قصه رشادت رزمندگان در گردان" انبیا لرستان"
روایت فتح/ عبور از شیار برای نجات خط
پس از عملیات محرم و بعد از طی 15 روز دوره آموزشی فشرده در پادگان کرخه به منطقه شرحانی جهت تحویل گرفتن خط پدافندی از لشکر امام حسین(ع) اعزام شده بودیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا و به نقل از لرسو؛ پس از عملیات محرم و بعد از طی 15 روز دوره آموزشی فشرده در پادگان کرخه به منطقه شرحانی جهت تحویل گرفتن خط پدافندی از لشکر امام حسین(ع) اعزام شده بودیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نقل از , لرسو, ؛ پس از عملیات محرم و بعد از طی 15 روز دوره آموزشی فشرده در پادگان کرخه به منطقه شرحانی جهت تحویل گرفتن خط پدافندی از لشکر امام حسین(ع) اعزام شده بودیم.,شب را زیر آتشبار توپخانههای عراقی صبح کردیم. تعدادی از بچهها شهید شده بودند. با روشن شدن هوا گردانهای تکاور عراقی از طریق شیاری بنام بجلیه که مابین دو طرف بود به سمت ما حرکت کردند. قصد داشتند مثلث پدافندی گردان را تصرف و منطقه شهرانی را پس بگیرند.
,شکست ما یعنی از دست دادن منطقهای که با جانفشانی شهدای بسیار از دشمن بازپس گرفته شده بودند. آنقدر به هم نزدیک بودیم که گاهاً بین نیروها نبرد تن به تن اتفاق میافتاد. علاوه بر این، دشمن آتش توپخانهاش را متوجه عقبه نیروها کرده بود، تا مانع رسیدن هرگونه نیروی کمکی و مهمات شود. درگیری تا ساعت یک بعدازظهر ادامه پیدا کرد. مهماتمان تمام شده بود. به علت قطع ارتباط نیروها با عقب امکان تأمین مهمات وجود نداشت. شیار بجلیه پر بود از جنازه نیروهای کماندویی عراقی که قصد داشتند مقاومت نیروهای ما را در هم بشکنند.
,به فکرمان رسید از سلاحها و مهمات کشتههای عراقی برای ادامه نبرد استفاده کنیم. رفتن داخل شیار کار بسیار خطرناکی بود. فاصله ما تا عراقیها در بعضی از نقاط به حدود صدمتر میرسید. در چنین شرایطی احتمال برگشتن داوطلبان چیزی حدود ده درصد بود. باید کاری میکردیم. بعضی از بچهها مهماتشان تمام شده بود با سنگ به جان کماندوهای عراقی افتادند. چارهای نبود جزاینکه تعدادی از بچه ها وارد شیار شودند و مهمات کشته ها را بیاورند.
,تعدادی داوطلب میخواستیم اولین کسی که داوطلب شد، «اسد حسنوند» بود. بعداً هم تعداد دیگری از بچهها نیز داوطلب این کار شدند.
,نجات خط و حفظ زحمات شهدا و دفاع بسیجیان، بستگی به مأموریت این چند نفر داشت. اسد و همرزمانش وارد شیار شدند.
,برای پوشش آنها، مهمات باقیمانده را روی نیروهای دشمن ریختیم. دو ساعت طول کشید تا برگشتند؛ ساعاتی که پر از دلهره و اضطراب بود.
,وقتی اسد و همراهانش برگشتند، مقدار قابل توجهی خمپارههای کماندوی، اسلحههای کلاش با خشابهای پر و دیگر انواع مهمات از کشتهها و جامانده از فراریان عراقی را جمعآوری و با خود به عقب آورده بودند. با آن تعداد مهمات، مقاوت نیروها ادامه پیدا کرد.
,اسد و همراهانش هنوز عرقشان خشک نشده و نفسشان جا نیامده بود که دوباره وارد شیار شدند. هنوز دقایقی از ورود اسد و همراهانش به شیار نگذشته بود که نیروهای کمکی توانستند آتش توپخانههای عراق را رد کرده و مهمات لازم را به بچهها برسانند.
,با رسیدن نیروهای کمکی توانستیم نیروهای مهاجم دشمن را پس زده و به عقب برانیم. این بار وقتی اسد و همراهانش برگشتند، علاوه بر اسلحه و مهمات، تعدادی از نیروهای عراقی را به اسارت خود در آورده بودند.
,یکی از نیروهای بسیجی که مجروح شده بود را بچهها کول کرده و با خود به عقب آورده بودند. آن روز پس از اینکه گردان توانستند نیروهای عراقی را به عقبنشینی وادار کنند و پس ازاتمام درگیری از رادیو سراسری اعلام شد که :
,گردان «انبیاء لرستان» در مقابل یک تیپ کماندوی عراق پیروز شده و توانسته از اشغال منطقه توسط نیروهای دشمن جلوگیری کند.
,راوی: میثم دستگردی
, راوی: میثم دستگردی,نویسنده: احمدرضا گوهری
, نویسنده: احمدرضا گوهری,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه