یادداشت؛
در این دوراهی جاهلیت مدرن، کدام یک مطلوب تر است؟!
دُرّ و گوهر ناب در لایه های بسیار زیادی در دل صدف نهان می شود تا غوّاصان چیره دست و کار آزموده دل به دریا بزنند و او را بیابند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از فراهان خبر؛ پوشش و رعایت گوهر عفاف و پاکی، در ضمیر و فطرت آدمی ریشه دارد. آن زمان که آدم و حوّا در اثر اغوا گری و فریب ابلیس شقی، لباس عفّت و حیای خویش را از کف دادند و زشــتی های بدن و عورت شان در برابر چشمان شان هویدا گشت، خود را با ساده ترین و ابتدائی ترین وسایل و امکاناتی که در اختیار داشتند مانند برگ درختان پوشانیدند، تا معلوم شود برهنگی و عریان بودن ، هیچ تناسب و سنخیتی با فطرت و ذات آدمی ندارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فراهان خبر,فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطَانُ لِیُبْدِیَ لَهُمَا مَا وُورِیَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا اعراف/۲۰
,و در ادامه می فرماید:
,فَدَلاهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا یَخْصِفَانِ عَلَیْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ. اعراف /۲۲
,در جاهلیت پیش از ظهور اسلام ، با زدن برچسب ناچیزی و بی مقداری به شخصیت و جایگاه زن، آن چنان او را به لحاظ ارزش گذاری معنوی و اجتماعی تحلیل دادند و فروکاستند، تا به مانند یک شی و جنس و کالا با او برخورد و تعامل شود و همواره در دستان کثیف مردمان حوزه ثروت و قدرت باشد. اگر داشتن دختر در آن محیط خالی از فرهنگ و تمدّن نوعی عیب و ننگ و عار محسوب می شد، دلیلش آن بود که زن تنها سرمایه ای بود که بخاطر نوع جنسیت اش، همواره مورد طمع ورزی رقیبان و دشمنان قرار می گرفت.
,چرا که در نزاع ها و درگیری های معمول آنروز، مردان قبیله کشته می شدند ولی دختران و زنان را به بیگاری و استثمار و بهره کشی جنسی وا می داشتند. وقتی به مردی خبر می دادند همسرت دختر زائیده، از شدّت ناراحتی و عصبانیت صورتش سیاه می شد.
,وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ کَظِیمٌ. سوره نحل/۵۸
,
چرا که می دانست از امروز تمام عزّت، آبرو و شرف قبیله ای و خانوادگی اش، در معـرض تیرهای خدنگ شهوت و هوس دیگران قرار خواهد گرفت. در همین دوره سیاه فرهنگی "زن و شراب" از استعاره ها، کنایه ها و واژگان بسیار رایج و معمول غزل ها و قصاید شعرا در "بازار عکّاظ" آنروز مکّه است. پس چطور ممکن است اگر موجودی حضورش و وجودش مایه ننگ و عار است، اینچنین برای توصیف اعضاء و جوارح صوری و جسمانی اش، شاعر خود را به زحمت انداخته و بخش زیادی از توصیفات اغراق آمیز خود را خرج بیان صورت دلبر و دلدار کند. آن روز به مُهر جاهلیت ، عرب بهره کشی خود را از وجود زن می گرفت و امروز در این عصر تمدّن و تکنولوژی و صنعت روی دیگر سکّه، خودش را نشان داده است. در قرن هجدهم میلادی بعد از عصر روشنگری و دوره علمـــی، یک خیزش و جهـــش بزرگی اتفاق افتاد که بعــدها "انقلاب صنعتی" نام گرفت. انقلاب صنعتی نوعی دگرگونی و تغییر بود که در ابزار و وسایل و امکانات بوجود آمد و به زندگی مادّی بشر رنگ و رونق تازه و جدیدی بخشید. به موازات این تغییر و دگرگونی مادّی، اتفاق نا خوشایند دیگری افتاد و آن تحوّل و دگرگونی در اندیشه و تفکّر بشر بود.
نگاه ابزاری به زن دوباره خودش را نمایان کرد، امّا این بار با شعار "تساوی و برابری حقوق بین زن و مرد" یا همان چیزی که بعدها به نهضت "فمنیسم" نام گرفت. این بار نیز برای آنکه چرخ کارخانجات و کارگاه های تولیدی صاحبان ثروت و قدرت بچرخد و برای شان درآمدزایی داشته باشد، زنی را که در منزل مشغول خانه داری و تربیت اولاد و ایفای نقش مادری اش بود به بهانه آزادی و بهره مندی از حقوق اجتماعی روانه بازار کار کردند تا هم از وجود کارگر ارزان قیمت برخوردار شوند و هم با حضور زن در بطن و متن جامعه، زمینه و بستر اختلاط با مردان و اسباب عیش و نوش شان فراهم گردد. نگارنده متن بر این باور است ؛ چه در عصر جاهلیت قبل از اسلام و چه در جاهلیت مدرن عصر تکنولوژی امروز، هدف و مطلوب یک چیز بوده است؛ و آن استثمار و استعمار و بهره کشی از موجودی بنام "زن" است.
,
با این تفاوت که آن روز بدلیل فضای اجتماعی و نوع فرهنگ حاکم بر آن دوره، از برچسب بی ارزشی و ناچیزی برای زن استفاده می شد و امروز در یک قالب عامّه پسند و با یک ژِست کاملاً انسان دوستانه و عدالت نگر، بحث تساوی حقوق و برابری آنرا مطرح می کنند که هر دوی این تفکّر و باور، دو روی یک سکّه اند و معلوم است که نتیجه اش به کدامین ناکجا آباد ختم می شود.
,در هیچکدام یک از ادیان ابراهیمی و مکاتب آسمانی چنین نگاه پست و حقیری به زن نشده است(موجودی برای بهره کشی جنسی) خصوصاً در دین اسلام به عنوان جامع ترین و کاملترین ادیان الهی که"زن" را محور هستی و لنگرگاه أمنی برای خانه و خانواده می داند. تعریفی که اسلام از زن دارد بسیار قابل دقت و تأمّل است. در آغازین گام ابتدا تفکّر نادرست تفاوت بین زن و مرد را نشانه می رود که؛ یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَى(حجرات/۱۳) ما شما را از جنس مرد و زن آفریدیم و از نظر آفرینش هیچ تفاوتی بین این دو موجود نیست. و در گام دوم چنین مطرح می کند که اگر در عالم هستی و جهان آفرینش "زن" نباشد، خلقت ناتمام می ماند و دســترسی به کمال انســـانی ممکن نمی شود.
,وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ(روم/۲۱) و یا در سوره بقره آیه ۱۸۷ می فرماید: هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ... آری "زن" آن گوهر با ارزش و ذی قیمتی است، که وجودش مَرهَم تمام خستگی های مرد و بهترین مایهی آرام و قرار اوست، امّا باید بداند که این گوهر گرانسنگ و با ارزش وجودی اش را ارزان نفروشد. در دایره خلقت و عالم هستی تو(زن) همان همراه و زوجی هستی که با حضورت"خانواده" معنا پیدا می کند، نسل بشری استمرار می یابد، انس و الفت و عشق رنگ حقیقی و واقعی به خود می گیرد و دیگر مفاهیم بهتر، کاملتر و زیباتر معنا می شوند.
,سخن از پوشش بود ؛ اگر از پوشش برایت سخن گفتم بدلیل آن است که؛ معمولاً دُرّ و گوهر ناب در لایه های بسیار زیادی در دل صدف نهان می شود تا غوّاصان چیره دست و کار آزموده دل به دریا بزنند و او را بیابند. "گل" در میان چندین برگ خود را می پوشاند تا دسترسی همگان به او آسان نشود. درک این معنا موجب می شود که "تو" ارزش وجودی خودت را حفظ کنی. اگر مردی خواهان همراهی و ازدواج توست، پای در پیش می نهد و عالمی را مَهرت می کند و به پایت می ریزد. آنگاه که صداقت اش معلوم شد( در اسلام به مهریه صداق گفته می شود چون نشانه صدق ادعای مرد در دوستی همسرش می باشد) تو سکّاندار خانه و کاشانه و زندگی اش می شوی تا هم یار و دلبری باشی برای ناملایمات و خستگی هایش و هم مادری برای کودکان و ثمرات با ارزش زندگی اش.
,حال تو خود قضاوت کن کدام نگاه مطلوب تر است؟! وسیله و ابزار بهره کشی دیگران یا مروارید در صدف و گل زیبا.
,
حجت الاسلام علی درستکار-امام جمعه شهرستان فراهان
,
,
انتهای پیام/ک
]
ارسال دیدگاه