برخورد جریان های سیاسی با درگذشت حمید سبزواری و حبیب؛
رویکردی که دارای زاویه جدی با مبانی انقلاب است
از همان شنبه ۲۲خرداد تجلیل از «حبیب» آغاز می شود و صفحه اول روزنامه های آرمان، شرق، اعتماد، شهروند، روزان، قانون، ابرار... با تیترها و عکس های برجسته به تجلیل از او اختصاص می یابد. اما همین روزنامه ها با خبر درگذشت استاد شعر انقلاب حمید سبزواری برخوردی بسیار سرد دارند[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، پیرامون اشخاص و جریان های سیاسی دوگونه می توان قضاوت کرد:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان,۱- قضاوت بر اساس شعارهائی که می دهند و ادعاهائی که بیان می کنند
,۲- قضاوت بر اساس عملکرد و رویکردهای آنان نسبت به رویدادها و حوادثی که پیش می آید.
,مشخص است که قضاوت اول، قضاوتی دقیق نیست و چه بسا در بسیاری از موارد انسان را به خطا بکشاند و او را فریب دهد اما قضاوت بر اساس رفتارها و موضع گیری ها آن هم در مواردی مشخص و اساسی، انسان را از خطا و قضاوت های اشتباه دور ساخته و به حقیقت رهنمون می سازد.
,در دو مقطع از انقلاب اسلامی جریان های زاویه دار، مخالف و معاند مجبور شدند یا به تصحیح مواضع بپردازند یا سکوت پیشه نمایند یا به ظاهر با انقلاب و ارزش های انقلاب همراهی کنند:
,یکی بعد از حادثه خونین هفتم تیرماه ۱۳۶۰ و شهادت یاران انقلاب و بیدار شدن و خروش مردم که جریان های معاند و مساله دار همچون نهضت آزادی، حزب توده، منافقین، جبهه ملی و… که تا قبل از آن و آشکارا و البته در پرتو عبارت های زیبا همچون آزادی، مقابله با ارتجاع و… به مقابله با انقلاب اسلامی می پرداختند، که یکی همچون منافقین رسما به مقابله مسلحانه با نظام اسلامی پرداختند و یا همچون نهضت آزادی سکوت پیشه کردند.
,و دیگری بعد از فتنه ۸۸ و رسوائی جریان پیچیده نفاق و رویگردانی عموم مردم از فتنه گران ظاهر الصلاح مدعی اسلام و امام (ره) و انقلاب و… که برخی از فتنه گران به ناچار به خارج رفته و در آنجا چهره خود را کاملا آشکار ساختند (از انکار دین و الحاد تا کشف حجاب و…). برخی نیز در داخل به اصلاح مواضع خود پرداختند یا سکوت کردند و یا تغییر موضع ظاهری دادند. البته بعدها جمعی دیگر هم در کمال شگفتی خانه نشینی کردند و رویکرد دیگری در پیش گرفتند و اکنون اینها همه در صحنه هستند و در “تقلب احوال” نگاه و موضع راستین خود را آشکار می سازند.
,***
,بامداد جمعه ۲۱ خرداد و سحرگاه ۲۲ خرداد دو نفر از این جهان مادی به عالم بقا رهسپار می شوند. «حبیب محبیان» معروف به “حبیب” خواننده قبل از انقلاب در ۶۳ سالگی در منزل خود در رامسر فوت می کند. او تا سال ۶۰ در ایران بوده و در این سال به امریکا می رود و به اصطلاح خواننده آن ور آبی (لس آنجلسی) می شود و ۲۸ سال در آنجا به فعالیت مشغول می شود. سال ۸۸ با شدت گرفتن بیماری درخواست بازگشت به ایران می کند و با موافقت رئیس جمهور وقت به ایران باز می گردد و البته اجازه اجرای کنسرت و… نمی یابد. سرانجام در خاک ایران اسلامی – و نه در غربت – از این دنیا می رود و این توفیق را می یابد که بر دوش هوادارانش در مزاری کنار مسجد دفن شود.
,

, اما دومین پر کشیده به عالم بقا استاد «حمید سبزواری» است. پیر و پدر شعر انقلاب، قله نشین سرود انقلاب، تاثیرگذارترین شاعر انقلاب و سراینده سرودهای «خمینی ای امام»، «برخیزید ای شهیدان راه خدا»، «بانگ پیروزی»، «شهید مطهر» و… سراینده بزرگی که رهبر معظم انقلاب در فقدانش چنین پیام می دهد: «شاعر نامدار معاصر، نام ماندگار و پر افتخار، صریح، ثابت قدم، موقع شناس، با انقلاب زیست و برای اسلام و انقلاب سرود و وفادارانه در کنار انقلاب ماند. (۲۳/۳/۹۵)
,

, برخورد جریان های سیاسی که در سخنان چهره های شاخص آنها و روزنامه ها و سایت های منتسب بدانها منعکس می گردد بخوبی نوع نگاه و رویکرد راستین آنها را نشان می دهد. از همان شنبه ۲۲خرداد تجلیل از “حبیب” آغاز می شود و صفحه اول روزنامه های آرمان، شرق، اعتماد، شهروند، روزان، قانون، ابرار… با تیترها و عکس های برجسته به تجلیل از او اختصاص می یابد و این امر تا بعد از مراسم تشییع و تدفین هم ادامه می یابد چنانکه آرمان تیتر می زند: «قوی زیبا آرمید» (۲۳/۳/۹۵).
,اما همین روزنامه ها با خبر درگذشت استاد شعر انقلاب برخوردی بسیار سرد دارند: شرق، شهروند، روزان، رویش، ملت، قانون و ابرار در صفحه اول خود (۲۴/۳/۹۵) هیچ ذکری از این رویداد نمی کنند و پیام تسلیت رهبری نیز جائی در صفحه اول این روزنامه ها ندارد. گرچه آفتاب، آرمان و ابتکار همزمان خبر درگذشت استاد سبزواری و تشییع آقای حبیب محبیان را در صفحه اول پوشش می دهند. البته روزنامه هائی چون جام جم، وطن امروز، قدس، کیهان، جوان و… به خوبی خبر درگذشت شاعر نامدار معاصر را پوشش می دهند.
,***
,رفتار روزنامه های مدعی اصلاح و اعتدال امر جدیدی نیست و به رویه ای ثابت تبدیل شده است (بایکوت مرحوم سلحشور و… تجلیل گسترده از شجریان و…) که ریشه در نوع نگاه سیاسی (تلاش بر جذب آرای قشر خاکستری و اجابت امیال آنها -نوع پوشش و…- و کسب اعتماد خارجی ها به عنوان همکاری مطمئن و نگاه فرهنگی تساهل گرایانه و گرایش فکری و رفتاری به لیبرالیزم دارد.
,در کنار اینها پیام تسلیت رئیس جمهور سابق هم منتشر می شود و بر شگفتی ها می افزاید: «انا لله و انا الیه راجعون. این روزها بسیاری از مردم و به ویژه جوانان و هنردوستان این سرزمین هنرپرور در غم از دست دادن حبیبِ شعر و آواز ایران مرحوم جناب محبیان در سوگ اند. او هنرمندی مردمی بود… آهنگ های زیبایش آرامبخش دل هائی بود که در افت و خیز زندگی به تلاطم در می آمدند… از خداوند منان همنشینی (او را) با اولیای الهی… مسئلت دارم. ۲۳/۳/۹۵». و البته همزمان پیام تسلیت ارزشمندی را هم در سوگ مرحوم سبزواری می نویسد.
,***
,این نگاه و رویکرد را اولا باید دلیل یابی (تعلیل) کرد و ثانیا باید توجه داشت که این رفتار فرهنگی- و در واقع ضد فرهنگی- نوعی از ولنگاری فرهنگی است که دارای زاویه دید جدی با مبانی و ارزش های انقلاب می باشد و افرادی که همزمان به تجلیل های دوگانه و متقابل می پردازند و یا نسبت به نیروهای انقلابی بی لطفی و یا حتی تخریب می کنند در درازمدت از مسیر انقلاب جدا خواهند شد و یا روبروی انقلاب خواهند ایستاد (مهاجرانی، گنجی، سروش، کدیور و…) البته مشکل اینجاست که در این مسیر اقشاری از جامعه را نیز با عناوین زیبائی چون اصلاحات، اعتدال، مکتب ایرانی و مردم گرائی و… با خود همراه می کنند و در واقع از مسیر انقلاب دور می کنند.
,به نظر می رسد سردمداران این جریان ها اگر واقعا معتقد به حرکت در چارچوب معیارهای انقلاب و اسلام می باشند بایستی قبل از هر امری به اصلاح اصلاح طلبی، ایجاد اعتدال واقعی و اصلاح آنچه مکتب ایرانی می خوانند بپردازند و با مردم صادقانه از نیات، اهداف و باورهای خود بگویند که شرط اول سیاستمداری و مدیریت جریان های سیاسی، صداقت با مردم است.
,انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه