واکنش عضو هیئت علمی دانشگاه ارومیه به فراخوان کانون فرهنگی اساتید؛
اگر ادعای فرهنگی دارید ده ها ویرانه فرهنگی دانشگاه را آباد کنید
اخیرا و بعد از اینکه کانون فرهنگی اساتید دانشگاه ارومیه اعلام موجودیت کرده و از اعضای هیئت علمی دانشگاه برای عضویت در آن دعوت کرده است یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه ارومیه در واکنش به این اتفاق یادداشتی برای نسل برهان ارسال کرد که متن آن را در ذیل آمده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از نسل برهان؛ اخیرا و بعد از اینکه کانون فرهنگی اساتید دانشگاه ارومیه اعلام موجودیت کرده و از اعضای هیئت علمی دانشگاه برای عضویت در آن دعوت کرده است یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه ارومیه در واکنش به این اتفاق یادداشتی برای نسل برهان ارسال کرد که متن آن را در ذیل آمده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسل برهان,متولیان دانشگاه ارومیه در یک اقدام ارزشمند و شایسته اقدام به ایجاد کانون فرهنگی اساتید نموده اند و از اساتید خواسته اند جهت عضویت فرم مربوط را تکمیل نمایند.
,
از خداوند متعال خواهانیم که پس از سه سال بلاتکلیفی و سردرگمی فرهنگی انگیزه خداپسندانه پشتوانه چنین امری باشد. اما تامل در این اقدام با توجه به تجربیات و عملکرد سه سال گذشته وزارت علوم و دانشگاه های تابعه به ویژه در دانشگاه ارومیه سوالاتی را برمی انگیزد.
الف) در فراخوان سه هدف عمده آمده است:
1- شناخت علمی؟! عمیق؟! نسبت به معارف اسلامی؟!
2- تعلیم؟! تربیت؟! دینی؟!
3- فعالیت در امور خیریه؟!
هیچ توضیحی نمی دهم فقط یک بار دیگر اهداف را بخوانید و لفاظی و ناشیگری و کلی گویی را تحسین فرمائید.
حوزه های علمیه و دانشگاه ها چنین ادعایی ندارند. حالا چه کسانی؟!
ب) سوال جدی آن است که ایجاد یک کانون فرهنگی جدید با وجود ده ها کانون رسمی و قانونی برای کار فرهنگی در دانشگاه چه ضرورتی دارد؟
,
,
,
,
,
,
,
1-نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری 2 – معاونت فرهنگی اجتماعی 3- بسیج استادان 4- گروه معارف اسلامی 5-شورای فرهنگی 6- اتاق فکر فرهنگی 7- دفتر هم اندیشی استادان 8- هیات امام حسین 9- شورای فرهنگی دانشکده ها 10- ساعت فرهنگی دوشنبه ها با مدیریت روسای دانشکده و...
,
اگر دغدغه فرهنگی دارید اینها را تقویت فرمائید. ده روستای آباد را ویران کردید حالا یک روستای ویران دیگر ایجاد می کنید؟!
در هدف سوم عزیزان امور خیریه هم خیلی قابل تحسین است. بارک الله خوب است ولی محض اطلاع عرض می شود در دانشگاه ارومیه سه تا صندوق خیریه رسمی وجود دارد. علاقه مندان بسم الله بگویند. در جامعه هم که دها نهاد حمایتی و خیریه هست. آهای خیران بسم الله.
,
به نظر می رسد به جای چنین کانونی جای شورای صنفی اعضای هیات علمی خالی است تا حق و حقوق آنها را احیا نماید. جای پاسخ گویی مسئولان دانشگاه به مطالبات به حق خالی است. جای اخلاقیات و قانون مداری خالی است. جای اعتدال و تدبیر خالی است. جای کار و تلاش مسئولانه خالی است. جای ایجاد فضای علمی در بین دانشگاهیان خالی است. جای پرهیز ار پرونده سازی بیجا خالی است که با آبروی هیات علمی بازی نشود. جای اجرای برنامه های پرمحتوا و حامل پیام زندگی و پیش گیری از آسیب های اجتماعی دانشجویان و درمان و کاهش آنها لازم است.
,تقویت شورای فرهنگی و برخورد مدبرانه با معضلات حجاب و عفاف و امر به معروف و نهی از منکر لازم است. تقویت جنبش دانشجویی در راستای استبداد گریزی و استعمار ستیزی لازم است. حفظ ماهیت عدالت طلبی و استقلال خواهی، مطالبه گری از دولت ها لازم است. حمایت و تشویق دولت به عمل قاطعانه در جهت تحقق و عده های داده شده و تحقق اقتصاد مقاومتی و تولید علم، بومی سازی علوم انسانی برگزاری کرسی های آزاد اندیشی و نقد و بررسی لازم است. بستر سازی برای انجام مطالبات مقام معظم رهبری از دانشگاه ها لازم است.
,توجه جدی به معیشت استادان و معلمان لازم است. مبارزه با اختلاس و رانت و حقوق های میلیاردی و مخالفت با سلاطین واردات و مخالفت با وابستگی اقتصادی و فکری و فرهنگی و علمی لازم است.
,تضعیف غرب پرستی و غرب گرایی و افکار سکولاریستی و لیبرالیستی لازم است. عدم توجه به مسائل و معضلات جدی و بنیادی با تشکیل چنین کانون هایی را صرفا سیاست بازی و سیاست زدگی در عین ادعای پرهیز از سیاسی کاری می دانیم. چرا که تغافل از معضلات و مسکوت گذاشتن دردهای اصلی و نشخوار اندیشه های غربی روح کمی گرایی در تعداد مقالات ای اس ای، تعداد دانشجو و هیات علمی و ... کیفیت دانشگاه های ایران را از بین برده است. برجام فضای وسیع تری برای تعمیق وابستگی ها و احساس حقارت در برابر غرب و آمریکا و هجوم فرهنگ مبتذل فراهم کرده است و این جریان بوسیله اصلاح طلبان مدعی روشنفکری تشدید می شود.
,آقایان خانم ها مسئولان فعلی از پاسخ به انتقادات و سئوالات دانشجویان و هیات علمی و کارکنان به شدت فراری هستند. در دانشگاه نگرش انتقادی و واقع بینی و آزاد اندیشی به نام افراط و تندروی و اتهام احمدی نژادی بودن کوبیده می شود. ضعف اخلاقی و مدیریتی و بی برنامگی ازهیکل دانشگاه می بارد.
,نوع برخورد با دکتر صدقی و پرونده سازی ظالمانه و حبس وی و بعد تبرئه نامبرده شاهد این دعاوی است. صدقی در 8 سال به اندازه 50 سال از هر جهت دانشگاه ارومیه را پیش برد. در سه سال گذشته مسئولان دانشگاه نتوانستند یک صدم خدمات وی را انجام دهند.(منصف باشیم). برخوردهای مغرضانه با هیات علمی که همسو با آقایان نیستند تحت فشار انواع تهدیدها و تحقیرها به سر می برند.
,خوب طبیعی است هیات رئیسه وقتی کار مفید و موثر نداشته باشند شروع به حاشیه سازی و پرونده سازی می کنند. حق دارند برای کمیته های تخصصی و کمیسیون های دانشگاه تنها رابطه جناحی و حزبی را به جای همه صلاحیت های دانشگاهی لحاظ فرمایند. ببینید آنچه موجب تشدید انحرافات دولت های بعد از انقلاب اسلامی بوده است فقدان نگرش انتقادی در دانشگاه ها و فقدان روح انتقادپذیری در مسئولان بوده است. دانشگاه ها هشت سال در دوران سازندگی هاشمی رفسنجانی؟! او را تقدیس و تعظیم کردند در حالی که سرآغاز همه تبعیض ها ، اختلاس ها ، رانت خواری ها ، مفاسد اداری دولت هاشمی بود. بعد از او خاتمی به نام اصلاحات آمد 8 سال هاشمی را انحصار طلب علیجناب سرخ پوش اقتدار گرا نامیدند و چشم بر انحرافات استراتژیک خاتمی فرو بستند و عملکرد ضعیف و خیانت آمیز و ضد ملی و ضد دینی اصلاحات، احمدی نژاد را تولید کرد. اصلاحات به کما رفت. برای اثبات حیات خود فتنه 88 را آفردیدند (در تهران آنهم شمال تهران) آرای انتخابات 94 را هم از آنجا آوردند.
,احمدی نژاد 8 سال دانشگاه را رها کرد. دانشگاه هم احمدی نژاد را رها کرد. التهاب دانشگاه در دوران خاتمی به آرامش دوران احمدی نژاد ختم شد. رتبه علمی ایران ارتقای جالبی یافت. ایران در انرژی هسته ای، نانو، پزشکی، مهندسی، هوافضا، صنایع دفاعی، سلولهای بنیادی، موفقیت چشم گیر یافت. اما ضعف ها و غده های چرکین هم در این دوران سرباز کردند. روحانی و مشاوران وی از این ضعف ها به خوبی استفاده کردند و با صدها وعده در 24 خرداد 92 ساختمان پاستور را فتح کردند. همان کسانی که رفسنجانی را علیجناب سرخ پوش و خاتمی را خائن اصلاحات و محمد چاخان می نامیدند به مانند سهامداران شرکت های سهامی وارد معرکه شدند و در تقسیم میراث باقی مانده از احمدی نژاد وزارت علوم سهمیه خاتمی و عارف شد آنها هم توفیقی و میلی منفرد و فرجی دانا و فرهادی را به سکانداری وزارت علوم نامزد کردند. این نامزدها هیچ کدام شخصیت و منش آکادمیک نداشته و ندارند سیاست بازان حرفه ای بودند( غیر از فرهادی) فرهادی وزیر شد اما صحنه گردانان وزارت علوم همچنان همان وزیران غیر معتمد مجلس نهم به همراه آفریدون (داداش رئیس جمهور) است. نتیجه آن شد که الان با کمال تاسف در دانشگاها حاکم است. رکود و سقوط رتبه علمی – کمبود بودجه های آموزشی پژوهشی و فرهنگی مدیریت سرگردان و ناکارآمد، ناتوانی در انجام ماموریت اصلی توقف همه کارهای عمرانی، یکه تازی دانشگاه آزاد رفسنجان در به ابتذال کشیدن تحصیلات تکمیلی بعد از به لجن رساندن کارشناسی، اردوهای مختلط، اجرای کنسرت و موسیقی تبدیل دانشگاه به محل عرضه مانکن ها و مدها و سالن های آریش به قدرت رسیدن و جولان سرشاخه های سکولاریسم و لیبرالیسم رسوا.
,تطهیر و تقدیس کسانی مثل رفسنجانی خاتمی و کروبی و روحانی که 37 سال است کشور و ملت و اقتصاد و فرهنگ و سیاست را گروگان خود کرده اند و خیال می کنند جوانان دانشجو و دانشگاه عروسک خیمه شب بازی آنها هستند که باید با هر سازی که آنها می زنند اینها هم برفصند و کف و سوت بزنند.
,در آخر از همه اعضای محترم هیات علمی دعوت می شود با قدرت تمام وارد این کانون شوند و اجازه ندهند اشتباهات گذشته تکرار شود و مطالب این یادداشت را هم به دیده انتقادی نگریسته و در حل مشکلات کمر همت بسته و دست همدیگر را بفشاریم ((و العاقبه المتقین))
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه