وبلاگ وزنه سیاسی نوشت:
یادی از مجالس آن مرد الهی؛ محمد اسماعیل دولابی
در اولین ساعات ماه پر فضیلت رمضان نیکو دیدم که خود عبور کنم و به اتفاق کاربران عزیز به مطالعه صفحه 19 جلد دوم کتاب طوبی محبت مرحوم میرزا اسماعیل دولابی آن مرد بزرگ خدائی بپردازیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سلام کمیجان، وبلاگ وزنه سیاسی نوشت: مرحوم میرزا اسماعیل دولابی آن مرد بزرگ خدائی بپردازیم که می فرمود: خیلی نگو من گناهکارم. این را ادامه نده تا به یقین برسد. روی صفات خوب و کارهای خوب کار کن تا به یقین برسد. معصیت را به یقین نرسان. ایمان را به شک تبدیل نکن. این که به شما روزی داده ،خلق کرده ،اینجا نشانده هیچ کدام دست ما نبوده.همه را خدا خلق کرده. در این یقین ها شک نکنید .از آن طرف پشت بام نیفتید. بعضی ها احتیاط می کنند عقب عقب می روند از آن طرف پشت بام می افتند. اصلا من ندیدم کسی از جلو بیفتد همه از پشت می افتند. رفتی علم را بفهمی خراب کردی. رفتی بچه را تربیت کنی فاسدش کردی. هر کاری کردی از گشت سر افتادی.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سلام کمیجان, سلام کمیجان, سلام کمیجان, سلام کمیجان, سلام کمیجان, وزنه سیاسی, وزنه سیاسی,,

وقتی بسم الله را بفهمد دیگر نه از جلو می افتد نه از پشت سر.اهل سنت که اصلا بسم الله را جزء سوره نمی دانند و در نماز نمی خوانند! اصلا گفتند بسم الله مال خدا نیست و حال آنکه همه قرآن در سوره حمد است . حمد هم در بسم الله است. بسم الله هم در "باء" آن است. باء هم در نقطه آن است. علی علیه السلام گفت: من آن نقطه هستم. یعنی با من قرآن نوشته شده است. با من قرآن درست شده است. همه اش بامن ،از من و برای من است.
چقدر راحتت کرد !چقدر زحمتت را کم کرد! به شرطی که قبول کرده باشی. اگر انسان قبول نکند که هیچ، بگذار برود خودش درست کند. هزار و پانصد سال است می خواهد بسم الله را یاد بگیرد ، هنوز مشغول است.عده ای هم قبول کردند و رفتند در قرب خدا. آنها عدد ندارند خیلی هستند. شما هم بیایید از آنها شوید.از آنهایی نباشید که شک می کنند .فکر کن چه کسی تو را آورده است، چه کسی درستت کرده، چه کسی غذایت داده، به همین ظاهر هم فکر کنی کافی است نمی خواهد معنا کنی. آیا کسی سراغ دارید اینطور مواظبتان باشد؟
, ,
,
,
فرمود: هرکسی میخواهد با من مخالفت کند یا شک کند حداقل، غذایی را که به من نسبت داده میشود، نخورد! آیا در آسمان و زمین چیزی را سراغ دارید که بتوانیم نسبت آن را از خدا برداریم!؟ علفی، گیاهی، گلی، برگی، چیزی که از آن خدا نباشد؟ یا زیر یک آسمانی راه برود که آن آسمان مال خدا نباشد. از زیر آسمان خدا بیرون برود! اگر این کارها را هم نتوانست انجام دهد حداقل خدایی مثل من پیدا کند. یکی مثل من مهربان و رئوف و دارای فضل و احسان پیدا کند، آن هم قبل از آنکه ما باشیم.
,
,
انتهای پیام/ع
]
ارسال دیدگاه