روایت یک خواب عجیب/ وصیت شهید: گوش به فرمان امام زمان خویش باشیم

روایت یک خواب عجیب/ وصیت شهید: گوش به فرمان امام زمان خویش باشیم
همسر شهید علی اصغر کلامی گفت: وصیت همسرم این بود که پشتیبان رهبری و ولایت و انقلاب باشیم و ...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای سرخه، همزمان با هفته جهاد کشاورزی، معاون اداره جهاد کشاورزی شهرستان سرخه به همراه هیئت همراه با هدف گرامیداشت یاد و خاطره شهدای جهاد کشاورزی در هشت سال دفاع مقدس به دیدار خانواده شهید «علی اصغر کلامی» و در منزل این شهید رفتند.
در این دیدار همسر شهید علی اصغر کلامی به بیان خاطرات و ویژگی های اخلاقی و رفتاری همسرش پرداخت و گفت: همسرم کارمند جهاد کشاورزی بود و به این مسئله همواره افتخار می کرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای سرخه,
,

وی با اشاره به سال ورود همسرش «علی اصغر» به اداره جهاد کشاورزی افزود: ایشان بعد از شهادت برادرشان در سال 60 اصرارشان به رفتن به جبهه بیشتر و بیشتر شد به همین دلیل به نزد مادرشان رفته تا رضایت ایشان را جلب کنند.

,

همسر شهید افزود: علی اصغر ابتدا با مخالفت جدی مادرشان مواجه شدند و در جواب این مخالفت به مادرشان گفتند ما باید به جبهه برویم و حرف امام خودرا گوش کنیم و از مرزها و شهرهایمان حراست کنیم و در پاسخ مادرشان به ایشان گفتند موافقت همسرت را جلب کرده ای و ایشان گفتند بله و اینجا بود که بالاخره بعد از گفت و گویی طولانی مادرشان به رفتن علی اصغر به جبهه رضایت دادند.

,

وی با بیان اینکه وصیت همسرم شهید علی اصغر کلامی این بود که پشتیبان رهبری و ولایت و انقلاب باشیم، افزود: روز و شب همسرم در پایگاه های بسیج و جهاد مشغول فعالیت و خدمت بود.

,

همسر شهید کلامی گفت:‌مداحی اهل بیت و خواندن دعای توسل در مساجد روستاهای اطراف از دیگر کارهای همسرم بود؛ او عاشق امام زمان بود و فکر و ذکرش انقلاب و امام خمینی (ره)‌بود.

,

وی اظهار داشت: شهید کلامی در سال 59 به پایگاه بسیج ملحق شد و در روز یکم خردادماه سال 61 بعد از چهارماه گذشت از شهادت برادر ایشان نیز در منطقه رقابیه به شهادت رسید.

,

همسر این شهید بزرگوار در ادامه گفت:‌ چهار فرزند یادگارهای علی اصغر برای من هستند یک دختر و سه پسر؛ دو فرزند آخرمان دو قلو بودند و هنوز 48 روز از تولدشان نگذشته بود که پدرشان به شهادت رسید.

,

وی ادامه داد: همسرم همرزم شهید و دوست شهید احمد لتیباری بود و همین دوستی باعث شد که شهید نام یکی از فرزندانش را به یاد همرزمش احمد و دیگری را علیرضا نامید.

,

همسر شهید کلامی بیان داشت:‌ شنیده بودم که می گفتند شهدا زنده اند و حی و حاضر و این مسئله خیلی ذهنم را به خود مشغول کرده بود و همواره به دنبال نشانی و دلیلی برای اثبات این سخن بودم تا اینکه روزی بر سر مزار همسرم رفتم و در مورد کارها و فعالیت هایی که انجام می دادم حرف زدهم و از او خواسته نشانه ای به من بدهد که این کارهای من درست است یا نه.

,

وی ادامه داد: از این قضیه گذشت و بعد از حدود یک ماه خانمی به درب منزلمان آمد و از بیکاری شوهرش و اوضاع بد مالیشان توضیحاتی داد و گفت دیشب خواب رزمنده را دیدم که لباس رزم پوشیده و به بچه ها آموزش می دهد به او گفتم که شوهرم بیکار است و اوضاع خوبی نداریم او دسته ای اسکناس به من داد و به من تأکید کرد که پیغامی به همسرم برسان به او گفته بود همان راهی را که می روی درست است؛ بعد از شنیدن سخنان این خانم لبخندی زدم او گفت چرا لبخند می زنی به او گفتم این نشانه ای از سمت همسرم بود.

,

همسر شهید کلامی گفت: بعد از مدتی شوهر همان خانمی که به درب منزلمان آمده بود کاری یافت و خانه دار هم شدند و این ها به حقیقت همگی از برکات شهداست.
گفتنی است، در پایان این دیدار به رسم یادبود هدایایی از جانب ریاست اداره جهاد کشاورزی شهرستان سرخه به خانواده شهید علی اصغر کلامی اهدا شد.

,
,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه