البته که تحمل انتقاد سخت است ولی چطور می شود که کار به اینجا کشیده می شود که حال باید از استانمان در برابر ناهنجاری دفاع کنیم و به جای آن که فکری به حال هنجارشکنان کنیم.
چرا به جای اینکه دنبال راه حل باشیم صورت مساله را پاک می کنیم و دیگران را متهم می کنیم .
ازسوی دیگر انتقادکنندگان زمانی که باید کاری می کردند روزه ی سکوت گرفتند و جامعه را به حال خود رها کردند و حال که آه از نهادشان بلند شده است که چرا درباره ی ما باید چنین گفته شود.
چرا زمانی که نام طرح امنیت اخلاقی به میان آمدخیلی ها اعتراض کردند که چرا و برای چه … ولی حالا که لباس ها ، ساپورت ها و حتی مانتوهای تن نماو شال های حریر در تن ناموس شهر و در بوتیک ها جولان می دهد و انگار نه انگار که ناموس مرد این شهر در جلوی چشمان هزاران نفر خوش اندامی می کند و چه می شود که حالا رگ غیرت کلفت می شود و آن زمان نه !!!
چطور می شود که حالا بقولی یک غیربومی از شهرمان به بدحجابی یاد می کند خم ابرو نشان می دهیم گویا که گلستان بوده و حال به آتش کشیده شده !!
شاید این وضع در شهرمان تنها نباشد و گوینده به خطا گفت اما کتمان اصل مساله که بی حجابی رایج است و عدم نظارت صحیح نیست هم از نظرها به دور افتاده است.
بدور از جناب همگی نمونه ای از دیاثت فرهنگی را در این حدیث می بینیم :
امام صادق (ع) فرمود : بهشت بر دیّوث ( کسی که نسبت به زن و دختر و خواهرش و… بی تفاوت است و غیرت ندارد ) حرام است( کافی : ج ۵ ص ۵۳۷) .
بله!! شهرمان پر است از زنان و دخترانی که در تمامی حوزه های علمی ،فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و کشاورزی سری در سرها دارند و مردان غیوری در دامن همین زنان پرورش یافتند که برای تمام جهان مثال زدنی هستند.
زنان و دخترانی که مردانشان و پدرانشان کمر همت بربستند تا بانوی غیرهموطنش از آسیب دشمن در امان باشد و به تاراج نرود و حال آنکه در داخل ما چه کردیم که دختران معصوممان از تهاجم فرهنگی در امان بمانند.
انتهای پیام/
ارسال دیدگاه