«ما میتوانیم»؛ شعاری که باید برای اقتصاد مقاومتی تکرار شود
فرهنگ اقتصادی به دلیل ایجاد توازن در بازار و تنویر افکار عمومی نسبت به اقتصاد از جمله الزامات تحقق اقتصاد مقاومتی است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صنعت8، با عنوان شدن اقتصاد مقاومتی از سوی مقام معظم رهبری به عنوان راهبردی نوین جهت خنثی نمودن تحریمهای بینالمللی، توجه بیش از پیش به مقوله دانایی و دانش محوری اولویت پیدا میکند. تخصیص بهینه منابع، افزایش ظرفیت تولید ملی، بهبود فضای کسب و کار از طریق مدیریت سرمایههای انسانی، اجتماعی و فیزیکی به منظور تبدیل تهدیدها به فرصت از عوامل مهم اقتصاد مقاومتی به شمار میآیند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صنعت8,بدیهی است مهمترین عاملی که موجب پیروزی انقلاب اسلامی شد، دمیدن روح خودباروری و اعتماد به نفس در بین آحاد مردم به ویژه جوانان بود. رژیم طاغوت با داشتن سازمان مخوف ساواک و ارتش مجهز و مسلح از یکسو و حمایت قدرتهای مادی جهان اعم از شرق و غرب از سوی دیگر بر اوضاع کشور مسلط بود و بسیاری بر این باور بودند که براندازی چنین رژیمی در شرایط عادی امکان پذیر نبود.
,امام خمینی(ره) با تحقیر ابرقدرتها و با توکل بر خداوند متعال، همگان را به این باور رسانید که ما میتوانیم و پیروزی انقلاب اسلامی گواه صدق این مدعاست. اکنون پیشرفت اقتصادی معیار قدرت جهانی به شمار میرود و ابرقدرتها با فشار و تحریم اقتصادی رقبای خود را به زانو در میآورند و یا به سازش و تسلیم میکشانند. ملتهایی که مدعی استقلال و عزت و اقتدار هستند باید در این زمینه توانمند و پیشتاز باشند.
,برای اقتصاد مقاومتی میتوان دو جنبه در نظر گرفت، اول جنبه اقتصادی و دوم جنبه فرهنگی است. در جنبه اقتصادی باید به مشکلات اقتصادی از دیدگاه اقتصادی نظر انداخت. مثلا چرا سود بانکها زیاد است، تعرفه گمرک، واردات و صادرات چقدر باشد، تاثیر سیاست خارجی بر اقتصاد و برنامه جامع دول مختلف در اقتصاد چه خواهد بود؟ با نگاه صددرصد اقتصادی میتوان برای این موضوعها برنامهریزی کرد اما آنچه که سبب تسریع در انجام اقدامات اقتصادی میشود اقدامات فرهنگی در این راستا است.
,عوامل فرهنگی علاوه بر اقدامات سلبی مثل جریمه کردن که خود موجب فرهنگسازی میشود کمک بسیار خوبی برای اجرایی کردن زیرشاخههای اقتصاد است. از میان تعاریفی که برای اقتصاد شده است در اذهان عمومی بیشتر تعریف پولیاش نقش بسته است به نحویکه شنیدن کلمه اقتصاد واژه پول و دارایی را در ذهن تدایی میکند.
,از این رو فرهنگ مصرف، اسرافگرایی، تجملگرایی و وادادگی اقتصادی از جمله عواملی است که از راه فرهنگی قابل حل شدن میباشد. تا زمانیکه توازن بین تولید و مصرف نباشد تصمیمگیری در مورد صادرات و واردات یک محصول خاص بیمعنی است چراکه فرهنگ صحیحی برای مصرف تعریف نشده است و اگر مردم تا دیروز اقبالی نسبت به یک کالا نشان نمیدادند امروز با دیدن یک تبلیغ و ایجاد نیاز کاذب در افکار عمومی به ناگاه جنسی که تا دیروز به وفور در بازار بوده است امروز کمیاب و گاهی اوقات نایاب میشود.
,به همین دلیل میتوان از فرهنگ اقتصادی به عنوان یکی از تاثیرگذارترین عوامل درونی نظام بر اقتصاد یاد کرد.
,انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه