یادداشت/

قهرمان زمین که داد مردمان غرب را نمی شنود

قهرمان زمین که داد مردمان غرب را  نمی شنود
خانم رییس احتمالا صرفا در مجالس تهران حضور می یابند و اگر مراسمی جهت همدردی با مردم بی نوا و مظلوم استان های غرب و جنوب غربی در تهران برگزار می شد حتما حضور می یافتند و به صورت واقعی با دلسوزان همدل می شدند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ شاید برای مردم کرمانشاه که کمتر توفیق استنشاق هوای پاک را دارند آلودگی هوا و گرد و خاک چندان عجیب و غریب نباشد اما وقتی این آلودگی به 18 برابر حد مجاز می رسد ماجرا برای همین مردم هم فرق می کند و صدای ناله شان بلند می شود و برخلاف همیشه ی ایام به یادشان می افتد که کسانی هستند که در قبال این بلای آسمانی وظیفه دارند و حقوق می گیرند و مسئولیت دارند تا کاری انجام بدهند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

 

در چنین شرایطی است که نام سازمان حفاظت از محیط زیست و رییس آن بیش از گذشته به ذهن می آید. سازمانی که حکایت مردمان گرفتار غرب و جنوب غربی کشور با او مصداق مشتاقی و مهجوری است.

 

چندی قبل بود که در خوزستان طوفانی به پا شد و نفس مردمان را به شماره انداخت اما رییس محترم سازمان رنج سفر را به خود هموار نکرد و ترجیح داد که به پیامی تلگرامی اکتفا کند و پس از حضور وزیر محترم بهداشت، مشاور گرانقدر و دغدغه مند ایشان! جناب دکتر کهرم، خرواری از لغز و کنایه را نثار وزیر بهداشت ساخت که چرا به سراغ مردم گرفتار رفتار است و این کارها به او ربطی ندارد. لازم به ذکر است که این مشاور محترم همان شخصی است که پس از حضور سرکار خانم ابتکار در برنامه خندوانه مثنوی ای هفتاد من در وصف رییس خود سرود و به همه ملت ایران تذکر داد که خانم دکتر ابتکار به دلیل فعالیت های فراوان در حفظ محیط زیست به عنوان قهرمان زمین انتخاب شده اند و البته شاید دلیل حضور شتابان ایشان در جمع معترضان به کشتار سگ ها همین بوده که ایشان قهرمان زمین هستند.

 

این افتخار درد مردم دردمند را بیشتر می کند که چرا پس از آلودگی هوای کرمانشاه و دیگر استان های غرب کشور از قهرمان زمین جز پیامی در عالم مجاز خبری نشد و این مصیب دیدگان برخلاف حامیان حقوق سگ ها، توفیق دیدار رییس سازمان محیط زیست را نداشتند.

 

یقینا اینگونه نیست که گرفتاری میلیونها نفر از مردم غرب و جنوب غرب کشور نزد خانم دکتر ابتکار کم اهمیت تر از کشتار سگان ولگرد باشد اما اینکه چرا ایشان از حضور در این مناطق پرهیز دارند سه احتمال را می توان مطرح کرد:

 

1-  ایشان به احتمال زیاد نامه امام علی(ع) به عثمان بن حنیف را نخوانده اند که به گواه آن نامه علی (ع) در دوران مسئولیت شبی سیر نخفت به این دلیل که می ترسید مبادا کسی در حجاز یا یمامه گرسنه باشد. لابد اگر خانم دکتر این فرمایش حضرت را دیده بودند می دانستند که وظیفه ی مسئولان جامعه اسلامی هم دردی کلامی و مجازی با گرفتاران و درماندگان نیست و مسئول جامعه اسلامی نمی تواند وقتی میلیون ها نفر از هموطنانش به بلایی مبتلا هستند که در حوزه ی وظایف او است در کنج عافیت بنشیند و با پیامی خیال خود را راحت کند. لابد اگر ایشان این نامه امیرالمونین(ع) را خوانده بودند خود را به این استان ها می رساندند تا لااقل از محنت مردمان بر کنار نباشند و ثابت می کردند که اگر مسئولان مسلمان در حل مشکلات کاری از پیش نمی برند لااقل در غم هایشان  شریکند و به این گرفتاری ها بی توجه نیستند.

 

2-  خانم رییس احتمالا صرفا در مجالس تهران حضور می یابند و اگر مراسمی جهت همدردی با مردم بی نوا و مظلوم استان های غرب و جنوب غربی در تهران برگزار می شد حتما حضور می یافتند و به صورت واقعی با دلسوزان همدل می شدند.

 

3-  احتمال سوم که نگارنده آن را محتمل ترین احتمال می داند این است که جامه ی ریاست بر سازمان حفاظت از محیط زیست که اامروز وظایف خطیر و سنگینی را به عهده دارد بر تن ایشان بزرگ است و مشکلات به حدی است که این قهرمان زمین توان حل آن ها را ندارد. کاملا درست است که این گرد و خاک ریشه ی خارجی دارد اما برای کسی که سخت طرفدار مذاکره و گفتگو است عجیب است که معذوریتی برای گفتگو با نهادهای بین المللی داشته باشد. این نهادها نشان داده اند که بعضا به دیگر کشورها هم کمک می کنند و برای مواردی چون سرپوش گذاشتن بر روی آبشوران تا امکانات تفریحی و فرهنگی اعتبارات خوبی را تخصیص می دهند و یقینا چنین ماجرایی کم اهمیت تر از موارد مذکور نیست . وقتی چنین اتفاقاتی رخ نمی دهد و بی عملی بر این سازمان حاکم است باید ماجرا را در بی تفاوتی و عدم همت و توانایی مسئولانش جستجو کرد.

 

آشکار است که دکتر ابتکار برخلاف عناوینی چون قهرمان زمین و ... بیش از آنکه شخصیتی دغدغه مند و فعال در حل مشکلات زیست محیطی باشد شخصی سیاسی و دلبسته ی فضای سیاست است. شاید به همین دلیل باشد که در برنامه ای چون خندوانه در اعتراض به عدم پیگیری مشکل گرد و غبار ماسک نمادین، به خانم دکتر ابتکار داده نمی شود و این دکتر حداد عادل است که باید این ماسک را تحویل بگیرد تا جناب خوان هم با زبان بی زبانی اعلام کند که چشم امیدی به دکتر ابتکار ندارد چون او هم مانند دیگر مردم  به این نتیجه رسیده است که  دکتر ابتکار شخصیتی اتو کشیده و سیاسی است که با گرد و خاک و مناطق خاکی چندان ارتباطی ندارد و اگر مردم به دنبال حل مشکلات اینگونه اند باید چاره را در جای دیگری بجویند.

,

 

در چنین شرایطی است که نام سازمان حفاظت از محیط زیست و رییس آن بیش از گذشته به ذهن می آید. سازمانی که حکایت مردمان گرفتار غرب و جنوب غربی کشور با او مصداق مشتاقی و مهجوری است.

 

چندی قبل بود که در خوزستان طوفانی به پا شد و نفس مردمان را به شماره انداخت اما رییس محترم سازمان رنج سفر را به خود هموار نکرد و ترجیح داد که به پیامی تلگرامی اکتفا کند و پس از حضور وزیر محترم بهداشت، مشاور گرانقدر و دغدغه مند ایشان! جناب دکتر کهرم، خرواری از لغز و کنایه را نثار وزیر بهداشت ساخت که چرا به سراغ مردم گرفتار رفتار است و این کارها به او ربطی ندارد. لازم به ذکر است که این مشاور محترم همان شخصی است که پس از حضور سرکار خانم ابتکار در برنامه خندوانه مثنوی ای هفتاد من در وصف رییس خود سرود و به همه ملت ایران تذکر داد که خانم دکتر ابتکار به دلیل فعالیت های فراوان در حفظ محیط زیست به عنوان قهرمان زمین انتخاب شده اند و البته شاید دلیل حضور شتابان ایشان در جمع معترضان به کشتار سگ ها همین بوده که ایشان قهرمان زمین هستند.

 

این افتخار درد مردم دردمند را بیشتر می کند که چرا پس از آلودگی هوای کرمانشاه و دیگر استان های غرب کشور از قهرمان زمین جز پیامی در عالم مجاز خبری نشد و این مصیب دیدگان برخلاف حامیان حقوق سگ ها، توفیق دیدار رییس سازمان محیط زیست را نداشتند.

 

یقینا اینگونه نیست که گرفتاری میلیونها نفر از مردم غرب و جنوب غرب کشور نزد خانم دکتر ابتکار کم اهمیت تر از کشتار سگان ولگرد باشد اما اینکه چرا ایشان از حضور در این مناطق پرهیز دارند سه احتمال را می توان مطرح کرد:

 

1-  ایشان به احتمال زیاد نامه امام علی(ع) به عثمان بن حنیف را نخوانده اند که به گواه آن نامه علی (ع) در دوران مسئولیت شبی سیر نخفت به این دلیل که می ترسید مبادا کسی در حجاز یا یمامه گرسنه باشد. لابد اگر خانم دکتر این فرمایش حضرت را دیده بودند می دانستند که وظیفه ی مسئولان جامعه اسلامی هم دردی کلامی و مجازی با گرفتاران و درماندگان نیست و مسئول جامعه اسلامی نمی تواند وقتی میلیون ها نفر از هموطنانش به بلایی مبتلا هستند که در حوزه ی وظایف او است در کنج عافیت بنشیند و با پیامی خیال خود را راحت کند. لابد اگر ایشان این نامه امیرالمونین(ع) را خوانده بودند خود را به این استان ها می رساندند تا لااقل از محنت مردمان بر کنار نباشند و ثابت می کردند که اگر مسئولان مسلمان در حل مشکلات کاری از پیش نمی برند لااقل در غم هایشان  شریکند و به این گرفتاری ها بی توجه نیستند.

 

2-  خانم رییس احتمالا صرفا در مجالس تهران حضور می یابند و اگر مراسمی جهت همدردی با مردم بی نوا و مظلوم استان های غرب و جنوب غربی در تهران برگزار می شد حتما حضور می یافتند و به صورت واقعی با دلسوزان همدل می شدند.

 

3-  احتمال سوم که نگارنده آن را محتمل ترین احتمال می داند این است که جامه ی ریاست بر سازمان حفاظت از محیط زیست که اامروز وظایف خطیر و سنگینی را به عهده دارد بر تن ایشان بزرگ است و مشکلات به حدی است که این قهرمان زمین توان حل آن ها را ندارد. کاملا درست است که این گرد و خاک ریشه ی خارجی دارد اما برای کسی که سخت طرفدار مذاکره و گفتگو است عجیب است که معذوریتی برای گفتگو با نهادهای بین المللی داشته باشد. این نهادها نشان داده اند که بعضا به دیگر کشورها هم کمک می کنند و برای مواردی چون سرپوش گذاشتن بر روی آبشوران تا امکانات تفریحی و فرهنگی اعتبارات خوبی را تخصیص می دهند و یقینا چنین ماجرایی کم اهمیت تر از موارد مذکور نیست . وقتی چنین اتفاقاتی رخ نمی دهد و بی عملی بر این سازمان حاکم است باید ماجرا را در بی تفاوتی و عدم همت و توانایی مسئولانش جستجو کرد.

 

آشکار است که دکتر ابتکار برخلاف عناوینی چون قهرمان زمین و ... بیش از آنکه شخصیتی دغدغه مند و فعال در حل مشکلات زیست محیطی باشد شخصی سیاسی و دلبسته ی فضای سیاست است. شاید به همین دلیل باشد که در برنامه ای چون خندوانه در اعتراض به عدم پیگیری مشکل گرد و غبار ماسک نمادین، به خانم دکتر ابتکار داده نمی شود و این دکتر حداد عادل است که باید این ماسک را تحویل بگیرد تا جناب خوان هم با زبان بی زبانی اعلام کند که چشم امیدی به دکتر ابتکار ندارد چون او هم مانند دیگر مردم  به این نتیجه رسیده است که  دکتر ابتکار شخصیتی اتو کشیده و سیاسی است که با گرد و خاک و مناطق خاکی چندان ارتباطی ندارد و اگر مردم به دنبال حل مشکلات اینگونه اند باید چاره را در جای دیگری بجویند.

,

 

در چنین شرایطی است که نام سازمان حفاظت از محیط زیست و رییس آن بیش از گذشته به ذهن می آید. سازمانی که حکایت مردمان گرفتار غرب و جنوب غربی کشور با او مصداق مشتاقی و مهجوری است.

