یک روستا، یک معلم، یک دانش آموز؛
روستایی در رودبار گیلان که فقط یک دانش آموز و معلم دارد+ تصاویر
در سایه غفلت مسئولان از معدنی که روزگاری سه هزار کارگر داشت امروز تنها صدای کلاس درس معلم روستاست که با یک دانش آموز شمع آبادی را روشن نگه داشته است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زیتون خبر، معدنی که روزگاری سه هزار کارگر را در خود جای داده بود با بی تدبیری مسئولین امر مهر تعطیلی بر پیکره آن خورد و دهها کارگر و ساکنین معدن سنگرود را آواره کرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زیتون خبر,این روزها که دیگر خبری از هیاهوی کارگران و مردم این منطقه نیست تنها صدای کلاس درس معلم روستاست که با یک دانش آموز شمع آبادی معدن سنگرود را روشن نگه داشته است.
,در آخرین روزهای سال تحصیلی و با شروع فصل امتحانات سری به مدرسه ای معدن سنگرود که کلاسهایش که زمانی دهها دانش آموز داشت و این روزها خالی از دانش آموز شده سری زدیم و با معلم کلاس به گفتگو نشستیم.
,یوسف محری پاکدهی از سال ۷۷ در کسوت معلمی مشغول خدمت در سنگر تعلیم و تربیت است و قریب به ۲۵ سال سابقه کار دارد، در این سالها در آموزش و پرورش عمارلو، دبیرستان آبیار جیرنده و… خدمت کرده است.
,- بعد از تعطیل شدن معدن سنگرود همه ی خانواده ها از معدن کوچ کردند
وی به خبرنگار ما می گوید: معلمی یک عشق و علاقه ای است که در وجودم بنا نهاده شده و به آن عشق می ورزم.
,این معلم، ادامه داد: بعد از تعطیل شدن معدن سنگرود همه ی خانواده ها از معدن کوچ کردند به همین دلیل دانش آموزان مقطع دبیرستان به حد نصاب نرسید و مدرسه رو به تعطیلی رفت.
,وی در پاسخ به این سئوال که چطور شد در مدرسه ای که تنها یک دانش آموز دارد مشغول تدریس شدید، گفت: دانش آموز مدرسه از خانواده ای قشر کم درآمد و دامدار منطقه است، وقتی شرایط منطقه را دیدم دلم نیامد که ببینم فاطمه دانش آموز کلاس را می گویم از ادامه تحصیل باز بماند.
,محّری ادامه داد: چون خانواده فاطمه در بیرون از معدن سکونت دارند هر روز که از خانه راهی مدرسه می شوم او را نیز سوار می کنم و معلم و دانش آموز باهم به مدرسه می آییم.
,وی بیان داشت: کلاس درس ما روزها ساعت ۸ صبح شروع می شد و بعد از هر دوساعت یک ربع استراحت و به همین منوال ادامه پیدا می کرد.
,- پیش خدا شاکر و رو سفیدم که توانسته ام از این ماموریتی که بر عهده من گذاشته شد رو سفید بیرون بیایم.
این معلم با بیان اینکه در معدنی که دیگر رو به متروکه شدن پیش می رود تنها همدم ما دانش آموز کلاس بود، افزود: اوایل درس فاطمه خیلی ضعیف بود حتی برخی حروف الفبا را به خوبی نمی شناخت اما با تلاش و پشتکار و کلاس منسجم درسش بهبود یافت.
,وی اظهار داشت: الان فاطمه با پیشرفت خوب حرفی برای گفتن دارد پیش خدا شاکر و رو سفیدم که توانسته ام از این ماموریتی که بر عهده من گذاشته شد رو سفید بیرون بیایم.
,محّری با بیان اینکه مدرسه شبانه روزی معدن امکانات لازم برای پذیرش و احیای دوباره را دارد، از مسئولان امر و شهرستان خواست به داد این مدرسه که می تواند در سنگر تعلیم و تربیت نقش آفرین باشد شد.
,- اگر معلمی این مدرسه را قبول نمی کردم حسرت و آرزوی ادامه تحصیل بر دل فاطمه می ماند
وی، ادامه داد: گاهی وقت ها فکر می کنم اگر معلمی این مدرسه را قبول نمی کردم حسرت و آرزوی ادامه تحصیل بر دل فاطمه می ماند که چرا نمی تواند مثل مابقی هم سن و سالانش ادامه تحصیل بدهد.
,این معلم ادامه داد: دانش آموزان مناطق محرومی چون معدن سنگرود که خانواده آنها بی بضاعت است نیاز به حمایت دارد لذا از خیّرین می خواهم نگاهی به اینگونه مدارس داشته باشند و دست دانش آموزانی چون فاطمه را بگیرند.
,وی ادامه داد: درست است دولت هزینه زیادی برای سرپا ماندن این مدرسه و تامین هزینه ها برای حتی یک دانش آموز را متقبل می شود اما باید بدانیم همین حمایت هاست که از چنین دانش آموزانی نخبگان بزرگی علمی تحویل جامعه می دهد.
,محّری ابراز داشت: خدای فاطمه او را خیلی دوست داشته که سبب شده تا او در این شرایط قرار بگیرد و درس بخواند.
,- خدای فاطمه او را خیلی دوست داشته
وی با بیان اینکه از رشد و پیشرفت تحصیلی فاطمه خیلی خوشحالم و مزد زحماتم را گرفتم، تصریح کرد: از فاطمه خواستم انشایی بنویسد که سال تحصیلی ۹۴-۹۵ را چگون گذراندید، جمله ای که نوشته بود من در سال ۹۴- ۹۵ قرآن و درسهای زیادی یاد گرفتم و از معلمم تشکر می کنم را آویزه گوشم کرده ام و به یادگار دارم.
,حال مردم منطقه خواستار احیای دوباره شبانه روزی معدن سنگرود را دارند تا دانش دانش آموزان مناطق دور افتاده بتوانند در آن ادامه تحصیل بدهند و حرف مردم این است معدنی که روزگاری نان بر سر سفره مردم می برد را تعطیل کردید نگذارید برکت تحصیل از زندگی مردم روستایی برود.
,اما حقیقتی که نمی توان آن را پنهان و کتمان کرد، سرمایه ای است که در معدن سنگرود یکی از قطب های اقتصادی کارگران بود الان فقط سیاهی ذغال روی آن نشسته است. مسئولین هم به تعطیلی آن اقناع شدند بی آنکه بپرسند چه بلایی سرمردم و کارگرانش آمد.
,شاید با پیگیری مسئولان امر می شد از کما رفتن تنها قطب اقتصادی دو بخش خورگام و عمارلو جلوگیری کرد اما عدم رایزنی های بیرون استانی دست مسئولین شهرستان را نگرفت و امروز قصه درس و مشق فاطمه ها باید یک درس باشد برای کسانی که آمده اند تا عنوان خادمی مردم را به یدک بکشند.
,شاید امروزی که با زر و زور عهده دار یک منصب شده ایم روزی برسد نتوانیم جواب دانش آموزانی چون فاطمه را بدهیم.
,انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه