«تحلیل ویژه»؛
پسابرجام؛ مشکل کجاست؟ چاره چیست؟
مسئله اصلی امروز این است که یک متن به عنوان برجام پیش روی ماست ؛ براین اساس یک طرف این توافق جمهوری اسلامی ایران است که به فرمایش رهبر معظم انقلاب همه پیش پرداخت هایش را انجام داده و تکالیفی که برجام بر عهده اش گذاشته را مو به مو اجراء کرده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از گام نیوز هر پدیده مهم سیاسی می تواند عده ای را در له یا علیه خود با خود همراه کند . اینکه عده ای در مخالفت یا موافقت یک پدیده سیاسی به ابراز عقیده اشان بپردازند از مزایای یک جامعه زنده و پویا است. بی شک برجام به عنوان مهمترین سند سیاسی در سال94 و 95 از این خصیصه خالی نیست و دارای موافقین و مخالفینی است که فارغ از نگاه سیاسی، استدلالهای خاص خود را داشته و دارند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گام نیوز,درباره تحلیل شرایط پسابرجام ؛ می توان نخبگان ما را به دو دسته موافق و مخالف برجام تقسیم کرد. نوشته حاضر در تحلیل رفتاری گروه اول است چرا که مشکلات پیش آمده در پسابرجام و خلف وعده های طرف مقابل، این گروه را با چالشهایی مواجه ساخته، به همین دلیل درصددند که برای توضیح این وضعیت دلایلی بیابند. این گروه برای علت یابی مشکلات پسابرجام بر دو نکته تاکید می کنند:
,

, استدلال اول به اشکالات ساختاری اقتصاد ما اشاره دارد. این گروه معتقد است که مشکلات اقتصادی ایران ساختاری است و انتظار گشایش در مسائل اقتصادی ایران - با فرض تحقق برجام نیز- امکان پذیر نخواهد بود.این عده همچنین می گویند وجود فساد در سیستم بوروکراسی اداری و اقتصادی ضعف در نظام مالیاتی و سیستم بهره وری و ... از سالها قبل در ساختار اقتصادی ایران خود نمایی می کرده و می کند و به طور طبیعی انعقاد هر گونه توافق در عرصه سیاست خارجی و با هر محتویات و دستاوردهایی که داشته باشد تاثیری بر مسائل توسعه اقتصادی ایران نخواهد گذاشت.
, استدلال اول به اشکالات ساختاری اقتصاد ما اشاره دارد. این گروه معتقد است که مشکلات اقتصادی ایران ساختاری است و انتظار گشایش در مسائل اقتصادی ایران - با فرض تحقق برجام نیز- امکان پذیر نخواهد بود.این عده همچنین می گویند وجود فساد در سیستم بوروکراسی اداری و اقتصادی ضعف در نظام مالیاتی و سیستم بهره وری و ... از سالها قبل در ساختار اقتصادی ایران خود نمایی می کرده و می کند و به طور طبیعی انعقاد هر گونه توافق در عرصه سیاست خارجی و با هر محتویات و دستاوردهایی که داشته باشد تاثیری بر مسائل توسعه اقتصادی ایران نخواهد گذاشت.,دسته دیگری از حامیان برجام نیز بارها اعلام کرده اند که اگر توافق هسته ای امضاء نمی شد، صادرات نفت ایران در آینده ای نه چندان دور به صفر می رسید،تحریم ها افزایش پیدا می کرد و تبلیغات و جنگ روانی یا به عبارتی ایران هراسی روند صعودی به خود می گرفت و وضع ما را در نظام بین الملل روز به روز بدتر می نمود.
, دسته دیگری از حامیان برجام نیز بارها اعلام کرده اند که اگر توافق هسته ای امضاء نمی شد، صادرات نفت ایران در آینده ای نه چندان دور به صفر می رسید،تحریم ها افزایش پیدا می کرد و تبلیغات و جنگ روانی یا به عبارتی ایران هراسی روند صعودی به خود می گرفت و وضع ما را در نظام بین الملل روز به روز بدتر می نمود.,بی شک برخی از حامیان اغراق گوی برجام با چنین استدلالاتی به دنبال مفری برای گریختن از انتقادات صحیح و واقعی وارده به برجام هستند ؛ لذا با فرار به جلو می کوشند صورت مسئله را عوض کنند.
,حقیقت آن است در شرایط فعلی و در ارزیابی دستاوردهای برجام ،هرگز مسئله این نیست که مشکلات اقتصادی ایران ریشه در ساختار اقتصادی دارد یا نه؛ چرا که این گزاره بخشی از واقعیت ماجراست اما فعلا مسئله اصلی ما این نیست. همچنین مسئله این نیست که اگر توافق هسته ای منعقد نمی شد تحریم ها افزایش پیدا می کرد و صادرات نفت به عدد صفر می رسید که به فرض صحت این گزاره باز مسئله اساسی که اینک با آن مواجه هستیم این نیست.
,برای ارزیابی برجام و دادن نمره از صفر تا بیست در جامعه خودمان باید به انتظارات دولتمردان و مردم از مذاکرات رجوع کرد.اگر به حافظه تاریخمان مراجعه کنیم می فهمیم که برای مردم گشایش پسابرجام با اهمیت تر بود از نگارش یا عدم نگارش متنی که بر معیشت شان تاثیری نگذاشته باشد. لذا به زبان ساده باید گفت که صرف نگارش برجام بر تکه ای کاغذ اهمیت زیادی نداشت ؛ بلکه خواست و دغدغه اصلی مردم و دولتمردان از مذاکرات هسته ای رفع و لغو تحریمها و ایجاد گشایش در نظام بانکی و مالی بوده است و توقف تداوم تحریم ها و افزایش صادرات نفت صرفا هدف ثانویه و جانبی بوده است.بنابراین معیار ارزیابی برجام با آسیب شناسی عدم تاثیرش دو مقوله متفاوت است که در مغالطات موافقان برجام شاهد آن هستیم.
,مسئله اصلی امروز این است که یک متن به عنوان برجام پیش روی ماست ؛ براین اساس یک طرف این توافق جمهوری اسلامی ایران است که به فرمایش رهبر معظم انقلاب همه پیش پرداخت هایش را انجام داده و تکالیفی که برجام بر عهده اش گذاشته را مو به مو اجراء کرده است.اما طرف دیگر ماجرا به غیر از اندک تعهداتی ، تقریبا به هیچ کدام از اساسی ترین تعهداتش عمل نکرده است و در روز روشن برجام را نقض می کند و یا با خدعه و نیرنگ - که در ذاتشان نهفته است - برجام را دور می زنند و دستاوردهای برجام هم به گفته رئیس بانک مرکزی " تقریبا هیچ".
, مسئله اصلی امروز این است که یک متن به عنوان برجام پیش روی ماست ؛ براین اساس یک طرف این توافق جمهوری اسلامی ایران است که به فرمایش رهبر معظم انقلاب همه پیش پرداخت هایش را انجام داده و تکالیفی که برجام بر عهده اش گذاشته را مو به مو اجراء کرده است.اما طرف دیگر ماجرا به غیر از اندک تعهداتی ، تقریبا به هیچ کدام از اساسی ترین تعهداتش عمل نکرده است و در روز روشن برجام را نقض می کند و یا با خدعه و نیرنگ - که در ذاتشان نهفته است - برجام را دور می زنند و دستاوردهای برجام هم به گفته رئیس بانک مرکزی " تقریبا هیچ".,حال در شرایطی که از برجام کامیاب نشده ایم ؛ چاره چیست؟ چه باید کرد؟ آیا باید روزی انگشت اتهام را به سمت منتقدین گرفت و آن ها را به تندروی و افراط متهم نمود؟ و یا باید مشکلات ساختاری را لیست کرده و ناکامی ها را به گردن آنها انداخت؟
,حقیقت در این است که دولت باید صادقانه مردم را مورد خطاب خود قرار دهد و بگوید که آمریکایی ها خلف وعده کرده یا به قول دکتر صالحی "دبه در آورده اند" . پس از این اقرار است که دولت باید دیگر فرافکنی ها را کنار بگذارد و یقه متهم اصلی - که آمریکایی ها هستند - را سفت بچسبد. منفعت ملی در این است که دولت اعلام نقض برجام کرده و متعاقبا پیگیر خواسته های به حق نظام و مردم از طریق ابزارهای بین المللی باشد.باید آمریکایی ها بدانند زیر میز زدنهایشان بی جواب نخواهد ماند و دارای عواقب عینی خواهد بود.
, حقیقت در این است که دولت باید صادقانه مردم را مورد خطاب خود قرار دهد و بگوید که آمریکایی ها خلف وعده کرده یا به قول دکتر صالحی "دبه در آورده اند" . پس از این اقرار است که دولت باید دیگر فرافکنی ها را کنار بگذارد و یقه متهم اصلی - که آمریکایی ها هستند - را سفت بچسبد. منفعت ملی در این است که دولت اعلام نقض برجام کرده و متعاقبا پیگیر خواسته های به حق نظام و مردم از طریق ابزارهای بین المللی باشد.باید آمریکایی ها بدانند زیر میز زدنهایشان بی جواب نخواهد ماند و دارای عواقب عینی خواهد بود.,البته معذوریت های سیاسی دولت را باید درک کرد و می دانیم که دولتی ها سرنوشت خودشان و مقدرات کشور را از سه سال قبل تا کنون به برجام پیوند زده اند؛چنین عملی ممکن است عواقبی برای دولت به همراه داشته باشد؛ اما برخی اوقات باید دل به دریا زد و و خواسته ها و تعلقات حزبی و جناحی را کنار گذاشت چرا که صلاح دولت و ملت جز این حکم نمی کند.
,دکتر عزیر غضنفری کارشناس مسائل سیاسی
, دکتر عزیر غضنفری کارشناس مسائل سیاسی, دکتر عزیر غضنفری کارشناس مسائل سیاسی,انتهای پپیام/
]
ارسال دیدگاه