مانکن ها غریبه های خودمونی شده در شهر
وقتی مانکن های منشوری الگوی من و تو می شوند
مانکنهایی با شباهت بسیار به برخی از شهروندان و یا شهروندان شبیه شده به این مانکن ها؛ برخی با لباسها و آرایشی کورکننده که در بازار رقابت، وسیلهای شدهاند برای جذب هر چه بیشتر مشتریان و رهگذران که با دیدن ویترینها به خریدن لباس تشویق میشوند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کاشان اول، متأسفانه امروزه خواسته یا ناخواسته، بدپوششی و مبارزه بی امان با پوشیدگی انسان به بهانه جامعه بدنی که از سوغاتهای غرب است و در حقیقت حرکت اجباری به سمت پوشش انسان های اولیه است از راه های مختلف در جهان و به خصوص در جامعه ما ترویج می شود.
با گذر از کنار برخی از پسران، لباسها و شلوارهایی دیده می شود که به خاطر کمبود پارچه و حذف اجباری خشتک! در حال افتادن از تن آنهاست. گویی آنقدر قحطی حتی در فرزندان قشر متوسط سرمایه دار هم رسوخ کرده است که احساس می کنیم پارچه برای دوخت لباس آنها هم کم آمده است؛ یا دختران و زنان جوان با لباس هایی به سطح خیابان می آیند که گویا تشخیص لباس خواب و خانه از لباس بیرون خانه برایشان سخت شده است و حفظ تفاوت حریم خانه و بیرون از خانه در بخشی از نسل جدید و اخیرا برخی بزرگسالان مسخ شده در افکار ماهواره ای رابرت مرداخ یهودی محو شده و بی حیایی در جامعه برایشان عادی شده است .
چند سالی است که در کنار دریافت امواج آلوده برخی شبکه های ماهواره ای و شبکه های اجتماعی، در شهر با صحنه هایی روبرو می شویم که شاید بخشی از آنها نوبر و جدید باشد و یا دیگر عمدا عادی شده است.
با گذر از پیاده رو برخی خیابانهای شلوغ و از کنار پاساژها و یا از درون بازار و … متوجه کسی یا کسانی میشویم که از پشت ویترین ها نگاهمان میکنند! روی که برمیگردانیم با مانکنی بیجان و گاهی جاندار انسان نما در خیابان ها مواجه میشویم با لباسهای رنگارنگ و مدلهای ظاهری و پوششی عجیب و غریب و ژستهای نابهنجار!
گاهی اوقات چهره هایشان متفاوت از هنجارهای جامعه به نظر می رسند اما به قدری بزک شده اند که ناخودآگاه چشم ها را به سوی خود می کشند.
مانکنهایی با شباهت بسیار به برخی از شهروندان و یا شهروندان شبیه شده به این مانکن ها؛ برخی با لباسها و آرایشی کورکننده که در بازار رقابت، وسیلهای شدهاند برای جذب هر چه بیشتر مشتریان و رهگذران که با دیدن ویترینها به خریدن لباس تشویق میشوند.
با وجود اینکه آنها با سکوت کامل پشت ویترین های پر نور و پر زرق و برق زندگی می کنند؛ روزی با لباسی گران قیمت و روزی با لباسی معمولی و به تعداد همه سلایق مختلف رنگ عوض می کنند. لباسهایی که در تن ما آدمها هم معقول و مطابق عرف نیستند ولی تا وقتی در تن مانکنها هستند ظاهراً اشکالی بر آنها وارد نیست!
آنها الگوی بی جانی هستند که پس از اندک زمانی می بینی پوشش های آنها بر تن مانکن های زنده و جان دار و سپس زن و بچه های ما مشاهده می شود و انگار کاملا جفت و جور می شوند.
اگر نگاهی تنها با چند سانت عمق به این موضوع داشته باشیم متوجه خواهیم شد که یک نوع هنجارشکنی بوسیله این دسته از مانکن ها بصورت مداوم، نه لحظه ای، از درون مغازه های متعدد در قلب شهر در حال ترویج شدن است.
گاهاً مشاهده می شود در برخی پاساژها ،مغازه هایی که از مانکن برای نمایش اجناس خود استفاده می کنند که مانکنی را با لباس های زیر زنانه و حتی بدون لباس و عریان در پشت ویترین مغازه خود و در ملأ عام گذاشته اند غافل از آنکه مشاهده این مانکن موجب قبح زدایی برخی مسائل اعتقادی و سنت های سالم در سطح اجتماع می شود و به نوعی بدپوششی را در سطح جامعه بیش از پیش عادی جلوه می دهد.
پوشانیدن پوشاک اندرونی و مجالس خصوصی به این مانکنهای کاملا انسان نما یکی از اقدامات در زمینه قبحزدایی از بدحجابی و بد پوششی در جامعه است که نمی توان انکار کرد. چرا که با تماشای مکرر و همیشگی این نوع پوشش در اجتماع بیرون در مدهای غیر متعارف در تن مانکن های زنده و بی جان، فرد ناظر به ویژه کودکان و نوجوانان چنین آموزش میبیند که این الگوی درست پوشش در جامعه است. وقتی عابرین با چنین مناظری مواجه میشوند، ابتدا الگوی منفی رفتاری دریافت میکنند و کم کم این صحنه ها برای آنها عادی میشود و افراد هم به خود اجازه میدهند با همان ظاهر در خیابانها ظاهر شوند که این همان عادیسازی زشتیها در جامعه است.
از منظر رفتارشناسی، برای موفقیت در تغییر سلیقه پوشاک، مانکنهای فروشگاهی برای جلب توجه عابرین یکی از ابزارهای کار فرهنگی و اقتصادی به سبک غربی هستند. امروزه در اکثر شهرها چه بزرگ مثل تهران، اصفهان و شیراز چه شهرهایی در حد کاشان و با صبغه مذهبی ملاحظه میکنیم در پشت ویترینهای فروشگاهی و یا اخیرا مانکن های زنده اجیر شده در سطح محل های فروشگاهی و مراکز پرجمعیت قرار میگیرند که نوع پوشش و آرایش آنها بیشتر تبلیغ لباس اندرونی منزل و جلسات خصوصی در بیرون و ملا عام و یا مدل های غیر متعارف جدید است.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
این موارد و همچنین تیرهای زهرآگین و دائمی رسانه ای و هر آنچه که باعث آلودگی خوراک روحی و فرهنگی جامعه می شود باید مدیریت و کنترل شود تا قلب اعتقادات و حیای جمعی و پسندیده جامعه اسلامی ما را بیش از این نشانه نگیرند.
بنابراین یکی از وظایف جامعه اسلامی این است که فضا را برای رشد اخلاق مهیا کند. امروزه عملا از طریق همان عروسک ها،همین مانکن ها ، این شبکه های اجتماعی و ماهواره ای دائما در حال الگوسازی هستند و از همین الگو ها جهت ترویج فرهنگ خودشان و در نهایت تغییر سبک زندگی ایرانی و اسلامی استفاده می کنند.
,
حسن صفری
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه