انقلاب اسلامی و نیاز مضاعف به مدیرانی انقلابی؛
خمینیگرایی در مقابل عملگرایی است
منطق انقلابیگری خمینی حکم میکند که باید برای زدودن ظلم نظام سرمایهداری دست به سلاح شد و این سلاح گاهی تفنگ است، گاهی قلم است، گاهی رسانه است و امروز نیز اقتصاد و فرهنگ.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، اواخر تیرماه سال 66 بود که ناوهای آمریکایی به عنوان اسکورت نفتکشهای کویتی قصد ورود به آبهای خلیج فارس را داشتند. همزمان با این اقدام آمریکاییها، جلسهی سران قوا در حضور امام خمینی(ره) برگزار شد. حضرت امام به حضار میگویند که «اگر من به جای شما باشم، اولین ناو آمریکایی که خواست وارد تنگه هرمز شود را میزنم.»
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,پس از آنکه امام جلسه را ترک کردند، هاشمی رفسنجانی سعی نمود تا نظر سایرین را عوض کند و به جای آن پیشنهاد داد که کشتیهای تحت اسکورت آمریکا مورد هدف قرار بگیرند.
,سردار علی فدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه در اینباره میگوید: «حضرت امام در آن جلسه عنوان کردند که اگر من بودم میزدم ولی شما خودتان بروید جلسه بگذارید و مطابق با نتیجهی جلسهتان اقدام کنید. از اینرو ما اقدام کردیم و در تنگه هرمز به مصاف آمریکاییها رفتیم، اما 5 دقیقه قبل از عملیات، طی تماسی از تهران، به ما اعلام شد که عملیات لغو شود!»
,این فقط یک نمونه از رفتارهای انقلابی امام بود که بر پایهی ایدئولوژی «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند» بنا شده بود. در خاطرات افرادی که در این ماجرا حضور داشتند آمده است که مسئولان بهشدت از این نظر مشورتی امام حیرت کرده بودند و حتی برخی از آنان، خطرات چنین کاری را به امام گوشزد میکردند تا شاید در تصمیم خود تجدیدنظر کند، اما نکرد!
,در حقیقت امام در مواجهه با هرگونه زیادهخواهی آمریکا از روش «استقامت» استفاده میکردند نه از روشهای مرسوم دیپلماسی. ایشان در پاسخ به نامهی آیتالله منتظری در خصوص جنایت حملهی ناو آمریکایی به هواپیمای ایرباس ایرانی که به شهادترسیدن همهی 290 سرنشین آن انجامید، نوشتند: «مردم شریف ایران باید توجه کنند که امروز، روز مبارزه و جنگیدن با تمام شیاطینی است که حقوق حَقّهی تمامی پابرهنگان جهان را صرف عیش و نوش و تهیهی سلاحهایی مینمایند که برای همیشه حاکم دنیای گرسنگان باشند.»
,حضرت امام در ادامهی نامه مرقوم داشتند: «جنگ امروز ما، جنگ با عراق و اسرائیل نیست؛ جنگ ما، جنگ با عربستان و شیوخ خلیج فارس نیست؛ جنگ ما، جنگ با مصر و اردن و مراکش نیست؛ جنگ ما، جنگ با ابرقدرتهای شرق و غرب نیست؛ جنگ ما، جنگ مکتب ماست علیه تمامی ظلم و جور؛ جنگ ما جنگ اسلام است علیه تمامی نابرابریهای دنیای سرمایهداری و کمونیزم؛ جنگ ما جنگ پابرهنگی علیه خوشگذرانیهای مرفهین و حاکمان بیدرد کشورهای اسلامی است. این جنگ سلاح نمیشناسد، این جنگ محصور در مرز و بوم نیست، این جنگ، خانه و کاشانه و شکست و تلخی کمبود و فقر و گرسنگی نمیداند. این جنگ، جنگ اعتقاد است، جنگ ارزشهای اعتقادی-انقلابی علیه دنیای کثیف زور و پول و خوشگذرانی است. جنگ ما، جنگ قداست، عزت و شرف و استقامت علیه نامردمیهاست.»
,مشخص است که امام، افق بلندی را برای خود ترسیم کرده که همهی برنامههای خود را در جهت رسیدن به آن، تنظیم و اجرا میکند.
,نقطهی مقابل آرمانگرایی و استقامت، بیهدفی و محافظهکاری است که در عرصهی سیاسی از آن تحت عنوان «عملگرایی» یاد میشود. در واقع یک سیاستمدار عملگرا، نه بر اساس آرمان و هدف متعالی، که بر اساس منطق هزینه-فایده تصمیمسازی و تصمیمگیری میکند و این سیاستمدار بسته به اینکه در مسائل اعتقادی که نوعی خطوط قرمز محسوب میشود، تا چه حدی میتواند انعطاف نشان بدهد، از ضریب اعتدال و میانهروی بیشتری برخوردار میشود.
,در حال حاضر انقلاب اسلامی پس از گذشت بیش از 37 سال، بیشتر از هر چیز دیگری به مدیریت و مدیران انقلابی نیاز دارد. نقطهی مقابل این هدف، حذف مدیریت و مدیران محافظهکار و نامقاوم است که فکر میکنند میتوانند با لبخند و دستدادن و قدمزدن و چند پست توئیتری، منافع مردم را تأمین نمایند که از این حیث، سخت در اشتباهاند.
,انقلاب اسلامی به مدیرانی خمینیچی نیاز دارد، نه مدیرانی که منطق خمینی را منطق جنگ و تندروی نامیده و هر روز یک برچسب جدید به انقلابیون میزنند. منطق انقلابیگری خمینی حکم میکند که باید برای زدودن ظلم نظام سرمایهداری دست به سلاح شد، و این سلاح گاهی تفنگ است، گاهی قلم است، گاهی رسانه است... و امروز نیز اقتصاد و فرهنگ.
,طبعا سیاستمداران، مدیران، دانشگاهیان و حوزویان باید در مقطع کنونی همهی توان خود را بر روی مقاومسازی اقتصاد و فرهنگ کشور نسبت به خطرات و تهدیدهای درونی و بیرونی مصروف نمایند که اگر جز این کنند و جز این بیندیشند، «جهاد کبیر» را درک نکردهاند.
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه