بهار که از راه می‌رسد. . .

بهار که از راه می‌رسد. . .
زبیا و چون بهار طراوت و شکفتن و لبخند و مهربانی و زیبایی و سبزی و تازگی را به هر که دل به زمستان سپرده هدیه کن. که بهار می‌آید و می‌رود اما تو در تابستان و پاییز و زمستان هم که بمانی بهارآفرین خواهی شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، به نقل از آفتاب ری؛جوانه سر می‌زند، شکوفه می‌شکفد

, شبکه اطلاع رسانی دانا, آفتاب ری,
باران نم‌نم می‌بارد آسمان نفس می‌کشد
,
باران نم‌نم می‌بارد آسمان نفس می‌کشد
,
باران نم‌نم می‌بارد آسمان نفس می‌کشد
,
زمین سبز می‌شود بلبل نغمه خوان می‌شود
,
زمین سبز می‌شود بلبل نغمه خوان می‌شود
,
زمین سبز می‌شود بلبل نغمه خوان می‌شود
,
روز نو می‌شود سال نکو می‌شود
اما… تو چطور؟
بهار که از راه می‌رسد

بهار که از راه می‌رسد

اگر شکوفه شکوفه بروید
,
روز نو می‌شود سال نکو می‌شود
اما… تو چطور؟
بهار که از راه می‌رسد

بهار که از راه می‌رسد

اگر شکوفه شکوفه بروید
,
روز نو می‌شود سال نکو می‌شود
,
اما… تو چطور؟
,
بهار که از راه می‌رسد

بهار که از راه می‌رسد

,
بهار که از راه می‌رسد

بهار که از راه می‌رسد

, بهار که از راه می‌رسد, بهار که از راه می‌رسد,

بهار که از راه می‌رسد

,
اگر شکوفه شکوفه بروید
,
و دریغ از شکوفه لبخندی که بر لبانت بنشیند چه؟
اگر زمین زمین سبز شود
,
و دریغ از شکوفه لبخندی که بر لبانت بنشیند چه؟
اگر زمین زمین سبز شود
,
و دریغ از شکوفه لبخندی که بر لبانت بنشیند چه؟
,
اگر زمین زمین سبز شود
,
و هنوز برگ‌های پاییزی سنگفرش دلت باشد چه؟
اگر باران باران طراوت ببارد
,
و هنوز برگ‌های پاییزی سنگفرش دلت باشد چه؟
اگر باران باران طراوت ببارد
,
و هنوز برگ‌های پاییزی سنگفرش دلت باشد چه؟
,
اگر باران باران طراوت ببارد
,
و هنوز خاکستر غم و یاس بر شیشه دلت باشد چه؟
اگر روز روز نو شود ولی چشم‌هایت به عادت و کهنگی گشوده شود چه؟

 

اگر گرما گرما مهربانی با طلوع خورشید

 

بتابد و تو همچنان دل به سرما سپرده باشی چه؟
اگر بهار بهار بیاید و تو زمستان باشی؟

 

بیا و وجودت را به دست مهربان بهار بسپار تا زندگی را در تو جاری کند
تا… بهار شوی
بیا و چون بهار طراوت و شکفتن و لبخند و مهربانی و زیبایی و سبزی و تازگی را به هر که دل به زمستان سپرده هدیه کن

 

که بهار می‌آید و می‌رود اما تو در تابستان و پاییز و زمستان هم که بمانی بهارآفرین خواهی شد
بیا و تو بهار آفرین باش

 

تا دشت مهربانی بروید
هزار هزار خنده بشکفد
و
باران باران محبت ببارد
,
و هنوز خاکستر غم و یاس بر شیشه دلت باشد چه؟
اگر روز روز نو شود ولی چشم‌هایت به عادت و کهنگی گشوده شود چه؟

 

اگر گرما گرما مهربانی با طلوع خورشید

 

بتابد و تو همچنان دل به سرما سپرده باشی چه؟
اگر بهار بهار بیاید و تو زمستان باشی؟

 

بیا و وجودت را به دست مهربان بهار بسپار تا زندگی را در تو جاری کند
تا… بهار شوی
بیا و چون بهار طراوت و شکفتن و لبخند و مهربانی و زیبایی و سبزی و تازگی را به هر که دل به زمستان سپرده هدیه کن

 

که بهار می‌آید و می‌رود اما تو در تابستان و پاییز و زمستان هم که بمانی بهارآفرین خواهی شد
بیا و تو بهار آفرین باش

 

تا دشت مهربانی بروید
هزار هزار خنده بشکفد
و
باران باران محبت ببارد
,
و هنوز خاکستر غم و یاس بر شیشه دلت باشد چه؟
,
اگر روز روز نو شود ولی چشم‌هایت به عادت و کهنگی گشوده شود چه؟

 

اگر گرما گرما مهربانی با طلوع خورشید

 

بتابد و تو همچنان دل به سرما سپرده باشی چه؟
اگر بهار بهار بیاید و تو زمستان باشی؟

 

بیا و وجودت را به دست مهربان بهار بسپار تا زندگی را در تو جاری کند
تا… بهار شوی
بیا و چون بهار طراوت و شکفتن و لبخند و مهربانی و زیبایی و سبزی و تازگی را به هر که دل به زمستان سپرده هدیه کن

 

که بهار می‌آید و می‌رود اما تو در تابستان و پاییز و زمستان هم که بمانی بهارآفرین خواهی شد
بیا و تو بهار آفرین باش

 

تا دشت مهربانی بروید
هزار هزار خنده بشکفد
و
باران باران محبت ببارد
,

 

,
اگر گرما گرما مهربانی با طلوع خورشید

 

بتابد و تو همچنان دل به سرما سپرده باشی چه؟
اگر بهار بهار بیاید و تو زمستان باشی؟

 

بیا و وجودت را به دست مهربان بهار بسپار تا زندگی را در تو جاری کند
تا… بهار شوی
بیا و چون بهار طراوت و شکفتن و لبخند و مهربانی و زیبایی و سبزی و تازگی را به هر که دل به زمستان سپرده هدیه کن

 

که بهار می‌آید و می‌رود اما تو در تابستان و پاییز و زمستان هم که بمانی بهارآفرین خواهی شد
بیا و تو بهار آفرین باش

 

تا دشت مهربانی بروید
هزار هزار خنده بشکفد
و
باران باران محبت ببارد
, مهربانی,

 

,
بتابد و تو همچنان دل به سرما سپرده باشی چه؟
اگر بهار بهار بیاید و تو زمستان باشی؟

 

بیا و وجودت را به دست مهربان بهار بسپار تا زندگی را در تو جاری کند
تا… بهار شوی
بیا و چون بهار طراوت و شکفتن و لبخند و مهربانی و زیبایی و سبزی و تازگی را به هر که دل به زمستان سپرده هدیه کن

 

که بهار می‌آید و می‌رود اما تو در تابستان و پاییز و زمستان هم که بمانی بهارآفرین خواهی شد
بیا و تو بهار آفرین باش

 

تا دشت مهربانی بروید
هزار هزار خنده بشکفد
و
باران باران محبت ببارد
,
بتابد و تو همچنان دل به سرما سپرده باشی چه؟
اگر بهار بهار بیاید و تو زمستان باشی؟

 

بیا و وجودت را به دست مهربان بهار بسپار تا زندگی را در تو جاری کند
تا… بهار شوی
بیا و چون بهار طراوت و شکفتن و لبخند و مهربانی و زیبایی و سبزی و تازگی را به هر که دل به زمستان سپرده هدیه کن

 

که بهار می‌آید و می‌رود اما تو در تابستان و پاییز و زمستان هم که بمانی بهارآفرین خواهی شد
بیا و تو بهار آفرین باش

 

تا دشت مهربانی بروید
هزار هزار خنده بشکفد
و
باران باران محبت ببارد
,
بتابد و تو همچنان دل به سرما سپرده باشی چه؟
,
اگر بهار بهار بیاید و تو زمستان باشی؟

 

بیا و وجودت را به دست مهربان بهار بسپار تا زندگی را در تو جاری کند
تا… بهار شوی
بیا و چون بهار طراوت و شکفتن و لبخند و مهربانی و زیبایی و سبزی و تازگی را به هر که دل به زمستان سپرده هدیه کن

 

که بهار می‌آید و می‌رود اما تو در تابستان و پاییز و زمستان هم که بمانی بهارآفرین خواهی شد
بیا و تو بهار آفرین باش

 

تا دشت مهربانی بروید
هزار هزار خنده بشکفد
و
باران باران محبت ببارد
,

 

,
بیا و وجودت را به دست مهربان بهار بسپار تا زندگی را در تو جاری کند
تا… بهار شوی
بیا و چون بهار طراوت و شکفتن و لبخند و مهربانی و زیبایی و سبزی و تازگی را به هر که دل به زمستان سپرده هدیه کن

 

که بهار می‌آید و می‌رود اما تو در تابستان و پاییز و زمستان هم که بمانی بهارآفرین خواهی شد
بیا و تو بهار آفرین باش

 

تا دشت مهربانی بروید
هزار هزار خنده بشکفد
و
باران باران محبت ببارد
,
بیا و وجودت را به دست مهربان بهار بسپار تا زندگی را در تو جاری کند
تا… بهار شوی
,
بیا و وجودت را به دست مهربان بهار بسپار تا زندگی را در تو جاری کند
,
تا… بهار شوی
,
تا… بهار شوی
,
بیا و چون بهار طراوت و شکفتن و لبخند و مهربانی و زیبایی و سبزی و تازگی را به هر که دل به زمستان سپرده هدیه کن

 

که بهار می‌آید و می‌رود اما تو در تابستان و پاییز و زمستان هم که بمانی بهارآفرین خواهی شد
بیا و تو بهار آفرین باش

 

تا دشت مهربانی بروید
,
بیا و چون بهار طراوت و شکفتن و لبخند و مهربانی و زیبایی و سبزی و تازگی را به هر که دل به زمستان سپرده هدیه کن

 

که بهار می‌آید و می‌رود اما تو در تابستان و پاییز و زمستان هم که بمانی بهارآفرین خواهی شد
بیا و تو بهار آفرین باش

 

تا دشت مهربانی بروید
,

 

,
که بهار می‌آید و می‌رود اما تو در تابستان و پاییز و زمستان هم که بمانی بهارآفرین خواهی شد
,
که بهار می‌آید و می‌رود اما تو در تابستان و پاییز و زمستان هم که بمانی بهارآفرین خواهی شد
, بهارآفرین,
بیا و تو بهار آفرین باش

 

تا دشت مهربانی بروید
,
بیا و تو بهار آفرین باش

 

تا دشت مهربانی بروید
,

 

,
تا دشت مهربانی بروید
,
تا دشت مهربانی بروید
,
تا دشت مهربانی بروید
,
هزار هزار خنده بشکفد
,
هزار هزار خنده بشکفد
,
هزار هزار خنده بشکفد
,
و
,
و
,
و
,
باران باران محبت ببارد
,
باران باران محبت ببارد
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه