دامن نزدن به دعواهای جناحی، روحیه‌ای انقلابی می‌خواهد؛

چرا نباید جناحی فکر کنیم؟

چرا نباید جناحی فکر کنیم؟
وقایع یک دهه‌ی اخیر به خوبی این موضوع را ثابت کرده است که سینه‌زدن پای پرچم انقلاب، باند و جناح و سابقه‌ی مبارزه و جبهه نمی‌شناسد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، یکی از اتفاقاتی که می‌تواند مانع از رشد سیاسی و افزایش آگاهی عمومی گردد، دامن‌زدن به دو قطبی‌های رایج سیاسی و دعواهای جناحی است که هر کدام، اثبات خود را در نفی دیگری جستجو می‌کند. این بگومگوها تا جایی ادامه می‌یابد که همه‌ی مسائل مهم و حیاتی کشور، ذیل شعارهای مبالغه‌آمیز و منم‌منم‌های دو جناح تعریف و تبیین می‌شود و این مصادره تا زمانی که وزن سیاسی آنها را کاهش ندهد، مثبت ارزیابی می‌گردد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,

پیش‌تر بارها و بارها بر پایان بزرگ‌نمایی جناح‌بندی در کشور تذکراتی ارائه شد. اکنون نیز رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر با دانشجویان، تقسیم‌بندی‌های رایج سیاسی را بی‌اهمیت خواندند و فرمودند: «من بارها گفته‌ام که برای من این تقسیمات اصولگرا و اصلاح‌طلب و اصلاح‌طلب مدرن و سنّتی و از این حرف‌هایی که می‌زنند، مطرح نیست؛ من به این اسم‌ها اصلا اهمیتی نمی‌دهم و توجه ندارم؛ به محتواها کار دارم.»

,

مهم‌ترین و شاید بدترین نتیجه‌ای که این‌گونه رفتارها خواهد داشت، کوچک‌شمردن آرمان‌ها و اهداف انقلاب اسلامی در شعارها و بحث و جدل‌های رایج جناح‌ها است. چرا که وقتی بقای جناح، تبدیل به هدف شود، دیگر همه‌ی شعائر و اصول هم‌چون «جمهوری اسلامی»، «عدالت»، «آزادی»، «استکبارستیزی»، «تروریسم» و غیره تا جایی معنا و مفهوم می‌یابد که به بقای باند متبوع ضربه نزند.

,

مثلا در حال حاضر افرادی که نسبت به تخلف معاون اول دولت قبل گوش فلک را کر کرده بودند، در مقابل پاداش 865 میلیون تومانی معاون اول دولت یازدهم و حضور هم‌زمان وی در دو منصب معاون اولی رئیس‌جمهور و رئیس هیئت مدیره شرکت سیمان تهران، سکوت اختیار کرده‌اند.

,

و یا کسانی که در گذشته افزایش قیمت مرغ و گوجه‌فرنگی را به مسأله‌ای ملی تبدیل کرده بودند، حالا در برابر گرانی‌های پیاپی که هیچ هم‌خوانی با نرخ تورم ندارد و نیز با مسأله‌ی فیش‌های حقوقی، طوری برخورد می‌کنند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است.

,

و یا آنهایی که برای ورود به مجلس شعار عدالت و برابری سر داده بودند، وقتی که دزدی‌های نجومی بستگانشان افشا شده، به جای عذرخواهی و توبه، از تریبون مجلس برای توجیه چپاول‌گری بیت‌المال بهره می‌گیرند.

,

از این دست مثال‌ها بسیار است...

,

جالب است که همه‌ی جناح‌ها نیز دم از ولایت‌پذیری و ایستادگی پای آرمان‌های امام و رهبری می‌زنند که نهایتا هیچ کس هم متوجه نمی‌شود این چه امامی است که هم آمریکا را «شیطان بزرگ» می‌نامید و هم با حذف شعار «مرگ بر آمریکا» موافق بوده است؟! این چه رهبری است که فتنه را خط قرمز خود می‌داند و هم نماینده‌اش در روزنامه‌ی اطلاعات پیشانی لیدر ارشد فتنه را می‌بوسد؟! این چه نظامی است که دریافت‌های نجومی را هجوم به ارزش‌ها می‌نامد و وزیر بهداشت مملکت، آن را حق پزشکان اعلام کرده است؟!

,

از این دست شبهات نیز بسیار است...!

,

بنابراین با توجه به تأکید رهبر معظم انقلاب بر «محتوا» باید همه‌ی دوگانه‌ها را به «فضربوا علی الجدار» محکوم و از دامن‌زدن به آن‌ها خودداری کرد. بیشترِ دعواهای جناحی برای فرار از حقیقت است و این حقیقت مادامی که به این بگومگوها پایان داده نشود، آشکار نخواهد شد.

,

در این میان، آن چیزی که با آن بازی خواهد شد، خطوط قرمز است که مثلا در یک نمونه می‌توان به مسأله‌ی فتنه اشاره کرد. فتنه، خط قرمز پُررنگ نظام جمهوری اسلامی است و هر کسی جز این بیندیشد هیچ ایرادی ندارد، اما قطعا انقلابی نیست.

,

البته برخی «ارادت‌مندی‌ها» نیز نمی‌گذارد که مرز دقیق بین جناح‌ها با هم و نیز مرز هر کدام از آن‌ها با تفکرات غیر انقلابی و سکولار مشخص گردد. مثلا سیاست‌مداری که سال‌ها در خیمه‌ی یک جناح فعالیت می‌کرده، به دلیل ارادت‌داشتن به برخی شخصیت‌ها که ادعای فراجناحی‌بودن دارند، و یا با دیدن ریزش پایگاه اجتماعی جناح خود، به طور سینه‌خیز به سمت جناح مقابل رفته و با یکی به میخ و یکی به نعل زدن، هم آرمان‌های جناح مقابل را می‌پذیرد و هم جناح خودی را، که این مورد از همه بدتر است، همان نفاق!

,

باید پذیرفت که دعواهای جناحی، این پیامدها را به همراه دارد و نمی‌توان از ضرری که به اهداف نظام می‌زند در کنار تضارب آرا و آزادی اندیشه گذشت.

,

بهترین راه آن است که مرز دقیق، مشخص و واضحی را بین «اسلام انقلابی» و «اسلام قلابی» ترسیم نموده و هر فرد، مسئول، گروه، جناح، نشریه، رسانه، جبهه و آرمانی را با تفکرات انقلابی مقایسه کرده و عیار آن را به دست آورد. چرا که نه هر اصول‌گرایی حتما انقلابی است و نه هر اصلاح‌طلبی. مخصوصا آن‌که وقایع یک دهه‌ی اخیر به خوبی این موضوع را ثابت کرده است که سینه‌زدن پای پرچم انقلاب، باند و جناح و سابقه‌ی مبارزه و جبهه نمی‌شناسد.

,

انتهای پیام/م

,

انتهای پیام/م

,
 
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه