یادداشت/علی سعیدی؛

« انسان بی محتوا مسبب تمکن تمدن غرب ، در حیات اجتماع »

« انسان بی محتوا مسبب تمکن تمدن غرب ، در حیات اجتماع »
جوامعی که دچار بی محتوایی و بی بنیان شدگی فرهنگی شده اند و فقط در پی زیستن و ماندن هستند، نه چگونه زیستن، بدون شک به دام تمدن غرب دچار خواهند شد و راه گریزی وجود ندارد
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از  پایگاه خبری دانشجویان بیدار؛ 1. قریب به 400 سال ادامه داشت، نهضتی که همگان را در فکر پیشرفت، فرو برده بود،  نهضتی که به ظن خود راه سعادت را یافته و در طی مراحل ترقی و توسعه، مانعی بر سر راه نخواهد داشت. فقط میبایست جهت تسهیل امر، کاری را صورت میداد و آن اینکه انسان را از اندیشیدن به خویشتن باز دارد. شرایطی را فراهم سازد که به چگونه زیستن فکر نکند و فقط به صرف زیستن بیاندیشد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

فقط باشد و بماند و نه چیز دیگر!. و این نهضت فکری ادامه داشت و ادامه دارد و چه بسیار جوامعی که پیرو این مکتب شده اند، به راستی چه شد که تمدن غرب توانست جوامع دیگررا با خود همراه کند؟ و از نگاه دیگر، چه شد که جوامع دیگر، تمدن غرب را همراهی کردند ؟. یک سوال از دو منظر متفاوت .

,

یکی از نگاه فرهنگ غرب یا همان فرهنگ روم و دیگری از نگاه جوامع. سعی داریم استراتژی فرهنگ غرب و همچنین خلاء موجود در جوامع که منجر به تمکن تمدن غرب در حیات اجتماع شد را مختصری بررسی نماییم.

,

2. غرب برای نهادینه کردن خود، به ایجاد خلاء های کاذب و همچنین ایجاد شکاف های اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی در جوامع نیاز دارد، سعی دارد از درون این شکاف ها  نیروی خود را به وجود آورد و از هر ابزاری برای رسیدن به این خواسته استفاده خواهد کرد. خلاء های ایجادی از سوی غرب در قالب پرسش و سوالات بنیادی و مطالبه مطرح خواهد شد و از آنجایی که این سوالات با شناخت کامل و کافی از جوامع مطرح شده است، در درون جوامع و در اذهان آحاد جامعه به راحتی جای میگیرد و تا جایی پیش میرود که این پرسش ها از سوی جامعه مطرح می‏‌شوند.

,

اینکه محور این سوالات بر چه اساس میباشد با توجه به گذر زمان و تحولات اجتماعی متفاوت خواهد بود، گاهی در حوزه سیاست، و گاهی در حوزه فرهنگ و امروزه در حوزه اقتصاد. هدف از خلاء های ایجادی، یک چیز بیشتر نیست و آن اینکه؛ جامعه نسبت به تئوری ها و ایدئولوژی و آرمان های نظام سیاسی و حکومتی خود در صورت عدم پاسخ به این خلاء ها، بی اعتماد شود.

,

به عبارتی هدف؛ القای یک حس بی اعتمادی به جامعه در نسبت با نظام حکومتی است. در این بین نیز غرب تمام تلاش خود را به کار خواهد بست تا جوامع در پاسخ به این مطالبه ها ناتوان بمانند. اگر نظام حکومتی توانایی پاسخ نداشته باشد، آن گاه طرح ایجابی از سوی غرب مطرح خواهد شد و طبیعی است که آحاد جامعه به سمت آن جهت گیری کنند و به دام تمدن غرب دچار شوند.

,

جوامعی که دچار بی محتوایی و بی بنیان شدگی فرهنگی شده اند و فقط در پی زیستن و ماندن هستند، نه چگونه زیستن، بدون شک به دام تمدن غرب دچار خواهند شد و راه گریزی وجود ندارد چرا که به طبع توانایی پاسخ را  هم نخواهند داشت. چنین جامعه ای با پذیرفتن تمدن غرب به نوعی کنار آمده و آن را یک واقعیت میپندارد و بودن در کنار یا در درون آن را خطری برای خود احساس نمیکند. زیرا که مقابله و مبارزه با آن را خطری برای زیستن و ماندن احساس میکند. حسی از جنس ترس بر آنها غلبه کرده، و انتخاب جوامع را تحت تاثیر قرار داده است.

,

در تاریخ نیز معاویه کاری صورت داده بوده، که جامعه او را به عنوان ی واقعیت پذیرفته بود، معاویه کاری کرده بود که بودن او برای جامعه قابل پذیرش باشد و این کار را از طریق القای تفکر به زیستن و نه چگونه زیستن، رقم زده بود.

,

3. درک عصر معاصر و حمله همه جانبه تمدن غرب به تمدن نوین اسلامی، سبب خواهد شد به دام این تمدن گرفتار نشویم، امروز تمدن غرب با پرسش اقتصادی به انقلاب اسلامی هجوم آورده و در صدد است که از این طریق بتواند محفل و کانلی برای نفوذ ایجاد کند.

,

امروز پیچ تاریخی انقلاب اسلامی در حوزه اقتصاد نمایان شده است، حوزه ای که بیانگر تمامیت تمدن غرب است ، به عبارتی غرب با تمام خود به صحنه مبارزه قدم گذاشته است با نظام و فرهنگ اومانیستی وارد میدان رزم شده است، و بسیار سعی دارد که انقلاب اسلامی را در پاسخ گویی به عرصه اقتصاد ناکام بگذارد.

,

این حمله از دو جناح صورت گرفته، جناح بیرونی که تمدن غرب با به کار بستن انواع تحریم‌ها و در جناح درونی، روشنفکرانی آغشته به رنگ اسلام که ترس از عدم زیست آن‌ها را فرا گرفته، در صدد اجرایی کردن اهداف هستند. 

,

انتهای پیام/رض

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه