پایان اثر بخشی دو واژه ی رایج سیاسی کشور؛

بازگشت اصولگرایان به راست سنتی خویش و ایجاد تلاقی با اصلاح طلبان امروزی و چپ های دیروزی/انقلابی گری تنها واژه ی قدرت افزا

بازگشت اصولگرایان به راست سنتی خویش و ایجاد تلاقی با اصلاح طلبان امروزی و چپ های دیروزی/انقلابی گری تنها واژه ی قدرت افزا
با مرور مشخصه های انقلابی گری بیان شده توسط مقام معظم رهبری مبرهن است که حجم و کیفیت قابل توجهی از جریان تقنین، اجرا و نظام سازی به دست شاکله ی انقلابی گری نبوده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زیتون، در طول سی و چند سال بعد از انقلاب اسلامی، واژگان متفاوتی از رفتارها و برآیندهای بازیگران سیاسی در کشور متولد شده و تنها پس از مدت کوتاهی اثر بخشی خود را از دست داده اند. در این میان تنها واژه ای که نه تنها اثر بخشی خود را از دست نداده بلکه همواره بر قدرت افزایی کشور می افزاید، انقلاب و انقلابی گری است. توضیح در اینباره به پایان این نوشته موکول شود. اما تاریخچه ی جریان های یکبارمصرف چیست؟ 

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زیتون,

به فاصله ی چند ماه بعد از انقلاب اسلامی، جریان چپ و راست بوجود آمد. جریان چپ به تبع شعارهای جهانیش به طرفداری از حقوق زیردستان و کارگران و با شعار عدالت خواهی علیه نظام سرمایه داری شکل گرفت و با رنگ و لعاب انقلابی گری کارخود را آغاز کرد.

,

اقتصاد سوسیالیستی با ساختار اقتصاد دولتی و کوپنی سیاست اصلی چپی ها بوده و در روابط خارجی نماد رادیکالیسم علیه آمریکا و غرب تلقی می شدند. در مقابل، جریان راست طرفدار اقتصاد آزاد بوده و در سیاست خارجی مواضع نرم تری را اتخاذ می کرد. 

,

پس از مدت کوتاهی و با انفصال مجمع روحانیون از جامعه روحانیت، جریان چپ بنمایندگی از چهره های شاخصی همچون موسوی خوئینی ها، کروبی، میرحسین موسوی، محمد خاتمی و بهزاد نبوی، جناح راست را به اسلام آمریکایی متهم می کرد. چهره های شاخص جناح راست نیز اکبر هاشمی رفسنجانی، علی اکبر اکبر ناطق نوری و مرحوم عسگر اولادی بود.

,

پس از یک دهه کشمکش سیاسی، این دو جناح مشخصه های اصلی خود را به یکدیگر واگذار کرده و نمایندگان جناح چپ در دهه شصت، پرچم دار مشخصه های جناح راست شناخته شدند. با این تفاوت که غلظت لیبرالی نمایندگان جدید جناح راست بیشتر شد. البته پرچم داران جناح راست جدید با تولید واژه ی اصلاح طلب آغاز گر فرآیند جدیدی از جناح های سیاسی شدند.

,

واژه ی جدید اصلاح طلب، برخی از چهره های مطرح راست سنتی و برخی دیگر از چهره های تازه به دوران رسیده را واداشت تا با واژه ی اصولگرا گام جدیدی در عرصه ی سیاسی کشور برداشته و درصدد بازگشت به ارکان قدرت برآیند.

,

در این میان چهره های معدودی، از اول انقلاب تا به امروز، جناح بندی های یکبارمصرف، التقاطی و منافع المشترک را خارج از دایره ی انقلاب دانسته و خود را در ورطه ی نام های راست و چپ و اصلاح طلب و اصولگرا قرار ندادند. هرچند که با چهره های جناح راست سنتی و اصولگرای فعلی دارای اشتراکات می باشند اما این واژگان را ایده آل گفتمانی انقلاب نمی دانند.

,

با انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران و یکی از نمادهای راست سنتی، معادلات سیاسی کشور وارد گام جدیدی شده و امروز بسیاری از اصولگرایان با عملکرد چند سال اخیر، به زادگاه فکری خود یعنی راست سنتی بازگشته و با چپ های سنتی و اصلاح طلبان امروزی به یک نقطه ی تلاقی رسیده اند.

,

این فرآیند نشان می دهد که واژگان سیاسی دوران پس از انقلاب، برای بخشی از دوستداران انقلاب اثر بخشی خود را از دست داده و این طیف چاره ای جز بازگشت به واژه ی قدرت افزای انقلابی گری ندارند. اما چرا انقلابی گری همچنان سر زنده است؟ 

,

1. برخلاف ادعای چپ های سنتی و اصلاح طلبان امروزی که اصولگرایی را 12سال بر مدیریت کشور حاکم و ناکارآمد می دیدند، باید اذعان کرد که مدیریت بخش اعظمی از این مدت در دستان اصولگرایانی بود که امروز به راست سنتی خویش بازگشته و با اهداف اصلاح طلبان هم تلاقی شده اند.

,

در این مدت تنها رشحه ای از مدیریت انقلابی بر ارکان عمرانی،امنیتی و علمی کشور به چشم می آید که حاصل آن موفقیت های چشمگیری است که دشمنان انقلاب نیز بر آن اذعان می کنند.

,

2. با مرور مشخصه های انقلابی گری بیان شده توسط مقام معظم رهبری مبرهن است که حجم و کیفیت قابل توجهی از جریان تقنین، اجرا و نظام سازی به دست شاکله ی انقلابی گری نبوده است.

,

3. به تعبیر حسن عباسی، سیستم اقتصادی و اجتماعی انقلاب اسلامی نیازمند دویست انقلاب است تا کارآمدی جریان انقلابی گری نمایان شود.

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه