اثرات بدحجابی و بی حجابی بر جامعه
در جامعه ای که بنا به دلایل اقتصادی و سیاسی، سن ازدواج و طلاق افزایش چشمگیری دارد و راه هایی برای ارضاء طبیعی و قانونی و اخلاقی جوانان و مصرف انرژی آنان نیست، بدحجابی به بی حیایی، بی حیایی به برهنگی، و برهنگی، به هرزه گی و لذت جویی و عشرت طلبی ختم می شود...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مکریان،در هر جامعه ای نیک و بد، زیبا و زشت، شرافتمندانه و ننگ بار و به طور کلی ارزش های معلوم ومعین وجود دارد . این ارزش های اجتماعی به عوامل وعناصری اطلاق می شود که اکثریت جامعه به اهمیت و اعتبار آن پی برده و به صورت واقعیات و اموری در آمده اندکه نیازهای مادی و معنوی افراد جامعه را برآورده می سازند. یکی از این اصول و ارزش ها در جامعه ی مسلمان ایرانی، حجاب است. مسئله ی حجاب و رعایت یا عدم رعایت آن در کشور اسلامی ایران، با توجه به ابعاد وجوانب مختلف زندگی نوین عصر حاضر، تغییر و چرخش ارزش ها، جوان بودن کشور و کیفیت برنامه های ترویج حجاب و نهادهای مسئول و مرتبط، سبب شده تا در چند سال اخیر به یکی از مهم ترین موضوعات مورد بررسی در حوزه آسیب شناسی دینی- اجتماعی قرار گیرد.از روی گزارشهای پلیس امنیت اخلاقی و پیشگیری و نقطه نظرات و اظهارات جوانان و صاحبنظران می توان برآورد نمود که بدحجابی، حجاب گریزی و حتی بی حجابی به نسبت سال های قبل، بیشتر شده و بر مُدگرایی افزوده شده است و قابل توجه است که کسانی که حجاب را صرفاً از بعد مذهبی مطالعه می کنند، نمی توانند عدم پذیرش حجاب نزد برخی دیگر – مانند دخترخانم های جوان کلان شهرها- را دریابند.این قابل قبولی و دارای شواهد تاریخی- منطقی است که الگوی پوشش و کیفیت لباس در هر جامعه، بیش از آن که از شرایط اقلیمی، موقعیت تمدنی، اوضاع اقتصادی، نظام سیاسی، موقعیت سنی، جنسی و شغلی افراد، خواسته های شخصی و زیباشناختی افراد اثر بپذیرد، از ساختار باورها، ارزش ها، هنجارها، ایدئولوژی ها، الگوها، آداب و عادت ها و سلیقه های گروهی اثر می پذیرد. به عبارت دیگر لباس، نشان دهنده ناخودآگاه فرهنگی جامعه است. لباس پوشیدن، نشانه اجتماعی بودن انسان است و مانند دیگر جنبه های اجتماعی بودن انسان بر اساس ارزش ها و هنجارهای اجتماعی و انتظارات جمعی، شکل می یابد اما مسئله حجاب، فراتر از این است به این دلیل که دارای تاکید خدایی و نبوی (ص) بر اهمیت و رعایت آن هم توسط زنان و هم توسط مردهاست و یک ارزش زمینی-آسمانی است.در منطق دین، طیف گسترده ای از رفتارهای مختلف از پوشش کامل اندام به استثنای مواضع خاص – مثلاً دست تا مچ و گردی صورت برای زنان- گرفته تا شیوه گفتار، نگاه، راه رفتن، استفاده از زیورآلات، آرایش کردن و کاربرد مواد خوش بوکننده را دربرمی گیرد. افزون بر آن، به برخی امور حاشیه ای هم چون نوع دوخت، جنس لباس، رنگ و تناسب لباس با سن فرد نیز ارتباط می یابد. از این رو، حجاب کامل به معنای رعایت دقیق این مجموعه، متناسب با وصایای دینی و عرف اجتماعی و نقض کامل آن نشانه بی حجابی است.برخی تحقیقات نشان داده که رعایت حجاب اسلامی یک فرد، با سن، آگاهی، تحصیلات، درآمد همسر، محل تولد، اصرار همسر و پدر، اعتقادات مذهبی والدین، روابط گرم و صمیمانه والدین با یکدیگر، سطح معلومات مادر و استفاده مادران از چادر رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد. یعنی مثلاً هرچه سطح معلومات مادر بیشتر باشد، رعایت حجاب دختر و پسرش هم بیشتر و بهتر بوده است.جالب توجه است که ویل دورانت معتقد است حجاب از ایرانیان به مسلمانان رسیده و می نویسد: «ارتباط عرب با ایران از موجبات رواج حجاب در قلمرو اسلام بود» و عمده ترین آیات حجاب در سال پنجم هجری نازل شده اند.سوال مهم اینجاست که چه عواملی (اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و...) باعث می شوند که خانم یا آقایی در سن 15 تا 30 سال و بالاتر به فریضه ی مهمی به نام حجاب بی اعتنا باشد و از آن – کم یا زیاد- بگریزد و به سمت پوشش های غیر اسلامی که رواج یافته اند، گرایش یابد؟ این عوامل کدامند؟
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مکریان,
به صورت مختصر و مجمل، عمده ترین این عوامل عبارت اند از
- همانندسازی و تَشبُّه: خانم/ آقا می خواهد که خود را از مدل مو و تیپ لباس و ... شبیه یک فرهنگ بیگانه مورد علاقه، خواننده یا بازیگر یا الگویی غیراسلامی در آورد.
- جبران کمبودهای اجتماعی و جامعه ستیزی: خانم/ آقا می خواهد با حجاب گریزی، کمبودهای دوران کودکی و نوجوانی اش را جبران کند و نوعی مبارزه منفی و مستقیم با بزرگترها، حکومت و جامعه نشان می دهد.
- پایگاه اقتصادی خانواده: خانم/ آقا توان مالی و بودجه ای دارد و در معرض مصرف گرایی قرار می گیرد و برای نشان دادن این توان مالی، روی به خرید البسه های مختلف و زیورآلات آشکار و آرایش های متعدد و نمایان و... می آورد.
- جلوه گری و خودابرازی: خانم/آقا می خواهد خود را به جامعه نشان دهد، جلب توجه نماید، این را منتقل سازد که بزرگ شده و وجود دارد و می تواند توجه ها را به سمت خود بکشاند.
- انگیزه افزون طلبی جنسی: خانم/ آقا می خواهد زیبایی ها و برجستگی های اندام خود را به نمایش بگذارد و از این طریق، حس شهوت رانی و میل جنسی خود و دیگران را تحریک نماید و به برخی اهداف و اغراض خود برسد.
- دگرگونی ارزشها: خانم/ آقا نسبت به ارزش های نسل گذشته و والدینش، دیدگاهی دیگر و نو نسبت به دنیا، زندگی، دین و دیگر مسائل اجتماع دارد و ممکن است رعایت حجاب را نوعی بی کلاسی، تحجّر، پسرفت و حتی مایه تحقیر و تمسخر بداند.
- تنوع خواهی و مدگرایی: خانم/آقا می خواهد از یکنواختی و روتین بودن بگریزد و به این بهانه، در ظاهر و پوشش و سبک زندگی و حتی دوستان و بعضاً همسر و مسائل خانوادگی خود ایجاد تنوع نماید و به سمت «مُد» به صورت افراطی کشیده می شود. دیگر برای چنین فردی حجاب مهم و ارزش نمی ماند و دغدغه وی اطلاع و اجرای آخرین مدهاست تا پوشاندن موی سر و برجستگی ها و...
البته شایان ذکر و توجه است که هر بی حجابی و حجاب گریزی، لزوماً به یکی از دلایل فوق نیست و ممکن است همزمان چندین دلیل و عامل در یک فرد تاثیرگذار باشد یا ممکن است سایر انگیزه های روانی و خانوادگی و... نیز دخیل و سهیم باشند.
در جامعه ای که بنا به دلایل اقتصادی و سیاسی، سن ازدواج و طلاق افزایش چشمگیری دارد و راه هایی برای ارضاء طبیعی و قانونی و اخلاقی جوانان و مصرف انرژی آنان نیست، بدحجابی به بی حیایی، بی حیایی به برهنگی، و برهنگی، به هرزه گی و لذت جویی و عشرت طلبی ختم می شود، و در این میان بازنده بزرگ؛ دختران و زنان ناآگاه و بی دفاعی هستند که بسیار زود زیبایی و سلامت و طراوت و زندگی و هستی خود را خیلی ارزان و راحت و به خاطر هیچ از دست می دهند. متاسفانه بدحجابی اینک یک فرهنگ است، فرهنگی که قسمتی از حجاب را کنار گذاشته و بصورت نیمه پنهان و با جذابیتی خاص وارد جامعه و بازار شده است. بدحجابی موجود امروز در جامعه، نوعی اعتراض شفاف و فریاد خاموشی علیه خود، علیه وعده ها و شعارهای تحقق نیافته و علیه عقایدی است که نسبت به آن جاهل اند و فکر می کنند حجاب محدودیت سیاسی است در حالی که مصونیت اخلاقی و ثواب دینی و زیبندگی اجتماعی و کمال گرایی انسانی است.
راهکارها
بعد از انقلاب شکوهمند ایران، حجاب، علاوه بر رنگ مذهبی- سنتی که داشت، آهنگ حکومتی هم به خود گرفته است. به این دلیل است که افراد وقتی خارج از مرز حکومت ایران اسلامی قرار گرفتند، غالباً، دیگر نیازی به اطاعت از آن نمی بینند ویا اگر خود حاکمیت کاری به نظارت بر آن نداشت، افراد هم دلیلی نخواهند داشت که به اوامر حکومت گردن بنهند. لذا اگر میخواهیم دختران و زنان جامعه از حجاب نگریزند:
اول باید حجاب را امری دینی- وظیفه ای و نه سنتی معرفی کنیم و این مطلب مورد پذیرش مردم قرار گیرد.
دوم حکومت از سر حجاب دست بردارد و صرفاً در حیطه نظارت بماند. چرا که فایده حجاب غیردینی امنیت روانی بیشتر جامعه است به شرطی که خود این امر مخل امنیت روانی عمومی نشود.
سوم با جهادعلمی و دفاع سایبری، رسانه های جمعی و شبکه های اجتماعی را تغذیه نمود و درباره حجاب و اهمیت و جوانب مختلف آن، شناخت درست و اطلاعات صحیح در اختیار عموم قرار داد تا از لایه زیرین جامعه و از درون افراد و با اعتقاد درست بدان پرداخته شود.
چهار الگوهای داخلی مانند بازیگران و بازیکنان ورزشی و... را مجاب به رعایت حجاب اسلامی نمایند تا جوانان صرفاً با پدیده تظاهر روبرو نشوند و رعایت حجاب تبدیل به امری زیبا و منزلتی در جامعه گردد و از این میزان موجود، فراتر و بیشتر گردد.
اسرین ترابی، کارشناس اجتماعی
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/م
,]
ارسال دیدگاه