پیشمرگ مسلمان کرد نعمت الله وهابی:
زنان کُرد بعد از شنیدن جنایت ها و خیانت های حزب دموکرات در حق زنان پیشمرگه در بهت و حیرت فرو رفتند
وقتی یکی از پیشمرگه های زن حزب منحله دموکرات که به اسارت نیروهای انقلابی در آمده بود، گوشه ای از جنایت ها و خیانت های حزب دموکرات را در حق خودش و سایر زنان برای مردم بازگو کرد، زنان آن روستا در بهت و حیرت فرو رفتند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، در قسمت قبل از سلسله خاطرات پیشمرگ مسلمان کرد نعمت الله وهابی، تبلیغات سوء گروهک های ضد انقلاب و جذب جوانان بی گناه را بیان کردیم. در این قسمت ادامه خاطرات پیشمرگ مسلمان کرد نعمت الله وهابی را از زبان این رزمنده سپاه اسلام منتشر می کنیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله, قسمت قبل,,
گروهک های ضد انقلاب آن قدر بر علیه رزمندگان سپاه اسلام در منطقه تبلیغ کرده بودند، که گاهی یک نوجوان کمتر از ده سال نیز از آن ها حمایت می کرد. البته همین نوجوان وقتی با برخورد اسلامی و انسانی رزمندگان سپاه اسلام روبرو می شد، به نادرست بودن حرف گروهک های ضد انقلاب پی می برد و از راهی که انتخاب کرده بود، باز می گشت.
,,
یک بار در پاکسازی یکی از روستاهای تابعه شهرستان سنندج یک نفر از پیشمرگه های زن حزب منحله دموکرات را دستگیر کردیم. شهید داریوش چاپاری پیشنهاد داد که این زن برای زنان روستا صحبت کند و گوشه ای از جنایت ها و خیانت های حزب دموکرات را برای زنان روستا بازگو کند. وقتی این زن پیشمرگه به جنایت و خیانت حزب دموکرات در حق خودش و سایر زنان اشاره کرد، زنان روستا در بهت و حیرت فرو رفتند.
,,
خوب به یاد دارم یک بار یک دختر 9 و یا 10 ساله بعد از شنیدن اعترافات تکان دهنده یک زن پیشمرگه، با صدای بلند شروع کرد به گریه کردن. آن دنیای خیالی که گروهک های ضد انقلاب برای مردم ساخته بودند با اعترافات اعضای خودشان به یک باره در مقابل چشمان بهت زده مردم فرو می ریخت و همان دختر نوجوانی که به نحوی اسیر تبلیغات آبکی گروهک های ضد انقلاب شده بود، از خواب غفلت بیدار می شد.
,,
گروهک های ضد انقلاب بی شرمی را از حد گذرانده بودند. آن ها در بعضی از روستاها برای خودشان شورا تشکیل داده بودند و 4 و یا 5 نفری را به عنوان اعضای شورا در آن روستا مشخص کرده بودند و بخشی از اقدامات خودشان را با فشار آوردن به اعضای شورا انجام می دادند. به عنوان نمونه اعضای شورا را وادار می کردند، مقداری آذوقه و تجهیزات را از اهالی روستا جمع آوری کنند و آن ها را توسط چند تن از جوانان روستا به نقطه ای مشخص، منتقل نمایند، در غیر این صورت با اهالی روستا برخورد می کردند. مردم روستا نیز مجبور بودند که برای حفظ جان خود و عزیزانشان، اوامر افراد ضد انقلاب را انجام دهند. در واقع مردم علاوه بر اینکه مال و دارایی خود را در اختیار نیروهای ضد انقلاب قرار می دادند، باید خودشان نیز به خدمت آن ها در می آمدند تا شاید جان سالم به در ببرند.
,,
اگر کسی هم در مقابل خواسته ناحق آن ها می ایستاد، یا باید اعدام می شد، یا تا مدت زمان نامعلومی زندانی می شد و یا تا سر حد مرگ شکنجه می شد. یک بار در روستای هویه یکی از اهالی در مقابل خواسته آن ها که جابجایی مهمات و اسلحه بوده، مقاومت می کند، ولی در مقابل نیروهای ضد انقلاب نیز تمام استخوان های دنده و دست و پایش را شکسته بودند. آن قدر با قنداغ اسلحه و لگد او را کتک زده بودند که تمام بدنش را له و لورده کرده بودند. زمانی که به ملاقاتش رفتیم، بنده خدا از شدت درد نمی توانست نفس بکشد.
,,
جنایت و خیانت داعشی ها که امروز به وسیله رسانه ها و شبکه اجتماعی در سطح جامعه پخش می شود، دقیقاً همان جنایت و خیانتی است که در سال های اول پیروزی انقلاب اسلامی توسط گروهک های ضد انقلاب در منطقه انجام می شد. البته آن زمان امکانات فنی مانند امروز وجود نداشت تا آن جنایت ها ضبط شود و امروز در اختیار مردم قرار گیرد تا مردم بهتر با جنایت های گروهک های ضد انقلاب آشنا شوند.
,,
گروهک های ضد انقلاب نیز آن روزها با انگشت گذاشتن بر روی اختلافات مذهبی و فرهنگی مردم منطقه از میان جوانان احساساتی برای خود هوادار جذب می کردند؛ این همان کاری است که داعش امروز در کشورهای مسلمان انجام می دهد. گروهک های ضد انقلاب با سوء استفاده از احساسات یک جوان و با دادن وعده و وعیدهای پوشالی آن ها را آواره کوه و بیابان می کردند.
,,
در میان افرادی که به اسارت رزمندگان سپاه اسلام در می آمدند، گاهی با نوجوانی روبرو می شدیم که قدرت تشخیص خوب و بد را نداشت، ولی گروهک های ضد انقلاب او را مسلح کرده بودند و برای خرابکاری به ایران اعزام کرده بودند.
,,
گروهک های ضد انقلاب در طول مدتی که بر یک منطقه مسلط می شدند به اندازه ای دست به جنایت می زدند که افراد عادی آن منطقه خیلی زود به عضویت سازمان پیشمرگان مسلمان کرد در می آمدند تا دست طمع گروهک های ضد انقلاب را قطع کنند. این افراد عادی که به عضویت سازمان در می آمدند با نام قبلی خود شناخته می شدند، به عنوان نمونه یکی از افرادی که با دیدن جنایت گروهک های ضد انقلاب از آن ها منتفر شده بود، قبل از ورود به سازمان به شغل رانندگی مشغول بود و بعد از عضویت در سازمان نیز با پسوند شوفر شناخته می شد.
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه