهید دلاوری رزمندهای عاشق ودلاور بود که در سال 1339 در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد، نهال وجودش را با معارف الهی و قرآنی تنومند ساخت و قوت بخشید.
دروس ابتدایی را در همان روستا فرا گرفت و با وجود مشکلات مادی به تویسرکان رفت تا ادامه تحصیل دهد، محمد تمام دشواریهای غربت را یکی یکی بهجان میخرید و با شور و شوق درس میخواند، اواخر تحصیلات او در دوره راهنمایی بود که قیام انقلابی ملت، به اوج خود رسید طوریکه محمد نیز با وجود سن و سال کم مردانه وارد معرکه شد و با پخش اعلامیههای امام خمینی (ره) و نصب پوسترهای آن بزرگوار در معابر عمومی به فعالیت پرداخت.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران سریعاً به عضویت سپاه درآمد و برای پیکار با ضد انقلابیون عازم پاوه در کردستان شد.
مدتی در آنجا بود تا اینکه جنگ هشت ساله آغاز شد. محمد برای مقابله با دشمن زبون به جبهههای سر پل ذهاب شتافت و مسئولیت بسیج و جذب نیروهای بسیجی و سپاهی را عهده دار شد.
شهید دلاوری در برگشت به تویسرکان فرماندهی عملیات سپاه این شهر را پذیرفت سپس به کردستان رفت و این بار با عنوان مسئول محور وارد معرکه شد، او در مسئولیتهای خود فرماندهی لایق و کارآمد بود و به هیچ چیز جز انجام وظیفه فکر نمیکرد. شهید محمد دلاوری آخرین بار در عملیات رمضان با فرماندهی گردان فتح، عظمت روحش را به نمایش گذاشت و با شجاعت و اخلاص عجیبی پر و بال به آتش عشق معشوق خود سپرد و آرام در بستر شهادت خفت.
شهید دلاوری در گرماگرم عملیات رمضان در حالیکه گردان فتح را فرماندهی میکرد به یک مین که توسط مزدوران عراقی در منطقه کاشته شده بود برخورد و هر دو پایش قطع گردید. اما با این حال دست از مبارزه و هدایت نیروها نکشید و با وجود خونریزی شدید با روحیه خوب در منطقه حضور داشت. شهید دلاوری بعد از انتقال به عقبه به علت جراحات شدید پرواز ابدی خویش را آغاز کرد.
در قسمتی از وصیت نامه شهید آمده است:
اللّهم ارزُقنی تَوفیق الشّهاده فی سبیل ا...
اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و اجعل النّور فی بَصری و البَصیرهَ فی دینی وَ الیَقین فی قلبی و الإخلاصَ فی عملی و السّلامهَ فی نفسی و الصِّحه فی رزقی و الشّکر لَک ابداً ما أبقَیتَنی.
آخرین وصیتنامه این جانب محمد دلاوری در تاریخ 23/4/61 در جبهههای حق علیه باطل جنوب:
چون وقت کم بود مضمون دعای بالا را برای کلیه مسلمین جهان خواهانم و از همه کسانی که حقی بر گردن من دارند طلب بخشش مینمایم و از خداوند متعال طول عمر امام عزیز و ظهور هرچه زودتر امام زمان(عج) را خواهانم و اگر سعادت شهید شدن را پیدا کردم از کلیه اقوام و دوستان میخواهم که لباس مشکی نپوشند و عزاداری نکنند؛ زیرا این راهی بود که با کمال میل انتخاب نمودم و خوشحال باشید که سرانجام توفیق شهید شدن را پیدا کردم گرچه خوب میدانم که لیاقت شهید شدن را ندارم ولی لطف و کرم خداوند خیلی بیشتر از آن است که به فکر ما برسد او رحمان و رحیم است.
به امید آزادسازی قدس عزیز و نابودی مستکبرین
محمد دلاوری
انتهای پیام/م
روز گذشته مراسم تشییع و تدفین این مادر در بهشت زهراء(س) تویسرکان برگزار شد.
شهید محمد دلاوری از فرماندهان دوران دفاع مقدس و فرمانده گردان فتح بود.
شهید دلاوری رزمندهای عاشق ودلاور بود که در سال 1339 در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد، نهال وجودش را با معارف الهی و قرآنی تنومند ساخت و قوت بخشید.
دروس ابتدایی را در همان روستا فرا گرفت و با وجود مشکلات مادی به تویسرکان رفت تا ادامه تحصیل دهد، محمد تمام دشواریهای غربت را یکی یکی بهجان میخرید و با شور و شوق درس میخواند، اواخر تحصیلات او در دوره راهنمایی بود که قیام انقلابی ملت، به اوج خود رسید طوریکه محمد نیز با وجود سن و سال کم مردانه وارد معرکه شد و با پخش اعلامیههای امام خمینی (ره) و نصب پوسترهای آن بزرگوار در معابر عمومی به فعالیت پرداخت.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران سریعاً به عضویت سپاه درآمد و برای پیکار با ضد انقلابیون عازم پاوه در کردستان شد.
مدتی در آنجا بود تا اینکه جنگ هشت ساله آغاز شد. محمد برای مقابله با دشمن زبون به جبهههای سر پل ذهاب شتافت و مسئولیت بسیج و جذب نیروهای بسیجی و سپاهی را عهده دار شد.
شهید دلاوری در برگشت به تویسرکان فرماندهی عملیات سپاه این شهر را پذیرفت سپس به کردستان رفت و این بار با عنوان مسئول محور وارد معرکه شد، او در مسئولیتهای خود فرماندهی لایق و کارآمد بود و به هیچ چیز جز انجام وظیفه فکر نمیکرد. شهید محمد دلاوری آخرین بار در عملیات رمضان با فرماندهی گردان فتح، عظمت روحش را به نمایش گذاشت و با شجاعت و اخلاص عجیبی پر و بال به آتش عشق معشوق خود سپرد و آرام در بستر شهادت خفت.
شهید دلاوری در گرماگرم عملیات رمضان در حالیکه گردان فتح را فرماندهی میکرد به یک مین که توسط مزدوران عراقی در منطقه کاشته شده بود برخورد و هر دو پایش قطع گردید. اما با این حال دست از مبارزه و هدایت نیروها نکشید و با وجود خونریزی شدید با روحیه خوب در منطقه حضور داشت. شهید دلاوری بعد از انتقال به عقبه به علت جراحات شدید پرواز ابدی خویش را آغاز کرد.
در قسمتی از وصیت نامه شهید آمده است:
اللّهم ارزُقنی تَوفیق الشّهاده فی سبیل ا...
اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و اجعل النّور فی بَصری و البَصیرهَ فی دینی وَ الیَقین فی قلبی و الإخلاصَ فی عملی و السّلامهَ فی نفسی و الصِّحه فی رزقی و الشّکر لَک ابداً ما أبقَیتَنی.
آخرین وصیتنامه این جانب محمد دلاوری در تاریخ 23/4/61 در جبهههای حق علیه باطل جنوب:
چون وقت کم بود مضمون دعای بالا را برای کلیه مسلمین جهان خواهانم و از همه کسانی که حقی بر گردن من دارند طلب بخشش مینمایم و از خداوند متعال طول عمر امام عزیز و ظهور هرچه زودتر امام زمان(عج) را خواهانم و اگر سعادت شهید شدن را پیدا کردم از کلیه اقوام و دوستان میخواهم که لباس مشکی نپوشند و عزاداری نکنند؛ زیرا این راهی بود که با کمال میل انتخاب نمودم و خوشحال باشید که سرانجام توفیق شهید شدن را پیدا کردم گرچه خوب میدانم که لیاقت شهید شدن را ندارم ولی لطف و کرم خداوند خیلی بیشتر از آن است که به فکر ما برسد او رحمان و رحیم است.
به امید آزادسازی قدس عزیز و نابودی مستکبرین
محمد دلاوری
انتهای پیام/م
روز گذشته مراسم تشییع و تدفین این مادر در بهشت زهراء(س) تویسرکان برگزار شد.
شهید محمد دلاوری از فرماندهان دوران دفاع مقدس و فرمانده گردان فتح بود.
شهید دلاوری رزمندهای عاشق ودلاور بود که در سال 1339 در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد، نهال وجودش را با معارف الهی و قرآنی تنومند ساخت و قوت بخشید.
دروس ابتدایی را در همان روستا فرا گرفت و با وجود مشکلات مادی به تویسرکان رفت تا ادامه تحصیل دهد، محمد تمام دشواریهای غربت را یکی یکی بهجان میخرید و با شور و شوق درس میخواند، اواخر تحصیلات او در دوره راهنمایی بود که قیام انقلابی ملت، به اوج خود رسید طوریکه محمد نیز با وجود سن و سال کم مردانه وارد معرکه شد و با پخش اعلامیههای امام خمینی (ره) و نصب پوسترهای آن بزرگوار در معابر عمومی به فعالیت پرداخت.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران سریعاً به عضویت سپاه درآمد و برای پیکار با ضد انقلابیون عازم پاوه در کردستان شد.
مدتی در آنجا بود تا اینکه جنگ هشت ساله آغاز شد. محمد برای مقابله با دشمن زبون به جبهههای سر پل ذهاب شتافت و مسئولیت بسیج و جذب نیروهای بسیجی و سپاهی را عهده دار شد.
شهید دلاوری در برگشت به تویسرکان فرماندهی عملیات سپاه این شهر را پذیرفت سپس به کردستان رفت و این بار با عنوان مسئول محور وارد معرکه شد، او در مسئولیتهای خود فرماندهی لایق و کارآمد بود و به هیچ چیز جز انجام وظیفه فکر نمیکرد. شهید محمد دلاوری آخرین بار در عملیات رمضان با فرماندهی گردان فتح، عظمت روحش را به نمایش گذاشت و با شجاعت و اخلاص عجیبی پر و بال به آتش عشق معشوق خود سپرد و آرام در بستر شهادت خفت.
شهید دلاوری در گرماگرم عملیات رمضان در حالیکه گردان فتح را فرماندهی میکرد به یک مین که توسط مزدوران عراقی در منطقه کاشته شده بود برخورد و هر دو پایش قطع گردید. اما با این حال دست از مبارزه و هدایت نیروها نکشید و با وجود خونریزی شدید با روحیه خوب در منطقه حضور داشت. شهید دلاوری بعد از انتقال به عقبه به علت جراحات شدید پرواز ابدی خویش را آغاز کرد.
در قسمتی از وصیت نامه شهید آمده است:
اللّهم ارزُقنی تَوفیق الشّهاده فی سبیل ا...
اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و اجعل النّور فی بَصری و البَصیرهَ فی دینی وَ الیَقین فی قلبی و الإخلاصَ فی عملی و السّلامهَ فی نفسی و الصِّحه فی رزقی و الشّکر لَک ابداً ما أبقَیتَنی.
آخرین وصیتنامه این جانب محمد دلاوری در تاریخ 23/4/61 در جبهههای حق علیه باطل جنوب:
چون وقت کم بود مضمون دعای بالا را برای کلیه مسلمین جهان خواهانم و از همه کسانی که حقی بر گردن من دارند طلب بخشش مینمایم و از خداوند متعال طول عمر امام عزیز و ظهور هرچه زودتر امام زمان(عج) را خواهانم و اگر سعادت شهید شدن را پیدا کردم از کلیه اقوام و دوستان میخواهم که لباس مشکی نپوشند و عزاداری نکنند؛ زیرا این راهی بود که با کمال میل انتخاب نمودم و خوشحال باشید که سرانجام توفیق شهید شدن را پیدا کردم گرچه خوب میدانم که لیاقت شهید شدن را ندارم ولی لطف و کرم خداوند خیلی بیشتر از آن است که به فکر ما برسد او رحمان و رحیم است.
به امید آزادسازی قدس عزیز و نابودی مستکبرین
محمد دلاوری
انتهای پیام/م
روز گذشته مراسم تشییع و تدفین این مادر در بهشت زهراء(س) تویسرکان برگزار شد.
,شهید محمد دلاوری از فرماندهان دوران دفاع مقدس و فرمانده گردان فتح بود.
,شهید دلاوری رزمندهای عاشق ودلاور بود که در سال 1339 در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد، نهال وجودش را با معارف الهی و قرآنی تنومند ساخت و قوت بخشید.
,دروس ابتدایی را در همان روستا فرا گرفت و با وجود مشکلات مادی به تویسرکان رفت تا ادامه تحصیل دهد، محمد تمام دشواریهای غربت را یکی یکی بهجان میخرید و با شور و شوق درس میخواند، اواخر تحصیلات او در دوره راهنمایی بود که قیام انقلابی ملت، به اوج خود رسید طوریکه محمد نیز با وجود سن و سال کم مردانه وارد معرکه شد و با پخش اعلامیههای امام خمینی (ره) و نصب پوسترهای آن بزرگوار در معابر عمومی به فعالیت پرداخت.
,بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران سریعاً به عضویت سپاه درآمد و برای پیکار با ضد انقلابیون عازم پاوه در کردستان شد.
,مدتی در آنجا بود تا اینکه جنگ هشت ساله آغاز شد. محمد برای مقابله با دشمن زبون به جبهههای سر پل ذهاب شتافت و مسئولیت بسیج و جذب نیروهای بسیجی و سپاهی را عهده دار شد.
,شهید دلاوری در برگشت به تویسرکان فرماندهی عملیات سپاه این شهر را پذیرفت سپس به کردستان رفت و این بار با عنوان مسئول محور وارد معرکه شد، او در مسئولیتهای خود فرماندهی لایق و کارآمد بود و به هیچ چیز جز انجام وظیفه فکر نمیکرد. شهید محمد دلاوری آخرین بار در عملیات رمضان با فرماندهی گردان فتح، عظمت روحش را به نمایش گذاشت و با شجاعت و اخلاص عجیبی پر و بال به آتش عشق معشوق خود سپرد و آرام در بستر شهادت خفت.
,شهید دلاوری در گرماگرم عملیات رمضان در حالیکه گردان فتح را فرماندهی میکرد به یک مین که توسط مزدوران عراقی در منطقه کاشته شده بود برخورد و هر دو پایش قطع گردید. اما با این حال دست از مبارزه و هدایت نیروها نکشید و با وجود خونریزی شدید با روحیه خوب در منطقه حضور داشت. شهید دلاوری بعد از انتقال به عقبه به علت جراحات شدید پرواز ابدی خویش را آغاز کرد.
,در قسمتی از وصیت نامه شهید آمده است:
,اللّهم ارزُقنی تَوفیق الشّهاده فی سبیل ا...
,اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و اجعل النّور فی بَصری و البَصیرهَ فی دینی وَ الیَقین فی قلبی و الإخلاصَ فی عملی و السّلامهَ فی نفسی و الصِّحه فی رزقی و الشّکر لَک ابداً ما أبقَیتَنی.
,آخرین وصیتنامه این جانب محمد دلاوری در تاریخ 23/4/61 در جبهههای حق علیه باطل جنوب:
,چون وقت کم بود مضمون دعای بالا را برای کلیه مسلمین جهان خواهانم و از همه کسانی که حقی بر گردن من دارند طلب بخشش مینمایم و از خداوند متعال طول عمر امام عزیز و ظهور هرچه زودتر امام زمان(عج) را خواهانم و اگر سعادت شهید شدن را پیدا کردم از کلیه اقوام و دوستان میخواهم که لباس مشکی نپوشند و عزاداری نکنند؛ زیرا این راهی بود که با کمال میل انتخاب نمودم و خوشحال باشید که سرانجام توفیق شهید شدن را پیدا کردم گرچه خوب میدانم که لیاقت شهید شدن را ندارم ولی لطف و کرم خداوند خیلی بیشتر از آن است که به فکر ما برسد او رحمان و رحیم است.
,به امید آزادسازی قدس عزیز و نابودی مستکبرین
,محمد دلاوری
,انتهای پیام/م
,]
ارسال دیدگاه