آشنایی با میرزا رجبعلی سلیمانی

عالمی که رهبر انقلاب به دیدارشان آمدند+تصاویر

عالمی که رهبر انقلاب به دیدارشان آمدند+تصاویر
از پیر و جوان گرفته تا رهبر معظم انقلاب به دیدار میرزا رجبعلی آمده اند... آری دوستداران معرفت الهی این گونه همدیگر را پیدا می کنند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از سلام کمیجان، آشنایی با مفاخر و علمای بزرگ دینی اهمیت بالایی دارد، و کمترین تلنگری که به ما خواهد زد اینست که چرا در حال حاضر کمتر کسانی همچون این افراد در جامعه تربیت می شوند، که با وجود نداشتن سواد مکتبی بتوانند به چنان باور و ایمانی برسند که تا دم مرگ لحظه‌ای از دعا و مناجات به درگاه الهی غافل نشوند، از این رو در این مجموعه به شرح احوال میرزا رجبعلی سلیمانی پرداخته خواهد شد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سلام کمیجان, سلام کمیجان, سلام کمیجان, سلام کمیجان,

با زیر و رو کردن شرح حال این عالم دوباره ثابت می شود که مهم نیست کجا باشی و چه قدر مشهور باشی، مهم این است محبوب درگاه احدیت باشی تا دنیا را به سوی خود جذب کنی، شیخ رجبعلی سلیمانی را همه دوست داشتند، شهرتش شاید از هنرپیشه های ایرانی کمتر بود اما توجه به کانون الهی آنقدر بزرگش کرده بود که دوستاران واقعی حضرت حق را به خود جذب کند.

,

از پیر و جوان گرفته تا رهبر معظم انقلاب به دیدار ایشان آمده اند... آری دوستداران معرفت الهی این گونه همدیگر را پیدا می کنند.

,

میرزا رجبعلی سلیمانی در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در یک خانواده مذهبی در شهر میلاجرد از توابع کمیجان(استان مرکزی) چشم به جهان گشود، در دوران کودکی در مکتب خانه های آن دوران شروع به آموختن قرآن می کند و از همان دوران کودکی آثار نور الهی در وی پدیدار بوده به طوری که جزو نوابغ آن دوران می شود.

,

با وجود اینکه سه یا چهار سال بیشتر به مکتب خانه نمی رود در مدت کوتاهی حافظ کل قرآن کریم می شود و بعد از آن شروع به تدریس در مکتب خانه های میلاجرد و روستاهای اطراف می کند.

,

ایشان از افراد سرشناس و با سواد منطقه ی کمیجان بود و شاگردان زیادی داشت که تحت نظرش به آموختن قرآن می پرداختند و غریب بر ۱۷۰۰ بار ختم قرآن داشتند، وی تابستان کشاورزی و زمستان مکتب داری میکرد بیش از صد نفر شاگرد داشت.

,

اسدالله سلیمانی، فرزند میرزا رجبعلی به خبرنگار ما گفت: میرزا رجب یکی از تعزیه خوانهای بنام آن زمان شناخته می شد و همچنین از دیگر مهارت های وی در کشیدن نقشه قالی بود که تبحر عجیبی داشت.

,

, ,

وی ادامه داد: ایشان طبع شعر خوبی هم داشت و شعرهای زیادی در مورد انقلاب و رهبران آن زمان سروده است که برخی از این آثار که با دستخط خود نوشته شده است، نزد خانواده محفوظ مانده.

,

سلیمانی افزود: دستخط میرزا مثال زدنی بود و سندهای زیادی با دستخط او به جا مانده است در دیداری که رهبر معظم انقلاب از ایشان داشتند از خط زیبای میرزا رجب بسیار تعریف و تمجید کردند.

,

میراز رجبعلی سلیمانی به تربیت فرزندان خود بسیار اهمیت می داد و فرزندان مودبی را تربیت کردند، پسرش "احمد سلیمانی" در همان نوجوانی در حالی که ۱۴ سال بیشتر نداشت  دل از درس خواندن برداشت و جهاد در راه خدا را به آموختن علم و دانش ترجیح داد و بعد از حضور بیش از ۲ سال در جبهه های حق علیه باطل در حالی که در مورخ ۶۴/۱۱/۲۷ وصیت خود را نوشته بود فردای آن روز در ۲۸ بهمن سال ۶۴ در علمیات والفجر هشت و در منطقه فاو به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش بعد از گذشت ۱۲ سال، به آغوش وطن بازگشت.

,

شهید احمد سلیمانی(پسر میرزا رجب)

, شهید احمد سلیمانی(پسر میرزا رجب),

, ,

پسر دیگرش عبدالله نیز از جانبازان سرافراز دفاع مقدس است و نیز علی هم مانند دیگر برادران روحیه ی جهادی داشت و جانباز شده است و دیگر پسران هم در جبهه حضور مستمر داشتند.(در مقاطعی پنج پسر میرزا هم در جبهه بودند)

,

اسدالله سلیمانی در این باره به ما گفت: وقتی برادرانم در جبهه بودند و یکی از آنها شهید و برخی هم جانباز شدند، تنها جمله ای که پدرم گفت این بود: "خدایا قبول کن"

,

سلیمانی گفت: سید باقر سجادی که یکی از روحانیون و منبری های زمان پدرم بود، ایشان بسیار اهل کارهای خیر بودند و در آن زمان تنها کسی بود که جلوی درب حیاطش پرده نصب میکرد که نامحرمی داخل حیاط و اهل و عیالش را نبیند، ایشان هر گاه به سخنرانی در روستاهای اطراف می رفتند به سبب اعتمادی که به میرزا داشت صدا میزد: "آمیرزا رجب امشب من منزل نیستم برو منزل ما بخواب"

,

پسر میرزا رجب در ادامه افزود: میرزا نه تنها در میلاجرد و منطقه دارای احترام بود، بلکه از شهرهای دیگر هم به دیدن او می آمدند. حاج نبی که مالک روستای سولکلو بود، برای آموزش دختران خود از میرزا کمک می گرفت.

,

سلیمانی اضافه کرد: پس از اینکه مرد بی سوادی(کربلایی کاظم ساروقی) در شهر ساروق با یک معجزه ی الهی، حافظ کل قرآن شد، برای آزمایش و تست کربلایی کاظم از میرزا کمک گرفتند و ایشان از کربلایی کاظم امتحان گرفت.

,

پسر میرزا رجب ادامه داد: در جمع خانواده بسیار مهربان بود اواخر عمر شریف بمدت ۱۵ سال به صورت دوره ای مهمان پسرانش بود، عروسهایش می گویند یک بار نگفت برام فلان غذا را درست کنید و حتی یک بار در زندگی کسی دخالت نکرد.

,

وی گفت: ایشان به حق الناس بسیار اهمیت می داد و میگفت یک ریال بدهی و مال حرام در زندگی ندارم، همیشه قبل از اذان صبح خود را آماده عبادت می کرد و وضو می گرفت و بعد از نماز هم تا موقع طلوع قرآن تلاوت می کرد.

,

سلیمانی گفت: پدرم فرد مردم داری بود به صورتی که هرکدام از همسایه که در حال موت بود یا وصیتی داشت به سراغ ایشان می فرستادند، هر جا اسم سید الشهدا(ع) را می شنید بی اختیار اشک می ریخت بدون اینکه روضه ای باشد.

,

وی گفت: میرزا رجبعلی یک روز صبح از خواب بیدار شد و گفت خوابی دیدم آماده باشید، بزرگی به دیدنم خواهد آمد و چند روز بعد حضرت آیت الله الظمی امام خامنه ای که اون موقع رئیس جمهور بود به دیدنش آمد، میرزا با صمیمیت خاصی با ایشان صحبت می کردند، و رهبر انقلاب با شور و شوقی خاص به دستخط های پدرم نگاه میکرد، پدرم لحظاتی را در یک اتاق با رهبر انقلاب خلوت کردند.

,

, ,

سلیمانی گفت: از خصوصیات دیگر ایشان عمل به شعر "زگهواره تا گور دانش بجوی" بود، به گونه ایی که هر جمله ای که به گوشش میخورد ولی مفهوم آن را نمی دانست آنقدر پرس و جو میکرد تا یاد بگیرد، حتی یک بار نوه اش که دانشجو بود به آمیرزا گفت: میخواهم قرآن را مثل شما خوب یاد بگیرم، ایشان گفته بودند: "شرط داره شما بمن انگلیسی یاد بده بنده من هم چشم به شما قرآن یاد میدم"

,

وی اضافه کرد: میرزا یکی از بیننده های پر و پا قرص برنامه های استاد قرائتی بود، حتی چندین بار برایش نامه نوشت و ایراد تلفظ قرآنی از او گرفت، در روستاهای اطراف میلاجرد(سردار آباد، قاسم آباد، گوگ تپه، امام زاده عباس، سولکو و خود میلاجرد) معلمی کرده بود.

,

سلیمانی تصریح کرد: پدرم سوارد مکتبی زیادی نداشت اما امام جماعت مسجد محل ما می گفت: هر وقت حاج رجب پای منبر من است، اعتماد به نفس ندارم، چون می دانم وقتی منبرم تمام شود، ایشان چند غلط از من خواهد گرفت.

,

پسر میرزا می گوید: پدرم از یک نفر خیلی ناراحت بود، ظاهرا در جوانی ایشان را بخاطر دفاع از دین کتک زده بودند، اما وقتی خبر فوت ایشان را شنید وضو گرفت و نماز وحشت برایش خواند.

,

سلیمانی گفت: در یک برهه‌ ای دار قالی داشتیم که دهها نفر برای پدرم قالی می بافتند، یادم هست که گاهی از ایشان دزدی می شد، ولی همیشه می گفتند که حلالشان باشد، حتما محتاج بودند که مجبور به این کار شده اند.

,

عاقبت این عالم فرزانه در سال ۱۳۸۲ هجری شمسی در سن ۱۰۷ سالگی وفات یافت و در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

,

(قابل ذکر است بنابر گفته ی خانواده مرحوم، چون میرزا شناسنامه ی خود را ۱۰ سال دیرتر گرفته بود، سن فوت ایشان در شناسنامه ۹۷ سالگی می باشد)

,

میرزا رجبعلی سلیمانی در جشن تولد یکی از نوه هایش

, میرزا رجبعلی سلیمانی در جشن تولد یکی از نوه هایش,

, ,

, ,

میرزا رجب، همراه پسرانش جانباز حاج عبدالله (سمت چپ میرزا) جانباز حاج علی (سمت راست میرزا) و شهید احمد سلیمانی (پسر کوچک )

, میرزا رجب، همراه پسرانش جانباز حاج عبدالله (سمت چپ میرزا) جانباز حاج علی (سمت راست میرزا) و شهید احمد سلیمانی (پسر کوچک ),

, ,

, ,

نمونه دستخط های میرزا رجبعلی سلیمانی

, نمونه دستخط های میرزا رجبعلی سلیمانی,

, ,

, ,

, ,

, ,

روحش شاد و یادش گرامی باد.

,

انتهای پیام/ک

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه