یادداشت/ محمدرضا فتحی نجفی؛

جناب سخنگو! قیمت التیام زخم افکارعمومی چقدر است؟!!

جناب سخنگو! قیمت التیام زخم افکارعمومی چقدر است؟!!
سخنگوی وزارت بهداشت در پاسخ به سوال خبرنگاری که میزان حقوق دریافتی معاونان وزیر را جویا شده، گفت: «مبلغ دریافتی ما به عنوان پاک‌دست‌ترین افراد به اندازه فعالیتی که می‌کنیم نیست و ...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پیام جغتای، وقتی افکار عمومی نسبت به یک خبر (البته در اینجا الی ماشاالله خبر) آزردگی خاطر پیدا می کند، مسئولان برای پاسخگوئی گزینه های زیادی را در پیش رو دارند. صداقت محض، عذرخواهی، قول بر پیگیری، جبران مافات، بخشی از این گزینه ها هستند اما پیچاندن، دور زدن، ارائه ی نکته انحرافی، مصادره بر مطلوب و . . . نیز بخشی دیگر از انتخاب های پیش رو و البته متداول ترین گزینه های روی میز خواهد بود اما دم دستی ترین، کاربردی ترین، راحت ترین، بی دردسر ترین و قطعا بی اثر بخش ترین گزینه، همین مدل پاسخگوئی سخنگوی وزارت بهداشت است که در مورد حقوق های غیرمتعارف زیرمجموعه ی وزارتخانه اظهارنظر کرده اند. با این شیوه ی سخن گویی نه تنها پاسخ سوالات گذشته داده نمی شود بلکه سوالات گذشته بعلاوه ادعاهای فاقد اثبات و سوالات جدید، جملگی بدون پاسخ منطقی در اذهان باقی می مانند. اکنون فقط بخشی از فرمایشات جناب سخنگو را بررسی می‌کنیم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,  پیام جغتای,

۱- ایشان در پاسخ به سوال خبرنگاری که میزان حقوق دریافتی معاونان وزیر را جویا شده، فرموده اند: «مبلغ دریافتی ما به عنوان پاک‌دست‌ترین افراد به اندازه فعالیتی که می‌کنیم نیست و کمتر از یک چند دهم معادل کار دولتی است.» این عبارات بیان شده توسط جناب سخنگو، شامل دو بخش است که هر دو قسمت فقط ادعاست و همچنان نیز بر این موضع، باقی می مانند.
عبارت اول ایشان ناظر بر ادعای پاک دستی می باشد در حالیکه با گذر زمان و از ملاحظه ی نحوه ی عملکرد بر مردم، رسانه ها و نهادهای نظارتی آشکار خواهد شد که فلانی پاک دست است نه اینکه خود شخص چنین ادعایی را مطرح کند.
اما عبارت دوم ناظر بر دریافتی ایشان و همکارانشان است که باز هم در حد ادعاست با این تفاوت که مخاطب وظیفه دارد پس از شنیدن ادعای اول مبنی بر «پاک دستی», حمل بر صحت کند مگر اینکه در نقض آن دلیلی داشته باشد. در حالیکه در ادعای دوم ، جناب سخنگو وظیفه دارد که افکارعمومی را اقناع کند. یعنی وقتی که موضوع اصلی جلسه، مطالبه ی رسانه ها در خصوص علل و عوامل دریافت های چند ده میلیونی در وزارت بهداشت است، آنگاه به شیوه ی سخنگو ، پاسخ دادن نامی به جز پیچاندن ندارد. پاسخ جناب سخنگو در مورد سوال خبرنگار مبنی بر دریافتی ایشان، موید همین نکته است. آقای سخنگو اینگونه فرموده اند: «رسانه ها در دنیا از مسئولان نمی پرسند که چقدر دریافتی دارید» بسیار روشن است که در همان دنیای مورد توجه جناب سخنگو، همه چیز شفاف بوده و اینگونه اطلاعات در دسترس عموم قرار دارد پس نیازی به طرح سوال نیست. اگر جناب سخنگو در نظر داشتند که افکار عمومی را نسبت به «میزان دریافتی (خود و همکارانشان قانع کنند که) کمتر از یک‌چند دهم معادل کار دولتی است» کافی بود دریافتی خود را به رسانه ها اعلام کرده و با ارائه فیش حقوقی آن را به اثبات می رساندند آنگاه علاوه بر اینکه ادعای دوم خود را ثابت کرده بودند، این خود قرینه ای بود بر اثبات ادعای اول ایشان.
۲- جناب سخنگوی محترم، شعور مخاطبان خود را به چالش کشیده اند آنجا که می فرمایند: «سطوح پرداختی شاید چند صفر به آن اضافه شده باشد اما ارزش ریالی گذشته آن با توجه به نرخ تورم از اکنون بیشتر بوده است.» مزید اطلاع ایشان باید گفت که افزودن هر صفری به یک رقم بمثابه ی افزایش ده برابری آن رقم است. حال اگر افزایش صفرها به دو صفر رسید یعنی افزایش صد برابری و الی آخر. جناب سخنگو به گونه ای افزایش صفرها را در سطوح پرداختی بی ارزش قلمداد کرده اند که گویی صفرها بعد از اعشار قرار گرفته و ازدیاد صفرها نه تنها تغییری در بزرگی ارقام بوجود نمی آورد بلکه آنها را کوچکتر نیز می سازد! علامت اعشار در ذهن ایشان همان نرخ تورم است!
۳- برخی از اعداد و ارقام ارائه شده توسط سخنگوی محترم، محل تامل فراوان دارد. ایشان در رابطه با فیش حقوقی فردی که رقم بسیار بالایی دریافت کرده است، فرموده اند: «این فوق تخصص پیوند کلیه در ۶ ماه گذشته ۱۰۴۷ پیوند انجام داده (است)» اما معاون مرکز فرآهم آوری اعضای پیوندی بیمارستان مسیح دانشوری فرموده بودند: «در ایران سالانه حدود ۲۵۰۰ پیوند کلیه انجام می شود.»(خبرگزاری فارس ۹۲/۱۱/۱۹ ) اگر آمار پیوند کلیه از بهمن ۹۲ تا بهمن ۹۴ به دو برابر هم رسیده باشد آنگاه این نتیجه بدست می آید که این فوق تخصص کلیه با ۱۰۴۷ پیوند در شش ماه به طور متوسط ۴۱/۸۸ درصد از کل پیوندهای کلیه کشور را به نام خود ثبت کرده که این محل درنگ و تامل است. هر چقدر آمار سالانه پیوند کلیه از ۵۰۰۰ کلیه کمتر فرض شود درصد عمل پیوند آن فوق تخصص محترم در شش ماه افزایش پیدا می کند. اگر آمار سالانه پیوند کلیه در کشور را همان ۲۵۰۰ فرض کنیم آنگاه ۸۳/۷۶ درصد پیوندهای کلیه در سرتاسر ایران طی مدت شش ماه توسط همین فوق تخصص محترم بوقوع پیوسته است که این، حیرت آور به نظر می رسد.
نتیجه

,
,
,
,
,
,

آنکه وزارت بهداشت بجای بررسی اوضاع و احوال پرداخت های نجومی در زیرمجموعه های خود، منتقدان پرداخت های غیرمتعارف را به باد انتقاد گرقته تا به مردم اینگونه القا شود که اولا پرداخت های نامتعارف دارای توجیه منطقی و عقلانی ست و ثانیا عدم اینگونه پرداخت ها ، سلامت و درمان را در کشور بویژه در مناطق محروم به مخاطره می افکند و ثالثا رسانه ها قدردان زحمات پزشکان نیستند. اما چیزی که مغفول مانده این است که مگر دریافتی جناب آقای سخنگو و معاونان محترم وزیر چقدر است که به هیچ قیمتی، حاضر به پاسخ دادن به این سوال نیستند حتی اگر قیمتش، التیام زخم افکار عمومی باشد.

,

 

,

انتهای پیام/رض

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه