روایت جذاب یک زوج جوان دانشجو از دیدار با رهبر/2
خانمی وسط جلسه بلند شد و گفت میخواهم حرفی بزنم!
دیدار رمضانی دانشجویان با رهبرانقلاب یکی از متفاوت ترین دیدارهایی است که با مسئولین و رهبر یک کشور برگزار می شود. هرساله بسیاری از دانشجویان آرزوی حضور در این دیدار متفاوت و خاطره انگیز را دارند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دانشجوخبر؛ دیدار رمضانی دانشجویان با رهبرانقلاب یکی از متفاوت ترین دیدارهایی است که با رهبر یک کشور برگزار می شود. هرساله بسیاری از دانشجویان آرزوی حضور در دیدار را دارند اما به دلیل محدودیت ظرفیت این امکان فقط برای عده ی محدودی از دانشجویان کشور فراهم می شود. در ادامه مصاحبه ای از یکی از دانشجویان رشته مدیریت دانشگاه های استان تهران – حامد مرادی – را در مورد حال و هوای دیدار با رهبرانقلاب می خوانید. حامد مرادی و همسرش زهره پلویی امسال توفیق حضور در این دیدار را داشتند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ؛,,
آنچه می خوانید روایت های این دانشجو از دیدار با رهبرانقلاب است:
,دو هفته پیش بود که با گوشی همسرم تماس گرفتند و من جواب دادم. گفتند با خانم پلویی کار داریم و من خانمم بهم گفت میدونی چی شده؟ یک اتفاق خیلی بزرگ اقفتاده. گفتش که دعوتم کردند برای دیدار مقام معظم رهبری. خیلی خوشحال شدیم اما من کمی رفتم توی فکر و گفتم شما را دغوت کرده اند و من را دعوت نکردن؟! گفتم به همسرم پیگیری کند که می شود برای من هم کارت دیدار جور شود. اما متاسفانه جور نشد و من خیلی ناراحت شده بودم از عدم توفیقم.
,,
تقریبا ناامید بودم که روز دیدار وقتی داشتم از محل کار برمیگشتم خانه دوست خوبی زنگ زد و گفت افطاری جایی دعوت نداری؟ منم گفتم اگر دعوت بشم چرا نرم! آن بنده خدا گفت بیا و من کارت دیدار حضرت آقا دارم و بهت بدم. خیلی خوشحال شدم و سراسیمه خودم را بهش رساندم. کارت دیدار به نام من نبود با کلی سلام و صلوات و آیت اله الکرسی خواندن از ورودی بین رهبری رد شدیم.
,,
تا قبل از حضور حضرت آقا جمعیت زیاد دانشجویان داخل حسینیه امام خمینی جمع شده بودند. من تاحالا داخل بیت رهبری نشده بودم. داخل تلویزیون خیلی چیزها را دیده بودم اما تصوری که داشتم با انچه در واقعیت دیدم فاصله داشت.
,,
اولین نکته ای که توجه من را به خودش جلب کرد، سادگی عجیب بیت رهبری بود. برای من خیلی جذاب بود که شخص اول انقلاب انقدر ساده زیست باشد.
,,
دانشجوها خیلی پرشور شعار میدادند و برای آمدن رهبر لحظه شماری می کردند. یک علاقه وصف نشدنی ای در میان جمعیت مشاهده می شد. شخصا از حضور در آن جمع باصفا خیلی لذت بردم.
,,
لحظه ای که رهبرانقلاب وارد حسینیه امام خمینی(ره) شد همه جمعیت به سمت جلو حرکت کرده بودند و باوجود اینکه دوستانم به من گفته بودند جلو نرم که خیلی فشار زیاده من اصلا حواسم نبود و همراه سیل دانشجوها جلو رفتیم و شعار میدادیم! صلی علی محمد بوی خمینی آمد. ای رهبر آزاده آماده ایم آماده و … با حضور حضرت آقا انگار طوفان عظیمی در دریا اتفاق افتاده بود. وقتی گفتند بشینید من در میان جمعیت گیر کرده بودم و جایی نداشتم! تا اینکه بعد از چند دقیقه توانستم جایی برای نشستن پیدا کنم.
,,
غالب صحبت های تشکل های دانشجویی در موضوعات سیاسی و اجتماعی صحبت کردند که صحبت ها صریح و انتقادی بود. به نظر من صحبت اکثر دانشجوها خوب بود و نشان دهنده صراحت دانشجوها بود. فضای جلسه طوری بود که همه توانستند بی پرده دغدغه هایشان را مطرح کنند. یکی از پرسش های جالب دانشجوها این بود که رهبری چرا با وجود اطلاع از ضعف هایی که در دستگاه ها وجود دارد اغدامی برای برطرف کردن آن نمی کنند. که رهبر هم در سخنانشان به خوبی به این نکته پاسخ دادند.
,,
دانشجوها مطالب انتقادی ای مطرح کردند که حضرت آقا علاوه بر تایید بخشی از آنها و بیان اینکه من خیلی بیشتر از این مطالب را آگاهی دارم اشاره کردند که بخشی از مطالب بیان شده هم صحیح نبوده و دانشجوها باید اطلاعات دقیق تری در این زمینه ها به دست بیاورند. از طرفی ایشان بیان کردند که علاوه بر مطالب انتقادی نکات امیدوار کننده ای هم هست که باید مورد توجه بدنه دانشجویی قرار گیرد.
,,
در حین جلسه یکی از خانم ها بلند شد که بدون وقت صحبت کند که حضرت آقا اجازه صحبت دادند اما موفق نشد. زیرا متاسفانه دانشجویان دیگر هم بلافاصله درخواست کردند برای صحبت و همهمه شد. خانم من بعد از جلسه از ایشان پرسید که چه میخواستی بگویی و آن خانم هم گفته بود که من میخواستم از فشارهای بسیار زیاد و عدم همکاری دانشگاه آزاد به تشکل های ارزشی از جمله بسیج دانشجویی سخن بگویم. در حدی که ما برای فعالیت هایمان مجبوریم از جیب خودمان خرج کنیم.
,,
سخنان دانشجویان و سخنان جذاب رهبری تا ساعت ۱۱ شب به طول انجامید! اما اصلا جلسه ی خسته کننده ای نبود و متحوا ومتن جلسه بسیار خوب و مفید بود. بخاطر همین کسی احساس خستگی نمی کرد. محتوا باعث می شد آدم هشیار باشد با جان و دل گوش می دادیم. سفره افطار هم در اوج سادگی بود. چای، پنیرخامه ای و سبزی و خرما! شام هم پلومرغ.
]
ارسال دیدگاه