یادداشت/حمیدرضا آریان‌پور؛

برای «حمیدِ ولایت»

برای «حمیدِ ولایت»
او در این انقلاب و سرزمین بالید و بزرگ شد ، آنقدر بزرگ که در محافل شعری محضر ولایت، گل سرسبد بود و شیرینی مجلس . او چون اسلافش ملا هادی سبزواری ، ابن یمین فرومدی، بیهقی و... خوب زندگی کرد و درخشید و ...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پیام جغتای، تیتر قشنگی زده بود روزنامه قدس؛”ملک الشعرای انقلاب”. آری و این زیبنده حمید شعر ایران و انقلاب و ولایت بود، بی خیال تمام الفاظ و پرستیژهای روشنفکرانه روشنفکرانی که فقط فکر می کنند ولی به چه و برای چه، نمی دانم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیام جغتای,

او در این انقلاب و سرزمین بالید و بزرگ شد ، آنقدر بزرگ که در محافل شعری محضر ولایت، گل سرسبد بود و شیرینی مجلس . او چون اسلافش ملا هادی سبزواری ، ابن یمین فرومدی، بیهقی و… خوب زندگی کرد و درخشید و نور قلمش را روشنی بخش راه امت و در پیروی از امامت خرج کرد، بی هیچ واهمه از واگویه های هرکس و ناکس.
او خود می گفت که حضرت روح الله مارا دگرگونه کرد هم درون و هم برون و چون شعر از درون جوشد پس شعر نیز دگرگونه شد ادبیات نیز و و و.
چندین سال پیش دوستی که به ظاهر ادای هنرمندان را در می آورد و موی سر بلند می گذاشت و حرفهای روشنفکری می زد شبی بحث و صحبت از شعر و هنر متعهد شد و او ناخودآگاه گفت: مثلا “خمینی ای امام” سبزواری هم شد شعر و او البته با یک لحن تمسخرآمیزی این کلمات را ادا می کرد ، من آن موقع چیزی نگفتم و به فکر فرو رفتم، فکر کردم وتامل. مگر می توان شعر و هنر را که مشربی الهی دارد از مسیر ولایت و امامت و امت جدا کرد و اگر جدا کرده اند به انحراف رفته اند؛ اصلا هنر و هنرمندی مخلوق خداوند هستی است و ولایت نیز از آن او و کسانی است که ماذون از اویند؛ پس چگونه می توان این دو را از هم جدا کرد؟ خمینی ای امام یعنی عشق به ولایت و امامت، رسالت و توحید ؛ یک هنرمند چه می خواهد غیر از این؟ شاعر از چه می خواهد بنویسد از زیبایی، غم، حزن، شادی، اینها که همه از آن اوست و ولایت نیز.
او به روز نبود چون نه از نهیلیسم و پوچ گرایی ونه از یاس و ناامیدی و غم تنهایی بشریت ناشی از مدرنیته و فرد گرایی و اندیویدالیسم شعر سرود چون او می دانست که امروز بشریت چپاول شده دنیای سرمایه داری تشنه هنر متعهد به ماورالطبیعه است، متعهد به ظهور ولایت
نسل حمید سبزواری به فرزدق شاعر می رسد ، او آزاده است و آزاد ،آزاد از تمام قیود دنیوی، او راحت شعر سرود و فقط برای عشق و مرادش ، بی دغدغه اخم و قهر شاعر مسلکان و شاعره گان، سرود و با لبخند امامش خندید و با گریه اش محزون شد؛ او برای تمام لحظات انقلاب اسلامی شعر گفت، برای آمدن امام ، شهادت مطهری، آزادی خرمشهر،لبنان و فلسطین و… او با شعرش در کنار مجاهدین راه حق علیه ظلم ایستاد و قامت خم نکرد ، او سرود و دیگران خواندند از گلریز تا سراج ،او تعلق به سرزمین سربداران سبزوار و ایران داشت و هرگز تن به ذلت دنیا و دنیا زدگان نداد، یقین دارم که او نیز در خیل شاعران ولایت خواهد بود، چون شهریار شعر ایران که سرود: “علی ای همای رحمت” … همچنان که حمید گفت “خمینی ای امام”…

,
,
,
,
,

انتهای پیام/رض

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه