سحرهای رمضان؛ فرصتی برای ستاره شناسی در اردکان

سحرهای رمضان؛ فرصتی برای ستاره شناسی در اردکان
از قدیم با توجه به اینکه اغلب مردم ساعت و هیچ وسیله ارتباط جمعی نداشتند تا بتوانند به وسیله آن از اوقات شرعی مطلع گردند، لذا برای بیدار شدن در سحرهای ماه مبارک رمضان و اطلاع از وقت اذان صبح، راه‌های مختلفی را انتخاب می کردند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اردکان گویا، از قدیم الایام با توجه به اینکه اغلب مردم ساعت نداشتند و هیچ وسیله ارتباط جمعی هم وجود نداشت تا بتوانند به وسیله آن از اوقات شرعی مطلع گردند، لذا برای بیدار شدن در سحرهای ماه مبارک رمضان و اطلاع از وقت اذان صبح، راه‌های مختلفی انتخاب کرده بودند و هر محله‌ای به اقتضای موقعیت خود کارهائی را انجام می‌دادند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اردکان گویا,

معمول‌ترین کاری که تقریباً در سطح بافت قدیم یا به اصطلاح داخل حصار بست انجام می‌شد، این بود که، افرادی خوش صدا به بالای پشت بام منازل یا مساجد که معمولاً بلندتر از سایر مکان‌ها بود می‌رفتند و از حدود دو ساعت قبل از اذان صبح با صدای بلند مناجات می‌کردند یعنی ابتدا اشعاری را می‌خواندند و سپس دعای سحر و بعد هم اذان می‌گفتند و مردم با توجه به موضوع مناجات متوجه می‌شدند تا اذان صبح چقدر وقت دارند.

,

از اواخر قرن اخیر هم مرحوم «حاج میرزا یحیی شاکری» یک ربع مانده به اذان صبح بالای پشت بام مسجد جامع که بلندترین نقطه بافت قدیم شهر محسوب می‌شد می‌رفت و با صدای بلند« آب است و تریاک» می‌گفت: نحوه گفتن آب است و تریاک به این صورت بود که وی با صدای رسا و جالب این جملات را چند بار تکرار می‌کرد.«آب است و تریاک، وقت آب است و تریاک، شیعیان علی بن ابی طالب آب است و تریاک، وقت آب است و تریاک، ای محبان علی موسی الرضا، آب است و تریاک، وقت آب است و تریاک و سپس دعا می‌کرد».

,

در شب آخر از ماه مبارک رمضان هم پس از گفتن« آب است و تریاک» با ماه رمضان « وادع» می‌کرد و با حالت گریه می‌گفت:« ای ماه رحمت الوداع، ای ماه تابان الوداع و... ». وقت اذان صبح هم تمامی کسانی که مناجات می‌کردند، اذان می‌گفتند و صدای اذان تقریباً تمامی شهر را فرا می‌گرفت اما در کنار این مراسم، بعضی افراد نیز داوطلبانه، هنگام شروع وقت سحر در کوچه و محلات به راه می‌افتادند و کوبه‌های درهای چوبی منازل را به صدا در می‌آوردند و همسایه‌ها را بیدار می‌کردند و بعضی نیز بالای پشت بام رفته طبل می‌زدند و اگر طبل نداشتند َدلِّهِ خالی برداشته چوب روی آن می‌زدند و صاحبان منازل اطراف را بیدار می‌کردند، اما از همه جالب‌تر آشنائی مردم کوچه و بازار حتی بعضی از پیرزن‌های بی‌سواد با علم نجوم و ستاره‌شناسی بود و اگر هیچ صدای در سحر شنیده نمی‌شد آنها با نگاه کردن به آسمان و جا به جایی ستارگان، زمان را به خوبی تشخیص می‌دادند و حتی مشهور است، دشتبانی با بیرون کردن پایش از زیر لحاف در فصل زمستان و احساس تغییر هوا، ساعت را تشخیص می‌داده و مردم با نگاه کردن به افق، وقت اذان صبح را کاملاً دقیق تشخیص میدادند.

,

از سال 1334 شمسی اولین دستگاه بلندگو توسط سید محمد صباغ (حسینی پور) به اردکان آورده شده و در مسجد قرائت خانه روبروی مدرسه علمیه مستقر گردید و بوق بلندگوی آن هم بر بالای بادگیر مسجد نصب شد و از آن سال به بعد، مناجات سحر از طریق آن بلندگو پخش می‌شد و مرحوم میرزا یحیی هم« آبست و تریاک» را با آن بلندگو اعلام می کرد.

,

چند سال هم آقای سید محمد صباغ در ماه مبارک رمضان بلندگو را به منزل خود که در نزدیکی میدان سنگ بود منتقل می‌کرد و سحرهای ماه رمضان مناجات را از آن جا پخش می کرد.

,

کم کم تعداد بلندگوی موجود در شهر افزایش یافت و در وقت سحر از چند بلندگو مناجات پخش می‌شد و افراد هم کمتر بدون بلندگو مناجات می‌کردند تا اینکه وسایل ارتباط جمعی توسعه یافت و نیاز مردم به مناجات با بلندگو در سحرهای ماه مبارک رمضان کم شد، در سال جاری (1395 شمسی) فقط از چند بلندگو مناجات پخش می‌شود.

,

نویسنده: حاج علی سپهری اردکانی

,

انتهای پیام/ م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه