وقتی دشمن شاد می شویم/؛
عقاید و اصول آئین بهائیت
در ادامه سلسله یادداشت های "وقتی دشمن شاد می شویم" به بررسی عقاید و اصول فرقه دروغین بهائیت می پردازیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ناب نیوز؛ در ادامه سلسله یادداشت های "وقتی دشمن شاد می شویم" به بررسی عقاید و اصول فرقه دروغین بهائیت می پردازیم:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ناب نیوز؛, ناب نیوز؛,گفتار دوم: عقاید و اصول آئین بهائیت
, گفتار دوم: عقاید و اصول آئین بهائیت,هر دین و آئینی از اصول اعتقادی و فروغ و احکام عملی تشکیل شده است. آئین بهائیت نیز از دو قسمت اصول و فروع تشکیل شده است.
,قبل از بیان مسائل اعتقادی بهائیان، لازم به ذکر است که بهائیان اگر چه بهائیت را شریعتی مستقل از سایر ادیان میدانند که به وسیله بهاء الله پایهگذاری شد است، اما در حقیقت این آئین ادامه و شکل تکامل یافته بابیت است. به دیگر بیان، با اصلاحاتی که بهاءالله و جانشینانش در باورها و احکام سید علی محمد باب کردند آئین بهائیت به وجود آمد. لذا بسیاری از احکام وعقاید بین آنها مشترک است.
,برخی از این عقاید عبارتند از:
,اعتقاد به تجلی و تجسد خداوند در میرزا حسینعلی بهاء.
, اعتقاد به تجلی و تجسد خداوند در میرزا حسینعلی بهاء.,شاید به سادگی باور کردنی نباشد که بهائیان میرزا حسینعلی بهاء را خدای خود و جهان و آفریننده تمام مخلوقات بدانند، اما همچنان که در فصل اول ذکر شد این اعتقاد بهائیان مبتنی بر ادعای الوهیت و خدایی شخص میرزا حسینعلی است. او در کتاب اقدس که از مهمترین کتابهای بهائیان است مطالبی میگوید که مفادش این است:
, اقدس,«نخستین چیزی که خدا بر بندگان خود واجب ساخته، معرفت منبع وحی و تجلی اوست که منم کسی که در آفریدن جهان و در گرداندن آن، جانشین خدا بوده است.»
,محمد علی قائینی یکی از مبلغان بهائیت چنین میگوید: «و اما در وقت تلاوت آیات و خواندن مناجات، رو به قبله بودن واجب نیست. به هر طرف روی ما باشد جائز است. ولکن قلب باید متوجه به جمال قدم (میرزا بهاء) و اسم اعظم باشد. زیرا مناجات و راز و نیاز ما به اوست و شنونده جز او نیست، و اجابت کننده غیر از او نه.»
,نقد و بررسی
, نقد و بررسی,قرآن با صراحت تمام در آیات متعددی، صفاتی را برای خداوند بیان می کند از جمله بی نیاز مطلق، حی، قیوم، ظاهر و باطن، اول و آخر، لم یلد و لم یولد و قدرت نامتناهی و... .
,«قل هو الله احد، الله صمد...» و «الله لا اله الّا هو الحیّ القیوم»و «هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن»
,حال باید از بهائیان پرسید که کدام یک از این صفات در میرزا حسینعلی وجود دارد و چگونه ممکن است چنین خدایی به زندان بیافتد (لا اله الا انا المسجون الفرید).
,اگر قرار باشد میرزا حسینعلی خدا باشد پس هر کسی میتواند با گفتن چنین جمله و نوشتن کتاب برای خودش ادعای خدایی و تأسیس دین و مذهب کند.
,- منسوخ شدن ادیان گذشته و تشریع دین جدید
بهائیان مانند بابیان معتقدند که با ظهور بهاءالله، شریعت اسلام پایان یافته است و دورهی رسالت حضرت محمد صلیاللهعلیهوآلهوسلم سپری شده است و این دوره، دورهی زمامداری جمال اقدس ابهی- بهاءالله- و آئین اوست. رهبران بهائی چنین میگویند که هر دین و شریعتی، مدت محدود و معینی دارد و این دورهی محدود تقریباً هزار سال است و هرگاه دورهی هر دینی به پایان رسیده آن دین به وسیله دین و شریعت جدید، نسخ میشود. بهائیان دلیل عقلی این نسخ را مقتضیات زندگی بشر و تکامل و رشد عقل و فکر او میدانند و معتقدند دین و شریعت همیشه در حال تحول و دگرگونی است.
,- انکار قیامت
بهائیان به پیروی از رهبران خود، سید علی باب و میرزا بهاء، معاد و قیامت را به آن معنایی که در اسلام و ادیان الهی مطرح است منکر هستند.
,طبق نظر همهی ادیان الهی و به خصوص اسلام، معاد یعنی برگشت و روز قیامت یعنی روزی که همهی انسانها برای حسابرسی در مورد اعمال نیک و بدشان در دنیا، دوباره زنده میشوند و مورد سؤال و بازخواست واقع میشوند. اما بهائیان و رهبران آنها معاد و قیامت به این معنی را منکر هستند.
,سید علی باب میگوید:
,«با آمدن من قیامت اسلام برپا شد و من تا زندهام روز قیامت اسلام باقی است روزی که من از دنیا بروم روز قیامت اسلام به پایان میرسد.» وی در مورد بهشت و جهنم نیز میگوید: «آنانکه به پیغمبر پیش ایمان آوردند و به پیغمبر بعد نیز ایمان آوردند، به بهشت ایمان وارد میشوند و گرنه وارد دوزخ کفر می گردند.»
,حسینعلی بهاء نیزهمین مطلب را دنبال کرده و میگوید: «قیامت اسلام با مرگ علی محمد باب پایان یافت و قیامت بیان و آئین باب با ظهور من یظهره الله که خودش باشد آغاز گردید. وقتی که مرگ او هم فرا رسد قیامت بیان نیز تمام میگردد و قیامت اقدس و آئین بهائیت با بعثت پیامبر آینده آغاز میشود...»
, من یظهره الله,باب و بهاء و پیروانشان تمام آیات قرآن در مورد معاد را توجیه میکنند و معتقدند که معاد و روز قیامت به کیفیت فوق، در همین دنیا برپا شده و میشود. وقتی به بابیها اعتراض میشود که قرآن روز قیامت را 50 هزار سال دانسته است «فی کل یومِ کان مقدارهُ خمسینَ الف سَنَه» ولی از آغاز دعوت باب تا مرگش بیش از شش سال نبود، در جواب میگویند 50 هزار سال در یک ساعت منقضی شد. همچنین وقتی به بهاء اعتراض میشود که طبق گفته باب «من یظهرُه الله» بعد از عدد مستغاث (2001) میآید حسینعلی این نظر را اظهار میکند که وقتی 50 هزار سالِ روز قیامت در یک ساعت منقضی شود چه اشکالی دارد که 2001 سال در چند سال محدود منقضی شود.
,لذا طبق نظر بهائیان قیامت عبارت است از پایان مدت دین سابق و آغاز تشریع دین جدید و ظهور پیامبر جدید.
,ادامه دارد...
,محسن.س
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه