درد و دل های پیرترین مرد نارنجی پوش سمنان:
"بازنشسته شدن"؛ آروزی پیرترین رفتگر شهر
رفتگر پیر شهر ما با 92سال سن هنوز مشغول به کار است. آرزو دارد روزی بازنشسته شود. بی توقع است، زندگی را با همه سختی هایش میپذیرد و دنبال یک لقمه نان حلال است...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از قومس، صدای خشخش جارویش همچون ویولنی است که هر روز صبح آلارم ساعت ساکنان واوان شده و با صدای چپ و راست کردن این جارو میتوان فهمید که رفتگر محله آخرهای کارش بوده و اذان صبح نیز نزدیک است. ماه رمضان و عید نوروز را کمتر به یاد دارد که در نیمههای شب در خانه مانده باشد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, قومس,در تمامی روزهای سال از ساعت 6صبح تا حوالی 13بعدظهر مشغول نظافت در خیابانهای عسجدی است. یک محل است و محمد امین فتاحی متولد کردستان و مدت 20سال است که در سمنان زندگی می کندبا وجود داشتن 92 سال سن نمیگذارد کارمندانی که صبح بر سر کارشان حاضر میشوند، از دیدن زبالهها و برگهای مانده روی زمین آزرده خاطر بر سر کارشان حاضر شوند. یکی از پیرترین رفتگران شهرسمنان است که در یک خانه اجاره ای زندگی میکند.به گفته خودش خوشحال است که همچنان میتواند نانآور خانهاش باشد. یازده فرزند دارد که همه آنها را فرستاده است به خانه بخت .
,,

, میگوید با سابقه 17 ساله در شهرداری حقوقش تنها 815 هزار تومان است که اگر در روزهای تعطیل هم مشغول به کار شود حقوقش بیشتر می شود. بسیار بیتوقع است، زندگی را با همه سختیهایش میپذیرد و تنها دنبال یک لقمه نان حلال میگردد.
,میگوید کارش را دوست دارد. نگاهم به دستان چروکیدهاش میافتد. کاری که با داشتن 92سال سن از داشتنش ابراز خوشحالی میکند و تنها از قراردادی بودنش و کمیدرآمدش گلهمند است.
,رفتگری کار سختی است هرچند جارو سبک است، وزنی ندارد. شاید در این سن برای او سختتر نیز شده باشد اما او چنین اعتقادی ندارد و میگوید: من کارم را دوست دارم و خوشحال هستم که میتوانم شهرم را برای لذت بیشتر شهروندان آماده و مهیا کنم. خالی کردن جویها کار سختی است. زانوی من دیگر کم طاقت شده اما مجبورم همچنان این کارم را ادامه دهم. اگر سر کار نیایم تکلیف امرار و معاشم چه میشود؟
,سوادش تنها در حد خواندن و نوشتن است. ولی صحبتهایش هرکدام سرمشقی بود برای زندگی، میگفت کسانی که تحصیلکرده هستند اما فرهنگ حضور در شهر را ندارند، انگار از من نیز بیسوادترند.
,

, دلش پر بود از شهروندانی که به هیچ عنوان به قوانین شهرنشینی احترام نمیگذارند و اصرار داشت تا یک دوربین مخفی از بیفرهنگی برخی از این شهروندان فیلمبرداری کند: نمیدانم چرا برخی از این شهروندان اینگونه بیمسئولیت هستند. فاصله سطل زباله تا محلی که از آن میگذرند تنها چند قدم است اما به راحتی آب خوردن زبالههای خود را روی زمین میریزند. نمیدانم دلیل این کار آنها چیست؟ من بیسواد طاقت ریختن یک دانه روی زمین را ندارم اما یک دانشجو یا یک مهندس و دکتر به قدری نسبت به نظافت شهر بیتفاوت است که گویی یک کلاس هم درس نخوانده است. هیچ چیزی به اندازه ریختن زباله توسط شهروندان مرا ناراحت نمیکند.
,

, از پیرمرد رفتگر میپرسم: چطور باید یک فرد روزی حلال داشته باشد.پاسخ میدهد: روزی حلال را خدا خودش به انسان میدهدچرا که روزی حلال، زندگی را شیرین میکند و هر مشکلی که پیش آید، در زندگی خللی به وجود نخواهد آمد.
,هنگام خداحافظی از او خواستیم تا آرزویش را بگوید، او هم در جواب گفتآرزوم اینه که خدا تندرستی بهم بده تا بازنشسته بشم و بتونم راحتر زندگی کنم من هنوز با این سن بازنشسته نشدم و کارکردن برایم سخت شده است.
,انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه