روایت دردناک یک دختر از حال این روزهای سفیدرود
من قبلاً خیلی زیبا بودم ولی الآن دارم زشت میشم مردم راه منو خیلی جاها بستن.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه اطلاعرسانی آستانخبر، مهرنوش محمددوست دختر 11 ساله ساکن تهران در سفر خود به زادگاهش به روایت حال این روزهای رودخانه سفیدرود پرداخت که خواندن آن خالی از لطف نیست.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آستانخبر,به نام خدا
,
یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود یه رود زیبا بود که اسمش سفیدرود بود.
سفیدرود دومین رود بزرگ ایران بود این رود از به هم پیوستن دو رود که اسمشون شاهرود و قزل اوزون بود پدید میآمد.
این رود همیشه سفر میکرد سفرش را از منجیل آغاز میکرد و در آخر به دریای خزر ریخته میشد.
این رود تو سفری که میکرد از شهرهای رودبار و رشت عبور میکرد و بعد به آستانهاشرفیه میرسید سفیدرود پس از گذشت از آستانهاشرفیه و پارک زیبای ساحلی درنهایت، در پارک بوجاق بهسوی دریای خزر راهی میشد این رود در سفرش ۶۷۰ کیلومتر را میگذراند.
خلاصه سفیدرود داشت خیلی آرام به زندگی خودش ادامه میداد و شاد بود تا اینکه یه روز خیلی ناراحت بود.
از رود دلیل ناراحتیاش را پرسیدم اون گفت:من قبلاً خیلی زیبا بودم ولی الآن دارم زشت میشم مردم راه منو خیلی جاها بستن مثل سدها، زبالههایشان و مواد ضایعات را ریختن تو من، آب زلال من آلودهشده، ماهیهای درون من در حال مردن هستن، پرندهها کمتر میان از من آب مینوشند.
یادش به خیر قدیما مردم استفاده درست از من را بلد بودن توی من زباله نمیریختن و میگذاشتن من به راه خودم ادامه بدم و مهاجرت کنم.
بعد از گفتن تمام این حرفها این جمله را زیر لب زمزمه کرد: اگر مردم به همین کار خود ادامه دهند هیچ رودی که باقی نمیماند و هیچ آبی نیز برای آشامیدن باقی نخواهد ماند.
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه