یادداشت/علی سعیدی؛
انقلاب اسلامی ایران؛ جهاد کبیرِجهانِ اسلام
مقام معظم رهبری در تاریخ 1395/3/3 (بیانات در دانشگاه افسرى و تربیت پاسداری امام حسین علیهالسلام) باب تفکری جدیدی در نسبت با انقلاب اسلامی ایجاد کردند ، شرایطی مهیا شده که از دریچه جهاد کبیر به انقلاب اسلامی نظری بیندازیم و این مسئله و جایگاه آن را در انقلاب اسلامی به درستی متوجه شویم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دانشجویان بیدار، 1. مقام معظم رهبری در تاریخ 3 خرداد (بیانات در دانشگاه افسرى و تربیت پاسداری امام حسین علیهالسلام) باب تفکری جدیدی در نسبت با انقلاب اسلامی ایجاد کردند ، شرایطی مهیا شده که از دریچه جهاد کبیر به انقلاب اسلامی نظری بیندازیم و این مسئله و جایگاه آن را در انقلاب اسلامی به درستی متوجه شویم. برای فهم این مسئله باید با دو پرسش اولیه، روبه رو شویم که پاسخ به هرکدام از آنها، قدمی در جهت درک بهتر مسئله جهاد کبیر و جایگاه در انقلاب اسلامی خواهد بود؛ معنا و مفهموم جهاد کبیر چیست ؟! انقلاب اسلامی در چه شرایطی فرهنگی و فکری حاکم بر جهان و در چه زمانی آغاز شد ؟رهبر انقلاب در تاریخ نامبرده با اشاره به آیه 52 سوره فرقان « فَلا تُطِعِ الکٰفِرینَ وَ جٰهِدهُم بِه جِهادًا کَبیرًا » جهاد کبیر را بدین شرح بیان نمودند « جهاد کبیر یعنی چه؟ یعنی اطاعت نکردن از دشمن، از کافر؛ از خصمی که در میدان مبارزهی با تو قرار گرفته اطاعت نکن. اطاعت یعنی چه؟ یعنی تبعیّت؛ تبعیّت نکن. تبعیّت نکردن در کجا؟ در میدان های مختلف؛ تبعیّت در میدان سیاست، در میدان اقتصاد، در میدان فرهنگ، در میدان هنر. در میدان های مختلف از دشمن تبعیّت نکن؛ این شد "جهاد کبیر"» با قدری تامل میتوان به این نتیجه رسید که جهادِکبیر گفتمان ایجابی انقلاب اسلامی است. عدم تبعیت در نگاه اول، بیانگر نفی و سلب است، ولی اگر کمی عمیق تر به موضوع بنگریم خواهیم یافت، برای نیل به تمامیت عدم تبعیت باید جنبه ایجابی مسئله را مد نظر قرار بدهیم. آن جنبه ایجابی چیست ؟ جنبه ایجابی مسئله رجوع به برنامه اسلام برای عرصه های مختلف حیات زندگی بشر است و این مسئله است که داعیه دار تمدن نوین اسلامی است و نیز میتوان بیان داشت که جهاد کبیرمحورپیشرفت انقلاب اسلامی است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانشجویان بیدار,2. برای درک شرایط فرهنگی و فکری حاکم بر جهان، در زمانه قبل ازانقلاب، باید ماهیت و گفتمان منجر شده به تمدن غرب را متوجه بود، گفتمانی که تمام کشورها را مستعمره خود و امپریالسیم را در جهان برقرار ساخته بود. هیچ جامعه ای از جنس نظام اندیشه غرب نمی توانست از زیر بیرق امرپالیسم جهانی خارج شود. و باید مطابق با نظام اندیشه و آداب زیست ِتعریف شده از سوی تمدن غرب، در دایره نظام غربی حضور می یافت. تمدن غرب کاری را صورت داده بود که دیگر جوامع، با وجود عِلم به عدم مشروعیت تمدن غرب باز هم نمی توانستند کاری صورت دهند، زیرا جدای از اینکه نفی و سلب از جنس نظام اندیشه غربی بود، عامل ایجابی نیز جدای از آن مکتب نبود. انقلاب اسلامی با به ارمغان آوردن مکتب فرهنگی و فکری بدیعی و به حکم " جهاد کبیر" نشان داد که میتوان از دایره نظام تمدن غربی خارج شد. ابتدا تمدن غرب را نفی و در ادامه به مسئله ایجاد و ایجاب پرداخت. و همچنین برای درک بهتر می توان مقایسه صورت بین انقلاب اسلامی و سایر انقلاب ها، و به متفاوت بودن بودن جنس انقلاب اسلامی پی برد. انقلاب اسلامی راه را نشان داد، مسیر را تعیین کرد و به نوعی انقلاب اسلامی راه برون رفت از عالم غربی را نمایان ساخت. انقلاب اسلامی بستری ایجاد کرد که جامعه ایران از تبعیت از نظام غربی سر بازند و مسیر دیگری در پیش بگیرد، اما فقط این نبود، باید در این مسیر، جهاد کبیر را به نهایت برسانند، مقام معظم رهبری در تاریخ فوق الذکر میفرمایند : « خب، اطاعت از کافرین نکن، پس چهکار کن؟ وَ اتَّبِع ما یوحی اِلَیکَ مِن رَبِّکَ اِنَّ اللهَ کانَ بِما تَعمَلونَ خَبیرًا. (سورهی احزاب، آیهی ۲ ) . [میفرماید:] یاٰاَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللهَ وَ لا تُطِعِ الکفِرینَ و المُنفِقینَ اِنَّ اللهَ کانَ عَلیمًا حکیمًا * وَ اتَّبِع ما یوحی اِلَیکَ مِن رَبِّکَ اِنَّ اللهَ کانَ بِما تَعمَلونَ خَبیرا؛ از آنها تبعیّت نکن؛ تو برنامه داری؛ تو برنامهی کار داری، برنامهی زندگی داری؛ وحی الهی تو را تنها نگذاشته است؛ قرآن در اختیار تو است، اسلام در اختیار تو است، برنامهی اسلام در اختیار تو است؛ این راه را برو. »
3. در بند های فوق به این مسئله بپرداختیم که جهاد کبیر دارای دو مرحله ، عدم تبعیت از کافران و دشمنان است و رجوع به برنامه اسلام در عرصه های مختلف حیات بشر در جهاد کبیر هر دو جنبه سلبی و ایجابی را باید مدنظر قرار داد. حال باید به دنبال مسائل ایجابی عرصه های مختلف رفت و جهاد کبیر را در عرصه های سیاست، اقتصاد و فرهنگ، هنر و ... دنبال کرد. در شرایط حاضر جریاناتی فکری و فرهنگی و به اصلاح روشنفکران دینی، بر طبل نا امیدی میکوبند و می گویند عدم تبعیت و نفی مرحله ایجابی نخواهد داشت و باید برای پیشرفت پیرو مکتب تمدن غرب بود. میگویند علوم، اسلامی و غیر اسلامی ندارد!! برای توسعه باید هم صدا با جوامع جهانی شد و در نظم نوین جهانی هضم شد. در جواب تمام این طامت بافی های این جریانات باید گفت که، اینان به دلیل عدم درک و فهم حقیقت انقلاب اسلامی ایران، انقلاب را به گونه ای دیگری تفسیر کرده و همچون سایر انقلاب ها جهان می پندارند.
انتهای پیام/رض
2. برای درک شرایط فرهنگی و فکری حاکم بر جهان، در زمانه قبل ازانقلاب، باید ماهیت و گفتمان منجر شده به تمدن غرب را متوجه بود، گفتمانی که تمام کشورها را مستعمره خود و امپریالسیم را در جهان برقرار ساخته بود. هیچ جامعه ای از جنس نظام اندیشه غرب نمی توانست از زیر بیرق امرپالیسم جهانی خارج شود. و باید مطابق با نظام اندیشه و آداب زیست ِتعریف شده از سوی تمدن غرب، در دایره نظام غربی حضور می یافت. تمدن غرب کاری را صورت داده بود که دیگر جوامع، با وجود عِلم به عدم مشروعیت تمدن غرب باز هم نمی توانستند کاری صورت دهند، زیرا جدای از اینکه نفی و سلب از جنس نظام اندیشه غربی بود، عامل ایجابی نیز جدای از آن مکتب نبود. انقلاب اسلامی با به ارمغان آوردن مکتب فرهنگی و فکری بدیعی و به حکم " جهاد کبیر" نشان داد که میتوان از دایره نظام تمدن غربی خارج شد. ابتدا تمدن غرب را نفی و در ادامه به مسئله ایجاد و ایجاب پرداخت. و همچنین برای درک بهتر می توان مقایسه صورت بین انقلاب اسلامی و سایر انقلاب ها، و به متفاوت بودن بودن جنس انقلاب اسلامی پی برد. انقلاب اسلامی راه را نشان داد، مسیر را تعیین کرد و به نوعی انقلاب اسلامی راه برون رفت از عالم غربی را نمایان ساخت. انقلاب اسلامی بستری ایجاد کرد که جامعه ایران از تبعیت از نظام غربی سر بازند و مسیر دیگری در پیش بگیرد، اما فقط این نبود، باید در این مسیر، جهاد کبیر را به نهایت برسانند، مقام معظم رهبری در تاریخ فوق الذکر میفرمایند : « خب، اطاعت از کافرین نکن، پس چهکار کن؟ وَ اتَّبِع ما یوحی اِلَیکَ مِن رَبِّکَ اِنَّ اللهَ کانَ بِما تَعمَلونَ خَبیرًا. (سورهی احزاب، آیهی ۲ ) . [میفرماید:] یاٰاَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللهَ وَ لا تُطِعِ الکفِرینَ و المُنفِقینَ اِنَّ اللهَ کانَ عَلیمًا حکیمًا * وَ اتَّبِع ما یوحی اِلَیکَ مِن رَبِّکَ اِنَّ اللهَ کانَ بِما تَعمَلونَ خَبیرا؛ از آنها تبعیّت نکن؛ تو برنامه داری؛ تو برنامهی کار داری، برنامهی زندگی داری؛ وحی الهی تو را تنها نگذاشته است؛ قرآن در اختیار تو است، اسلام در اختیار تو است، برنامهی اسلام در اختیار تو است؛ این راه را برو. »
3. در بند های فوق به این مسئله بپرداختیم که جهاد کبیر دارای دو مرحله ، عدم تبعیت از کافران و دشمنان است و رجوع به برنامه اسلام در عرصه های مختلف حیات بشر در جهاد کبیر هر دو جنبه سلبی و ایجابی را باید مدنظر قرار داد. حال باید به دنبال مسائل ایجابی عرصه های مختلف رفت و جهاد کبیر را در عرصه های سیاست، اقتصاد و فرهنگ، هنر و ... دنبال کرد. در شرایط حاضر جریاناتی فکری و فرهنگی و به اصلاح روشنفکران دینی، بر طبل نا امیدی میکوبند و می گویند عدم تبعیت و نفی مرحله ایجابی نخواهد داشت و باید برای پیشرفت پیرو مکتب تمدن غرب بود. میگویند علوم، اسلامی و غیر اسلامی ندارد!! برای توسعه باید هم صدا با جوامع جهانی شد و در نظم نوین جهانی هضم شد. در جواب تمام این طامت بافی های این جریانات باید گفت که، اینان به دلیل عدم درک و فهم حقیقت انقلاب اسلامی ایران، انقلاب را به گونه ای دیگری تفسیر کرده و همچون سایر انقلاب ها جهان می پندارند.
انتهای پیام/رض
2. برای درک شرایط فرهنگی و فکری حاکم بر جهان، در زمانه قبل ازانقلاب، باید ماهیت و گفتمان منجر شده به تمدن غرب را متوجه بود، گفتمانی که تمام کشورها را مستعمره خود و امپریالسیم را در جهان برقرار ساخته بود. هیچ جامعه ای از جنس نظام اندیشه غرب نمی توانست از زیر بیرق امرپالیسم جهانی خارج شود. و باید مطابق با نظام اندیشه و آداب زیست ِتعریف شده از سوی تمدن غرب، در دایره نظام غربی حضور می یافت. تمدن غرب کاری را صورت داده بود که دیگر جوامع، با وجود عِلم به عدم مشروعیت تمدن غرب باز هم نمی توانستند کاری صورت دهند، زیرا جدای از اینکه نفی و سلب از جنس نظام اندیشه غربی بود، عامل ایجابی نیز جدای از آن مکتب نبود. انقلاب اسلامی با به ارمغان آوردن مکتب فرهنگی و فکری بدیعی و به حکم " جهاد کبیر" نشان داد که میتوان از دایره نظام تمدن غربی خارج شد. ابتدا تمدن غرب را نفی و در ادامه به مسئله ایجاد و ایجاب پرداخت. و همچنین برای درک بهتر می توان مقایسه صورت بین انقلاب اسلامی و سایر انقلاب ها، و به متفاوت بودن بودن جنس انقلاب اسلامی پی برد. انقلاب اسلامی راه را نشان داد، مسیر را تعیین کرد و به نوعی انقلاب اسلامی راه برون رفت از عالم غربی را نمایان ساخت. انقلاب اسلامی بستری ایجاد کرد که جامعه ایران از تبعیت از نظام غربی سر بازند و مسیر دیگری در پیش بگیرد، اما فقط این نبود، باید در این مسیر، جهاد کبیر را به نهایت برسانند، مقام معظم رهبری در تاریخ فوق الذکر میفرمایند : « خب، اطاعت از کافرین نکن، پس چهکار کن؟ وَ اتَّبِع ما یوحی اِلَیکَ مِن رَبِّکَ اِنَّ اللهَ کانَ بِما تَعمَلونَ خَبیرًا. (سورهی احزاب، آیهی ۲ ) . [میفرماید:] یاٰاَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللهَ وَ لا تُطِعِ الکفِرینَ و المُنفِقینَ اِنَّ اللهَ کانَ عَلیمًا حکیمًا * وَ اتَّبِع ما یوحی اِلَیکَ مِن رَبِّکَ اِنَّ اللهَ کانَ بِما تَعمَلونَ خَبیرا؛ از آنها تبعیّت نکن؛ تو برنامه داری؛ تو برنامهی کار داری، برنامهی زندگی داری؛ وحی الهی تو را تنها نگذاشته است؛ قرآن در اختیار تو است، اسلام در اختیار تو است، برنامهی اسلام در اختیار تو است؛ این راه را برو. »
3. در بند های فوق به این مسئله بپرداختیم که جهاد کبیر دارای دو مرحله ، عدم تبعیت از کافران و دشمنان است و رجوع به برنامه اسلام در عرصه های مختلف حیات بشر در جهاد کبیر هر دو جنبه سلبی و ایجابی را باید مدنظر قرار داد. حال باید به دنبال مسائل ایجابی عرصه های مختلف رفت و جهاد کبیر را در عرصه های سیاست، اقتصاد و فرهنگ، هنر و ... دنبال کرد. در شرایط حاضر جریاناتی فکری و فرهنگی و به اصلاح روشنفکران دینی، بر طبل نا امیدی میکوبند و می گویند عدم تبعیت و نفی مرحله ایجابی نخواهد داشت و باید برای پیشرفت پیرو مکتب تمدن غرب بود. میگویند علوم، اسلامی و غیر اسلامی ندارد!! برای توسعه باید هم صدا با جوامع جهانی شد و در نظم نوین جهانی هضم شد. در جواب تمام این طامت بافی های این جریانات باید گفت که، اینان به دلیل عدم درک و فهم حقیقت انقلاب اسلامی ایران، انقلاب را به گونه ای دیگری تفسیر کرده و همچون سایر انقلاب ها جهان می پندارند.
انتهای پیام/رض
2. برای درک شرایط فرهنگی و فکری حاکم بر جهان، در زمانه قبل ازانقلاب، باید ماهیت و گفتمان منجر شده به تمدن غرب را متوجه بود، گفتمانی که تمام کشورها را مستعمره خود و امپریالسیم را در جهان برقرار ساخته بود. هیچ جامعه ای از جنس نظام اندیشه غرب نمی توانست از زیر بیرق امرپالیسم جهانی خارج شود. و باید مطابق با نظام اندیشه و آداب زیست ِتعریف شده از سوی تمدن غرب، در دایره نظام غربی حضور می یافت. تمدن غرب کاری را صورت داده بود که دیگر جوامع، با وجود عِلم به عدم مشروعیت تمدن غرب باز هم نمی توانستند کاری صورت دهند، زیرا جدای از اینکه نفی و سلب از جنس نظام اندیشه غربی بود، عامل ایجابی نیز جدای از آن مکتب نبود. انقلاب اسلامی با به ارمغان آوردن مکتب فرهنگی و فکری بدیعی و به حکم " جهاد کبیر" نشان داد که میتوان از دایره نظام تمدن غربی خارج شد. ابتدا تمدن غرب را نفی و در ادامه به مسئله ایجاد و ایجاب پرداخت. و همچنین برای درک بهتر می توان مقایسه صورت بین انقلاب اسلامی و سایر انقلاب ها، و به متفاوت بودن بودن جنس انقلاب اسلامی پی برد. انقلاب اسلامی راه را نشان داد، مسیر را تعیین کرد و به نوعی انقلاب اسلامی راه برون رفت از عالم غربی را نمایان ساخت. انقلاب اسلامی بستری ایجاد کرد که جامعه ایران از تبعیت از نظام غربی سر بازند و مسیر دیگری در پیش بگیرد، اما فقط این نبود، باید در این مسیر، جهاد کبیر را به نهایت برسانند، مقام معظم رهبری در تاریخ فوق الذکر میفرمایند : « خب، اطاعت از کافرین نکن، پس چهکار کن؟ وَ اتَّبِع ما یوحی اِلَیکَ مِن رَبِّکَ اِنَّ اللهَ کانَ بِما تَعمَلونَ خَبیرًا. (سورهی احزاب، آیهی ۲ ) . [میفرماید:] یاٰاَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللهَ وَ لا تُطِعِ الکفِرینَ و المُنفِقینَ اِنَّ اللهَ کانَ عَلیمًا حکیمًا * وَ اتَّبِع ما یوحی اِلَیکَ مِن رَبِّکَ اِنَّ اللهَ کانَ بِما تَعمَلونَ خَبیرا؛ از آنها تبعیّت نکن؛ تو برنامه داری؛ تو برنامهی کار داری، برنامهی زندگی داری؛ وحی الهی تو را تنها نگذاشته است؛ قرآن در اختیار تو است، اسلام در اختیار تو است، برنامهی اسلام در اختیار تو است؛ این راه را برو. »
,3. در بند های فوق به این مسئله بپرداختیم که جهاد کبیر دارای دو مرحله ، عدم تبعیت از کافران و دشمنان است و رجوع به برنامه اسلام در عرصه های مختلف حیات بشر در جهاد کبیر هر دو جنبه سلبی و ایجابی را باید مدنظر قرار داد. حال باید به دنبال مسائل ایجابی عرصه های مختلف رفت و جهاد کبیر را در عرصه های سیاست، اقتصاد و فرهنگ، هنر و ... دنبال کرد. در شرایط حاضر جریاناتی فکری و فرهنگی و به اصلاح روشنفکران دینی، بر طبل نا امیدی میکوبند و می گویند عدم تبعیت و نفی مرحله ایجابی نخواهد داشت و باید برای پیشرفت پیرو مکتب تمدن غرب بود. میگویند علوم، اسلامی و غیر اسلامی ندارد!! برای توسعه باید هم صدا با جوامع جهانی شد و در نظم نوین جهانی هضم شد. در جواب تمام این طامت بافی های این جریانات باید گفت که، اینان به دلیل عدم درک و فهم حقیقت انقلاب اسلامی ایران، انقلاب را به گونه ای دیگری تفسیر کرده و همچون سایر انقلاب ها جهان می پندارند.
,انتهای پیام/رض
,
]
ارسال دیدگاه