از همرزمان شهید جواد کاکه جانی:

شهید جواد کاکه جانی مؤذن گردان تکاوران بود/ ادب شهید کاکه جانی در سلام کردن را هیچ گاه فراموش نمی کنم

شهید جواد کاکه جانی مؤذن گردان تکاوران بود/ ادب شهید کاکه جانی در سلام کردن را هیچ گاه فراموش نمی کنم
شهید جواد کاکه جانی مؤذن گردان تکاوران لشکر 22 بیت المقدس بود؛ شهید کاکه جانی دو روز قبل از شهادتش آخرین اذانش را در سروآباد گفت؛ اذان ظهر آخرین اذان شهید کاکه جانی بود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، یکی از همرزمان شهیدان جواد کاکه جانی و کامران حسین پور در گفت و گو با پیشمرگ روح الله گفت: اواخر سال 1388 بود که شهید جواد کاکه جانی وارد گردان تکاوران لشکر 22 بیت المقدس شد و حدود یک سال بعد و در روزهای پایانی سال 1389 شهید کامران حسین پور نیز وارد گردان تکاوران شد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,

 

,

نیروهای گردان تکاوران با عشق و علاقه و به صورت داوطلب به عضویت نیروهای صابرین در می آیند و تمام سختی های عضویت در نیروی صابرین را با جان و دل قبول می کنند تا بتوانند با تمام وجودشان از مرزهای ایران اسلامی دفاع کنند.

,

 

,

شهیدان کاکه جانی و حسین پور با پشت سر نهادن دوره های آموزشی تکاوری از قبیل چتربازی، صخره نوردی، آب برد، غواصی، جنگل، کویر و زندگی در شرایط سخت به مدت یک سال، به عنوان تکاور وارد گردان تکاوران لشکر 22 بیت المقدس شدند.

,

 

,

در اولین روزهایی که شهید کاکه جانی وارد گردان تکاوران شدند، بنده ایشان را به عنوان نیرویی مؤمن، مخلص و یک بسیجی جهادگر در سطح استان می دیدم. روحیه جهادی و شهادت طلبی شهید کاکه جانی از اولین روزهای ورودش به گردان تکاوران، ایشان را به عنوان شخصیتی نمونه و الگو به همرزمانش معرفی کرد.

,

 

,

شهید کاکه جانی پرداختن به امور فرهنگی را هم راستا با کار رزمی در گردان تکاوران می دانست و به همین دلیل نیز مدتی به صورت داوطلب مسئولیت فرهنگی گردان تکاوران را عهده دار شد و اجرای برنامه های ارزشی از قبیل برگزاری مراسم دعا و نیایش را با نظم و ترتیب خاصی در سطح گردان تکاوران به اجرا در می آورد.

,

 

,

شهید کاکه جانی مؤذن گردان تکاوران لشکر 22 بیت المقدس بود؛ در عملیات ها و دوره های مختلف که نیروهای گردان به مناطق مختلف اعزام می شدند، ایشان به صورت داوطلب و با عشق و علاقه اذان می گفت. شهید کاکه جانی دو روز قبل از شهادتش آخرین اذانش را در سروآباد گفت؛ اذان ظهر آخرین اذان شهید کاکه جانی بود.

,

 

,

شهید کاکه جانی از جمله نیروهای مخلص گردان تکاوران بود که خستگی را خسته کرده بود. در عملیات اخیری که به ارتفاعات کوسالان سروآباد اعزام شدیم، نیروهای گردان تکاوران هر شب در کمین نیروهای ضد انقلاب بودند و شهید کاکه جانی از جمله این نیروها بود که هر شب در کمین شرکت می کرد. با توجه به اینکه شهید کاکه جانی تیربارچی گردان بود و این سلاح نیز وزن تقریباً زیادی دارد، من به ایشان گفتم: با توجه به اینکه در طول این چند شب شما در کمین شرکت کرده اید، امشب می توانید استراحت کنید و با اتفاق نیروها به کمین نیایید. اما ایشان قبول نکرد و به همراه نیروها به منطقه اعزام شد. شهید کاکه جانی برای اینکه به ما نشان دهد با کلمه خستگی غریبه است، هر دو جعبه مهماتش را داخل کوله پشتی اش قرار داده بود و سلاحش را روی دوشش گرفته بود و به منطقه آمده بود.

,

 

,

شهید کاکه جانی در انجام هر مأموریتی پیش قدم بود، همین پیش قدم بودن ایشان باعث شده بود که به هر سلاحی که در گردان تکاوران کاربرد دارد تسلط کامل داشته باشد. شهید کاکه جانی علاوه بر اینکه تیربارچی قهاری بود، دوره قناصه زنی را هم پشت سر گذاشته بود. تیربارچی در پشتیبانی نزدیک کاربرد دارد و شهید کاکه جانی به عنوان یکی از بهترین تیربارچی های گردان تکاوران به انواع آتش های تیربار آشنایی و تسلط کامل داشت.

,

 

,

نیروهای گردان زمانی که شهید کاکه جانی به عنوان تیربارچی به همراه تیم به منطقه اعزام می شد، اعتماد صد در صدی به پشتیبان خود داشتند. همین تسلط شهید کاکه جانی به سلاح تخصصی اش باعث شده بود که ایشان بارها مورد تشویق بازرسان سازمان قرار گیرد و لوح های تقدیر فراوانی دریافت نماید.

,

 

,

روحیه جهادی شهید کاکه جانی باعث شده بود، هر وقت با مشکلی روبرو می شدیم به ایشان مراجعه کنیم و از ایشان کمک بخواهیم. پیاده روی های طولانی مدت و کمین های چندین ساعته باعث ضعف شدید بدنی نیروهای گردان می شد، در این مواقع تنها کسی که حاضر بود پشتیبانی، تدارکات، نگهبانی و تأمین نیروهای گردان متقبل شود، شهید کاکه جانی بود. در این مواقع تنها کسی که حامی بچه های گردان بود شهید کاکه جانی بود. ایشان بدون هیچ چشم داشتی، کارهای اضافی گردان را انجام می داد.

,

 

,

شهید کاکه جانی بسیار بی ریا بود. ایشان تازه از سوریه به ایران بازگشته بود و همه نیروهای گردان مشتاق دیدار ایشان بودند. حتی پدر شهید کاکه جانی نیز ایشان را زیارت نکرده بود و به همین خاطر به محل گردان مراجعه کرده بود. همه منتظر شهید کاکه جانی بودیم که از اتاق بیرون بیاید و از سوریه برای ما صحبت کند که متوجه شدیم، ایشان مشغول تمیز کردن سرویس بهداشتی گردان هستند. شهید کاکه جانی این کارها را بدون در نظر گرفتن سلسله مراتب و در راه رضای خداوند انجام می داد.

,

 

,

بچه های گردان تکاوران شهید کاکه جانی را با سلام هایش می شناختند. گاهی پیش می آمد که به دلیل مشغله زیاد متوجه سلام شهید کاکه جانی نمی شدم، ولی شهید کاکه جانی تا چندین مرتبه سلامش را تکرار می کرد. زمانی که سرم را بلند می کردم و چهره گشاده و لب های خندان جواد را می دیدم تازه متوجه می شدم که ایشان چند مرتبه به من سلام داده است و من متوجه نشده ام.

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه