حکایت آینهها از قبور مطهر شهدا
مدرسی گفت: وجه زنانه جعبه آینهها خیلی پررنگ است. مادران یا همسران شهدا با دستشان پردهها را دوختهاند، گلها را درست کردهاند و همه را به دقت چیدهاند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,یکی از مهمترین و کلیدیترین نکتهها در خلق آثار هنری خوب، پژوهشهای عمیق و کتابهای خواندنی، خوب دیدن است. دیدن چیزهایی که بقیه آدمها هر روز آنها را میبینند و به سادگی از کنارشان میگذرند.
,کتاب «راز جعبه آینه» نوشته محمدجواد مدرسی، نتیجه یکی از این خوب دیدنها و عمیق فکر کردنها است. جعبه آینههایی که هر یک از ما بارها با آنها در کنار قبور مطهر شهدا با مواجه شدهایم ولی به چیستی آنها و اینکه چه پیامی دارند، توجه نکردهایم.
,آنچه که در ادامه خواهید خواند، گپ و گفت ما با جواد مدرسی، نقاش و پژوهشگر هنر است درباره کتاب «راز جعبه آینه»:
,فارس: آقای مدرسی! در ابتدا توضیحی درباره کتاب بدهید و بگویید دقیقا در این کتاب چه کار کردید؟
, فارس: آقای مدرسی! در ابتدا توضیحی درباره کتاب بدهید و بگویید دقیقا در این کتاب چه کار کردید؟,کتاب در واقع یک جور تحلیلی نشانه شناسی و زیبایی شناسی جعبههای قبور شهدا است. جعبههایی که روی قبر شهدا از اوایل انقلاب بوده و توی آنها به مرور زمان چیدمانی شکل گرفته است. این چیدمانها که خیلی هم متنوع هستند، اعم از هفت سین، سفره عقد، گلهای مصنوعی، مهر و تسبیح و قرآن و آینه و وسایل شخصی شهید است و همه اینها به شکل خاصی در این جعبهها چیدمان شدهاند. ما پیش از این چنین چیزی نداشتیم و قبلا قابهای عکس، روی قبر اموات قرار میگرفت ولی این قدر که به جنبههای زیبایی شناسانه و نمادهایش اهمیت داده شده باشد وجود نداشت و حداقل میتوانم بگویم به این شکل ندیدهام. این مساله در ابتدا برای خودم جذاب بود. زیبایی بصری شیئای که روی قبر قرار گرفته و پردههای عجیب و غریبی که دوخته شده است، توجهم را جلب کرد و ایده اولیه این کار از اینجاها شروع شد.
,


, **نوسازی قبور شهدا حسرت عجیبی در دلم به وجود آورد
, **نوسازی قبور شهدا حسرت عجیبی در دلم به وجود آورد, **نوسازی قبور شهدا حسرت عجیبی در دلم به وجود آورد,فارس: ظاهرا شما خیلی به گلزار شهدا رفت و آمد دارید که این موضوع ذهنتان را درگیر کرده است!
, فارس: ظاهرا شما خیلی به گلزار شهدا رفت و آمد دارید که این موضوع ذهنتان را درگیر کرده است!,من 10ساله بودم که پدرم فوت شد. بچگی من توی مشهد و بهشت رضا گذشت. این جعبهها حتی برای بازی بچهها هم جذاب بود و بین آنها قایم باشک بازی میکردند. به هر حال من یک خاطره خوب از این فضا داشتم. بعدها به تهران آمدم و وقتی بعد از مدتی دوباره به مشهد برگشتم، دیدم به اسم یکسان سازی یا در واقع نوسازی گلزار شهدا تمام اینها را صاف کرده بودند. مواجهه با این صحنه یک حسرت عجیب و غریبی در دلم به وجود آورد و آنجا بود که یادداشتهایی نوشتم و این حسرت باعث شروع این کار شد. بعدا هم به این سوژه پر و بال داده شد و به این شکل در آمد.
,فارس: یعنی از زمان شکل گرفتن این ایده تا انتشار آن چند سال نوشتن این کتاب زمان برد؟
, فارس: یعنی از زمان شکل گرفتن این ایده تا انتشار آن چند سال نوشتن این کتاب زمان برد؟,از زمان ایده شکل گیری اش تا نوشتنش 10-15 سال زمان برد و این موضوع مدام در ذهنم بود. هر وقت که میدیدم حسرت میخوردم. کم کم کنجکاو شدم و به شهرهای دیگر هم رفتم و پرسیدم که آیا جاهای دیگر هم این نمادها از بین رفتهاند و یکسان سازی شده است یا نه و دیدم بعضی جاها در حال از بین رفتن است و بعضی جاها مثل تهران در گلزار شهدا، مقاومت کرده اند و نگذاشته بودند چنین اتفاقی بیافتد.
,


, ,
فارس: چنین نمادسازیهایی برای شهدای ملتهای دیگر هم وجود داشته است؟
, فارس: چنین نمادسازیهایی برای شهدای ملتهای دیگر هم وجود داشته است؟,منظورتان این این است که در کشورهای دیگر مثلا خانواده شهید یا درگذشته چنین کاری انجام داده باشند؟
,**دفاع مقدس خیلی پیچیدهتر از جنگهای دنیاست
, **دفاع مقدس خیلی پیچیدهتر از جنگهای دنیاست, **دفاع مقدس خیلی پیچیدهتر از جنگهای دنیاست,فارس: بله.
, فارس: بله.,در کشتههای جنگهایی که در دنیا اتفاق افتاده، اگر اموات معمولی را قاطی نکنیم، من چنین چیزی ندیدهام. هر چه از قبرستان کشتههای جنگ دیدم خیلی شیک و یکنواخت و اداری بوده است. مثلا یک سازمان آمده و همه را شکل هم ساخته است. انگار به عهده ارگان و سازمانی بوده و نه به عهده خانوادهها و بازماندگان. اگر هم دنبال دلیل بگردید به نظرم به این نتیجه میرسید که نوع جنگی که ما درگیرش بودیم با جنگ آنها فرق میکند. جنگ آنها جنگی رسمی است و جنبه دولتی دارد و کمتر جنبه مذهبی و اخروی دارد ولی اینجا جنگ ما خیلی با مذهب و خانواده و خیلی چیزهای دیگر آمیخته است. خیلی از پدر و مادرها خودشان بچههایشان را فرستادند. عدهای دزدکی جبهه رفتند و جنگ ما خیلی چیز پیچیدهتری است. فرهنگ و مذهب و سیاست همه با هم گره خورده و چنین پدیدهای به وجود آورده است.
,فارس: در فرهنگ خودمان چه طور؟ در گذشته هم برای قبور شهدا چنین قاب آینههایی درست میکردند؟
, فارس: در فرهنگ خودمان چه طور؟ در گذشته هم برای قبور شهدا چنین قاب آینههایی درست میکردند؟,سابقه تاریخیاش به این شکل نبوده است. روی قبر اموات نهایتا یک قاب عکس میبینیم. اینهمه تزیین، اینهمه چیدمان نبوده. چون یک جنبهاش رویکرد قوی زنده بودن شهید است.
,


, **به وجه زنانه دفاع مقدس کم توجه شده است
, **به وجه زنانه دفاع مقدس کم توجه شده است, **به وجه زنانه دفاع مقدس کم توجه شده است,فارس: منظورتان این است که مثلا سفرهای برای شهیده چیدهاند یا تزیینی به خاطر حضورش فراهم کردهاند؟ میخواهم بدانم شما نهایتا از دیدن این چیدمانها به چه چیزی رسیدید؟
, فارس: منظورتان این است که مثلا سفرهای برای شهیده چیدهاند یا تزیینی به خاطر حضورش فراهم کردهاند؟ میخواهم بدانم شما نهایتا از دیدن این چیدمانها به چه چیزی رسیدید؟,اول اینکه رویکردم این نبودم که به چیز خاصی برسم. صرفا موضوع را تحلیل و واگشایی کردهام و به نشانهها و جایگاشان در فرهنگ پرداختهام. زیاد قصد رسیدن به نتیجه خاصی را نداشتم. اما اگر بخواهیم نتیجه گیری خاصی داشته باشیم به نظر من وجه زنانه این جعبهها خیلی پررنگ است. مادران یا همسران شهدا با دستشان پردهها را دوختهاند. با دستشان چیدهاند. گلها را درست کردهاند و هر هفته میآیند تمیز میکنند و غبار روبی میکنند و درش را میبندند. یک مراقبت عجیب و غریبی وجود دارد که بیشتر جنبه زنانه دارد تا مردانه. انگار مادر شهید هنوز از فرزندش مراقبت میکند و هنوز در حال بزرگ کردنش است. به این وجه زنانه در دفاع مقدس خیلی کم توجه شده است و در اینجاها خودش را نشان داده است. در کتاب هم جاهایی توضیح دادهام که وجه دفاع خیلی با وجه مادرانه همخوان است. مادر است که از مرزهای خانهاش دفاع میکند. این مساله خیلی جاها در دفاع مقدس همخوان میشود. میتوان ردش را در جاهای دیگر در دفاع مقدس پیگیری کرد که البته من در این کتاب صرفا به موضوع جعبه آینهها پرداختم.
,


, ,
فارس: برای نوشتن این کتاب با مادران شهدا، همسران شهدا و کسانی که این کارها را انجام دادهاند، هم مصاحبه انجام دادهاید؟
, فارس: برای نوشتن این کتاب با مادران شهدا، همسران شهدا و کسانی که این کارها را انجام دادهاند، هم مصاحبه انجام دادهاید؟,من صرفا به عنوان یک آدم رهگذر و غریبه که مسیرش به گلزار شهدا افتاده و اینها را دیده است به موضوع ورود پیدا کردهام. امروز به این نوع نگارش میگویند مرگ مولفی. کاری نداشتم چه کسی اینها را ساخته است. خواستم چیزهایی که قرار است از زبان تک تک سازندگانش بشنوم، خود جعبهها به من بگویند. این خیلی به نظرم قضیه را متفاوت میکند که از دل جعبه آینهها قضیه را بیرون بکشیم. خود آنها این قدر حرف دارند که برایمان کافی باشد.
]
ارسال دیدگاه