گفت‌وگو با یک آزاده بسیجی:

در اسارت از نام حضرت زهرا مدد می‌گرفتیم/خیانت، خائن به خودش برگشت

در اسارت از نام حضرت زهرا مدد می‌گرفتیم/خیانت، خائن به خودش برگشت
اطراف ما هستند کسانی که مدتی از عمر گرانبها و جوانیشان را در سیاهچال های صدام سپری کردند و درآخر با روی سفید قدم به خاک میهن گذارده اند...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، اطراف ما هستند کسانی که مدتی از عمر گرانبها و جوانیشان را در سیاهچال های صدام سپری کردند و درآخر با روی سفید قدم به خاک میهن گذارده اند، یکی از این آزادگان برادر گرانقدر آقای حسین رجبی متولد 1347 است که برای اولین بار سال 65 به عنوان بسیجی به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد، پس از چند بار اعزام به جبهه سرانجام، اعزامش در تایخ 67/1/25 که با عنوان پاسدار مشغول جهاد شده بود و در عملیات باز پس گیری فاو توسط عراق و محاصره فاو با کمک نیروهای آمرکایی و کویتی، به اسارتش انجامید، حال لحظه اسارت از زبان خود او:

, شبکه اطلاع رسانی دانا, اطراف ما هستند کسانی که مدتی از عمر گرانبها و جوانیشان را در سیاهچال های صدام سپری کردند و درآخر با روی سفید قدم به خاک میهن گذارده اند، یکی از این آزادگان برادر گرانقدر آقای حسین رجبی متولد 1347 است که برای اولین بار سال 65 به عنوان بسیجی به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد، پس از چند بار اعزام به جبهه سرانجام، اعزامش در تایخ 67/1/25 که با عنوان پاسدار مشغول جهاد شده بود و در عملیات باز پس گیری فاو توسط عراق و محاصره فاو با کمک نیروهای آمرکایی و کویتی، به اسارتش انجامید، حال لحظه اسارت از زبان خود او:,

 

,

لحظه های قبل از اسارت

, لحظه های قبل از اسارت, لحظه های قبل از اسارت,

در منطقه فاو و داخل آب و شرایط سخت محیطی، دشمن توانست منطقه را محاصره کند حدود 4 - 5 ساعت مقاومت و تلاش برای برون رفت از محاصره بی نتیجه ماند نزدیک به غروب بود که دشمن تصمیم به تنگ تر کردن محاصره و کشتارمان گرفت که در لحظه آخر، راهی جز بیرون آمدن از آب و پزیرفتن اسارت را نداشتیم .

, در منطقه فاو و داخل آب و شرایط سخت محیطی، دشمن توانست منطقه را محاصره کند حدود 4 - 5 ساعت مقاومت و تلاش برای برون رفت از محاصره بی نتیجه ماند نزدیک به غروب بود که دشمن تصمیم به تنگ تر کردن محاصره و کشتارمان گرفت که در لحظه آخر، راهی جز بیرون آمدن از آب و پزیرفتن اسارت را نداشتیم .,

 

,

مدد از نام زهرا (س)

, مدد از نام زهرا (س),

غروب دلگیر بصره و روز اول اسارت. همه اسرا در یک سالن با سقف کوتاه و با یک پنجره کوچک و درب آهنی مستقر شده بودند. فضا بد جوری نامناسب بود طوری که برخی به دلیل کمبود جا سرپا بودند !.مجروحین هم که خون زیادی ازشون رفته بود ناله می کردند اما خبری از درمان نبود ! سالن جای سوزن انداختن نداشت و نمی شد نفس کشید ! تشنگی امان بچه ها را بریده بود ،اجازه خروج برای قضای حاجت هم نمی دادند و سطلی را برای این کار داده بودن که همان ظرفی بود که برای دادن آب خوردن ازش استفاده می شد .

,

یه مدت که گذشت نفهمیدیم چی شد که انگارعراقی ها دیوانه شدند و همان یک درب آهنی را هم که هوای سالن را عوض می کرد بستند .بعد از دقایقی صدای ناله مجرو حین به آسمان رفت و یواش یوش سالم ها هم نفس کم آوردند . داد همه در آمد که بابا نا مسلمونا بیاید در و باز کنید اما گوش عراقیها بدهکار این حرفا نبود . سرو صدا پیچید و هلهله شد احساس کردیم اگر این وضعیت طولانی شود علاوه بر مجروحین همه از پا در خواهیم آمد . همه شروع کردند به فریاد زدن و هر کس چیزی می گفت که این وسط یکی از بسیجی ها که استاددانشگاه هم بود بلند شد درخواست سکوت کرد و گفت برادرا من 14 سال غربت ( آمریکا) بودم ما صاحب داریم ائمه ما در همین عراق هستند ما حضرت زهرا (س) را داریم بیاید به جای کمک خواستن از عراقیها از این بزرگواران کمک بخواهیم .

, یه مدت که گذشت نفهمیدیم چی شد که انگارعراقی ها دیوانه شدند و همان یک درب آهنی را هم که هوای سالن را عوض می کرد بستند .بعد از دقایقی صدای ناله مجرو حین به آسمان رفت و یواش یوش سالم ها هم نفس کم آوردند . داد همه در آمد که بابا نا مسلمونا بیاید در و باز کنید اما گوش عراقیها بدهکار این حرفا نبود . سرو صدا پیچید و هلهله شد احساس کردیم اگر این وضعیت طولانی شود علاوه بر مجروحین همه از پا در خواهیم آمد . همه شروع کردند به فریاد زدن و هر کس چیزی می گفت که این وسط یکی از بسیجی ها که استاددانشگاه هم بود بلند شد درخواست سکوت کرد و گفت برادرا من 14 سال غربت ( آمریکا) بودم ما صاحب داریم ائمه ما در همین عراق هستند ما حضرت زهرا (س) را داریم بیاید به جای کمک خواستن از عراقیها از این بزرگواران کمک بخواهیم .,

تا این حرفها را زد دلهامان شکست و بچه ها به یکباره فریاد زدند یازهرا (س) با یازهرای دوم در بازشد! اما عراقیها را ندیدیم گویا از ترس به سرعت در را باز کرده و فرار کرده بودند شاید هم معجزه ای شده بود! در هر حال فرقی نمی کرد مهم اثر مدد از نام حضرت زهرا س و نجات از آن مخمصه بود!حتی اگر عراقی ها هم در را باز کرده و فرار کرده بودند باز هم معجزه بود ! باز هم یاری حضرت زهرا (س) بود . از این اقدامات و آثار مشابه آن بارها در غربت اسارت تکرار شد و هر بار هم نتیجه داد .

,

 

,

خیانتِ خائن به خودش برگشت!!

, خیانتِ خائن به خودش برگشت!!,


یکی از شکنجه ها که بچه ها را بیشتر از سایر شکنجه ها آزار میداد وجود افراد ضعیف الانفس و ضعیف الایمان در اردوگاه بود که اینها بعضی مواقع برای بدست آوردن چیزهایی کوچک(سیگار و...) افراد خودی را به بعثی ها می فروختند.

,
,

از این افراد که قبل از نماز صبح بیدار شده بود و دیده بود که یکی از بچه ها مشغول قرائت قرآن است فوری راپتش را به بعثی ها داد و کسی که قرآن قرائت می کرد را گرفتند و بردند برای شکنجه، از قضا بعدازظهر همان روز بعثی ها اعلام کردند باید مسابقه فوتبال برگزار کنند که همان فرد ضعیف الانفس نیز در تیم فوتبال حضور داشت ، از مسابقه چند دقیقه ای گذشت که در حین بازی، ضربه ای به توپ زد و دقیقا به فرمانده اثابت کرد و بازی متوقف شد و او را برای تنبیه به داخل بردند.

,

 

,

در آخر، پیام این آزاده سرافراز برای جوانان :

, در آخر، پیام این آزاده سرافراز برای جوانان :,

انقلاب اسلامی محصول تلاش، شکنجه مقاومت شهدا ، خانواده های شهدا و جانبازان و آزادگان که بایدقدر آن دانسته شود و جوانان در ذهن خود داشته باشند و همچنین روحیه ی ایثارگری را در خود تقویت کنند با درس خواندن و تعمیق افکار و اعتقادات دینی و افزایش بصیرت کمکی به انقلاب اسلامی خودشان انجام دهند.

,

منبع: دیار آفتاب

,

انتهای پیام/خ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه