پیشمرگ مسلمان کرد:
نیروهای وفادار به انقلاب بارها مورد سوءقصد گروهک های ضد انقلاب قرار می گرفتند
گروهک های ضد انقلاب به هیچ صراطی مستقیم نبودند و از هر راهی برای ضربه زدن به نیروهای انقلابی استفاده می کردند. نیروهای ضد انقلاب هرگاه فرصت را مناسب می دیدند، به خانه و زن و فرزندان نیروهای انقلابی حمله می کردند. از حاجی فرشته و فرزندانش گرفته تا شهید داریوش چاپاری بارها مورد سوءقصد نیروهای ضد انقلاب قرار گرفتند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله ، در قسمت قبل از سلسله خاطرات پیشمرگ مسلمان کرد ایوب زند کریمی، داستان آشنایی این رزمنده مجاهد با شهید حاج عبدالله جماران و هم چنین پاکسازی بخش هایی از کردستان را منتشر کردیم. در این قسمت ادامه خاطرات پیشمرگ مسلمان کرد ایوب زند کریمی را از زبان این رزمنده سپاه اسلام منتشر می کنیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله , قسمت قبل,,
شهید حاج عبدالله جماران حالت خاصی داشت. در طول مدتی که با ایشان بودم هیچ گاه ندیدم که دنبال پست و مقامی باشند. شهید جماران در طول سال های قبل از انقلاب و فعالیت های گروه های سیاسی در منطقه که عمدتاً هم مشی کومونیستی داشتند، به شدت با این جریانات فکری که با مبانی اسلام ضدیت داشتند، مخالف بود؛ به نحوی که همواره خودش را به عنوان یک فرد ضد کومونیست معرفی می کرد.
,,
علی رغم میل باطنی شهید جماران، مسئولیت یکی از پایگاه های سازمان پیشمرگان مسلمان کرد در منطقه چهار باغ سنندج به ایشان محول شد و من نیز یکی از نیروهایی بودم که افتخار داشتم مدتی را به عنوان نیرو در خدمت شهید جماران باشم.
,,
پاکسازی مناطق آلوده و گشت های شبانه از جمله اقداماتی بود که من و سایر نیروهای تحت امر شهید جماران انجام می دادیم. در تمام این مأموریت ها نیز شهید جماران خود به عنوان نفر اول به منطقه اعزام می شد.
,,
ساعت هشت شب بود که به پایگاه خبر دادند تعدادی از نیروهای ضد انقلاب در خیابان انقلاب مشاهده شده اند و با اعضای یک خانواده درگیر شده اند. شهید جماران نیز سریع به تعدادی از نیروهای پایگاه آماده باش داد و همگی سوار یک دستگاه ماشین سیمرغ شدیم و روانه محل مورد نظر شدیم.
,,
شهید جماران همیشه برای سرکشی ها و گشت های شبانه یک اسلحه یوزی کوچک حمل می کرد. همین که به چهار راه انقلاب رسیدیم، به یک باره باران گلوله باریدن گرفت. شهید جماران که سوار کابین جلو ماشین شده بود، سریع پیاده شد، ولی شخص ضارب اسلحه را به سمت شهید جماران گرفت و ایشان را به شدت مجروح کرد. شهید جماران همین که به کنار خیابان رسید، موفق شد شخص ضارب را که یکی از نیروهای حزب دموکرات بود مورد هدف قرار دهد.
,,
زمانی که شخص ضارب ماشین را هدف گلوله قرار داد، یکی از همرزمان ما به نام کاک سلیم که از اهالی روستای بیساران بود به شهادت رسید و من نیز در این عملیات از ناحیه پا به شدت مجروح شدم، حاج عبدالله نیز از ناحیه شکم به شدت مجروح شد.
,,
همان شب من و شهید جماران راهی تهران شدیم، ولی شهید جماران در فرودگاه سنندج دعوت حق را لبیک گفت و به برادر شهیدش ـ شهید صدیق جماران ـ پیوست. ولی من برای مداوا راهی تهران شدم و متأسفانه در تشییع جنازه و خاکسپاری شخصی که عاشقانه دوستش داشتم، غایب بودم.
,,
در طول مدتی که در بیمارستانی در تهران بستری بودم، مردم مؤمن تهران به کرات به ملاقات مجروحان و مصدومان جنگ می آمدند. البته مسئولان سازمان به خاطر مسائل امنیتی به من گفته بودند که خودم را به عنوان پیشمرگ مسلمان کرد معرفی نکنم و اگر کسی نحوه مجروح شدنم را پرسید بگویم: در حال گذر از خیابان بوده ام که در درگیری بین نیروهای انقلاب و ضد انقلاب مجروح شده ام.
,,
حدود یک ماه در بیمارستان بستری بودم و بعد از مرخصی نیز یک ماه استراحت کردم و خیلی زود دوباره اسلحه ام را برداشتم و راهی پایگاه عملیاتی شدم.
,در اولین حضورم بعد از بهبودی نسبی، به اتفاق شهید داریوش چاپاری و کاک عبدالله جعفری راهی پاکسازی منطقه باباریز و روستاهای اطراف شدیم. در مدت دو روز توانستیم روستای باباریز و دو روستای اطرافش را پاکسازی کنیم. البته در این عملیات یکی از نیروهای سازمان به شهادت رسید و سه نفر از مزدوران ضد انقلاب نیز کشته شدند.
,,
گروهک های ضد انقلاب به هیچ صراطی مستقیم نبودند و از هر راهی برای ضربه زدن به نیروهای انقلابی استفاده می کردند. نیروهای ضد انقلاب هرگاه فرصت را مناسب می دیدند، به خانه و زن و فرزندان نیروهای انقلابی حمله می کردند. بانو فرشته حسینی (حاجی فرشته) و فرزندانش به نام های جمال و جلال از جمله این خانواده ها بودند که به دلیل عشق و ارادتی که نسبت به انقلاب و امام خمینی (ره) داشتند بارها مورد سوءقصد گروهک های ضد انقلاب قرار گرفتند.
,,
حاجی فرشته از جمله افرادی بود که به همراه ما به استان کرمانشاه مهاجرت کرد. این بانوی مبارز همراه دو تن از فرزندانش به نام های جمال و جلال خانه و کاشانه خود را رها کرده و راهی دیار غربت شده بود و بعد از پاکسازی شهر سنندج نیز بارها گروهک های ضد انقلاب نارنجک و مواد منفجره به داخل خانه حاجی فرشته و فرزندانش پرتاب کردند.
,,
گروهک های ضد انقلاب که از رویارویی مستقیم با رزمندگان سپاه اسلام ضربات مهلکی خورده بودند، ترور را روشی برای رسیدن به اهداف خود می دانستند. به عنوان نمونه شهید داریوش چاپاری بارها توسط نیروهای ضد انقلاب مورد سوءقصد قرار گرفت؛ یک بار نیروهای ضدانقلاب این شهید بزرگوار را در مقابل منزلش مورد حمله قرار داده بودند، ولی شهید چاپاری به دلیل توانمندی و قابلیتی که داشت، توانسته بود خود را از دام نیروهای ضد انقلاب نجات دهد.
,,
وقتی خبر ترور آقا داریوش پخش شد، همه فکر کردیم ایشان به شهادت رسیده است، ولی زمانی که به بیمارستان رسیدیم متوجه شدیم که حال ایشان خوب است و به زودی از بیمارستان مرخص می شود. وقتی شهید چاپاری از بیمارستان مرخص شد، من به همراه عزت الله زارعی نزدیک به یک هفته به صورت شبانه روزی در اطراف منزل شهید چاپاری نگهبانی دادیم تا خطری متوجه شهید چاپاری و خانواده اش نباشد. در تمام این مدت نیز شام و نهارمان را مهمان خانه این شهید گرانقدر بودیم.
,,
البته گروهک های ضد انقلاب آنقدر از شهید داریوش چاپاری کینه به دل داشتند که تصمیم خود را عملی نمایند. و در نهایت سال ها بعد ایشان را در مقابل مغازه اش ترور کردند و مردم سنندج را از نعمت گوهری درخشان محروم نمودند.
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه