یادداشت /
پیامدهای ناگوار طلاق بر مردان/ وجود هفت مرد خیابانی به ازای یک زن خیابانی!
آمارها نشان می دهند به ازای هر زن خیابانی، هفت مرد خیابانی وجود دارد. به گفته کارشناسان، بازار غریزه جنسی مانند سایر بازارها تابع اصل عرضه بر تقاضاست و حضور مردان تنوع طلب وغیر همسو با هنجارهای اجتماعی در این میان مزید برعلت است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، وقتی طلاق رخ می دهد، تصور غلط اکثر افراد این است که فقط زنان بیشترین آسیب را می بینند، در حالی که بیشتر روانشناسان اجتماعی معتقدند: بروز عکس العمل هایی همچون افسردگی، کاهش اعتماد به نفس و ناامیدی .. بعد از جدایی و متارکه به شکل گسترده در مردان شکل می گیرد. در حالی که ممکن است زنان از نگاه فرهنگی، امرار معاش یا مسائل عاطفی دچار خسران شوند که به طریق گریه یا درد و دل با آشنایان و دوستان، خود را سبک یا تخلیه می کنند؛ اما مردان با درون ریزی ناراحتی ها و مشکلات بیشتر در معرض سکته و مرگ زودرس قرار می گیرند. باید گفت که طلاق به عنوان یک تجربه ناخوشایند و پاشکسته در زندگی خصوصی مردان بسیار دردناک است و پیامدهای ناگواری را برای آنان به ارمغان می آورد، منجمله حس بدبینی و سرخوردگی .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,از سویی بخاطر آنکه بسیاری از اقایان استعداد کمتری را در تطبیق خود با شرایط طلاق که برای آنها بوجود می آید؛ دارند لذا توانایی کمتری نسبت به زنان در این مورد را دارند! زیرا مردان به دلیل وابستگی به همسر از نظر مسایل تربیتی و امور حاکم بر زندگی ، ضربه بیشتری می بینند، مردان به خاطر مشغله کاری که دارند نمی توانند همانند زنان به خوبی از اداره دو محیط به طور هم زمان ( محل کار و محیط خانه) و از همه مهم تر نسبت به تربیت فرزندان و مسایل حاکم بر خانه همچون نظافت، آشپزی، امور مربوط به بچه ها برایند پس دچار شکست روحی و روانی بیشتری می شوند.
آقایان نسبت به سرنوشت فرزندان و آینده آنها مورد هجوم افکار منفی قرار می گیرند از این منظر گروهی از مردان به فکر ازدواج مجددی می افتند اما به خاطر شک و بدبینی که نسبت به جنس مخالف دارند دچار وحشت می شوند چرا که ترس از تکرار شکست اولیه باعث نوعی تجرد طولانی و حتی تا پایان عمر در آنها می شود.
مردان طلاق با بیاد آوری مکرر گذشته و بررسی رابطه از هم گسیخته خود به نوعی دچار اختلال تمرکز می شوند و نمی توانند به طور طبیعی فکر کنند و تصمیم بگیرند، از این رو معتاد به سیگار می شوند در کنار افسردگی حاصل از این مرحله مردان مبتلا به اضطراب می شوند که همین استرس و اضطراب سبب بروز نارسایی هایی در قلب و عروق، دستگاه گوارش، بیماری های روحی که منجر به ریزش و یا سفید شدن موی سر آنها و بسیاری دیگر از آسیب های می شود.
باید پذیرفت که پس از طلاق و جدایی احساساتی از قبیل خشم، تأسف، عشق و نفرت در هم می آمیزد. شایان ذکر اینکه مردان در مقام مقایسه با زنان شانس کمتری برای تجدید فراش دارند و اگر فرزند هم با مرد زندگی کند، این شانس کمتر خواهد شد چون معمولا زنان کمتری پیدا می شوند که بخواهند مسئولیت بزرگ و تربیت کردن فرزندان آنها را قبول کنند. حتی اگر مردی با زنی که حاضر به قبول نگهداری فرزندش است، ازدواج کند و به ازدواج اجباری تن دهد تا آخر با افسوس و دریغ از گذشته، زندگی مشترک را سپری می کند. شاید به نظر برسد برای ازدواج مجدد، مردان شرایط بهتری از زنان داشته باشند اما بیشتر مردان اعتنای چندانی به ازدواج مجدد ندارند، اما گروهی دیگر از مردان طلاق بعد از مدتی به خوبی خود را جمع و جور کرده و برای اینکه سر و سامانی به وضعیت خود دهند و با کمک خانواده و اطرافیان دل به دریا زده ازدواج مجدد می کنند و حتی می توان گفت تا حدود زیادی هم موفق می شوند البته اگر انتخاب خوبی کرده باشند.!
بر اساس آمار در شهر تهران حدود چهل درصد از زوج های جوان بعد از چهار سال اول زندگی مشترک از هم جدا می شوند، بنابر گفته روانشناسان گروه زیادی از مردان جوان حاصل از طلاق ( بدون فرزند) علاقه به خانه مجردی پیدا می کنند و گرایش به رفتارهای پر خطر جنسی یکی از تبعات خانه های مجردی است بخصوص اگر خانه مجردی محلی باشد که طرف احساس کند دور از چشمان دیگران می تواند برخی از رفتارهای انحرافی را انجام و با بعضی ها ارتباط داشته باشد.
البته اگر از لحاظ روانشناختی بنگریم کسانی که خانه مجردی دارند افسرده اند و گاهی هم حتی زمینه ی گرایش به خودکشی دارند به همین دلیل آمار خودکشی در این گروه بیشتر خودنمایی می کند این گروه از مردان دچار دوگانگی عاطفی و تغییرات خلقی شدید هستند؛ همواره این سوال ها در ذهن شان خطور می کند که آیا می توانسته اند کار بهتری انجام دهند یا نه؟ آیا کاری که انجام داده اند درست بوده یا نه؟ مردان طلاق بعضی از جنبه های وجودی همسر قبلی خود را که قبلا دوست داشته هنوز هم دوست دارند از اینرو پس از جدایی و گذشت ایام ممکن است احساس تأسف کنند، چون فکر می کنند می توانسته اند بهتر رفتار کنند و دچار شرم زدگی از خود می گردند.
خانه های مجردی، مردان جوان را به سوی اعتیاد سوق می دهد، چون از مواد استفاده کنند از خود بی خود می شوند و در رابطه جنسی زیاده روی می کنند، زیرا مواد مخدر قدرت جنسی مردان را چند برابر کرده بدین جهت گروهی از مردان طلاق مبتلا به ایدز می شوند این جوانان نه هویت و نه انگیزه دارند فقط درجا می خواهند خوش باشند! این مردان از آنجایی که نیاز به دوست داشته شدن دارند و چون از این محبت محروم می باشند راه نادرست را انتخاب می کنند و می خواهند دست کم در هنگام آمیزش مورد مهر و محبت واقع شود و این عمل برای آنان اقدامی آرامش بخش است.
این مردان علاوه بر اعتیاد به مواد مخدر، معتاد به مشروبات الکلی نیز می شوند این گروه از مردان جوان، برای خود درمانی اختلالاتی مانند اضطراب یا افسردگی که با آن دست به گریبانند به مصرف الکل روی می آورند و نمی دانند که انواع زوال عقد و آلزایمر با مصرف الکل ایجاد یا تشدید می شوند و سوء مصرف و وابستگی به الکل در مبتلایان به اسکیزوفرنی باعث تشدید علائم این بیماری می شود.
آمارها حاکی از این است که بیشتر مردان خیابانی، "طلاق" گرفته هستند و طول روز برای زنان نجیبی که هرگز سوار ماشین آنها نمی شوند، بوق می زنند! همین آمارها نشان می دهند به ازای هر زن خیابانی، هفت مرد خیابانی وجود دارد. کارشناسان اظهار نظر می کنند، بازار غریزه جنسی مانند سایر بازارها تابع اصل عرضه بر تقاضاست و حضور مردان تنوع طلب وغیر همسو با هنجارهای اجتماعی در این میان مزید برعلت است، تحقیقات معلوم کرده این مردان به علت نداشتن رابطه مناسب و یا بسیار از آنها به دلیل انتقام از همسر قبلی به منظور رفع خلا عاطفی یا دفع تحقیر روحی دست به این مزاحمت ها می زنند، این گروه از مردان برای ارضای نیازهای خود متوسل به خیابان گردی می شوند.
در واقع با وجود مردان خیابانی زنان ایرانی قربانی یک فاجعه اجتماعی می شوند و دختران در هر کجا که حضور داشته باشند باید وجود آنها را تحمل کنند بدون آنکه قدرت اعتراض داشته باشند و در صورت اعتراض احترام خود را در جمع از دست می دهند.
مردان جوان طلاق گرفته، خیابان را به عنوان منبعی برای برآورده کردن نیازهای عاطفی، روانی و جنسی خود می دانند . شایان ذکر اینکه گروهی از مردان جوان بعلت عدم توانایی مالی در پرداخت مهریه، ممکن است روانه زندان شوند و در محیط زندان در معرض بسیاری از آسیب های اجتماعی از قبیل دمخور شدن با افراد نابکار، معتادان و قاچاقچیان و یا در مخاطره افتادن وضعیت سلامت و بهداشت جسمانی قرا گیرند، آنجه مسلم است اینکه بعد از اتمام دوران حبس از نظر روحی مشکلات فراوانی درگیر می شوند، پس باید به گونه ای خود را تخلیه کنند، لذا از خیابان بعنوان پناهگاه استفاده می کنند و با آزار و اذیت جنس مخالف تا حدودی غرایز و خشم خود را فروکش می کنند، این گروه از مردان با نگاه بیمار گونه خود تمایزی بین زنان متشخص و زنان خیابانی نمی بینند نتیجه آنکه سبب بروز تنش و همچنین آزار زنان جامعه می شوند، این مردان حتی به قصد مسافرکشی زنان و دختران را سوار می کنند و آنها هم بدون اطلاع از نیت شوم مردان بیمار سوار خودرو آنها می شوند.
این گروه از مردان احساس مسئولیت کمتری نسبت به دیگران دارند و لذت طلبی را اولویت کارهای خود قرار داده اند.
البته با توجه به محدودیت هایی که برای زنان و دختران در اجتماع ما به منظور عدم پیگیری توسط مراجع قضایی و انتظامی یا برخورد با پدیده مزاحمت خیابانی وجود دارد زنان روز به روز سرخورده تر و این گروه از مردان گستاخ تر می شوند.
آنچه مسلم است باید تا دیر نشده جلوی ریشه دار شدن این معضل اجتماعی را گرفت راه حل هم تربیت خانواده ها شروع می شود و می رسد به تربیت فرهنگی جامعه و بازدارنده های اجتماعی.
امید است که جوانان، در امر ازدواج دقت بیشتری مبذول بدارند و میزان شناخت و آگاهی خود را بالا برده و از سویی پسران از قبول مهریه های سنگین که از عهده پرداخت آن بر نمی آیند، اجتناب ورزند تا دچار معضلات طلاق و پیامدهای ناگواری که از آن ناشی می گردد، گرفتار نشوند.
****
منابع:
خانه خوبان ، ویژه همسران شماره 78
دنیای سلامت، شماره 104
هفت روز زندگی، شماره 203
به قلم ؛ ماندانا رجبی
از سویی بخاطر آنکه بسیاری از اقایان استعداد کمتری را در تطبیق خود با شرایط طلاق که برای آنها بوجود می آید؛ دارند لذا توانایی کمتری نسبت به زنان در این مورد را دارند! زیرا مردان به دلیل وابستگی به همسر از نظر مسایل تربیتی و امور حاکم بر زندگی ، ضربه بیشتری می بینند، مردان به خاطر مشغله کاری که دارند نمی توانند همانند زنان به خوبی از اداره دو محیط به طور هم زمان ( محل کار و محیط خانه) و از همه مهم تر نسبت به تربیت فرزندان و مسایل حاکم بر خانه همچون نظافت، آشپزی، امور مربوط به بچه ها برایند پس دچار شکست روحی و روانی بیشتری می شوند.
آقایان نسبت به سرنوشت فرزندان و آینده آنها مورد هجوم افکار منفی قرار می گیرند از این منظر گروهی از مردان به فکر ازدواج مجددی می افتند اما به خاطر شک و بدبینی که نسبت به جنس مخالف دارند دچار وحشت می شوند چرا که ترس از تکرار شکست اولیه باعث نوعی تجرد طولانی و حتی تا پایان عمر در آنها می شود.
مردان طلاق با بیاد آوری مکرر گذشته و بررسی رابطه از هم گسیخته خود به نوعی دچار اختلال تمرکز می شوند و نمی توانند به طور طبیعی فکر کنند و تصمیم بگیرند، از این رو معتاد به سیگار می شوند در کنار افسردگی حاصل از این مرحله مردان مبتلا به اضطراب می شوند که همین استرس و اضطراب سبب بروز نارسایی هایی در قلب و عروق، دستگاه گوارش، بیماری های روحی که منجر به ریزش و یا سفید شدن موی سر آنها و بسیاری دیگر از آسیب های می شود.
باید پذیرفت که پس از طلاق و جدایی احساساتی از قبیل خشم، تأسف، عشق و نفرت در هم می آمیزد. شایان ذکر اینکه مردان در مقام مقایسه با زنان شانس کمتری برای تجدید فراش دارند و اگر فرزند هم با مرد زندگی کند، این شانس کمتر خواهد شد چون معمولا زنان کمتری پیدا می شوند که بخواهند مسئولیت بزرگ و تربیت کردن فرزندان آنها را قبول کنند. حتی اگر مردی با زنی که حاضر به قبول نگهداری فرزندش است، ازدواج کند و به ازدواج اجباری تن دهد تا آخر با افسوس و دریغ از گذشته، زندگی مشترک را سپری می کند. شاید به نظر برسد برای ازدواج مجدد، مردان شرایط بهتری از زنان داشته باشند اما بیشتر مردان اعتنای چندانی به ازدواج مجدد ندارند، اما گروهی دیگر از مردان طلاق بعد از مدتی به خوبی خود را جمع و جور کرده و برای اینکه سر و سامانی به وضعیت خود دهند و با کمک خانواده و اطرافیان دل به دریا زده ازدواج مجدد می کنند و حتی می توان گفت تا حدود زیادی هم موفق می شوند البته اگر انتخاب خوبی کرده باشند.!
بر اساس آمار در شهر تهران حدود چهل درصد از زوج های جوان بعد از چهار سال اول زندگی مشترک از هم جدا می شوند، بنابر گفته روانشناسان گروه زیادی از مردان جوان حاصل از طلاق ( بدون فرزند) علاقه به خانه مجردی پیدا می کنند و گرایش به رفتارهای پر خطر جنسی یکی از تبعات خانه های مجردی است بخصوص اگر خانه مجردی محلی باشد که طرف احساس کند دور از چشمان دیگران می تواند برخی از رفتارهای انحرافی را انجام و با بعضی ها ارتباط داشته باشد.
البته اگر از لحاظ روانشناختی بنگریم کسانی که خانه مجردی دارند افسرده اند و گاهی هم حتی زمینه ی گرایش به خودکشی دارند به همین دلیل آمار خودکشی در این گروه بیشتر خودنمایی می کند این گروه از مردان دچار دوگانگی عاطفی و تغییرات خلقی شدید هستند؛ همواره این سوال ها در ذهن شان خطور می کند که آیا می توانسته اند کار بهتری انجام دهند یا نه؟ آیا کاری که انجام داده اند درست بوده یا نه؟ مردان طلاق بعضی از جنبه های وجودی همسر قبلی خود را که قبلا دوست داشته هنوز هم دوست دارند از اینرو پس از جدایی و گذشت ایام ممکن است احساس تأسف کنند، چون فکر می کنند می توانسته اند بهتر رفتار کنند و دچار شرم زدگی از خود می گردند.
خانه های مجردی، مردان جوان را به سوی اعتیاد سوق می دهد، چون از مواد استفاده کنند از خود بی خود می شوند و در رابطه جنسی زیاده روی می کنند، زیرا مواد مخدر قدرت جنسی مردان را چند برابر کرده بدین جهت گروهی از مردان طلاق مبتلا به ایدز می شوند این جوانان نه هویت و نه انگیزه دارند فقط درجا می خواهند خوش باشند! این مردان از آنجایی که نیاز به دوست داشته شدن دارند و چون از این محبت محروم می باشند راه نادرست را انتخاب می کنند و می خواهند دست کم در هنگام آمیزش مورد مهر و محبت واقع شود و این عمل برای آنان اقدامی آرامش بخش است.
این مردان علاوه بر اعتیاد به مواد مخدر، معتاد به مشروبات الکلی نیز می شوند این گروه از مردان جوان، برای خود درمانی اختلالاتی مانند اضطراب یا افسردگی که با آن دست به گریبانند به مصرف الکل روی می آورند و نمی دانند که انواع زوال عقد و آلزایمر با مصرف الکل ایجاد یا تشدید می شوند و سوء مصرف و وابستگی به الکل در مبتلایان به اسکیزوفرنی باعث تشدید علائم این بیماری می شود.
آمارها حاکی از این است که بیشتر مردان خیابانی، "طلاق" گرفته هستند و طول روز برای زنان نجیبی که هرگز سوار ماشین آنها نمی شوند، بوق می زنند! همین آمارها نشان می دهند به ازای هر زن خیابانی، هفت مرد خیابانی وجود دارد. کارشناسان اظهار نظر می کنند، بازار غریزه جنسی مانند سایر بازارها تابع اصل عرضه بر تقاضاست و حضور مردان تنوع طلب وغیر همسو با هنجارهای اجتماعی در این میان مزید برعلت است، تحقیقات معلوم کرده این مردان به علت نداشتن رابطه مناسب و یا بسیار از آنها به دلیل انتقام از همسر قبلی به منظور رفع خلا عاطفی یا دفع تحقیر روحی دست به این مزاحمت ها می زنند، این گروه از مردان برای ارضای نیازهای خود متوسل به خیابان گردی می شوند.
در واقع با وجود مردان خیابانی زنان ایرانی قربانی یک فاجعه اجتماعی می شوند و دختران در هر کجا که حضور داشته باشند باید وجود آنها را تحمل کنند بدون آنکه قدرت اعتراض داشته باشند و در صورت اعتراض احترام خود را در جمع از دست می دهند.
مردان جوان طلاق گرفته، خیابان را به عنوان منبعی برای برآورده کردن نیازهای عاطفی، روانی و جنسی خود می دانند . شایان ذکر اینکه گروهی از مردان جوان بعلت عدم توانایی مالی در پرداخت مهریه، ممکن است روانه زندان شوند و در محیط زندان در معرض بسیاری از آسیب های اجتماعی از قبیل دمخور شدن با افراد نابکار، معتادان و قاچاقچیان و یا در مخاطره افتادن وضعیت سلامت و بهداشت جسمانی قرا گیرند، آنجه مسلم است اینکه بعد از اتمام دوران حبس از نظر روحی مشکلات فراوانی درگیر می شوند، پس باید به گونه ای خود را تخلیه کنند، لذا از خیابان بعنوان پناهگاه استفاده می کنند و با آزار و اذیت جنس مخالف تا حدودی غرایز و خشم خود را فروکش می کنند، این گروه از مردان با نگاه بیمار گونه خود تمایزی بین زنان متشخص و زنان خیابانی نمی بینند نتیجه آنکه سبب بروز تنش و همچنین آزار زنان جامعه می شوند، این مردان حتی به قصد مسافرکشی زنان و دختران را سوار می کنند و آنها هم بدون اطلاع از نیت شوم مردان بیمار سوار خودرو آنها می شوند.
این گروه از مردان احساس مسئولیت کمتری نسبت به دیگران دارند و لذت طلبی را اولویت کارهای خود قرار داده اند.
البته با توجه به محدودیت هایی که برای زنان و دختران در اجتماع ما به منظور عدم پیگیری توسط مراجع قضایی و انتظامی یا برخورد با پدیده مزاحمت خیابانی وجود دارد زنان روز به روز سرخورده تر و این گروه از مردان گستاخ تر می شوند.
آنچه مسلم است باید تا دیر نشده جلوی ریشه دار شدن این معضل اجتماعی را گرفت راه حل هم تربیت خانواده ها شروع می شود و می رسد به تربیت فرهنگی جامعه و بازدارنده های اجتماعی.
امید است که جوانان، در امر ازدواج دقت بیشتری مبذول بدارند و میزان شناخت و آگاهی خود را بالا برده و از سویی پسران از قبول مهریه های سنگین که از عهده پرداخت آن بر نمی آیند، اجتناب ورزند تا دچار معضلات طلاق و پیامدهای ناگواری که از آن ناشی می گردد، گرفتار نشوند.
****
منابع:
خانه خوبان ، ویژه همسران شماره 78
دنیای سلامت، شماره 104
هفت روز زندگی، شماره 203
به قلم ؛ ماندانا رجبی
از سویی بخاطر آنکه بسیاری از اقایان استعداد کمتری را در تطبیق خود با شرایط طلاق که برای آنها بوجود می آید؛ دارند لذا توانایی کمتری نسبت به زنان در این مورد را دارند! زیرا مردان به دلیل وابستگی به همسر از نظر مسایل تربیتی و امور حاکم بر زندگی ، ضربه بیشتری می بینند، مردان به خاطر مشغله کاری که دارند نمی توانند همانند زنان به خوبی از اداره دو محیط به طور هم زمان ( محل کار و محیط خانه) و از همه مهم تر نسبت به تربیت فرزندان و مسایل حاکم بر خانه همچون نظافت، آشپزی، امور مربوط به بچه ها برایند پس دچار شکست روحی و روانی بیشتری می شوند.
آقایان نسبت به سرنوشت فرزندان و آینده آنها مورد هجوم افکار منفی قرار می گیرند از این منظر گروهی از مردان به فکر ازدواج مجددی می افتند اما به خاطر شک و بدبینی که نسبت به جنس مخالف دارند دچار وحشت می شوند چرا که ترس از تکرار شکست اولیه باعث نوعی تجرد طولانی و حتی تا پایان عمر در آنها می شود.
مردان طلاق با بیاد آوری مکرر گذشته و بررسی رابطه از هم گسیخته خود به نوعی دچار اختلال تمرکز می شوند و نمی توانند به طور طبیعی فکر کنند و تصمیم بگیرند، از این رو معتاد به سیگار می شوند در کنار افسردگی حاصل از این مرحله مردان مبتلا به اضطراب می شوند که همین استرس و اضطراب سبب بروز نارسایی هایی در قلب و عروق، دستگاه گوارش، بیماری های روحی که منجر به ریزش و یا سفید شدن موی سر آنها و بسیاری دیگر از آسیب های می شود.
باید پذیرفت که پس از طلاق و جدایی احساساتی از قبیل خشم، تأسف، عشق و نفرت در هم می آمیزد. شایان ذکر اینکه مردان در مقام مقایسه با زنان شانس کمتری برای تجدید فراش دارند و اگر فرزند هم با مرد زندگی کند، این شانس کمتر خواهد شد چون معمولا زنان کمتری پیدا می شوند که بخواهند مسئولیت بزرگ و تربیت کردن فرزندان آنها را قبول کنند. حتی اگر مردی با زنی که حاضر به قبول نگهداری فرزندش است، ازدواج کند و به ازدواج اجباری تن دهد تا آخر با افسوس و دریغ از گذشته، زندگی مشترک را سپری می کند. شاید به نظر برسد برای ازدواج مجدد، مردان شرایط بهتری از زنان داشته باشند اما بیشتر مردان اعتنای چندانی به ازدواج مجدد ندارند، اما گروهی دیگر از مردان طلاق بعد از مدتی به خوبی خود را جمع و جور کرده و برای اینکه سر و سامانی به وضعیت خود دهند و با کمک خانواده و اطرافیان دل به دریا زده ازدواج مجدد می کنند و حتی می توان گفت تا حدود زیادی هم موفق می شوند البته اگر انتخاب خوبی کرده باشند.!
بر اساس آمار در شهر تهران حدود چهل درصد از زوج های جوان بعد از چهار سال اول زندگی مشترک از هم جدا می شوند، بنابر گفته روانشناسان گروه زیادی از مردان جوان حاصل از طلاق ( بدون فرزند) علاقه به خانه مجردی پیدا می کنند و گرایش به رفتارهای پر خطر جنسی یکی از تبعات خانه های مجردی است بخصوص اگر خانه مجردی محلی باشد که طرف احساس کند دور از چشمان دیگران می تواند برخی از رفتارهای انحرافی را انجام و با بعضی ها ارتباط داشته باشد.
البته اگر از لحاظ روانشناختی بنگریم کسانی که خانه مجردی دارند افسرده اند و گاهی هم حتی زمینه ی گرایش به خودکشی دارند به همین دلیل آمار خودکشی در این گروه بیشتر خودنمایی می کند این گروه از مردان دچار دوگانگی عاطفی و تغییرات خلقی شدید هستند؛ همواره این سوال ها در ذهن شان خطور می کند که آیا می توانسته اند کار بهتری انجام دهند یا نه؟ آیا کاری که انجام داده اند درست بوده یا نه؟ مردان طلاق بعضی از جنبه های وجودی همسر قبلی خود را که قبلا دوست داشته هنوز هم دوست دارند از اینرو پس از جدایی و گذشت ایام ممکن است احساس تأسف کنند، چون فکر می کنند می توانسته اند بهتر رفتار کنند و دچار شرم زدگی از خود می گردند.
خانه های مجردی، مردان جوان را به سوی اعتیاد سوق می دهد، چون از مواد استفاده کنند از خود بی خود می شوند و در رابطه جنسی زیاده روی می کنند، زیرا مواد مخدر قدرت جنسی مردان را چند برابر کرده بدین جهت گروهی از مردان طلاق مبتلا به ایدز می شوند این جوانان نه هویت و نه انگیزه دارند فقط درجا می خواهند خوش باشند! این مردان از آنجایی که نیاز به دوست داشته شدن دارند و چون از این محبت محروم می باشند راه نادرست را انتخاب می کنند و می خواهند دست کم در هنگام آمیزش مورد مهر و محبت واقع شود و این عمل برای آنان اقدامی آرامش بخش است.
این مردان علاوه بر اعتیاد به مواد مخدر، معتاد به مشروبات الکلی نیز می شوند این گروه از مردان جوان، برای خود درمانی اختلالاتی مانند اضطراب یا افسردگی که با آن دست به گریبانند به مصرف الکل روی می آورند و نمی دانند که انواع زوال عقد و آلزایمر با مصرف الکل ایجاد یا تشدید می شوند و سوء مصرف و وابستگی به الکل در مبتلایان به اسکیزوفرنی باعث تشدید علائم این بیماری می شود.
آمارها حاکی از این است که بیشتر مردان خیابانی، "طلاق" گرفته هستند و طول روز برای زنان نجیبی که هرگز سوار ماشین آنها نمی شوند، بوق می زنند! همین آمارها نشان می دهند به ازای هر زن خیابانی، هفت مرد خیابانی وجود دارد. کارشناسان اظهار نظر می کنند، بازار غریزه جنسی مانند سایر بازارها تابع اصل عرضه بر تقاضاست و حضور مردان تنوع طلب وغیر همسو با هنجارهای اجتماعی در این میان مزید برعلت است، تحقیقات معلوم کرده این مردان به علت نداشتن رابطه مناسب و یا بسیار از آنها به دلیل انتقام از همسر قبلی به منظور رفع خلا عاطفی یا دفع تحقیر روحی دست به این مزاحمت ها می زنند، این گروه از مردان برای ارضای نیازهای خود متوسل به خیابان گردی می شوند.
در واقع با وجود مردان خیابانی زنان ایرانی قربانی یک فاجعه اجتماعی می شوند و دختران در هر کجا که حضور داشته باشند باید وجود آنها را تحمل کنند بدون آنکه قدرت اعتراض داشته باشند و در صورت اعتراض احترام خود را در جمع از دست می دهند.
مردان جوان طلاق گرفته، خیابان را به عنوان منبعی برای برآورده کردن نیازهای عاطفی، روانی و جنسی خود می دانند . شایان ذکر اینکه گروهی از مردان جوان بعلت عدم توانایی مالی در پرداخت مهریه، ممکن است روانه زندان شوند و در محیط زندان در معرض بسیاری از آسیب های اجتماعی از قبیل دمخور شدن با افراد نابکار، معتادان و قاچاقچیان و یا در مخاطره افتادن وضعیت سلامت و بهداشت جسمانی قرا گیرند، آنجه مسلم است اینکه بعد از اتمام دوران حبس از نظر روحی مشکلات فراوانی درگیر می شوند، پس باید به گونه ای خود را تخلیه کنند، لذا از خیابان بعنوان پناهگاه استفاده می کنند و با آزار و اذیت جنس مخالف تا حدودی غرایز و خشم خود را فروکش می کنند، این گروه از مردان با نگاه بیمار گونه خود تمایزی بین زنان متشخص و زنان خیابانی نمی بینند نتیجه آنکه سبب بروز تنش و همچنین آزار زنان جامعه می شوند، این مردان حتی به قصد مسافرکشی زنان و دختران را سوار می کنند و آنها هم بدون اطلاع از نیت شوم مردان بیمار سوار خودرو آنها می شوند.
این گروه از مردان احساس مسئولیت کمتری نسبت به دیگران دارند و لذت طلبی را اولویت کارهای خود قرار داده اند.
البته با توجه به محدودیت هایی که برای زنان و دختران در اجتماع ما به منظور عدم پیگیری توسط مراجع قضایی و انتظامی یا برخورد با پدیده مزاحمت خیابانی وجود دارد زنان روز به روز سرخورده تر و این گروه از مردان گستاخ تر می شوند.
آنچه مسلم است باید تا دیر نشده جلوی ریشه دار شدن این معضل اجتماعی را گرفت راه حل هم تربیت خانواده ها شروع می شود و می رسد به تربیت فرهنگی جامعه و بازدارنده های اجتماعی.
امید است که جوانان، در امر ازدواج دقت بیشتری مبذول بدارند و میزان شناخت و آگاهی خود را بالا برده و از سویی پسران از قبول مهریه های سنگین که از عهده پرداخت آن بر نمی آیند، اجتناب ورزند تا دچار معضلات طلاق و پیامدهای ناگواری که از آن ناشی می گردد، گرفتار نشوند.
****
منابع:
خانه خوبان ، ویژه همسران شماره 78
دنیای سلامت، شماره 104
هفت روز زندگی، شماره 203
به قلم ؛ ماندانا رجبی
از سویی بخاطر آنکه بسیاری از اقایان استعداد کمتری را در تطبیق خود با شرایط طلاق که برای آنها بوجود می آید؛ دارند لذا توانایی کمتری نسبت به زنان در این مورد را دارند! زیرا مردان به دلیل وابستگی به همسر از نظر مسایل تربیتی و امور حاکم بر زندگی ، ضربه بیشتری می بینند، مردان به خاطر مشغله کاری که دارند نمی توانند همانند زنان به خوبی از اداره دو محیط به طور هم زمان ( محل کار و محیط خانه) و از همه مهم تر نسبت به تربیت فرزندان و مسایل حاکم بر خانه همچون نظافت، آشپزی، امور مربوط به بچه ها برایند پس دچار شکست روحی و روانی بیشتری می شوند.
آقایان نسبت به سرنوشت فرزندان و آینده آنها مورد هجوم افکار منفی قرار می گیرند از این منظر گروهی از مردان به فکر ازدواج مجددی می افتند اما به خاطر شک و بدبینی که نسبت به جنس مخالف دارند دچار وحشت می شوند چرا که ترس از تکرار شکست اولیه باعث نوعی تجرد طولانی و حتی تا پایان عمر در آنها می شود.
مردان طلاق با بیاد آوری مکرر گذشته و بررسی رابطه از هم گسیخته خود به نوعی دچار اختلال تمرکز می شوند و نمی توانند به طور طبیعی فکر کنند و تصمیم بگیرند، از این رو معتاد به سیگار می شوند در کنار افسردگی حاصل از این مرحله مردان مبتلا به اضطراب می شوند که همین استرس و اضطراب سبب بروز نارسایی هایی در قلب و عروق، دستگاه گوارش، بیماری های روحی که منجر به ریزش و یا سفید شدن موی سر آنها و بسیاری دیگر از آسیب های می شود.
باید پذیرفت که پس از طلاق و جدایی احساساتی از قبیل خشم، تأسف، عشق و نفرت در هم می آمیزد. شایان ذکر اینکه مردان در مقام مقایسه با زنان شانس کمتری برای تجدید فراش دارند و اگر فرزند هم با مرد زندگی کند، این شانس کمتر خواهد شد چون معمولا زنان کمتری پیدا می شوند که بخواهند مسئولیت بزرگ و تربیت کردن فرزندان آنها را قبول کنند. حتی اگر مردی با زنی که حاضر به قبول نگهداری فرزندش است، ازدواج کند و به ازدواج اجباری تن دهد تا آخر با افسوس و دریغ از گذشته، زندگی مشترک را سپری می کند. شاید به نظر برسد برای ازدواج مجدد، مردان شرایط بهتری از زنان داشته باشند اما بیشتر مردان اعتنای چندانی به ازدواج مجدد ندارند، اما گروهی دیگر از مردان طلاق بعد از مدتی به خوبی خود را جمع و جور کرده و برای اینکه سر و سامانی به وضعیت خود دهند و با کمک خانواده و اطرافیان دل به دریا زده ازدواج مجدد می کنند و حتی می توان گفت تا حدود زیادی هم موفق می شوند البته اگر انتخاب خوبی کرده باشند.!
بر اساس آمار در شهر تهران حدود چهل درصد از زوج های جوان بعد از چهار سال اول زندگی مشترک از هم جدا می شوند، بنابر گفته روانشناسان گروه زیادی از مردان جوان حاصل از طلاق ( بدون فرزند) علاقه به خانه مجردی پیدا می کنند و گرایش به رفتارهای پر خطر جنسی یکی از تبعات خانه های مجردی است بخصوص اگر خانه مجردی محلی باشد که طرف احساس کند دور از چشمان دیگران می تواند برخی از رفتارهای انحرافی را انجام و با بعضی ها ارتباط داشته باشد.
البته اگر از لحاظ روانشناختی بنگریم کسانی که خانه مجردی دارند افسرده اند و گاهی هم حتی زمینه ی گرایش به خودکشی دارند به همین دلیل آمار خودکشی در این گروه بیشتر خودنمایی می کند این گروه از مردان دچار دوگانگی عاطفی و تغییرات خلقی شدید هستند؛ همواره این سوال ها در ذهن شان خطور می کند که آیا می توانسته اند کار بهتری انجام دهند یا نه؟ آیا کاری که انجام داده اند درست بوده یا نه؟ مردان طلاق بعضی از جنبه های وجودی همسر قبلی خود را که قبلا دوست داشته هنوز هم دوست دارند از اینرو پس از جدایی و گذشت ایام ممکن است احساس تأسف کنند، چون فکر می کنند می توانسته اند بهتر رفتار کنند و دچار شرم زدگی از خود می گردند.
خانه های مجردی، مردان جوان را به سوی اعتیاد سوق می دهد، چون از مواد استفاده کنند از خود بی خود می شوند و در رابطه جنسی زیاده روی می کنند، زیرا مواد مخدر قدرت جنسی مردان را چند برابر کرده بدین جهت گروهی از مردان طلاق مبتلا به ایدز می شوند این جوانان نه هویت و نه انگیزه دارند فقط درجا می خواهند خوش باشند! این مردان از آنجایی که نیاز به دوست داشته شدن دارند و چون از این محبت محروم می باشند راه نادرست را انتخاب می کنند و می خواهند دست کم در هنگام آمیزش مورد مهر و محبت واقع شود و این عمل برای آنان اقدامی آرامش بخش است.
این مردان علاوه بر اعتیاد به مواد مخدر، معتاد به مشروبات الکلی نیز می شوند این گروه از مردان جوان، برای خود درمانی اختلالاتی مانند اضطراب یا افسردگی که با آن دست به گریبانند به مصرف الکل روی می آورند و نمی دانند که انواع زوال عقد و آلزایمر با مصرف الکل ایجاد یا تشدید می شوند و سوء مصرف و وابستگی به الکل در مبتلایان به اسکیزوفرنی باعث تشدید علائم این بیماری می شود.
آمارها حاکی از این است که بیشتر مردان خیابانی، "طلاق" گرفته هستند و طول روز برای زنان نجیبی که هرگز سوار ماشین آنها نمی شوند، بوق می زنند! همین آمارها نشان می دهند به ازای هر زن خیابانی، هفت مرد خیابانی وجود دارد. کارشناسان اظهار نظر می کنند، بازار غریزه جنسی مانند سایر بازارها تابع اصل عرضه بر تقاضاست و حضور مردان تنوع طلب وغیر همسو با هنجارهای اجتماعی در این میان مزید برعلت است، تحقیقات معلوم کرده این مردان به علت نداشتن رابطه مناسب و یا بسیار از آنها به دلیل انتقام از همسر قبلی به منظور رفع خلا عاطفی یا دفع تحقیر روحی دست به این مزاحمت ها می زنند، این گروه از مردان برای ارضای نیازهای خود متوسل به خیابان گردی می شوند.
در واقع با وجود مردان خیابانی زنان ایرانی قربانی یک فاجعه اجتماعی می شوند و دختران در هر کجا که حضور داشته باشند باید وجود آنها را تحمل کنند بدون آنکه قدرت اعتراض داشته باشند و در صورت اعتراض احترام خود را در جمع از دست می دهند.
مردان جوان طلاق گرفته، خیابان را به عنوان منبعی برای برآورده کردن نیازهای عاطفی، روانی و جنسی خود می دانند . شایان ذکر اینکه گروهی از مردان جوان بعلت عدم توانایی مالی در پرداخت مهریه، ممکن است روانه زندان شوند و در محیط زندان در معرض بسیاری از آسیب های اجتماعی از قبیل دمخور شدن با افراد نابکار، معتادان و قاچاقچیان و یا در مخاطره افتادن وضعیت سلامت و بهداشت جسمانی قرا گیرند، آنجه مسلم است اینکه بعد از اتمام دوران حبس از نظر روحی مشکلات فراوانی درگیر می شوند، پس باید به گونه ای خود را تخلیه کنند، لذا از خیابان بعنوان پناهگاه استفاده می کنند و با آزار و اذیت جنس مخالف تا حدودی غرایز و خشم خود را فروکش می کنند، این گروه از مردان با نگاه بیمار گونه خود تمایزی بین زنان متشخص و زنان خیابانی نمی بینند نتیجه آنکه سبب بروز تنش و همچنین آزار زنان جامعه می شوند، این مردان حتی به قصد مسافرکشی زنان و دختران را سوار می کنند و آنها هم بدون اطلاع از نیت شوم مردان بیمار سوار خودرو آنها می شوند.
این گروه از مردان احساس مسئولیت کمتری نسبت به دیگران دارند و لذت طلبی را اولویت کارهای خود قرار داده اند.
البته با توجه به محدودیت هایی که برای زنان و دختران در اجتماع ما به منظور عدم پیگیری توسط مراجع قضایی و انتظامی یا برخورد با پدیده مزاحمت خیابانی وجود دارد زنان روز به روز سرخورده تر و این گروه از مردان گستاخ تر می شوند.
آنچه مسلم است باید تا دیر نشده جلوی ریشه دار شدن این معضل اجتماعی را گرفت راه حل هم تربیت خانواده ها شروع می شود و می رسد به تربیت فرهنگی جامعه و بازدارنده های اجتماعی.
امید است که جوانان، در امر ازدواج دقت بیشتری مبذول بدارند و میزان شناخت و آگاهی خود را بالا برده و از سویی پسران از قبول مهریه های سنگین که از عهده پرداخت آن بر نمی آیند، اجتناب ورزند تا دچار معضلات طلاق و پیامدهای ناگواری که از آن ناشی می گردد، گرفتار نشوند.
****
منابع:
خانه خوبان ، ویژه همسران شماره 78
دنیای سلامت، شماره 104
هفت روز زندگی، شماره 203
به قلم ؛ ماندانا رجبی
از سویی بخاطر آنکه بسیاری از اقایان استعداد کمتری را در تطبیق خود با شرایط طلاق که برای آنها بوجود می آید؛ دارند لذا توانایی کمتری نسبت به زنان در این مورد را دارند! زیرا مردان به دلیل وابستگی به همسر از نظر مسایل تربیتی و امور حاکم بر زندگی ، ضربه بیشتری می بینند، مردان به خاطر مشغله کاری که دارند نمی توانند همانند زنان به خوبی از اداره دو محیط به طور هم زمان ( محل کار و محیط خانه) و از همه مهم تر نسبت به تربیت فرزندان و مسایل حاکم بر خانه همچون نظافت، آشپزی، امور مربوط به بچه ها برایند پس دچار شکست روحی و روانی بیشتری می شوند.
,آقایان نسبت به سرنوشت فرزندان و آینده آنها مورد هجوم افکار منفی قرار می گیرند از این منظر گروهی از مردان به فکر ازدواج مجددی می افتند اما به خاطر شک و بدبینی که نسبت به جنس مخالف دارند دچار وحشت می شوند چرا که ترس از تکرار شکست اولیه باعث نوعی تجرد طولانی و حتی تا پایان عمر در آنها می شود.
,مردان طلاق با بیاد آوری مکرر گذشته و بررسی رابطه از هم گسیخته خود به نوعی دچار اختلال تمرکز می شوند و نمی توانند به طور طبیعی فکر کنند و تصمیم بگیرند، از این رو معتاد به سیگار می شوند در کنار افسردگی حاصل از این مرحله مردان مبتلا به اضطراب می شوند که همین استرس و اضطراب سبب بروز نارسایی هایی در قلب و عروق، دستگاه گوارش، بیماری های روحی که منجر به ریزش و یا سفید شدن موی سر آنها و بسیاری دیگر از آسیب های می شود.
,باید پذیرفت که پس از طلاق و جدایی احساساتی از قبیل خشم، تأسف، عشق و نفرت در هم می آمیزد. شایان ذکر اینکه مردان در مقام مقایسه با زنان شانس کمتری برای تجدید فراش دارند و اگر فرزند هم با مرد زندگی کند، این شانس کمتر خواهد شد چون معمولا زنان کمتری پیدا می شوند که بخواهند مسئولیت بزرگ و تربیت کردن فرزندان آنها را قبول کنند. حتی اگر مردی با زنی که حاضر به قبول نگهداری فرزندش است، ازدواج کند و به ازدواج اجباری تن دهد تا آخر با افسوس و دریغ از گذشته، زندگی مشترک را سپری می کند. شاید به نظر برسد برای ازدواج مجدد، مردان شرایط بهتری از زنان داشته باشند اما بیشتر مردان اعتنای چندانی به ازدواج مجدد ندارند، اما گروهی دیگر از مردان طلاق بعد از مدتی به خوبی خود را جمع و جور کرده و برای اینکه سر و سامانی به وضعیت خود دهند و با کمک خانواده و اطرافیان دل به دریا زده ازدواج مجدد می کنند و حتی می توان گفت تا حدود زیادی هم موفق می شوند البته اگر انتخاب خوبی کرده باشند.!
,بر اساس آمار در شهر تهران حدود چهل درصد از زوج های جوان بعد از چهار سال اول زندگی مشترک از هم جدا می شوند، بنابر گفته روانشناسان گروه زیادی از مردان جوان حاصل از طلاق ( بدون فرزند) علاقه به خانه مجردی پیدا می کنند و گرایش به رفتارهای پر خطر جنسی یکی از تبعات خانه های مجردی است بخصوص اگر خانه مجردی محلی باشد که طرف احساس کند دور از چشمان دیگران می تواند برخی از رفتارهای انحرافی را انجام و با بعضی ها ارتباط داشته باشد.
,البته اگر از لحاظ روانشناختی بنگریم کسانی که خانه مجردی دارند افسرده اند و گاهی هم حتی زمینه ی گرایش به خودکشی دارند به همین دلیل آمار خودکشی در این گروه بیشتر خودنمایی می کند این گروه از مردان دچار دوگانگی عاطفی و تغییرات خلقی شدید هستند؛ همواره این سوال ها در ذهن شان خطور می کند که آیا می توانسته اند کار بهتری انجام دهند یا نه؟ آیا کاری که انجام داده اند درست بوده یا نه؟ مردان طلاق بعضی از جنبه های وجودی همسر قبلی خود را که قبلا دوست داشته هنوز هم دوست دارند از اینرو پس از جدایی و گذشت ایام ممکن است احساس تأسف کنند، چون فکر می کنند می توانسته اند بهتر رفتار کنند و دچار شرم زدگی از خود می گردند.
,خانه های مجردی، مردان جوان را به سوی اعتیاد سوق می دهد، چون از مواد استفاده کنند از خود بی خود می شوند و در رابطه جنسی زیاده روی می کنند، زیرا مواد مخدر قدرت جنسی مردان را چند برابر کرده بدین جهت گروهی از مردان طلاق مبتلا به ایدز می شوند این جوانان نه هویت و نه انگیزه دارند فقط درجا می خواهند خوش باشند! این مردان از آنجایی که نیاز به دوست داشته شدن دارند و چون از این محبت محروم می باشند راه نادرست را انتخاب می کنند و می خواهند دست کم در هنگام آمیزش مورد مهر و محبت واقع شود و این عمل برای آنان اقدامی آرامش بخش است.
,این مردان علاوه بر اعتیاد به مواد مخدر، معتاد به مشروبات الکلی نیز می شوند این گروه از مردان جوان، برای خود درمانی اختلالاتی مانند اضطراب یا افسردگی که با آن دست به گریبانند به مصرف الکل روی می آورند و نمی دانند که انواع زوال عقد و آلزایمر با مصرف الکل ایجاد یا تشدید می شوند و سوء مصرف و وابستگی به الکل در مبتلایان به اسکیزوفرنی باعث تشدید علائم این بیماری می شود.
,آمارها حاکی از این است که بیشتر مردان خیابانی، "طلاق" گرفته هستند و طول روز برای زنان نجیبی که هرگز سوار ماشین آنها نمی شوند، بوق می زنند! همین آمارها نشان می دهند به ازای هر زن خیابانی، هفت مرد خیابانی وجود دارد. کارشناسان اظهار نظر می کنند، بازار غریزه جنسی مانند سایر بازارها تابع اصل عرضه بر تقاضاست و حضور مردان تنوع طلب وغیر همسو با هنجارهای اجتماعی در این میان مزید برعلت است، تحقیقات معلوم کرده این مردان به علت نداشتن رابطه مناسب و یا بسیار از آنها به دلیل انتقام از همسر قبلی به منظور رفع خلا عاطفی یا دفع تحقیر روحی دست به این مزاحمت ها می زنند، این گروه از مردان برای ارضای نیازهای خود متوسل به خیابان گردی می شوند.
,در واقع با وجود مردان خیابانی زنان ایرانی قربانی یک فاجعه اجتماعی می شوند و دختران در هر کجا که حضور داشته باشند باید وجود آنها را تحمل کنند بدون آنکه قدرت اعتراض داشته باشند و در صورت اعتراض احترام خود را در جمع از دست می دهند.
,مردان جوان طلاق گرفته، خیابان را به عنوان منبعی برای برآورده کردن نیازهای عاطفی، روانی و جنسی خود می دانند . شایان ذکر اینکه گروهی از مردان جوان بعلت عدم توانایی مالی در پرداخت مهریه، ممکن است روانه زندان شوند و در محیط زندان در معرض بسیاری از آسیب های اجتماعی از قبیل دمخور شدن با افراد نابکار، معتادان و قاچاقچیان و یا در مخاطره افتادن وضعیت سلامت و بهداشت جسمانی قرا گیرند، آنجه مسلم است اینکه بعد از اتمام دوران حبس از نظر روحی مشکلات فراوانی درگیر می شوند، پس باید به گونه ای خود را تخلیه کنند، لذا از خیابان بعنوان پناهگاه استفاده می کنند و با آزار و اذیت جنس مخالف تا حدودی غرایز و خشم خود را فروکش می کنند، این گروه از مردان با نگاه بیمار گونه خود تمایزی بین زنان متشخص و زنان خیابانی نمی بینند نتیجه آنکه سبب بروز تنش و همچنین آزار زنان جامعه می شوند، این مردان حتی به قصد مسافرکشی زنان و دختران را سوار می کنند و آنها هم بدون اطلاع از نیت شوم مردان بیمار سوار خودرو آنها می شوند.
,این گروه از مردان احساس مسئولیت کمتری نسبت به دیگران دارند و لذت طلبی را اولویت کارهای خود قرار داده اند.
,البته با توجه به محدودیت هایی که برای زنان و دختران در اجتماع ما به منظور عدم پیگیری توسط مراجع قضایی و انتظامی یا برخورد با پدیده مزاحمت خیابانی وجود دارد زنان روز به روز سرخورده تر و این گروه از مردان گستاخ تر می شوند.
,آنچه مسلم است باید تا دیر نشده جلوی ریشه دار شدن این معضل اجتماعی را گرفت راه حل هم تربیت خانواده ها شروع می شود و می رسد به تربیت فرهنگی جامعه و بازدارنده های اجتماعی.
,امید است که جوانان، در امر ازدواج دقت بیشتری مبذول بدارند و میزان شناخت و آگاهی خود را بالا برده و از سویی پسران از قبول مهریه های سنگین که از عهده پرداخت آن بر نمی آیند، اجتناب ورزند تا دچار معضلات طلاق و پیامدهای ناگواری که از آن ناشی می گردد، گرفتار نشوند.
,****
,منابع:
,خانه خوبان ، ویژه همسران شماره 78
,دنیای سلامت، شماره 104
,هفت روز زندگی، شماره 203
,به قلم ؛ ماندانا رجبی
,انتهای پیام
]
ارسال دیدگاه