 

چندی قبل بود که در خوزستان طوفانی به پا شد و نفس مردمان را به شماره انداخت اما رییس محترم سازمان رنج سفر را به خود هموار نکرد و ترجیح داد که به پیامی تلگرامی اکتفا کند و پس از حضور وزیر محترم بهداشت، مشاور گرانقدر و دغدغه مند ایشان! جناب دکتر کهرم، خرواری از لغز و کنایه را نثار وزیر بهداشت ساخت که چرا به سراغ مردم گرفتار رفتار است و این کارها به او ربطی ندارد. لازم به ذکر است که این مشاور محترم همان شخصی است که پس از حضور سرکار خانم ابتکار در برنامه خندوانه مثنوی ای هفتاد من در وصف رییس خود سرود و به همه ملت ایران تذکر داد که خانم دکتر ابتکار به دلیل فعالیت های فراوان در حفظ محیط زیست به عنوان قهرمان زمین انتخاب شده اند و البته شاید دلیل حضور شتابان ایشان در جمع معترضان به کشتار سگ ها همین بوده که ایشان قهرمان زمین هستند.

 

این افتخار درد مردم دردمند را بیشتر می کند که چرا پس از آلودگی هوای کرمانشاه و دیگر استان های غرب کشور از قهرمان زمین جز پیامی در عالم مجاز خبری نشد و این مصیب دیدگان برخلاف حامیان حقوق سگ ها، توفیق دیدار رییس سازمان محیط زیست را نداشتند.

 

یقینا اینگونه نیست که گرفتاری میلیونها نفر از مردم غرب و جنوب غرب کشور نزد خانم دکتر ابتکار کم اهمیت تر از کشتار سگان ولگرد باشد اما اینکه چرا ایشان از حضور در این مناطق پرهیز دارند سه احتمال را می توان مطرح کرد:

 

1-  ایشان به احتمال زیاد نامه امام علی(ع) به عثمان بن حنیف را نخوانده اند که به گواه آن نامه علی (ع) در دوران مسئولیت شبی سیر نخفت به این دلیل که می ترسید مبادا کسی در حجاز یا یمامه گرسنه باشد. لابد اگر خانم دکتر این فرمایش حضرت را دیده بودند می دانستند که وظیفه ی مسئولان جامعه اسلامی هم دردی کلامی و مجازی با گرفتاران و درماندگان نیست و مسئول جامعه اسلامی نمی تواند وقتی میلیون ها نفر از هموطنانش به بلایی مبتلا هستند که در حوزه ی وظایف او است در کنج عافیت بنشیند و با پیامی خیال خود را راحت کند. لابد اگر ایشان این نامه امیرالمونین(ع) را خوانده بودند خود را به این استان ها می رساندند تا لااقل از محنت مردمان بر کنار نباشند و ثابت می کردند که اگر مسئولان مسلمان در حل مشکلات کاری از پیش نمی برند لااقل در غم هایشان  شریکند و به این گرفتاری ها بی توجه نیستند.

 

2-  خانم رییس احتمالا صرفا در مجالس تهران حضور می یابند و اگر مراسمی جهت همدردی با مردم بی نوا و مظلوم استان های غرب و جنوب غربی در تهران برگزار می شد حتما حضور می یافتند و به صورت واقعی با دلسوزان همدل می شدند.

 

3-  احتمال سوم که نگارنده آن را محتمل ترین احتمال می داند این است که جامه ی ریاست بر سازمان حفاظت از محیط زیست که اامروز وظایف خطیر و سنگینی را به عهده دارد بر تن ایشان بزرگ است و مشکلات به حدی است که این قهرمان زمین توان حل آن ها را ندارد. کاملا درست است که این گرد و خاک ریشه ی خارجی دارد اما برای کسی که سخت طرفدار مذاکره و گفتگو است عجیب است که معذوریتی برای گفتگو با نهادهای بین المللی داشته باشد. این نهادها نشان داده اند که بعضا به دیگر کشورها هم کمک می کنند و برای مواردی چون سرپوش گذاشتن بر روی آبشوران تا امکانات تفریحی و فرهنگی اعتبارات خوبی را تخصیص می دهند و یقینا چنین ماجرایی کم اهمیت تر از موارد مذکور نیست . وقتی چنین اتفاقاتی رخ نمی دهد و بی عملی بر این سازمان حاکم است باید ماجرا را در بی تفاوتی و عدم همت و توانایی مسئولانش جستجو کرد.

 

آشکار است که دکتر ابتکار برخلاف عناوینی چون قهرمان زمین و ... بیش از آنکه شخصیتی دغدغه مند و فعال در حل مشکلات زیست محیطی باشد شخصی سیاسی و دلبسته ی فضای سیاست است. شاید به همین دلیل باشد که در برنامه ای چون خندوانه در اعتراض به عدم پیگیری مشکل گرد و غبار ماسک نمادین، به خانم دکتر ابتکار داده نمی شود و این دکتر حداد عادل است که باید این ماسک را تحویل بگیرد تا جناب خوان هم با زبان بی زبانی اعلام کند که چشم امیدی به دکتر ابتکار ندارد چون او هم مانند دیگر مردم  به این نتیجه رسیده است که  دکتر ابتکار شخصیتی اتو کشیده و سیاسی است که با گرد و خاک و مناطق خاکی چندان ارتباطی ندارد و اگر مردم به دنبال حل مشکلات اینگونه اند باید چاره را در جای دیگری بجویند.

,

 

در چنین شرایطی است که نام سازمان حفاظت از محیط زیست و رییس آن بیش از گذشته به ذهن می آید. سازمانی که حکایت مردمان گرفتار غرب و جنوب غربی کشور با او مصداق مشتاقی و مهجوری است.

 

چندی قبل بود که در خوزستان طوفانی به پا شد و نفس مردمان را به شماره انداخت اما رییس محترم سازمان رنج سفر را به خود هموار نکرد و ترجیح داد که به پیامی تلگرامی اکتفا کند و پس از حضور وزیر محترم بهداشت، مشاور گرانقدر و دغدغه مند ایشان! جناب دکتر کهرم، خرواری از لغز و کنایه را نثار وزیر بهداشت ساخت که چرا به سراغ مردم گرفتار رفتار است و این کارها به او ربطی ندارد. لازم به ذکر است که این مشاور محترم همان شخصی است که پس از حضور سرکار خانم ابتکار در برنامه خندوانه مثنوی ای هفتاد من در وصف رییس خود سرود و به همه ملت ایران تذکر داد که خانم دکتر ابتکار به دلیل فعالیت های فراوان در حفظ محیط زیست به عنوان قهرمان زمین انتخاب شده اند و البته شاید دلیل حضور شتابان ایشان در جمع معترضان به کشتار سگ ها همین بوده که ایشان قهرمان زمین هستند.

 

این افتخار درد مردم دردمند را بیشتر می کند که چرا پس از آلودگی هوای کرمانشاه و دیگر استان های غرب کشور از قهرمان زمین جز پیامی در عالم مجاز خبری نشد و این مصیب دیدگان برخلاف حامیان حقوق سگ ها، توفیق دیدار رییس سازمان محیط زیست را نداشتند.

 

یقینا اینگونه نیست که گرفتاری میلیونها نفر از مردم غرب و جنوب غرب کشور نزد خانم دکتر ابتکار کم اهمیت تر از کشتار سگان ولگرد باشد اما اینکه چرا ایشان از حضور در این مناطق پرهیز دارند سه احتمال را می توان مطرح کرد:

 

1-  ایشان به احتمال زیاد نامه امام علی(ع) به عثمان بن حنیف را نخوانده اند که به گواه آن نامه علی (ع) در دوران مسئولیت شبی سیر نخفت به این دلیل که می ترسید مبادا کسی در حجاز یا یمامه گرسنه باشد. لابد اگر خانم دکتر این فرمایش حضرت را دیده بودند می دانستند که وظیفه ی مسئولان جامعه اسلامی هم دردی کلامی و مجازی با گرفتاران و درماندگان نیست و مسئول جامعه اسلامی نمی تواند وقتی میلیون ها نفر از هموطنانش به بلایی مبتلا هستند که در حوزه ی وظایف او است در کنج عافیت بنشیند و با پیامی خیال خود را راحت کند. لابد اگر ایشان این نامه امیرالمونین(ع) را خوانده بودند خود را به این استان ها می رساندند تا لااقل از محنت مردمان بر کنار نباشند و ثابت می کردند که اگر مسئولان مسلمان در حل مشکلات کاری از پیش نمی برند لااقل در غم هایشان  شریکند و به این گرفتاری ها بی توجه نیستند.

 

2-  خانم رییس احتمالا صرفا در مجالس تهران حضور می یابند و اگر مراسمی جهت همدردی با مردم بی نوا و مظلوم استان های غرب و جنوب غربی در تهران برگزار می شد حتما حضور می یافتند و به صورت واقعی با دلسوزان همدل می شدند.

 

3-  احتمال سوم که نگارنده آن را محتمل ترین احتمال می داند این است که جامه ی ریاست بر سازمان حفاظت از محیط زیست که اامروز وظایف خطیر و سنگینی را به عهده دارد بر تن ایشان بزرگ است و مشکلات به حدی است که این قهرمان زمین توان حل آن ها را ندارد. کاملا درست است که این گرد و خاک ریشه ی خارجی دارد اما برای کسی که سخت طرفدار مذاکره و گفتگو است عجیب است که معذوریتی برای گفتگو با نهادهای بین المللی داشته باشد. این نهادها نشان داده اند که بعضا به دیگر کشورها هم کمک می کنند و برای مواردی چون سرپوش گذاشتن بر روی آبشوران تا امکانات تفریحی و فرهنگی اعتبارات خوبی را تخصیص می دهند و یقینا چنین ماجرایی کم اهمیت تر از موارد مذکور نیست . وقتی چنین اتفاقاتی رخ نمی دهد و بی عملی بر این سازمان حاکم است باید ماجرا را در بی تفاوتی و عدم همت و توانایی مسئولانش جستجو کرد.

 

آشکار است که دکتر ابتکار برخلاف عناوینی چون قهرمان زمین و ... بیش از آنکه شخصیتی دغدغه مند و فعال در حل مشکلات زیست محیطی باشد شخصی سیاسی و دلبسته ی فضای سیاست است. شاید به همین دلیل باشد که در برنامه ای چون خندوانه در اعتراض به عدم پیگیری مشکل گرد و غبار ماسک نمادین، به خانم دکتر ابتکار داده نمی شود و این دکتر حداد عادل است که باید این ماسک را تحویل بگیرد تا جناب خوان هم با زبان بی زبانی اعلام کند که چشم امیدی به دکتر ابتکار ندارد چون او هم مانند دیگر مردم  به این نتیجه رسیده است که  دکتر ابتکار شخصیتی اتو کشیده و سیاسی است که با گرد و خاک و مناطق خاکی چندان ارتباطی ندارد و اگر مردم به دنبال حل مشکلات اینگونه اند باید چاره را در جای دیگری بجویند.

,

 

,

در چنین شرایطی است که نام سازمان حفاظت از محیط زیست و رییس آن بیش از گذشته به ذهن می آید. سازمانی که حکایت مردمان گرفتار غرب و جنوب غربی کشور با او مصداق مشتاقی و مهجوری است.

,

 

,

چندی قبل بود که در خوزستان طوفانی به پا شد و نفس مردمان را به شماره انداخت اما رییس محترم سازمان رنج سفر را به خود هموار نکرد و ترجیح داد که به پیامی تلگرامی اکتفا کند و پس از حضور وزیر محترم بهداشت، مشاور گرانقدر و دغدغه مند ایشان! جناب دکتر کهرم، خرواری از لغز و کنایه را نثار وزیر بهداشت ساخت که چرا به سراغ مردم گرفتار رفتار است و این کارها به او ربطی ندارد. لازم به ذکر است که این مشاور محترم همان شخصی است که پس از حضور سرکار خانم ابتکار در برنامه خندوانه مثنوی ای هفتاد من در وصف رییس خود سرود و به همه ملت ایران تذکر داد که خانم دکتر ابتکار به دلیل فعالیت های فراوان در حفظ محیط زیست به عنوان قهرمان زمین انتخاب شده اند و البته شاید دلیل حضور شتابان ایشان در جمع معترضان به کشتار سگ ها همین بوده که ایشان قهرمان زمین هستند.

,

 

,

این افتخار درد مردم دردمند را بیشتر می کند که چرا پس از آلودگی هوای کرمانشاه و دیگر استان های غرب کشور از قهرمان زمین جز پیامی در عالم مجاز خبری نشد و این مصیب دیدگان برخلاف حامیان حقوق سگ ها، توفیق دیدار رییس سازمان محیط زیست را نداشتند.

,

 

,

یقینا اینگونه نیست که گرفتاری میلیونها نفر از مردم غرب و جنوب غرب کشور نزد خانم دکتر ابتکار کم اهمیت تر از کشتار سگان ولگرد باشد اما اینکه چرا ایشان از حضور در این مناطق پرهیز دارند سه احتمال را می توان مطرح کرد:

,

 

,

1-  ایشان به احتمال زیاد نامه امام علی(ع) به عثمان بن حنیف را نخوانده اند که به گواه آن نامه علی (ع) در دوران مسئولیت شبی سیر نخفت به این دلیل که می ترسید مبادا کسی در حجاز یا یمامه گرسنه باشد. لابد اگر خانم دکتر این فرمایش حضرت را دیده بودند می دانستند که وظیفه ی مسئولان جامعه اسلامی هم دردی کلامی و مجازی با گرفتاران و درماندگان نیست و مسئول جامعه اسلامی نمی تواند وقتی میلیون ها نفر از هموطنانش به بلایی مبتلا هستند که در حوزه ی وظایف او است در کنج عافیت بنشیند و با پیامی خیال خود را راحت کند. لابد اگر ایشان این نامه امیرالمونین(ع) را خوانده بودند خود را به این استان ها می رساندند تا لااقل از محنت مردمان بر کنار نباشند و ثابت می کردند که اگر مسئولان مسلمان در حل مشکلات کاری از پیش نمی برند لااقل در غم هایشان  شریکند و به این گرفتاری ها بی توجه نیستند.

,

 

,

2-  خانم رییس احتمالا صرفا در مجالس تهران حضور می یابند و اگر مراسمی جهت همدردی با مردم بی نوا و مظلوم استان های غرب و جنوب غربی در تهران برگزار می شد حتما حضور می یافتند و به صورت واقعی با دلسوزان همدل می شدند.

,

 

,

3-  احتمال سوم که نگارنده آن را محتمل ترین احتمال می داند این است که جامه ی ریاست بر سازمان حفاظت از محیط زیست که اامروز وظایف خطیر و سنگینی را به عهده دارد بر تن ایشان بزرگ است و مشکلات به حدی است که این قهرمان زمین توان حل آن ها را ندارد. کاملا درست است که این گرد و خاک ریشه ی خارجی دارد اما برای کسی که سخت طرفدار مذاکره و گفتگو است عجیب است که معذوریتی برای گفتگو با نهادهای بین المللی داشته باشد. این نهادها نشان داده اند که بعضا به دیگر کشورها هم کمک می کنند و برای مواردی چون سرپوش گذاشتن بر روی آبشوران تا امکانات تفریحی و فرهنگی اعتبارات خوبی را تخصیص می دهند و یقینا چنین ماجرایی کم اهمیت تر از موارد مذکور نیست . وقتی چنین اتفاقاتی رخ نمی دهد و بی عملی بر این سازمان حاکم است باید ماجرا را در بی تفاوتی و عدم همت و توانایی مسئولانش جستجو کرد.

,

 

,

آشکار است که دکتر ابتکار برخلاف عناوینی چون قهرمان زمین و ... بیش از آنکه شخصیتی دغدغه مند و فعال در حل مشکلات زیست محیطی باشد شخصی سیاسی و دلبسته ی فضای سیاست است. شاید به همین دلیل باشد که در برنامه ای چون خندوانه در اعتراض به عدم پیگیری مشکل گرد و غبار ماسک نمادین، به خانم دکتر ابتکار داده نمی شود و این دکتر حداد عادل است که باید این ماسک را تحویل بگیرد تا جناب خوان هم با زبان بی زبانی اعلام کند که چشم امیدی به دکتر ابتکار ندارد چون او هم مانند دیگر مردم  به این نتیجه رسیده است که  دکتر ابتکار شخصیتی اتو کشیده و سیاسی است که با گرد و خاک و مناطق خاکی چندان ارتباطی ندارد و اگر مردم به دنبال حل مشکلات اینگونه اند باید چاره را در جای دیگری بجویند.

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه