یادداشت/ سعید چهرآزاد
«ول انگاری» در عرصه فرهنگ تا مهجوریت کمیسیون فرهنگی
پیچیدگی مفهوم فرهنگ دلایل متعددی دارد که یکی از مهمترین آن ها جهانشمول(universal) بودن این مقوله است. امروزه به سراغ هر جامعه ای در هر نقطه از جهان و با هر گونه مشخصاتی برویم، امکان دارد مقوله فرهنگ جزء مباحث مهم و دارای اولویت در آن جامعه باشد، اما اگر جامعه ی مورد نظر ما به گروه کشورهای در حال توسعه تعلق داشته باشد، این امکان به یک قطعیت تبدیل خواهد شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تهران نیوز ، مقام معظم رهبری در یکی از بیانات اخیرشان به مسئله ی بسیار مهمی توجه کرده اند، ایشان ضمن ابراز نگرانی پیرامون فرهنگ و مسائل فرهنگی، از آنچه در فضای عمومی به خصوص فضای مجازی در حال اتفاق افتادن است به عنوان “ولنگاری فرهنگی” یاد کرده اند. این مفهوم بدان معنا است که ما در بحث فرهنگ چهارچوب، هنجار، ارزش و قانونی که بتواند مولفه ها و فاکتورهای مدنظر این حوزه را سامان بخشد مقرر ننموده ایم ودچار “سهل انگاری” و “ول انگاری” شده ایم. دگرگونی های تکنولوژیک و گسترش یافتن و بسیط شدن فضای سایبرنتیک، نه فقط یک دگرگونی و تحول در نظر گرفته می شود، بلکه تغییری است برای ایجاد یک فرآیند یکسان سازی و تجانس جهانی براساس الگوی فرهنگی(cultural pattern) که از کشورهای غربی ریشه می گیرد. ولنگاری فرهنگی دقیقا منبعث شده از چنین فضایی است، فضایی که باعث به کناری گذارده شدن الگو ها، هنجارها و نرم های فرهنگی بومی می شود و فرهنگ بیگانه را بر یک جامعه مسلط می گرداند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تهران نیوز,
این معضل نوعی ناهماهنگی اجتماعی رقم می زند که فرآیند رشد را مختل می گرداند. اگر به دنبال سرمنشاء این ولنگاری فرهنگی باشیم، مدت ها است که گره اصلی این کلاف سردرگم ناپیدا مانده و در نقاطی جست و جو می شود که به کلی با مکان واقعی آن بیگانه است. گناه، گاه بر گردن آموزش انداخته می شود، گاه بر دوش سیاستگذاران گذاشته می شود، زمانی از فرآیندی نهانی سخن می رود و گاه نیز همه چیز ناشی از عدم برنامه ریزی فرهنگی پنداشته می گردد. پر واضح است آنچه در این عرصه بسیار مهم تلقی می شود تجربه ای نابهنگام در قامت و هیبت جامعه ی ما نیست؛ نظام اندیشگی و فرهنگی جامعه ما از چنان غنا و عمقی(به مثابه آیینه تمام نمای هویت) برخوردار است که یارای سیالیت و غلیان در بین سوژه های مردمی را دارا می باشد. مسائل فرهنگی خصوصا در فضای مجازی برای اینکه در غایت، رخنه ناپذیر، تقلیل ناپذیر و تشکیک ناپذیر جلوه پیدا کنند، سیاستگذار و برنامه ریز فرهنگی را ملزم می کنند که با ابزار های مطلوب واقعیت های خودساخته ای از جامعه بومی را در معرض سوژه های مردمی قرار دهند تا با استفاده از چنین مکانیسمی چهارچوب هایی فرهنگی مهیا سازند که ولنگاری فرهنگی را از ساحت جامعه بزداید.
با این تمهید کوتاه نگارنده در نظر دارد تاملی درباره نقش مهم کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی داشته باشد؛ همانطور که می دانیم مجلس شورای اسلامی به عنوان نهادی که در “راس امور” قرار دارد، با انجام سیاست گذاری و ایجاد خط مشی به وظایف خود تامیت می بخشد(یعنی به آن وحدت می دهد و مرزهایش را مشخص می کند). اما آنچه باعث ایجاد حیرت می گردد این است که با توجه به آنچه در مورد فرهنگ و مسائل فرهنگی بیان شد، کمیسیون مربوطه در فرآیند عضویت نمایندگان در هر یک از کمیسیون های مجلس شورای اسلامی مهجور واقع شد. کنش فرهنگی، نهادهای ساختاری قوی را می طلبد و کمیسیون فرهنگی مجلس به عنوان یکی از این مهمترین نهادها ، اگر نگوییم به مثابه مهمترین، در جهت ایجاد سازوکار و راهنمای عمل کنشگری فرهنگی ایفای نقش می کند. رشد و تطور فرهنگی و غنا بخشیدن به مقوله فرهنگ، متولیانی قوی را خواستار می باشد لذا رویکرد غفلت از فرهنگ در نهاد های قانون گذار و سیاست گذار کشور، نمی تواند خبری خوشایند برای جامعه فرهنگی باشد.
,
اجتناب ناپذیر بودن ورود پارلمانتاریست ها به مسئله فرهنگ و تعین بخشی به این حوزه ایجاب می کرد که این کمیسیون در بین سایر کمیسیون ها پرتراکم ترین باشد، از این جهت که فرهنگ ریشه ی همه جوانب توسعه در نظر گرفته می شود و برای نیل و گذار به توسعه متوازن و همگون، در حکم بنیاد و زیربنا است. به همین جهت است که این امر در بین همه ی کارشناسان و متخصصین پذیرفته شده و ضرورت تاریخی آن تبیین گردیده است. هنجار ها و ارزش ها ( یعنی رفتاری که در جامعه ای معین رواج کامل داشته و مشاهده آن به هیچ وجه خارج از انتظار نیست و ستون فقرات فرهنگ در نظر گرفته می شود) بین سایر جنبه های رشد و توسعه تعادل و توازن ایجاد می کنند. مجلس شورای اسلامی به عنوان یک نهاد انقلابی(به تعبیر مقام معظم رهبری) برای انباشت فرهنگی و والا انگاری (در ضدیت و غیریت با ول انگاری) ساحت فرهنگ ایجابا ملزم به این است که سیاست گذاری فرهنگی را در قالب کمیسیون فرهنگ تقویت کند. با توجه به سیطره پیداکردن فضای سایبر و سایبریزه شدن فضای زندگی و جامعه، رسانه به عنوان جزئی لاینفک از مسائل فرهنگی قلمداد می شود.
رها سازی و واسازی کمیسیون فرهنگ با وجود زیر بنا بودن این موضوع برای عصر کنونی، توجیه قابل قبولی نخواهد داشت. اگر اقتصاد خواهان گذار به رشد است، اگر صنعت خواستار نیل به توسعه است و همچنین اگر سایر ساختارها و نهاد ها جویای تعالی باشند با ول انگاری و سهل انگاری نسبت به پایه و اساس خود نمی توانند به مطلوب و مقصود دست یابند. همانطور که بین توسعه فرهنگی و فرهنگ توسعه با جوانب دیگر توسعه پیوندی ناگسستنی و انفکاک ناپذیر وجود دارد، به همان ترتیب بین ول انگاری فرهنگی و عدم گذار به توسعه در این عرصه ها نیز پیوندی اجتناب ناپذیر مشاهده می شود. نگاه استراتژیک به فرآیند های فرهنگی رشد در کوتاه مدت و توسعه در میان مدت و بلند مدت را سبب می گردد.
,
یکی از مهمترین آسیب ها و چالش های وانهادن عرصه ی فرهنگ خصوصا از جانب متولیان این عرصه در پارلمان، مسئله نفوذ فرهنگی است. نفوذ فرهنگی هم به صورت نرم(soft) قابل تبیین است هم به صورت سخت(hard)؛ نفوذ فرهنگی نرم افزارگرایانه یعنی رسوخ همه جانبه الگو ها(pattern)، ارزش ها(value) و هنجارها(Norm) بیگانه در درون ساختارهای بومی فرهنگ ؛ و آنچه نفوذ فرهنگی سخت افزارگرایانه تلقی می گردد یعنی هرآنچه که در قالب واردات کالا بتوانیم بر آن مهر ترویج فرهنگ بیگانه بچسبانیم. هر کالایی ولو کوچکترین، پیش پا افتاده ترین و “غیر فرهنگی” ترین کالا ها، در خود حامل ذهنیتی فرهنگی است که به محض ورود به جامعه بیگانه، فرآیند نفوذ فرهنگی و تاثیرگذاری بر آن جامعه را آغاز می کند. تنها راه حل واقعی و کارآ در برابر چنین نفوذی و جلوگیری از ولنگاری فرهنگی، تقویت و ایجاد جذابیت های واقعی در فرهنگ بومی است که با اهتمام کامل سیاست گذاران در قوای مختلف خصوصا مجلس شورای اسلامی به انجام و فرجام می رسد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه