در روستای قائم آباد پاسار گاد؛
جانشین فرمانده سپاه فجر استان فارس با خانواده شهید سرافرازی دیدار کرد
سردار ابوالفضل گزنی جانشین فرمانده سپاه فجر استان فارس با حضور در روستای قائم آباد شهرستان پاسارگاد با خانواده سردار شهید موسی سرافرازی دیدار کرد.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از طنین پاسارگاد، سردار ابوالفضل گزنی جانشین فرمانده سپاه فجر استان فارس با حضور در روستای قائم آباد شهرستان پاسارگاد با خانواده سردار شهید موسی سرافرازی دیدار کرد.
,
شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
طنین پاسارگاد,
در این دیدار سردار گزنی با بیان اینکه سازمان بسیج مستضعفین از سال 89 شهدای شاخص کشوری را معرفی میکند، اظهار داشت: استان فارس با موافقت سازمان بسیج و با همکاری خانوادههای شهدا هرساله به معرفی شهدای شاخص میپردازد.
,
وی با اشاره به اینکه هدف از انتخاب شهدای شاخص را معرفی الگوهای برجسته به جامعه اعلام و بیان کرد: جوانان و عموم مردم در طول یک سال با سیره و ویژگیهای شخصیتی و سبک زندگی این شهدا آشنا شده و ضمن انس بیشتر با آنها سعی در الگوپذیری از ایشان میکنند.
,
گزنی با اشاره به نامگذاری امسال و ضرورت تقویت آن، از مسئولان نهادها و دستگاههای استان خواست تا در زمینه معرفی شهدای شاخص در برنامهها و نهاد خود در سطح جامعه اقدام کنند تا امسال شهدای شاخص به گونهای خاص و شایسته معرفی شوند و این اقدام تنها محدود به سپاه و بسیج نشود و همراهی دولت و ملت امسال به برکت حضور شهدا تقویت شود.
,
,

,

,

,

,

,

,
,
,
معرفی شهید شاخص سال 95 شهرستان پاسارگاد:
,
معرفی شهید شاخص سال 95 شهرستان پاسارگاد:,
شهید سردار پاسدار موسی سرافرازی
,

,

,
,
در سال 1337 در «روستای جیسقان»ـ قائم آبادـ شهرستان سعادت شهر از توابع استان فارس در یک خانواده ی مذهبی پر جمعیت از«طایفه کردشولی» چشم به جهان گشود و در دامن پاک مادری مومن و پدری با تقوا و زحمت کش پرورش یافت.
,
دوران تحصیلاتش را از روستای زادگاه خود آغاز نمود و مقطع راهنمایی را در «سعادت شهر» و متوسطه را در مرکز آموزش کشاورزی«علی آباد کمین» در رشته ی «ماشین آلات کشاورزی» با موفقیت به پایان رسانید. در دوران بیداری و قیام مردم علیه طاغوت با توزیع اعلامیه ها و نوارهای حضرت امام«ره» گام های موثری در افشای ماهیت پلید رژیم پهلوی برداشت.
,
,
در فرودین 1359 با شور و علاقه ای وافر رسماً به جمع سبزپوشان سپاه پاسداران پیوست. در اواخر اردیبهشت ماه از طرف سپاه جهت گذراندن دوره ی آموزشی عازم تهران گردید و پس از دو ماه مأموریت به شهرستان «ارسنجان» بازگشت و در مردادماه سال 1359 جهت مبارزه با ضد انقلابیون داخلی، راهی «کردستان» شد و دوره ی تازه ای از مبارزات را آغاز کرد. هم زمان با شعله ور شدن آتش جنگ راهی مناطق جنوب شد و بعد از چندین روز نبرد با دشمن سرانجام در تاریخ 26 شهریور ماه سال 1360 در منطقه ی «دارخوین» بر اثر اصابت تیر از ناحیه ی سر مجروح و به شهادت رسید. پیکر پاک و مطهر او با حضور گسترده ی مردم شهیدپرور در «گلزار شهدای شاه مردان» به خاک سپرده شد.
,
,
,
وصیت نامه شهید سرافرازی:
,
,
,
بنام حق قیوم مهربان لایزال
آفتاب عمر هر چه زود غروب میکند. آنگاه تقدیر این چنین باشد و خدا خواهد که انسانی دنیا را وداع گوید اما چه زیباست که این تقدیر به لطافت قلب مهربان مادری باشد که فرزند دلپذیرش را در آغوش گیرد و این تناسب میسر نباشد مگر با شهادت در راه الله و مکتب و وطن و کاش تقدیرم چنین باشد.
مرگ پرافتخاری که بارها به آن نزدیک شدهام ولی نصیبم نشده شاید لایق شهید بودن نیستم. زیرا که شهید مقامی والا و بالا دارد و من فردی گناهکار و خوارم اینک که با یاد خدا به جبهه میروم نه برای انتقام بلکه به منظور احیای دینم و تداوم انقلابم و اینست میهنم پای در پوتین میکنم و خدا را یاری میطلبم و از او میخواهم که هدایتم کند به آن سو و آن راه که خود صلاح داند.
هر قدمی که بردارم و گلولهای که شلیک کنم و قلب دشمن را هدفش سازم و بیاد خدا باشم و برای هر گلولهای که به تنم بخورد بیاد خدا تحمل کنم. دردش را و زهرش را شیرینتر از عسل است احساس کنم. در پایان پدرم و مادرم را از صمیم خاطر سلام عرض میکنم. مرا ببخشید در آرزوی شهادت و به امید جهاد در راه الله و امام و امت میروم. برادر جای نگرانی نیست آنجائی که در آن لقاء پروردگار باشد و من هم برای مکتب و اعتقاد به رستاخیز به جبهه میروم مرا دعا کنید.
برادران و خواهران مشهدی نجیبم، مشهدی ایاز، عیسی، جلیل، کریم، ماهتاب، شیرین، ؟؟ و فاطمه سلطنت خدایارتان و پشتیبان و ما را از دعا فراموش نکنید.
دوستان خداحافظ در آخر مقداری پول در پاکت به نام من است که برای پدرم هست.
والسلام
موسی سرافرازی 17/6/60
,
بنام حق قیوم مهربان لایزال
,
آفتاب عمر هر چه زود غروب میکند. آنگاه تقدیر این چنین باشد و خدا خواهد که انسانی دنیا را وداع گوید اما چه زیباست که این تقدیر به لطافت قلب مهربان مادری باشد که فرزند دلپذیرش را در آغوش گیرد و این تناسب میسر نباشد مگر با شهادت در راه الله و مکتب و وطن و کاش تقدیرم چنین باشد.
,
,
مرگ پرافتخاری که بارها به آن نزدیک شدهام ولی نصیبم نشده شاید لایق شهید بودن نیستم. زیرا که شهید مقامی والا و بالا دارد و من فردی گناهکار و خوارم اینک که با یاد خدا به جبهه میروم نه برای انتقام بلکه به منظور احیای دینم و تداوم انقلابم و اینست میهنم پای در پوتین میکنم و خدا را یاری میطلبم و از او میخواهم که هدایتم کند به آن سو و آن راه که خود صلاح داند.
,
هر قدمی که بردارم و گلولهای که شلیک کنم و قلب دشمن را هدفش سازم و بیاد خدا باشم و برای هر گلولهای که به تنم بخورد بیاد خدا تحمل کنم. دردش را و زهرش را شیرینتر از عسل است احساس کنم. در پایان پدرم و مادرم را از صمیم خاطر سلام عرض میکنم. مرا ببخشید در آرزوی شهادت و به امید جهاد در راه الله و امام و امت میروم. برادر جای نگرانی نیست آنجائی که در آن لقاء پروردگار باشد و من هم برای مکتب و اعتقاد به رستاخیز به جبهه میروم مرا دعا کنید.
,
,
برادران و خواهران مشهدی نجیبم، مشهدی ایاز، عیسی، جلیل، کریم، ماهتاب، شیرین، ؟؟ و فاطمه سلطنت خدایارتان و پشتیبان و ما را از دعا فراموش نکنید.
,
,
دوستان خداحافظ در آخر مقداری پول در پاکت به نام من است که برای پدرم هست.
,
والسلام
,
موسی سرافرازی 17/6/60
,
,
,
,

,
,

,
,

,
,
,
,
,

,

,
,
,

,
,
,

,
,
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه