مرد حبیب آبادی همسر خود را کشت/ وقوع دو قتل در کمتر از یک ماه در برخوار
آنچه جای تامل دارد این است که دو قتل در کمتر از یک ماه و با دلایلی شبیه به هم در دو شهر رخ داده است که این موضوع برای شهرستانی مانند برخوار با مردمی مؤمن و متعهد می تواند یک فاجعه باشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از چشم برخوار، طبق گفته کارشناسان، معضلات و آسیب های اجتماعی ریشه و دلایل گوناگونی دارد. عوامل به وجودآورنده انحراف و کجروی در جوامع مختلف یکسان نیست و مناطق از نظر نوع جرم، شدت و ضعف، تعداد، و نیز از نظر عوامل متفاوتند. این تفاوت ها را می توان در شهرها، روستاها و حتی در مناطق مختلف و محله های یک شهر مشاهده کرد. در هر جامعه و محیطی سلسله عواملی همچون شرایط جغرافیایی، اقلیمی، وضعیت اجتماعی، اقتصادی، موقعیت خانوادگی، تربیتی، شغلی و طرز فکر و نگرش خاصی حاکم است که هر یک از این ها در حسن رفتار و یا بدرفتاری افراد مؤثر است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, چشم برخوار،,به گفته منابع آگاه در روز جمعه مردی اقدام به خودکشی در شهر حبیب آباد کرده است.
,این اتفاق در حالی رخ داد که در کمتر از دو هفته پیش نیز زنی در شهر سین، با به آتش کشیدن همسر خود، او را به کام مرگ کشاند و سرنوشت غمباری را برای خود و فرزندان خود رقم زد.
,اما آنچه جای تامل دارد این است که دو قتل در کمتر از یک ماه و با دلایلی شبیه به هم در دو شهر رخ داده است که این موضوع برای شهرستانی مانند برخوار با مردمی مؤمن و متعهد می تواند یک فاجعه باشد.
,حال سوال اینجاست که وظایف تک تک ما در قبال این اتفاقات و معضلات در جامعه چیست؟ مسئولان چه کمکی می توانند در کاهش وقوع این جرایم داشته باشند؟ وظایف و نقش متولیان امور اجتماعی و فرهنگی چه می تواند باشد؟
,جواب این است که اگر هر یک از ما در قبال یکدیگر و مشکلات یکدیگر احساس وظیفه بیشتری می کردیم شاید هرگز شاهد چنین حوادث تلخی نبودیم و یا حداقل می توانستیم در کاهش آن به متولیان امر کمک برسانیم.
,شاید اگر تجدیدنظری بر روی آداب و رسوم شکل گرفته مان به نام آداب و رسوم زندگی مدرن می کردیم، کمتر شاهد جدایی ها، جدال ها و قتل ها و دیگر آسیب های اجتماع بودیم…
,شاید اگر صله رحم آن سنت مهم پیامبر اسلام (ص) همچون گذشتگانمان در بین ما هم رواج پیدا می کرد و رنگ بی رنگی را از تن خود می زدود، بیشتر از درد یکدیگر باخبر و دادرس هم می شدیم…
,شاید اگر ارتبطاتمان را محدود به تلفن و ایمیل و شبکه های اجتماعی نمی کردیم و ارتباط و دیدارهای حضوری را ترجیح می دادیم، زنگار اشتباهات کمتر بر قلب هایمان می نشست و کمتر احساس تنهایی و نتیجتا افسردگی و هزاران مشکل ناشی از آن می کردیم…
,شاید اگر مسئولان ما و متولیان امور اجتماعی و فرهنگی جامعه بیشتر اقدام به روشنگری در خصوص آسیب های ناشی از بی حجابی، ماهواره، شبکه های اجتماعی و… می کردند، جوانان و زن ها و مردهای جوان ما کمتر گرفتار آسیب های جبران ناپذیر و دشمن فریبی ها می شدند…
,شاید اگر بر کمیت و کیفیت کلاس های مشاوره و آموزش خانواده افزوده می شد و قدری هم از هزینه های این کلاس ها کاسته می شد، خانواده های ما بیشتر تن به حضور در چنین کلاس ها و برنامه هایی و در نهایت کمتر تن به بدی ها می دادند…
,شاید اگر «فرزند کمتر، زندگی بهتر» در بین ما باب نمی شد، غبار تنهایی کمتر بر قلب خانه های ما جان می گرفت و روح ما همچون قدیمیان، بیشتر معطوف به شادی ها و خالصی ها بود…
,شاید اگر دست به دست هم می دادیم تا چشم و هم چشمی ها را از پیکره زندگی هایمان بیرون اندازیم، کمتر شاهد شلوغی دادگاه ها، جنایت ها و نارضایتی خانواده ها از زندگی بودیم….
,شاید اگر دست از قضاوت های زودهنگام و نابجا در مورد یکدیگر برمی داشتیم، بسیاری از مشکلات هم دست از ما و خانواده ها برمی داشت…
,و شاید اگر خدا را بیشتر میهمان قلب هایمان می کردیم کمتر رنگ خودخواهی و غرور و نفرت و کینه را بر دل هایمان نظاره گر بودیم… و هزاران شاید دیگر…
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه