غربت مفاهیم سازی بومی و محلی در المان های میادین شهر سنندج

غربت مفاهیم سازی بومی و محلی در المان های میادین شهر سنندج
عضو هیئت علمی دانشگاه کردستان و مدیرگروه شهرسازی دانشکده معماری دانشگاه کردستان گفت: در طراحی المان های شهری باید هم جنبه بومی و محلی و هم جنبه غیر محلی را رعایت کنیم چرا که ممکن است در یک شهر افراد استان های دیگر و حتی کشورهای دیگر حضور پیدا کنند و ما باید بتوانیم به نیاز آنها نیز پاسخ دهیم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کُرددانش؛ در گیرودار زندگی پر دغدغه امروز، در ازدحام این همه بتن و آهن و سیمان، خیابان و اتومبیل و ازدحام که بی‌وقفه بر ما و زندگی و روحیاتمان تاثیر می‌گذارند. چاره‌ای نیست جز تلطیف فضای زندگی جمعی و دستاویز قرار دادن هنر برای کمی دلپذیر‌شدن محیط زندگی اجتماعی .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کُرددانش,

 

,

مجسمه‌های شهری نه تنها به غنای بصری شهر و فضای زیست اجتماعی ما کمک می‌کنند، بلکه به عنوان نمادها و نشانه‌هایی از فرهنگ و هویت جمعی ما قابل استناد هستند و از این بابت است که باید رویکردی تازه‌تر و جدی‌تر به آنها داشت.

,

دکتر بختیار بهرامی عضو هیئت علمی دانشگاه کردستان و مدیرگروه شهرسازی دانشکده معماری دانشگاه کردستان در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار کُرددانش اظهار کرد: به تمام عناصری که در شهر با یک هدف خاصی جانمایی میشود به گونه ای که پس از خودنمایی در سطح شهر عموم مردم را به گونه ای جذب خود مینماید و ذهنشان را درگیر خود میکند اِلمان های فضای عمومی گفته میشود.

,

 

,

وی افزود: در یک تعریف ایده آل فضای عمومی(public space) به فضاهایی گفته میشود که هفت روز هفته و 24 ساعت روز همه مردم به آن دسترسی آزاد داشته باشند و براساس این تعریف یک شهروند عادی با یک شهروند سالمند با یک زن و یک بچه باید بدون پرداخت هیچ نوع پولی  به آن فضا دسترسی داشته باشند و اصلی ترین فضای عمومی که در دنیای مدرن امروز وجود دارد خیابان هاست که همه اقشار و همه سنین می توانند به آن دسترسی رایگان داشته باشند.

,

 

,

 

,

بهرامی ادامه داد: با توجه به اینکه خیابان ها اصلی ترین فضای عمومی هستند که تمام طیف های مختلف از اجتماع از آن استفاده می کنند بنابراین عناصری را که در داخل آن فضا قرار می دهیم از یک مجسه گرفته تا یک شی باید اولا بتواند  به نیاز اکثریت غالب کاربران فضا پاسخگو باشد و دوما پاسخگوی باورهای کاربران و شهروندان باشد.

,

 

,

این عضو هیئت علمی دانشگاه کردستان تصریح کرد: در طراحی المان های شهری باید هم جنبه بومی و محلی و هم  جنبه غیر محلی را رعایت کنیم چرا که ممکن است در یک شهر افراد استان های دیگر و حتی کشورهای دیگر حضور پیدا کنند و ما باید بتوانیم به نیاز آنها نیز پاسخ دهیم اما هرگز این را فراموش نکنیم که اولویت با آلمان هایی است که مفاهیم بومی و محلی شهر ما را بازگو می کند در حالی که در طراحی المان های شهر سنندج به این جنبه خیلی توجه نشده است.

,

 

,

به نظر این استاد دانشگاه حرکت در جهت طراحی مبلمان شهری در شهر سنندج تکانی خورده است و وقتی در خیابان ها رد میشویم در ذهن خودمان کنجکاو میشویم ولی از لحاظ مفهمومی و کاربری دچار مشکل هستیم چرا که گذاشتن یک المان در نقطه ای از شهر فقط نباید برای زیبایی باشد بلکه باید به یک نیاز ما پاسخ دهد.

,

 

,

بهرامی مدیر گروه رشته شهرسازی دانشگاه کردستان یادآور شد: تفاوتی که ما در شهر سنندج در مورد جانمایی المان ها داریم از مجسمه گرفته تا عناصر مفهومی و شکلی این است که متاسفانه ما فقط دنبال این هستیم که از 5 حس انسان فقط یک حس انسان را ترغیب می کنیم آن هم حس بصری اما رویکردهای پدیدارشناسی (یعنی تجربه زیسته شده فرد در یک محیط) به ما میگوید ترغیب و تحریک یک حس تجربه عمیقی را در فرد ایجاد نمی کند درحالی که اگر ما با ایجاد یک المان شهری بتوانیم چندین حس انسان را از جمله حس لامسه, شنیداری, بویایی و ...را درگیر کنیم موفق تر هستیم.

,

 

,

وی ادامه داد: المان ها و مجسمه هایی که در گذشته در میادین سنندج ایجاد شده است اطراف آن را حصاربندی کرده اند بطوری که شهروندان  نه می توانند با دست آن را لمس کنند نه صدایی از آنها شنیده میشود و  نه بویی اما جدیدا شی هایی که طراحی شده است  یک قدم جلوتر رفتنه اند و در دل فضای شهری بدون هیچ واسطه ای جانمایی شده اند که این کار خوبی است و یک قدم جلو رفتیم اما نقدی که به این آثار است این است که معنای این المان ها  در فرهنگ کردستان چیست؟ ایا اینها صرفا یکسری المان های بصری هستند که راهروی شهری را تقویت می کنند یا اینکه یک سری رنگ را در یک فضای بی روح نمایش داده ایم؟ ایا نمی شود در کنار مجموعه های رنگی یک اشاراتی به فرهنگ خودمان و به باورها و نیازهای مردم این شهر می شد؟

,

 

,

بهرامی عنوان کرد: متاسفانه سوء برداشتها و سوءء مدیریتها و تا حدی نیز عدم اطلاع و آگاهی کافی سبب شده که متولیان شهرسازی و معماری ما در سطح شهرها خیلی سبک و پیش پا افتاده با مسئله مبلمان شهری برخورد کنند و به قولی با قرار دادن چند مجسمه با نام میادین اصلی سر و ته قضیه را به گونه ای به هم بیاورند….! مجسمه هایی که بدون اینکه هیچگونه فکر و جاذبه ای در شخص ایجاد کنند مستقیما منظور خود را بیان میکنند و در نتیجه حتی برای لحظه ای نیز نمیتوانند نگاه مخاطب را روی خود حفظ نمایند و طبعا نمیتوانند در دراز مدت اثری ماندگار به حساب آیند.

,

 

,

وی به المان فانوس که در یکی از میادین شهر سنندج جانمایی شده است اشاره کرد و گفت: هر چند خود شکل فانوس ایرادی ندارد چون در زندگی گذشتگان ما وجود داشته است و نشانه ای از نور و روشنایی است اما تناسباتش خیلی مورد بحث است نسبت به میدانی که در آن قرار گرفته است ابعادش خیلی بزرگ است و اصلا با فضا همخوانی ندارد, این فانوس داخل یک چهارراه آشفته ترافیکی میخواهد چه  مفهومی را برساند اصلا جایش آنجا نیست, فانوس وقتی معنی پیدا می کند که اولا یک جایی آویزان میشود نه اینکه یک جایی ثابت ایستاده باشد دوما فانوس وقتی می تواند نمادی از نور و روشنایی باشد و حرفی برای گفتن داشته باشد که به تاریکی اطراف غلبه کند اما در شب نور لامپ های شهری نور مغازه های اطراف و نئون و تبلیغ مغازه ها  بر نور فانوس غالب می شود که وجود فانوس عامل مزاحم بصری میشود یعنی در کل معنایی که فانوس دارد را با جانمایی نادرست زیر سوال برده اند.

,

 

,

وی در مورد مجسمه های برخی از مفاخر کردستان  که در برخی از میادین شهر سنندج وجود دارد گفت: این مجسمه ها  به نوعی بت سازی شده و در واقع کله شخصیت ها را ساخته اند با توجه به اینکه در دنیای مدرن امروز که ارتباط مستقیم با مفاهیم خیلی کم شده است باید با استفاده از روش های جدید و به روز مفاهیم را القا کنیم , شاید اینکه فقط مجسمه مفاخر کردستان را بسازیم و یک کتاب هم دستشان بدهیم چیز خیلی زیبایی را طراحی نکرده باشیم و افراد هم اگر به آن اثر نگاه کنند ذهنشان خیلی درگیر نشود و  هیچ مفهومی را دریافت نکنند اما اگر بتوانیم از هنر روز دنیا در کنار ان استفاده کنیم و از هنر ایستاتیک فاصله بگیریم  مثلا یک میدان را به گونه ای طراحی کنیم که در کنار مجسمه مفاهیم انسانی و ارزشی که  آن انسان به آن اشاره کرده است را فضاسازی کنیم و روی مفاهیم سازی کار کنیم  نه صرفا ساختن مجسمه یک شخصیت مثلا اگر قرار است از ماموستا نالی که پیام آور  صلح در کردستان است طرحی ایجاد کنیم باید بخشی از اشعار آن  شخصیت در آن فضا شنیده یا دیده شود و یا بصورت اتوماتیک با عبور از آن فضا از طریق وای فای هر دفعه یک شعر از آن شخصیت را دریافت کنیم.

,

غربت مفاهیم سازی بومی و محلی در المان های میادین شهر سنندج

,

عضو هیئت علمی دانشگاه کردستان و مدیرگروه شهرسازی دانشکده معماری دانشگاه کردستان گفت: در طراحی المان های شهری باید هم جنبه بومی و محلی و هم  جنبه غیر محلی را رعایت کنیم چرا که ممکن است در یک شهر افراد استان های دیگر و حتی کشورهای دیگر حضور پیدا کنند و ما باید بتوانیم به نیاز آنها نیز پاسخ دهیم اما هرگز این را فراموش نکنیم که اولویت با آلمان هایی است که مفاهیم بومی و محلی شهر ما را بازگو می کند در حالی که در طراحی المان های شهر سنندج به این جنبه خیلی توجه نشده است.

,

 

,

در گیرودار زندگی پر دغدغه امروز، در ازدحام این همه بتن و آهن و سیمان، خیابان و اتومبیل و ازدحام که بی‌وقفه بر ما و زندگی و روحیاتمان تاثیر می‌گذارند. چاره‌ای نیست جز تلطیف فضای زندگی جمعی و دستاویز قرار دادن هنر برای کمی دلپذیر‌شدن محیط زندگی اجتماعی .

,

مجسمه‌های شهری نه تنها به غنای بصری شهر و فضای زیست اجتماعی ما کمک می‌کنند، بلکه به عنوان نمادها و نشانه‌هایی از فرهنگ و هویت جمعی ما قابل استناد هستند و از این بابت است که باید رویکردی تازه‌تر و جدی‌تر به آنها داشت.

,

دکتر بختیار بهرامی عضو هیئت علمی دانشگاه کردستان و مدیرگروه شهرسازی دانشکده معماری دانشگاه کردستان در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار کُرددانش اظهار کرد: به تمام عناصری که در شهر با یک هدف خاصی جانمایی میشود به گونه ای که پس از خودنمایی در سطح شهر عموم مردم را به گونه ای جذب خود مینماید و ذهنشان را درگیر خود میکند اِلمان های فضای عمومی گفته میشود.

,

 

,

وی افزود: در یک تعریف ایده آل فضای عمومی(public space) به فضاهایی گفته میشود که هفت روز هفته و 24 ساعت روز همه مردم به آن دسترسی آزاد داشته باشند و براساس این تعریف یک شهروند عادی با یک شهروند سالمند با یک زن و یک بچه باید بدون پرداخت هیچ نوع پولی  به آن فضا دسترسی داشته باشند و اصلی ترین فضای عمومی که در دنیای مدرن امروز وجود دارد خیابان هاست که همه اقشار و همه سنین می توانند به آن دسترسی رایگان داشته باشند.

,

 

,

 

,

بهرامی ادامه داد: با توجه به اینکه خیابان ها اصلی ترین فضای عمومی هستند که تمام طیف های مختلف از اجتماع از آن استفاده می کنند بنابراین عناصری را که در داخل آن فضا قرار می دهیم از یک مجسه گرفته تا یک شی باید اولا بتواند  به نیاز اکثریت غالب کاربران فضا پاسخگو باشد و دوما پاسخگوی باورهای کاربران و شهروندان باشد.

,

 

,

این عضو هیئت علمی دانشگاه کردستان تصریح کرد: در طراحی المان های شهری باید هم جنبه بومی و محلی و هم  جنبه غیر محلی را رعایت کنیم چرا که ممکن است در یک شهر افراد استان های دیگر و حتی کشورهای دیگر حضور پیدا کنند و ما باید بتوانیم به نیاز آنها نیز پاسخ دهیم اما هرگز این را فراموش نکنیم که اولویت با آلمان هایی است که مفاهیم بومی و محلی شهر ما را بازگو می کند در حالی که در طراحی المان های شهر سنندج به این جنبه خیلی توجه نشده است.

,

 

,

به نظر این استاد دانشگاه حرکت در جهت طراحی مبلمان شهری در شهر سنندج تکانی خورده است و وقتی در خیابان ها رد میشویم در ذهن خودمان کنجکاو میشویم ولی از لحاظ مفهمومی و کاربری دچار مشکل هستیم چرا که گذاشتن یک المان در نقطه ای از شهر فقط نباید برای زیبایی باشد بلکه باید به یک نیاز ما پاسخ دهد.

,

 

,

بهرامی مدیر گروه رشته شهرسازی دانشگاه کردستان یادآور شد: تفاوتی که ما در شهر سنندج در مورد جانمایی المان ها داریم از مجسمه گرفته تا عناصر مفهومی و شکلی این است که متاسفانه ما فقط دنبال این هستیم که از 5 حس انسان فقط یک حس انسان را ترغیب می کنیم آن هم حس بصری اما رویکردهای پدیدارشناسی (یعنی تجربه زیسته شده فرد در یک محیط) به ما میگوید ترغیب و تحریک یک حس تجربه عمیقی را در فرد ایجاد نمی کند درحالی که اگر ما با ایجاد یک المان شهری بتوانیم چندین حس انسان را از جمله حس لامسه, شنیداری, بویایی و ...را درگیر کنیم موفق تر هستیم.

,

 

,

وی ادامه داد: المان ها و مجسمه هایی که در گذشته در میادین سنندج ایجاد شده است اطراف آن را حصاربندی کرده اند بطوری که شهروندان  نه می توانند با دست آن را لمس کنند نه صدایی از آنها شنیده میشود و  نه بویی اما جدیدا شی هایی که طراحی شده است  یک قدم جلوتر رفتنه اند و در دل فضای شهری بدون هیچ واسطه ای جانمایی شده اند که این کار خوبی است و یک قدم جلو رفتیم اما نقدی که به این آثار است این است که معنای این المان ها  در فرهنگ کردستان چیست؟ ایا اینها صرفا یکسری المان های بصری هستند که راهروی شهری را تقویت می کنند یا اینکه یک سری رنگ را در یک فضای بی روح نمایش داده ایم؟ ایا نمی شود در کنار مجموعه های رنگی یک اشاراتی به فرهنگ خودمان و به باورها و نیازهای مردم این شهر می شد؟

,

 

,

بهرامی عنوان کرد: متاسفانه سوء برداشتها و سوءء مدیریتها و تا حدی نیز عدم اطلاع و آگاهی کافی سبب شده که متولیان شهرسازی و معماری ما در سطح شهرها خیلی سبک و پیش پا افتاده با مسئله مبلمان شهری برخورد کنند و به قولی با قرار دادن چند مجسمه با نام میادین اصلی سر و ته قضیه را به گونه ای به هم بیاورند….! مجسمه هایی که بدون اینکه هیچگونه فکر و جاذبه ای در شخص ایجاد کنند مستقیما منظور خود را بیان میکنند و در نتیجه حتی برای لحظه ای نیز نمیتوانند نگاه مخاطب را روی خود حفظ نمایند و طبعا نمیتوانند در دراز مدت اثری ماندگار به حساب آیند.

,

 

,

وی به المان فانوس که در یکی از میادین شهر سنندج جانمایی شده است اشاره کرد و گفت: هر چند خود شکل فانوس ایرادی ندارد چون در زندگی گذشتگان ما وجود داشته است و نشانه ای از نور و روشنایی است اما تناسباتش خیلی مورد بحث است نسبت به میدانی که در آن قرار گرفته است ابعادش خیلی بزرگ است و اصلا با فضا همخوانی ندارد, این فانوس داخل یک چهارراه آشفته ترافیکی میخواهد چه  مفهومی را برساند اصلا جایش آنجا نیست, فانوس وقتی معنی پیدا می کند که اولا یک جایی آویزان میشود نه اینکه یک جایی ثابت ایستاده باشد دوما فانوس وقتی می تواند نمادی از نور و روشنایی باشد و حرفی برای گفتن داشته باشد که به تاریکی اطراف غلبه کند اما در شب نور لامپ های شهری نور مغازه های اطراف و نئون و تبلیغ مغازه ها  بر نور فانوس غالب می شود که وجود فانوس عامل مزاحم بصری میشود یعنی در کل معنایی که فانوس دارد را با جانمایی نادرست زیر سوال برده اند.

,

 

,

وی در مورد مجسمه های برخی از مفاخر کردستان  که در برخی از میادین شهر سنندج وجود دارد گفت: این مجسمه ها  به نوعی بت سازی شده و در واقع کله شخصیت ها را ساخته اند با توجه به اینکه در دنیای مدرن امروز که ارتباط مستقیم با مفاهیم خیلی کم شده است باید با استفاده از روش های جدید و به روز مفاهیم را القا کنیم , شاید اینکه فقط مجسمه مفاخر کردستان را بسازیم و یک کتاب هم دستشان بدهیم چیز خیلی زیبایی را طراحی نکرده باشیم و افراد هم اگر به آن اثر نگاه کنند ذهنشان خیلی درگیر نشود و  هیچ مفهومی را دریافت نکنند اما اگر بتوانیم از هنر روز دنیا در کنار ان استفاده کنیم و از هنر ایستاتیک فاصله بگیریم  مثلا یک میدان را به گونه ای طراحی کنیم که در کنار مجسمه مفاهیم انسانی و ارزشی که  آن انسان به آن اشاره کرده است را فضاسازی کنیم و روی مفاهیم سازی کار کنیم  نه صرفا ساختن مجسمه یک شخصیت مثلا اگر قرار است از ماموستا نالی که پیام آور  صلح در کردستان است طرحی ایجاد کنیم باید بخشی از اشعار آن  شخصیت در آن فضا شنیده یا دیده شود و یا بصورت اتوماتیک با عبور از آن فضا از طریق وای فای هر دفعه یک شعر از آن شخصیت را دریافت کنیم.

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه