گفتاری از آیت الله محمد ناصری حفظه الله؛

آیا سرباز امام زمان هستم؟/ نعمت جوانی را قدر بدانید

آیا سرباز امام زمان هستم؟/ نعمت جوانی را قدر بدانید
ناصری نگوید عمر من زیاد است و روزی یک گناه هم کرده باشم هزاران گناه می‌شود! نه! تو برو در خانه اش، تصمیم داشته باش که در آینده گناه نمی‌کنم، اظهار ندامت و پشیمانی کن و قول بده که گناه نمی‌کنم والله العلی العظیم، خدا می‌بخشد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، آیت الله محمدعلی ناصری دولت‌آبادی (زادهٔ ۱۳۰۹)، مجتهد و استاد اخلاق محبوب شهر اصفهان است که حوزه های علمیه حضرت ولی عصر(عج)، حوزه علمیه صاحب الزمان، حوزه علمیه نرجس خاتون و مرکز دیجیتال حضرت ولی عصر در دولت آباد، موسسه تحقیقات نجوم اسلامی و موسسه دارالهدی قم و بنیاد علمی- فرهنگی هاد تحت اشراف ایشان می باشد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان،,

متن زیر خلاصه ای از سخنرانی ایشان در جمع طلاب مدرسه علمیه حضرت ولی عصر (عج) است که ویژگی های سرباز امام زمان بودن و طلبه دینی واقعی بودن را مطرح می سازند. این سخنرانی پیش از شروع ماه مبارک رمضان ایراد شده و مثل همیشه با ادبیات متواضعانه خاص ایشان همراه است:

,

عرض می‌شود که بنده چه عرض کنم در محضر آقایان، اساتید و بزرگان، حالا مَثَل معروف است می‌گویند فاقد شیء نمی‌تواند معطی شیء باشد. بنده قابل نیستم در محضر آقایان چیزی بخواهم عرض بکنم لکن هدف اول زیارت آقایان و سلام محضرشان است و حالا اگر هم چیزی به ذهنم آمد عرض می‌کنم. حق سخن هم با مدیران مدرسه و اساتید مدرسه است لکن زیارت آقایان هدف بود و سلامی می‌خواهم خدمتتان عرض کنم.

,

با این بی حالی و پیری چه عرض کنم؟ نعمت‌های الهی لاتعد و لاتحصی است. این حرفی در آن نیست. یکی از نعمت‌هایی که خدا عنایت کرده است اینکه موفق شدیم که اسممان را داخل دفتر سربازان امام زمان علیه السلام بنویسیم. این یک توفیقی الهی است که اسم ما در دفتر سربازان و مروجین و مبلغین، مراتب عبودیت و ولایت است. لکن اگر واقعا معتقد باشیم که اسم آنجا نوشته شده است وظیفه ما چیست؟

,

خودمان هم معتقد هستیم که بله اهل علم هستیم، روحانی هستیم، آیا واقعا همین طور هست؟ ناصری چه کاره ای؟ اهل علم هستم، روحانی هستم، سرباز امام زمان هستم آیا همین طور هست؟ باید زمینه‌هایش را در وجودم ایجاد کنم.

,

آیا سرباز امام زمان(عج) هستم؟!

, آیا سرباز امام زمان(عج) هستم؟!, آیا سرباز امام زمان(عج) هستم؟!,

موقعی که انسان دروغی را بگوید به محضی که از دهانش خارج می‌شود ملائکه آسمان لعنت می‌کنند. این اندازه متعفن است یک دروغ گفتن. حالا ناصری می‌گوید من سرباز امام زمان هستم! اهل علم هستم، کدام علم؟ واقعا اهل علم هستم؟ آیا عمل می‌کنم به آنچه که می‌دانم؟ آیا بنده خدا هستم، یا بنده نفس هستم؟ اول حسابش را اینجا ناصری صاف بکند، بعد برود سر مراتب دیگرش.

,

سعی و کوشش ما باید این باشد که بنده خدا باشیم. بندگی خودمان را نسبت به حضرت حق تثبیت بکنیم، بعد ولایی بودن خودمان را هم تثبیت بکنیم بعد سرباز امام زمان علیه السلام باشیم. این‌ها مقدم است؛ مراتب توحید و و ولایت مقدم بر سربازی است. این اشخاصی که می‌خواهند حالا سرباز بگیرند تحقیق می‌کنند، شناسنامه را می‌بینند، خویشانشان را می‌بینند، طایفه را می‌بینند که این‌ها خطایی نکرده باشند، بعدش قبول می‌کنند. صرف اینکه یک دست لباس پوشیدم و یک حجره ای هم در مدرسه گرفتم، آیا شدم روحانی؟ شدم اهل علم؟ شدم سرباز امام زمان؟ حقیقتش همین است یا نه؟ حقیقت باید داشته باشد. من که می‌خواهم اسمم را معرفی بکنم بگویم من سرباز امام زمان هستم باید که تهذیب بکنم خودم را. تخلیه بکنم، بعد از تهذیب و تخلیه، تحلیه بکنم. سپس باید عمل بکنم، پیرو اهل البیت باشم. همین طور به اسم که اکتفا نمی‌شود کرد. اگر خواسته باشم که نور علم در وجود من متجلی بشود و جلوه گر بشود والله امکان ندارد جز تهذیب. زیربنایش تهذیب است برادران من.

,

خودم را باید اصلاح کنم

, خودم را باید اصلاح کنم, خودم را باید اصلاح کنم,

هدف از روحانی شدنم را بفهمم چیست. ماشین فلان رقم و لباس فلان رقم و مسجد فلان و دست بوسی و بارک الله و به به، برای این‌ها روحانی شدم؟ پشیزی والله ارزش ندارد. به هدفم نمی‌رسم. هدفم برای خدا باشد. من سمت انبیاء را بخواهم بگیرم، جای انبیاء بخواهم بنشینم، نماینده حق و ولایت باشم. تا ارتباط با آنها نداشته باشم که نمی‌توانم ولایت داشته باشم.

,

تمام سربازان امام زمان علیه السلام نماینده حق و جانشین انبیاء و مبلغ دین هستند. هدفشان این است. ما هم باید هدفمان همین باشد. خدا می‌داند آن وقت چقدر روایت و آیات قرآنی در فضیلت این اشخاص است. روایات به حد تواتر و به حد استفاضه و شهرت هم الحمدلله هست. خودمان را اصلاح کنیم، بعد بتوانیم دیگران را اصلاح کنیم. کور که نمی‌تواند عصاکش کور دیگری بشود. من که در عبودیت و بندگی و سربازی امام زمان بودنم نقصان دارم و حُجُب بین من و آن حضرت موجود است چگونه می‌توانم هادی و رهنمای عده ای دیگر بشوم؟

,

بله، مطلب هست، می‌گوید ولی کلامش پشیزی ارزش ندارد. در صورتی کلام مبلغین و سربازان امام زمان و بندگانی از خدا مؤثر است که تهذیب شده باشد:

,

خشک ابری که بود ز آب تهی / نآید از وی صفت آب دهی.

,

الکلام اذا خرج من القلب دخل فی القلب

, الکلام اذا خرج من القلب دخل فی القلب, الکلام اذا خرج من القلب دخل فی القلب,

در صورتی این کلام از قلب خارج می‌شود که من پاک باشم، صفات رذیله ام را از بین برده باشم، صفات حمیده جایگزینش شده باشد. با همه ی وجودم دارم می‌گویم این مطلب را. اما اگر صفات رذیله من مثل سابق باشد کلام من اثری ندارد. «الکلام اذا خرج من القلب دخل فی القلب و اذا خرج من اللسان لم یتجاوز الهذا». بله فرق است بین حرف خوب زدن و خوب حرف زدن. من که حالا حرف‌های حسابی هم می‌زنم اما خودم آلوده به صفات رذیله هستم. بله منبر رفتم، صحبت کردم ولی منتظر پاکت هستم!

,

این برای خدا نیست. وظیفه من تبلیغ است، برای خدا صحبت بکنم. آنجا می‌خواهم پاداش بگیرم. «مَن کانَ لله کانَ الله له». خدا را دارد دیگر همه چیز را دارد. الحاصل آقا، سرتان را درد نیاورم، این عرایضی که عرض می‌کنم همه شما استاد من هستید.

,

آیات قرآن هم، یزکیهم… «یعلمهم الکتاب یزکیهم»، تزکیه می‌خواهد برادران عزیز. تا تزکیه نباشد حکمتی نیست. داخل قلب می‌شود اما صفات رذیله مانع است. معلم کیست؟ الله. او عنایت می‌کند. شما تزکیه بکن زمینه را صاف بکن حکمت عنایت می‌کنند، بر زبانت حق را جاری می‌کنند.

,

هدف را درست کن؛ امام زمان نمی‌گذارد معطل بمانی

, هدف را درست کن؛ امام زمان نمی‌گذارد معطل بمانی, هدف را درست کن؛ امام زمان نمی‌گذارد معطل بمانی,

ناصری که نتوانسته است خودش را اصلاح کند. شما که الحمدلله موفق هستید. این نعمت جوانی را قدر بدانید؛ داشتیم این نعمت را لکن غنیمت نداشتیم. خورد شیطان و نفس رفت. رفت دیگر برنمی‌گردد. سعی خود را در تبلیغ دین بگذارید، دنیا را خدا تأمین می‌کند؛ امام زمان نمی‌گذارد معطل بمانی. هدف را درست بکن بقیه را به او واگذار کن. الحاصل، شما آقایان مطالب را بهترش را می‌دانید.

,

شرافت زمان و مکان

, شرافت زمان و مکان, شرافت زمان و مکان,

خدا را قسم می‌دهیم به محمد و آل محمد که این ماه، ماه شریفی است. بعض از این ازمنه شرافت بر بعض دیگر دارند و حال اینکه زمین همه اش زمین است، ساختمان‌ها همه اش خشت و گل است. حالا شرافتش از کجاست؟ خدا رحمت کند حضرت امام (ره) را که به مناسبتی در همین ایام در درسشان می‌فرمود «صفت به حال متعلق موصوف است». این زمان با شرافتی است، شب جمعه با شرافت است، ماه ذی الحجه شرافت دارد، این‌ها صفت به حال متعلق موصوف است.

,

یک اموری در این زمان واقع شده است که به واسطه این امور که با عظمت هستند شرافت زمانی حاصل شده است. خود مکه که زمین است شرافتی ندارد؛ چه کسی در آن ساکن می‌شود؟ پیغمبر خدا ساکن می‌شود، اهل البیت علیهم السلام ساکن می‌شوند. جایگاه پیغمبر است اینجا، و عظمت پیغمبر ما را ببینید.

,

حضرت آدم (ع) که منصوب به نبوت شد بر روی زمین وظیفه ی اولش زیارت مکه بود. آمد مکه زیارت. برای چه؟ خانه ای نبود! زمین بود. اینجا جای خاتم الانبیاء است. عظمت نبی اکرم است. جایگاه اوست. جای تولد علی بن ابی طالب است. شرافت می‌دهد از همان اول. «ما من نبیٍ…» پیامبری نبود مگر اینکه آمد مکه را زیارت کرد. چون جایگاه نبی اکرم است و جایگاه تولد امیرالمؤمنین است. چندین هزار سال گذشت کمتر یا بیشتر، حضرت ابراهیم مأمور شد که کعبه را بسازد. آن هم حضرت جبرائیل آمد راهنمایی کرد که اینجا را این طور بسازید اینجا مسجد باشد اینجا حرم باشد صفا و مروه و… این‌ها را حضرت جبرائیل تعلیم به حضرت ابراهیم داد.

,

این شرافت از کجا آمده؟

, این شرافت از کجا آمده؟, این شرافت از کجا آمده؟,

مدینه هم جایگاه قبر نبی اکرم و امام حسن و حضرت زهرا و… برای این‌هاست که زمین شرافت پیدا کرده. نجف به واسطه ی حضرت امیر شرافت دارد. در نجف هر رکعت نماز دویست هزار رکعت است. در دنیا هیچ جا این گونه نیست. این شرافت از کجا آمده؟ مال اهل بیت است. مال ولایت است. این ماه هم همین طور است. ماه‌ها هم همین طور است. هر ماهی که شرافت دارد به واسطه ی یک امر عظیم است که در آن ماه واقع شده. حالا در این ماه چه واقع شده که شرافت پیدا کرده؟ خیلی مفصل است. دو جمله را عرض می‌کنم…

,

(یک نفر از رفقا می‌گفت اگر می‌خواهی منبرت اثر بگذارد و بگویند خوب شد، کم و گزیده بگو، معطلشان نکن، کم که بگویی خوشحال می‌شوند و دعایت می‌کنند که ما را راحتمان کردی رفتیم و آزاد شدیم، حالا هم همین طور است… دو سه جمله مختصر- خنده حاضرین) بعضی از اموری که در این ماه است اختلافی است. روایاتی دارد که ماه رجب تعلق دارد به امیر مؤمنان، ماه شعبان تعلق دارد به حضرت رسول، ماه مبارک رمضان تعلق دارد به مردم. این یک روایت.

,

روایت دیگری هست که نه! ماه رجب، ماه الله است، ماه شعبان ماه نبی اکرم، ماه مبارک، ماه امت است. این هم روایت دارد. حالا همه اش قابل جمع است اما تعارضی هم بینشان نیست. چون همه اش مال خداست (خنده حاضرین).

,

هرچه هست مال خداست حالا یک اضافه ای هم اینجا شده است… منظور این است که این تعارض نیست که آقایان بگویند اینجا تعارضا و تساقطا هست برویم جای دیگر… نه! اینجا قابل جمع است چون «لله ما فی السماوات و ما فی الارض».

,

عبادت در این ماه ها ذی اثر است. پاداشی که خدا در این ماه می‌دهد غیر از پاداشش در ماه‌های دیگر است. رحمت الهی ریزان است در این ماه…

, عبادت در این ماه ها ذی اثر است.,

خدا می‌بخشد تو را

, خدا می‌بخشد تو را, خدا می‌بخشد تو را,

ناصری نگوید عمر من زیاد است و روزی یک گناه هم کرده باشم هزاران گناه می‌شود! نه بابا! تو برو در خانه اش با حقیقت برو، تصمیم داشته باش که در آینده گناه نمی‌کنم، اظهار ندامت و پشیمانی بکن از گذشته و قول بده که در آینده من گناه نمی‌کنم والله العلی العظیم خدا می‌بخشد. لکن چنانچه نماز قضایی داشته باشد قضایش را بخواند اگر حق الناس هم به گردنت هست تصمیم بگید حق الناس را ادا کنی. اگر این نحو باشد والله العلی العظیم خدا همه را می‌بخشد. ناصری نگوید من خیلی گناه کرده ام روزی یک گناه حساب کن خیلی می‌شود روزی ده تا حساب کن میلیون‌ها می‌شود. نه! با بزرگان جای این حرف‌ها نیست؛ خدا می‌بخشد مطمئن باشید.) «العبد عبدی و الرحمۀ رحمتی» (رحمت مال خودم است هر چه بخواهم به آن‌ها بدهم به آن‌ها می‌دهم.)

,

انسان مأیوس نشود، نگوید من گناه کرده ام خجالت می‌کشم. نه! شما یک بی گناه پیدا کن! چهارده معصوم بی گناهند. همه مان دامنمان آلوده است. همه مان خطاکاریم برادران. نه شما نه من، همه مان گناهکاریم! نفهمیدیم حالا یا عمدی بوده یا سهوی بوده ندانستیم به جهل و نادانی بوده، غفلت بوده؟ اشتباه کرده ایم. حرفی در آن نیست. همه مان دامنمان آلوده است. یک توبه و انابه ای بکنیم. معصوم نیستیم هیچ کداممان. فقط چهارده معصوم حسابشان جدا است؛ اهل بیت معصومند اما ما هیچ کداممان نیستیم. اشتباه کرده ایم. توبه و انابه ای داشته باشیم. این ماه وقتش است. اگر بخواهید که سوء سابقه‌ها صاف بشود، پرونده‌های گذشته محو شود که دیگر خبری از آن نباشد این ماه وقتش است.

,

یک شب با خدا خلوت کنیم

, یک شب با خدا خلوت کنیم, یک شب با خدا خلوت کنیم,

خلاف هم هر چه بخواهی کرده ایم. حالا پشیمانیم و آمده ایم، خودت گفتی بیا. بی دعوت هم نیامده ایم. خودش می‌فرماید «أدعونی أستجب لکم» بخوانید مرا، بیایید در خانه ام بهتان بدهم. برو، بی دعوت نرفته ای. برو در خانه اش و بخواه از او. خدا رد نمی‌کند.

,

غنیمت بشمارید؛ به نفعتان است

, غنیمت بشمارید؛ به نفعتان است, غنیمت بشمارید؛ به نفعتان است,

منظور اینکه این ماه بسیار با شرافت است غنیمت بشمارید. خدا برای ما خوب بخواهد اگر زحمت می‌کشیم برای خودمان زحمت می‌کشیم؛ این اساتید محترم خدا حفظشان بکند مدیران محترم را خدا حفظشان بکند این‌ها برای خدا دارند راهنمایی شما را می‌کنند، ترتیب مدیریت درس و بحث و مباحثه‌هایتان را می‌کنند. برای خدا است که شما هر کدامتان یک علامه بشوید و در آینده حوزه‌های علمی تشکیل بدهید.

,

دنیا و آخرت را داشته باشید. مخصوصا آخرت را داشته باشید. هر کدام شماها. شما که می‌بینید مدیریت می‌کنند تا درس بخوانید مباحثه کنید و امتحان بدهید، این‌ها به نفعتان است خدا شاهد است. شما خودت ملّا می‌شوی. خودت پس فردا مدرس می‌شوی پس فردا مجتهد می‌شوی احکام الهی را استنباط می‌کنی و مردم را هدایت می‌کنی و جای پیغمبرها می‌نشینی. به نفعتان است. شما احترام اساتید را داشته باشید خدا می‌داند برای خدا دارند زحمت می‌کشند. یک وقت شب شده است نمی‌خوابند مطالعه می‌کنند، مطالب را دسته بندی می‌کنند، به یک نحو خاصی این‌ها را به یک بیان خوبی این‌ها را ترتیب بدهند که برای شما بیان بکنند تا شما بهتر متوجه بشوید.

,

خدا خودش از اساتید است/ خیرخواه هم باشیم

, خدا خودش از اساتید است/ خیرخواه هم باشیم, خدا خودش از اساتید است/ خیرخواه هم باشیم,

شما هم حواستان باشد، احترام آقایان را باید داشته باشید. احترامی که به پدر و مادرتان در قرآن آنقدر سفارش شده احترام استاد بیشتر است. خدا خودش از اساتید است: «و علّم الانسان ما لم یعلم» خدا یاد داده، آقا او هم استاد است. مقام استاد بالاست. احترام استاد را داشته باشید. به هر چه هم راهنمایی‌تان کرد بپذیرید از ایشان. خدا می‌داند خیر شما را می‌خواهند.

,

پیش مطالعه بکنید. درسی که فردا می‌خواهید بخوانید پیش مطالعه بکنید. بعضی را متوجه می‌شوید و بعضی را متوجه نمی‌شوید. استاد که دارد بیان می‌کند و تبیین می‌کند حواستان را جمع می‌کنید قشنگ می‌فهمید. در مباحثه هم قشنگ بیان می‌کنید مطلب را. مفصل یادداشت برداری بکنید برای بعد به دردتان می‌خورد، مدرس می‌شوید این‌ها به دردتان می‌خورد. انجام بدهید إن شاءالله. و توسلاتتان هم باید برقرار باشد. جدیت در تحصیل برای خدا و تقوی و تهذیب این هم باید باشد. صفات رذیله هرکدامش به منزله سلول آهنی است. هر کدام از گناهانی که ناصری می‌کند به منزله ی سلول آهنی است به دورمان. تاریک و ظلمات. ظلمت محض است که دور ناصری را می‌گیرد. معصیت همین طور است؛ با هر معصیتی یک سلول آهنی ظلمانی دور ناصری را می‌گیرد. دیگر هم هرچه فریاد می‌زند صدایش بیرون نمی‌آید. تا توبه نکنی و استغفار نکنی، تا این سلول‌ها را از بین نبری این ظلمت را از بین نبری صدایت جایی در نمی‌آید. از راهش باید بیایید. توبه از اعمال گذشته، تصمیم برای ترک گناه در آینده، اتیان واجبات، ترک محرمات در جمیع شؤون. یابن الحسن یابن الحسن و خیرخواه هم باشیم.

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه