از یادگاران هشت سال دفاع مقدس:
فرمانده شهیدی که نیروی زخمی اش را در آغوش گرفت و به بیمارستان منتقل کرد
شهید محمد امین رحمانی از فرماندهانی بود که پست و جایگاه فرماندهی کمترین تأثیری در روحیه مردمی بودنش نگذاشت؛ یک روز شهید رحمانی در باشگاه افسران ـ ناحیه مقاومت سپاه سنندج ـ مشغول سخنرانی برای جمع کثیری از نیروهای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد بود که ناگهان صدای شلیک گلوله ای بلند شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، در قسمت قبل از سلسله خاطرات محمد طیب کریمی جانباز جنگ تحمیلی و از یادگاران هشت سال دفاع مقدس، داستان عضویتش در سازمان پیشمرگان مسلمان کرد شاخه دهگلان و هم چنین خدمت در خانه شهید سنندج را بیان کردیم، در این قسمت ادامه خاطرات محمد طیب کریمی را از زبان این رزمنده سپاه اسلام منتشر می کنیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله, قسمت قبل,,
بعد از این که خانه شهید با بنیاد شهید و امور ایثارگران ادغام شد و امورات مربوط به شهدا و خانواده معظم شهدا به بنیاد شهید واگذار شد، من خانه شهید را ترک کردم و راهی عملیات شدم. برادر عباس امینی از مهاجران اصفهانی مسئول هماهنگی عملیات استان بود و بعد از اینکه گردان های عملیاتی تشکیل شد، من زیر نظر شهید محمد امین رحمانی و بعد از آن نیز شهید حاج سعید توفیقی و سایر دوستان به فعالیتم ادامه دادم.
,,
شهید محمد امین رحمانی طرح سرباز بومی را اجرا کرد که مورد استقبال مردم روستاها قرار گرفت. شهید رحمانی به مردم روستاها پیشنهاد می داد که مشمولین خدمت سربازی در مناطق آلوده کردستان می توانند در زادگاهشان خدمت سربازیشان را به پایان برسانند. این طرح باعث می شد که اولاً از نیروهای بومی که آشنایی کامل به منطقه داشتند، برای حفظ امنیت مناطق استفاده شود و دوم اینکه مشمولان خدمت سربازی برای انجام خدمت خود مجبور نباشند به شهرهای دیگر بروند. در نتیجه مشمولان خدمت سربازی با شور و شوق خاصی از این طرح استقبال می کردند.
,,
البته این طرح به صورت کاملاً اختیاری انجام می شد و اگر مشمولی قصد داشت وارد ارگان دیگری شود و خدمتش را در آن ارگان به پایان برساند کسی جلودارش نبود و اجباری برای انجام این طرح وجود نداشت. این طرح به پیشنهاد شهید محمد بروجردی و با اجرای درست شهید محمد امین رحمانی یکی از موفق ترین طرح های اجرایی بود.
,,
شهید رحمانی از جمله فرماندهانی بود که پله های ترقی را یکی یکی پشت سر نهاد و به فرماندهی گردان ضربت محمد رسول الله(ص) رسید. ایشان ابتدا به عنوان راننده وارد سازمان پیشمرگان مسلمان کرد شد و بعد از مدتی به دلیل شایستگی و لیاقتی که داشت، به فرماندهی گردان ضربت محمد رسول الله(ص) منصوب شد.
,,
شهید رحمانی از فرماندهانی بود که پست و جایگاه فرماندهی کمترین تأثیری در روحیه مردمی بودنش نگذاشت؛ یک روز شهید رحمانی در باشگاه افسران ـ ناحیه مقاومت سپاه سنندج ـ مشغول سخنرانی برای جمع کثیری از نیروهای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد بود که ناگهان صدای شلیک گلوله ای بلند شد.
,,
یک گلوله سهوی از تفنگ یکی از نیروهای بسیجی در می رود و دست همان شخص را زخمی می کند. در حالیکه شاید همه انتظار برخورد با آن بسیجی را داشتند، شهید رحمانی تریبون سخنرانی را رها کرد و آن نیروی بسیجی که جوان کم سن و سالی بود را بغل کرد و او را با ماشین خودش به بیمارستان منتقل کرد.
,,
برگزاری جلسات توجیهی قبل از اعزام تیم های عملیاتی به مناطق یکی از شروط اصلی اعزام تیم ها به مناطق بود و برگزاری این جلسات حساسیت زیادی داشت و نیروها باید به طور کامل در این جلسات توجیه می شدند تا انجام عملیات را با کمترین تلفات به پایان برسانند. شاید شلیک سهوی یک گلوله در جلسه توجیهی خطای نابخشودنی باشد، ولی شهید رحمانی با برخوردی همراه با طمأنینه و آرامش این بسیجی نوجوان را در آغوش گرفت و او را به بیمارستان منتقل کرد.
,,
این برخورد همراه با ملاطفت شهید رحمانی با نیروهای زیر دستش در حالی رخ می داد که شهید رحمانی در مقابله با نیروهای ضد انقلاب خشم تمام وجودش را فرا می گرفت. شهید محمد امین رحمانی مصداق عینی فرماندهی بود که در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند.
,,
شهید رحمانی در نبرد با دشمن غدار، دلی محکم، قدمی استوار و تدبیری دقیق و درست داشت. ایشان به جهت درایت، توانایی و کارایی که داشت نقش بسیار تعیین کننده ای در پاکسازی روستاهای اطراف سنندج داشت. به جرأت می توان گفت شهید رحمانی نقش اول را در پاکسازی محورهای مواصلاتی سنندج داشت. بعضی مواقع چندین شبانه روز را در ارتفاعات کردستان به شناسایی و تعقیب گریز نیروهای ضد انقلاب مشغول بود.
,,
شهید رحمانی تنها به پاکسازی مناطق بسنده نمی کرد، بلکه بعد از پاکسازی هر روستا، پایگاهی را برای حفاظت از جان، مال و ناموس مردم در آن روستا ایجاد می کرد و در اغلب موارد مدیریت پایگاه را نیز به اهالی همان روستا محول می کرد. شهید رحمانی کوه به کوه و دره به دره مناطق کردستان را به دنبال ضدانقلاب می رفت و آنان را تعقیب می کرد، به طوریکه خواب راحت از چشمان ضد انقلاب ربوده بود.
,,
فعالیت شهید رحمانی تنها در درگیری ها و میدان رزم خلاصه نمی شد؛ ایشان به دلیل اینکه از جنس مردم منطقه بود و مردم را خوب می شناخت، بر این باور بود که افرادی که با انقلاب می جنگند فریب خورده هستند؛ لذا بیشترین همت خود را صرف خدمت رسانی و اقدامات فرهنگی و بصیرت افزایی می کرد.
,,
شهید رحمانی تلاش زیادی را برای بازگرداندن فریب خوردگان می کرد و در این راه نیز موفقیت های چشم گیری نیز به دست می آورد. ایشان بعضی مواقع خطرات جدی و تهدیدات سخت ضد انقلاب را به جان می خرید تا شاید بتواند یک نفر را به دامن انقلاب بازگرداند.
,,

, نفر اول از سمت چپ شهید محمد امین رحمانی، شخصی که روی سینه اش نشان قرمز رنگی حک شده است شهید داریوش چاپاری می باشد
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه