کند و کاوی در ولنگاری فرهنگی و بایسته های آن(1)/

آنارشی حمایت از صنایع فرهنگی، پاشنه آشیل نهادهای فرهنگی

آنارشی حمایت از صنایع فرهنگی، پاشنه آشیل نهادهای فرهنگی
متاسفانه نهادهای حاکمیتی در حمایت­های مالی خود به بازگشت سرمایه در عرصه سرمایه ­گذاری صنایع فرهنگی بی­ تفاوتند و از این رو مبالغ هنگفتی از سرمایه به هدر می­رود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ مقام معظم رهبری در دیدار اخیر خود با نمایندگان مجلس دهم، فرمودند: «بنده درمسئله فرهنگ،احساس یک ولنگاری و بی‌اهتمامی در دستگاه‌ها ی فرهنگی می‌کنم»

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

 

,

آنچه این نوشتار به دنبال تحلیل آن است، واکاوی زیرساخت ایجاد این ولنگاری فرهنگی است.

,

 

,

بررسی اجمالی صنایع فرهنگی در کشور، نشان می دهد که محصولات فرهنگی در بازار در زمینه­های محتوایی و اقتصادی، وضعیت مطلوبی ندارند. غالب آثار و محصولات فرهنگی مانند فیلم، انیمیشن، بازی­های رایانه ای، برنامه­های تلفن همراه و ...تولید کشورهای خارجی و اغلب غربی هستند. از بعد محتوایی، این محصولات، محتوایی که مطلوب کشورهای غربی است را پیش برده و از لحاظ فرهنگی دارای ضرر و زیان­های بسیاری برای جامعه است. از بعداقتصادی نیز می توان به فرصت سوزی در زمینه اشتغال­زایی و درآمدزایی و ارزآوری از این صنایع اشاره نمود. در مورد محصولات فرهنگی خارجی که در ایران فروخته می شود نیز باید گفت که بیشتر سود آن، نصیب توزیع­کنندگانی می­شود که اکثرا به صورت غیررسمی فعالیت می­کنند و کنترل و نظارتی بر آنها وجود ندارد.

,

 

,

به عنوان شاهد اول وضعیت کنونی صنعت سینما، در سال گذشته حدود ۱۳۰ میلیارد تومان از بودجه دولت، تنها صرف تولید فیلم­های سینمایی شده است.(این مبلغ به غیر هزینه های ستادی وزارت ارشاد و نهادهای دیگر از جمله برگزاری جشنواره ها و همایش هایی است که سالانه در حوزه سینما در کشور انجام می شود.) در حالی که تنها ۵۰ میلیارد تومان بلیط سینما به فروش رفته­است که بخش زیادی از آن هم مربوط به فروش فیلم­های سینمایی بخش خصوصی بوده است. طبیعتا سهم دولت از درآمد 50 میلیاردی سینما شاید کمتر از نصف این مبلغ باشد. بر این اساس سینما در ایران بر خلاف غرب یک صنعت کاملا ورشکسته می باشد. از سوی دیگر فیلم های تولید شده فعلی نیز عموما در راستای اهداف و ارزشهای نظام و مردم نبوده و این صنعت حتی نتوانسته اهداف فرهنگی خود را نیز محقق سازد. به همین خاطر است که حدود ۹۵ درصد شهرهای کشور حتی یک سالن سینما نیز ندارند!

,

 

,

به عنوان مثالی دیگر، تولید بازی­های رایانه­ای نیز در حال حاضر در بازار داخل کشور سودآوری پایینی دارد. بازار داخلی بازی­های رایانه­ای به علت عدم وجود قانون کپی رایت در انحصار بازی­های خارجی می باشد. به همین خاطر اکثر بازی­های رایانه­ای تولیدشده در داخل کشور با هدف فروش در بازار خارج از کشور تولید می­شود. در حالی که برای تولید یکی از موفق­ترین بازی­های رایانه­ای داخلینزدیک یک میلیارد تومان سرمایه گذاری شده­است، تنها حدود ۵۰۰ میلیون تومان در داخل به فروش رفته ­است. چرا که به طور مثال یک بازی رایانه­ای خارجی که ۲۰۰ میلیون دلار  یعنی بیش از ۷۰۰ میلیارد تومان صرف تولید آن شده ­است و در خارج از کشور به مبلغ ۶۰ دلار فروخته می­شود، در ایران به دلیل عدم وجود قانون کپی­رایت، به قیمت کمتر از ده هزار تومان فروخته می­شود. که این مبلغ هم­قیمت بازی­های رایانه­ای داخلی است که معمولا کمتر از یک میلیارد تومان برای تولید آن­ها هزینه می­شود. واضح است که خریدار به علت کیفیت به مراتب بالاتر محصولات خارجی به سمت این محصولات گرایش پیدا می­کنند. همان­طور که اگر تعرفه­های گمرکی واردات خودرو­های خارجی نبود، شاید کمتر کسی خودرو ایرانی را خریداری می­کرد. در صنعت بازی این موضوع دقیقا برعکس صنعت خودرو است؛ یعنی این بازی ها به جای اینکه با قیمت بیشتری نسبت به خارج از کشور در داخل فروخته شود، با قیمت بسیار کمتری در داخل به فروش می رسد.

,

 

,

مسئله چیست؟

,

 

,

وضعیت کنونی، ناشی از مشکلات و مسائلی قانونی، نیروی انسانی، فنی، مالی و... است. یکی از مهمترین مسائل، تامین مالیصنایع فرهنگی در کشور است. بسیاری از کشورهای پیشرو از صنایع فرهنگی خود حمایت مالی می کنند.این یک مسئله طبیعی است. اما این موضوع در کشور ما به درستی انجام نمی­شود. مهمترین مسائل مربوط به تامین مالی صنایع فرهنگی در کشور عبارتند از:

,

 

,

بودجه مورد استفاده برای تولیدمحصولات فرهنگی داخلی قابل مقایسه با بودجه های خارجی نیست و این موضوع باعث می­شود که تیم داخلی ضعیف­تر و توان کمتر به ساخت محصولات فرهنگی در کشور بپردازند. طبیعتا کیفیت کارهای تولید شده داخلی پایین­تر خواهد بود.

,

 

,

متاسفانه استاندارد جامع و فراگیری در مورد ارزیابی صنایع و محصولات فرهنگی موجود نیست. به این خاطر شاخص­های ارزیابی مناسبی جهت مطابقت این محصولات با معیارها و شاخص­های فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی، وجود ندارد. پیش از حمایت از محصولات فرهنگی باید ارزیابی صحیحی از محصولات انجام شود. ارزیابی باید در حوزه های زیر صورت گیرد:

,

 

,

۱-  ارزیابی محتوایی: آثار و طرح ها از لحاظ محتوایی بررسی شود تااز آثار فرهنگی هم­راستا با ارزش­های اسلامی و ایرانی حمایت صورت بگیرد. نهاد حمایت کننده باید توانایی و شاخص های لازم جهت این ارزیابی و راهبری محتوایی تولیدات فرهنگی را داشته باشد.

,

 

,

۲-  ارزیابی بازار: هرکدام از محصولات فرهنگی چه بازاری در داخل و یا خارج از کشور دارند؟ مخاطبان آثار چه کسانی هستند؟ و چگونه می­توان بازار مناسب را برای آن­ها ایجاد نمود؟

,

 

,

۳-  ارزیابی فنی: آیا توان فنی تولید صنایع فرهنگی و فناوری­های مورد نیاز برای این کار در تیمی که قرار است از آنها حمایت شود، وجود دارد؟ چه قابلیت های فنی و تکنولوژی هایی برای تولید محصولات مورد نیاز است؟

,

 

,

۴-  ارزیابی مالی: طرح پیشنهادی از نظر میزان سرمایه مورد نیاز و بازگشت سرمایه ارزیابی شود.

,

 

,

متاسفانهسازوکارشفافونظام­منددرزمینهحمایت­هایمالینهادهایحاکمیتی وجود ندارد و مشکلاتی از قبیل زدوبندها در حمایت های مالی از آثار فرهنگی مشهود است. مبالغ هنگفتی تنها به دلیل ارتباط نزدیک افراد با مدیران سطح بالا به آن­ها داده شده و از طرف دیگر خروجی مناسبی ندارند.

,

 

,

حمایت ها مدیرمحور هستند و نه سازوکارمحور و نظام­مند. یعنی ملاک حمایت ها بر اساس نظرات مدیران و به صورت سلیقه ای است و سازوکار و الگوی فرآیندی مناسبی برای این حمایت ها وجود ندارد. بسیاری از مدیران برای بالا رفتن بیلان کاری خود به دنبال پروژه­های زودبازده هستند که در زمان مدیریت آنها به بهره­برداری برسد حتی اگر این نگاه کوتاه­مدت باعث زیان رسیدن به صنایع فرهنگی کشور شود.

,

 

,

متاسفانه نهادهای حاکمیتی در حمایت­های مالی خود به بازگشت سرمایه در عرصه سرمایه­گذاری صنایع فرهنگی بی­تفاوتند و از این رو مبالغ هنگفتی از سرمایه به هدر می­رود.

,

 

,

بسیاری از مدیران تنها به خواسته ­ها و تمایلات خود در سرمایه­ گذاری فرهنگی عمل کرده و متاسفانه به بازار و نیازهای مردم در این زمینه بی­ توجه­ اند.

,

 

,

معمولا مسئولان درخصوص بودجه­ های هزینه شد در حوزه صنایع فرهنگی پاسخ­گو نیستند و مسئولیت چرایی و نحوه هزینه­ کرد در مورد بسیاری از محصولات صنایع فرهنگی را نمی­‌پذیرند.

,

 

,

معمولا حمایت­های مالی بصورت مستمر و متعادل صورت نمی­گیرد. گاهی از سوی نهادها از آثار و صنایع فرهنگی حمایت می­شود و گاهی این نهادها حمایت­های مالی خود را از همان آثار و صنایع فرهنگی قطع می­نمایند.

,

 

,

چه راهکارهایی برای حل این مسائل و مشکلات وجود دارد؟

,

 

,

اولین قدم این است که حمایت­ها باید سازوکار شفاف و نظام­مندی داشته باشد. ضمنا باعث افزایش مسئولیت­پذیری و پاسخگوئی مدیر نهاد حمایت کننده شود. مدل های گوناگون تامین مالی وجود دارد. از جمله مشارکت در تولید، اعطای انواع وام، سفارش­دهی تولید، خرید محصول، سرمایه­گذاری جمعی (Crowd Funding)، سرمایه­گذاری ریسک­پذیر (Venture Capital) و ... که بسته به نهاد حامی پروژه و نوع محصول، می­توان یکی از این راه­ها را انتخاب کرد.

, Crowd Funding, Venture Capital,

 

,

یکی از بهترین مدلهای حمایتی سرمایه گذاری خطرپذیر است. نهاد حمایت کننده در این مدل در تمام طول پروژه، نه تنها حمایت­های مالی را از این افراد انجام می دهد، بلکه گام به گام به تیم اجرایی مشاوره داده و آنها را تنها نمی­گذارد. چرا که به همان میزان که در سود احتمالی که به دست خواهدآمد شریک است، در ضرر و زیان­هایی که ممکن است در انتهای پروژه پیش آید نیز سهیم و شریک است. شفاف بودن سازوکارها یحمایتی، حمایت براساس توانمندی افراد نه ارتباطات، امکان ارائه خدمات مشاوره­ های متن وعو گسترده به گروه­های تولیدی نوپا، مناسب بودن مدل برای جذب و تجمیع سرمایه­ ها ی پراکنده، ضمانت برگشت سرمایه­ های دولتی و بیت­ المال، تناسب بالای مدل سرمایه­ گذاری ریسک­ پذیر برای ده­هاو طرح­های نو و قابلیت فعالیت صندوق­های سرمایه ­گذاری خطر پذیر به عنوان کارگزار نهادها و ارگان­های دولتی از مهمترین ویژگی­های این ابزار جذاب مالی است که می­تواند بسیاری از مشکلات اشاره شده در بخش حمایت مالی از صنایع فرهنگی را مرتفع سازد.

,

 

,

نویسنده: بهنام محمدیان دوگاهه*/ پژوهشگر پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت

, پژوهشگر پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه