یادداشت/

تداوم انقلابی‌گری پس از ۲۷ سال

تداوم انقلابی‌گری پس از ۲۷ سال
انقلاب اسلامی در طول دهه اول حیات خویش و با زعامت امام خمینی(ره) در حوزه اقتصاد با شعار حمایت از محرومان و طبقات آسیب‌پذیر اجتماعی نظام سرمایه‌داری دوره پهلوی را به کناری زد و مدل اقتصادی خاص خویش را پیش رو نهاد. جامعه سنتی ایران که از دیرباز تحت تأثیر دین اسلام و مذهب تشیع قرار داشت، با تثبیت این نظام ارزش‌های مذهبی‌اش تقویت شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تهران نیوز ،انقلاب‌ها پس از دوران اولیه پیروزی و استقرار، روندی را طی می‌کنند که منجر به نهادینه شدن نظام سیاسی و کاهش تب انقلابی می‌گردد. به طور معمول پس از چند سال که ساختار و ماهیت نظام اجتماعی تغییر می‌کند، از هیجان‌های ابتدایی کاسته می‌شود و دولت و مردمان به زندگی پیشین باز می‌گردند. در متون کلاسیک سیاسی از این اتفاق تحت عنوان ترمیدور یا بازگشت‌پذیری انقلاب‌ها یاد می‌شود. بدین معنا که دوران تحول اساسی و ناگهانی پایان می‌یابد و امور سیاسی و اجتماعی روالی روزمره می‌یابند. در این لحظه آرمان‌های انقلابی به فراموشی سپرده می‌شوند، گویی اصولاً انقلابی رخ نداده بود تا به اهدافی جدید دست یابد. بدین ترتیب عموم مردم ملاحظه می‌کنند که به غیر از سال‌های اولیه انقلاب، چندان تغییری در نظام حکوتی و زیست آنان پدید نیامده یا اگر تحولی هم به وقوع پیوسته، جزئی و موقت بوده و بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته است. این ویژگی اکثریت قریب به اتفاق انقلاب‌های بزرگ تاریخ از قرن هجدهم به بعد بوده است. اما آیا چنین دگردیسی شامل انقلاب اسلامی نیز می‌گردد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تهران نیوز,  ،انقلاب‌ها پس از دوران اولیه پیروزی و استقرار، روندی را طی می‌کنند که منجر به نهادینه شدن نظام سیاسی و کاهش تب انقلابی می‌گردد. به طور معمول پس از چند سال که ساختار و ماهیت نظام اجتماعی تغییر می‌کند، از هیجان‌های ابتدایی کاسته می‌شود و دولت و مردمان به زندگی پیشین باز می‌گردند. در متون کلاسیک سیاسی از این اتفاق تحت عنوان ترمیدور یا بازگشت‌پذیری انقلاب‌ها یاد می‌شود. بدین معنا که دوران تحول اساسی و ناگهانی پایان می‌یابد و امور سیاسی و اجتماعی روالی روزمره می‌یابند. در این لحظه آرمان‌های انقلابی به فراموشی سپرده می‌شوند، گویی اصولاً انقلابی رخ نداده بود تا به اهدافی جدید دست یابد. بدین ترتیب عموم مردم ملاحظه می‌کنند که به غیر از سال‌های اولیه انقلاب، چندان تغییری در نظام حکوتی و زیست آنان پدید نیامده یا اگر تحولی هم به وقوع پیوسته، جزئی و موقت بوده و بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته است. این ویژگی اکثریت قریب به اتفاق انقلاب‌های بزرگ تاریخ از قرن هجدهم به بعد بوده است. اما آیا چنین دگردیسی شامل انقلاب اسلامی نیز می‌گردد.,

انقلاب اسلامی در طول دهه اول حیات خویش و با زعامت امام خمینی(ره) تحولات عظیمی را در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی و محیط خارجی ایران تجربه کرد. به نوعی که در عرصه سیاسی با تشکیل حکومت ولایت فقیه و استقرار جمهوری بر اساس احکام و قوانین اسلامی، دولتی متمایز با نظام شاهنشاهی به وجود آورد. در حوزه اقتصاد با شعار حمایت از محرومان و طبقات آسیب‌پذیر اجتماعی نظام سرمایه‌داری دوره پهلوی را به کناری زد و مدل اقتصادی خاص خویش را پیش رو نهاد. جامعه سنتی ایران که از دیرباز تحت تأثیر دین اسلام و مذهب تشیع قرار داشت، با تثبیت این نظام ارزش‌های مذهبی‌اش تقویت شد. در عرصه خارجی نیز با رویگردانی از قدرت‌های غربی و استقبال از کشورهای مستقل و حمایت از جنبش‌های آزادی‌بخش در دنیای اسلام متمایز شد. همه این تحولات به یمن حضور و رهبری امام خمینی به دست آمد. آیا نظام از مسیر خویش منحرف شده و رویه سابق یا مشابه انقلاب های دیگر را در پیش گرفته است؟

,

واقعیت آن است که موتور محرکه انقلاب اسلامی همچنان بر طریق پیشین خود به پیش می‌رود، در حالی که رهبری انقلاب در طول این سال‌ها در شاخصه های انقلابی گری کاملا شبیه امام خمینی(ره) رفتار و عمل کرده است اما کشور از عیوب کارکردی نیز مبرا نیست. ایشان اصول، اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی را در داخل و خارج همانند روح‌الله خمینی الموسوی تعریف کرده و بر استمرار راه انقلاب ایستادگی کرده است. چنانکه در سخنرانی سالگرد بیست و هفتمین رحلت بنیان‌گذار انقلاب، پایبندی به مبانی و ارزش‌های اسلامی یکی از شاخص‌های قوام نظام است که ضامن موجودیت سیاسی کشور می‌باشد نام بردند. اما انقلاب در عرصه اقتصادی با چالش هایی مواجه است. مدل‌های رشد و برنامه‌های چندگانه توسعه عمدتاً در پی آزادسازی اقتصادی بوده‌اند و با رویکرد اقتصاد بازار و بخش خصوصی عملاً آرمان حمایت از مستضعفان را کم‌رنگ کرده‌اند. همچنین مسائل اقتصادی مانند تورم، بیکاری و نظام بانکی با بهره‌های سرسام‌آور مانند متناقض‌نمایی به نظر رسیده است؛ زیرا رشد و مقاومت اقتصادی ایران را در برابر بحران‌ها و فشارهای مالی جهان تضعیف نموده است.

,  در حالی که رهبری انقلاب, کشور از عیوب کارکردی نیز مبرا نیست,  اما انقلاب در عرصه اقتصادی با چالش هایی مواجه است. مدل‌های رشد و برنامه‌های چندگانه توسعه عمدتاً در پی آزادسازی اقتصادی بوده‌اند و با رویکرد اقتصاد بازار و بخش خصوصی عملاً آرمان حمایت از مستضعفان را کم‌رنگ کرده‌اند. همچنین مسائل اقتصادی مانند تورم، بیکاری و نظام بانکی با بهره‌های سرسام‌آور مانند متناقض‌نمایی به نظر رسیده است؛ زیرا رشد و مقاومت اقتصادی ایران را در برابر بحران‌ها و فشارهای مالی جهان تضعیف نموده است.,

در عرصه فرهنگی تبدیل نظام اسلامی به الگوی الهام‌بخش ملت‌های مسلمان، حاکمیت دین خدا و تأمین سلامت جسمی، اخلاقی و معنوی ایرانیان نشان از دوام گفتمان مذهبی انقلاب دارد. هرچند تهاجم فرهنگی مانند استخوانی در گلو ظاهر گردیده و با پوست‌اندازی خود به شکل جنگ نرم جریان انقلاب را تهدید می‌کند. امروزه گفتمان انقلاب اسلامی در ابعاد فرهنگی، سبک زندگی و فضای مجازی چندان نهادینه نشده و سلطه غرب‌گرایی و خودباختگی ارزشی جوانان ایرانی را تهدید می‌کند. نقطه قوت گفتمان انقلاب در عرصه خارجی با تأمین عزت، هویت ملی و اقتدار بین‌المللی در مقابل تهدیدهای نظامی و تحریم‌های مالی، پایبندی به استقلال همه‌جانبه کشور و حساسیت در برابر بیگانگان را به نمایش گذاشته است. از طرفی امروزه حرکت‌های مردمی اسلام‌گرا در کشورهای عراق، لبنان، فلسطین، بحرین و یمن تحت حمایت اصولی و معنوی ایران قرار دارند و عرصه نفوذ منطقه‌ای و بین‌المللی ایران بسیار فراتر از دهه اول انقلاب است.

, در عرصه فرهنگی,  هرچند تهاجم فرهنگی مانند استخوانی در گلو ظاهر گردیده و با پوست‌اندازی خود به شکل جنگ نرم جریان انقلاب را تهدید می‌کند. امروزه گفتمان انقلاب اسلامی در ابعاد فرهنگی، سبک زندگی و فضای مجازی چندان نهادینه نشده و سلطه غرب‌گرایی و خودباختگی ارزشی جوانان ایرانی را تهدید می‌کند. نقطه قوت گفتمان انقلاب ,

بر این اساس می‌توان گفت، نظام حاکمیتی ایران در بخش‌های کانونی و حساس هویتی و سیاسی همچنان بر مدار اصول اولیه انقلابی می‌چرخد و علی‌رغم تغییر دولت‌ها هیچ‌گاه منحرف نشده است. همین موضوع بر خلاف گرایش انقلاب‌های معاصر جهان مانند انقلاب روسیه و چین بوده است که زمامداران آن‌ها پس از مدتی تغییر رویه داده‌ و رفتاری عادی را در قبال نظام بین‌المللی در پیش گرفته‌اند. چنانچه اگر امروز به نظام حکومتی و اقتصادی چین بنگریم، تنها ظاهری از اهداف سیاسی و اقتصادی مائو رهبر انقلاب آن که در کمونیسم و مبارزه با امپریالیسم خلاصه می‌شد، به جا مانده است. در حالی که سلطه بازارهای سرمایه‌داری و رابطه بسیار نزدیک با کشورهای غربی تنها هاله‌ای از مائوئیسم را در این کشور باقی گذاشته است. پس از گذشت ۲۷ سال از درگذشت بنیانگذار انقلاب، رهبر انقلاب خود را شخصیتی انقلابی معرفی کرده که در برابر دیپلمات و سیاستمدار به معنای متعارف قرار می‌گیرد. سیاستمدار بدین معنا که شخص اصولی آرمانی ندارد و تنها در پی دست‌یابی به اهداف عملی زودگذر است. اما مطالعه سیره عملی و گفتمان نظری رهبر انقلاب نشان می‌دهد که هم شخصیت ایشان و هم نظام تحت رهبری‌اش همچنان انقلابی خواهد ماند. با این حال دولت ها در بخش‌های اقتصادی و فرهنگی چندان انقلابی عمل نکرده و انتظار می‌رود که انقلاب‌گرایی در این حوزه‌ها نیز بسط یابد. چرا که باید از سرنوشت انقلاب‌های دیگر درس گرفت و خطر ترمیدور و تهی شدن انقلاب اسلامی را از محتوای درونی آن جدی گرفت.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه