در آستانه بازگشت آزادگان به میهن اسلامی :

با خمیرهای نان برای جشن انقلاب شیرینی درست می کردیم

با خمیرهای نان برای جشن انقلاب شیرینی درست می کردیم
با بچه های اردوگاه تصمیم گرفته بودیم یک جشن برای پیروزی انقلاب در 22 بهمن بگیریم عراقی ها با برگزاری هرگونه جشن و جلسه ما مخالف بودند ولی درآن سال بچه ها تصمیم گرفتند به هر شکل که شده جشن 22 بهمن را برگزار کنند....
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، امروز با کسی صحبت کردم که سنبل آزادی است، در روزهای که باید مثل دیگر جوانان هم سن وسالش از جوانیش لذت می ببرد رفت تا از خاکش،وطنش و ناموسش دفاع کند، این دفاع به قیمت جوانیش تمام شد. ده سال از شیرین ترین دوران زندگیش را به اسارت سپری کرد و  زیر شکنجه نیروهای عراقی سرخم نکرد و مایه عزت وسرافرازی خود و ایران شد.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, امروز با کسی صحبت کردم که سنبل آزادی است، در روزهای که باید مثل دیگر جوانان هم سن وسالش از جوانیش لذت می ببرد رفت تا از خاکش،وطنش و ناموسش دفاع کند، این دفاع به قیمت جوانیش تمام شد. ده سال از شیرین ترین دوران زندگیش را به اسارت سپری کرد و  زیر شکنجه نیروهای عراقی سرخم نکرد و مایه عزت وسرافرازی خود و ایران شد.,

متن زیر حاصل گفتگوی صمیمی خبرنگار مرآت با حمید قادری آزاده ای از خطه خونگرم شهرستان گرمسار که در سال 1359 به اسارت نیروی های بعثی عراق در آمد.

, خبرنگار مرآت,

حمید قادری پدر 3فرزند امروز با افتخاراز آن دوران یاد میکند. این آزاده بازنشسته در دوران سربازی خود باشروع شدن جنگ تحمیلی در سال 1359 به منطقه جنگی فکه اعزام شد.

,

 همان روزهای اول جنگ بود ما تصور نمیکردیم که جنگ آغاز شده باشد به همین دلیل نیروهای زیادی نداشتیم و اینگونه بود که تعداد زیادی از نیروهای عراقی در خاکمان پیش روی کردند و حملات سختی را آغاز کردند وتعدای از دوستان هم سنگر من شهید شدند و تعدادی از آنان به همراه من به اسارت نیروهای بعثی درآمدیم و پس از بازجوی وشکنجه فراوان ما را به اردوگاه اسرا اعزام کردند.

,

قادری از ده سال اسارت خود این چنین گفت: در سال 1359 اسیر نیروهای بعثی عراق شدم ویک سال پس از پایان جنگ در سال 1369 از بند اسارت آزاد گردیدم.

,

در این ده سال خاطرات بسیار تلخ و شیرینی را تجربه کردم . یکی ازاین خاطرات مربوط به زمانی میشود که با بچه های اردوگاه تصمیم گرفته بودیم یک جشن برای پیروزی انقلاب در 22بهمن بگیریم عراقیا با برگزاری هرگونه جشن و جلسه و دورهمی اسرا مخالف بودند وحتی مانع برگزاری نماز جماعت میشدند ولی درآن سال بچه ها تصمیم گرفتند به هر شکل که شده جشن 22 بهمن را برگزار کنند دور از چشم عراقی ها تدارکات جشن را آماده میکردیم .

,

تصمیم گرفتیم برای جشن شیرینی درست کنیم به همین دلیل  خمیرهای نان را در میاوردیم وخشک میکردیم بعداز تبدیل آنها به آرد ازشون شیرینی درست میکردیم .

,

خلاصه روز جشن شدو جشن گرفتیم و شیرینی پخش کردیم ، این کار ما باعث شد که نیروهای عراقی به ما با کابل و چوب حمله کنند و ما را وارد آسایشگاه کنند.

,

از آن روز به بعد تصمیم گرفتیم که اعتصاب کنیم ، سه روز از اعتصاب  مامیگذشت،فرمانده اردوگاه که شخصی به نام اذودین بود دستور شکنجه آزار واذیت وبردن به انفرادی داد ولی بازهم به اعتصاب ادامه دادیم تا اینکه فرمانده کل اسرا ایرانی به اردوگاه آمد تا شخصا قضیه را پیگیری کند وارد آسایشگاه شد و رو به ما کرد وگفت: دلیل این اعتصاب شما چیست؟یکی از اسرا که چهره اش را با چفییه پوشانده بود از میان جمع بلندشد تا پاسخش را بده.

,

فرمانده  در حالی که با تعجب به او نگاه می کرد گفت: تو چرا صورت خود را پوشانده ای ؟در جوابش گفت :اگر من چهره ام را نشان دهم بعداز رفتن شما مرا شکنجه  میدهند وبه انفرادی منتقل میکند.فرمانده اسرا به او قول داد که درامان است و کسی با اوکار ندارد. اوجریان را برای فرمانده کل اسرا ایرانی بازگو کرد فرمانده کل هم باشنیدن اصل ماجرا دستور آزادی در برگزاری مراسم را داد و فرمانده اردوگاه ما را اخراج کرد واز آن روز اردوگاه به حالت عادی بازگشت.

,

قادری در پایان از  جوانان آن دوران بسیار سخت کوشش وفعال یاد کرد وافزود: جوانان در جلسات ونماز جماعت وجشن ها و مراسم شرکت میکردند. آنان سنگرهای جنگ را به سنگر علم ودانش تبدیل کرده بودند وبه واسطه افراد مختلفی مانند لیسانسیه ها ودکترها و طلبه ها که در جبهه حضور داشتند علاوه بر زبان قرآنی موسوم در جلسات، زبانهای فرانسه و آلمانی وانگلیسی را فرا میگرفتند.

,

قادری جوانان امروز را نیز فعال وسخت کوش خواند و بیان کرد:با توجه به سخن رهبر معظم انقلاب جوانان امروز هم کمی از جوانان قدیم ندارند آنان نیز با کسب علم ودانش سعی بر پیشرفت و سازندگی کشورمان رادارند.

,

منبع: مرآت نیوز

, مرآت نیوز,

انتهای پیام/ص

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه