به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ و به نقل از خبرنگار فرهنگ و هنر پیک هشترود، متن این شعر زیبا بدین شرح است:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیک هشترود,,
کربلا را عطر نابی میرسد – از خُم زهرا شرابی میرسد
,بوی کافور، عطر یاس آوردهاند – لاله از اُمُالرِصاص آوردهاند
,استخوانها و پلاک آوردهاند – در کفن پیچیده خاک آوردهاند
,های مردم عطر یار آوردهاند- کربلا را بیقرار آوردهاند
,اشک زینب از دمشق آوردهاند- غرقۀِ دریای عشق آوردهاند
,از شلمچه عطر خاص آوردهاند – کربلا را انعکاس آوردهاند
,های مردم یادتان میآید عشق – رفتن بر نیزهها سر تا دمشق
,خاطرات کربلای پنج را- مقتل مردان درد و رنج را
,جبهه و جنگ و تفنگ و تیر را – شیر مردان یل شبگیر را
,های حاج احمد چه آمد بر سرت – گشته گُم چون یاس نیلی پیکرت
,ای علمدار سپاهِ عشق یار – کُشت ما را بر تو سی سال انتظار
,ای که مرگ و زندگی با تو قشنگ – دل به تنگ آمد بیا ای مرد جنگ
,های حاج احمد کجایی مرد عشق – تا علمداری کنی ما را دمشق
,تا دوباره رمز یا زهرا به لب – از سعودیها بگیری پس حلب
,ای شمیم عطر ناب احمدی – کاش آخر یک سحر میآمدی
,کاش میشد باز باران میگرفت –دشت دل عطر بهاران میگرفت
,کُهنه شد یاد شهیدان وایِمان – دینمان بازیچۀِ دنیایِمان
,رفت از خاطر چرا آن روزها – عاشقانه اشک و آه و سوزها
,از شلمچه از دوعیجی یاد کو – در دلِ شیرین غم فرهاد کو
,های مردم یادتان میآید عشق- رفتنِ بر نیزه سرها تا دمشق
,یادتان میآید از همت دگر – یا کَسی دارد ز چمرانها خبر
,از بهشتی از رجایی، باهنر – از شده پروانههای شعلهور
,رفته از خاطر چرا دوران جنگ – ازچه افتادیم در گرداب ننگ
,تکهپاره گشته زیر تانکها- رفت یادش رهنِ وام بانکها
,از رگِ خشکیدۀِ درویشها – میمکد خون این نجومی فیشها
,ایدریغا رفت جنگ از یادمان – تا شود دنیا خرابآبادمان
,یادتان میآید ای مردم ز عشق – یکنفس نوشیده مِی را خُم ز عشق
,یادتان میآید از دوران جنگ؟ – یا د آن ایام زیبا و قشنگ
,ای سیاست خوانده و درس حقوق – پس چه شد آن روزهای پرفروغ؟
,رمز یا زهرا به لبها پس چه شد- حمله کردن، نیمهشبها پس چه شد
,با ولایت عهد و پیمانها چه شد – وعدۀِ کردن فدا جانها چه شد
,راه قدس از کربلا رفتن چه شد؟ – ذوق و شوقِ روی مین خفتن چه شد؟
,بر خزان لاله دلواپس که شد؟ – حرمت خون شهیدان پس چه شد؟
,اینهمه دزدی فساد و اختلاس – کاخ و بنز و باغ و ویلاهای خاص
,ای خَواصِ فاسد ویلا نشین – حرمتِ خون شهیدان است این؟
,ای شده دنیای دون معبودتان – با ولایت وعده دیگر بودِتان
,ای دل سید علی خون از شما –کینه در دلهاست اکنون از شما
,صحبت ما با شما کفتارهاست – این شمارا آخرین اخطارهاست
,شور نوابی به سر داریم ما – روی دوش خود تبر داریم ما
,بشنوید ای صاحبان بُتکده – فصل سبز بُت شکنها آمده
,بغض ما بُرایی شمشیرهاست – سینۀِ ما قتلِگاه تیرهاست
,ای نمک را در فساد آورده غرق – ای علی را خوندل آغشته فرق
,پُرشده از خون مردم جامِتان- گشته فربه از حرام اندامتان
,خونِ مردم کرده اِی در شیشهها – ای رباخواران، یهودا پیشهها
,لقمههای چرب و شیرین خوردهها – ای حساب خود به خارج بُردهها
,ای خَواص مافیایی تیمِ تان – انتقامی سخت میگیریمِتان
,ای رباخوارانِ چون قارون شده – بانکهای از طمع افیون شده
,ای رفاه آلودهها، بیدردها – خائنین، ای کوفیان، نامردها
,آسمان سینۀِ ما آبی است – با شما ما را سر نَوّابی است
,خاوری بشنو صدای مرگ را – قصۀِ خشمِ تگرگ و برگ را
,این صدایِ انتقام از نایِ ماست – رستخیز ِتیغ خون پالایِ ماست
,بشنوید ای فاسدان، دجالها – ای به غارت برده بیتالمالها
,صاحبان فیشهای بیحساب – ای خیانت کردهها با انقلاب
,مُشتِ تان را یکبهیک وا میکُنیم – ما شمارا جمله رسوا میکُنیم
,کوس رسوایی زنیم از بهرتان – میکُنیم این فیشها را زهرتان
,ای زبیر و طلحه این خشم علی است – این خروشِ ذوالفقار صیقلی است
,ما نبردی چون جَمل خواهیم کرد – انقلابی ما عَمل خواهیم کرد
,ای گرفته آن نجومی فیشها- خون مکیده از رگ درویشها
,بشنوید این آخرین اخطارها – کارتان اُفتاده با مختارها
,ای ریاکاران فاسد وایتان- تیغِ مختار است و گردنهایتان
,فاسدانِ خونِ بیتالمال نوش – بشنوید این شور و غوغا و خروش
,ای به گِرد خویش هاله دیدهها- سفرههای اختلاس اِی چیدهها
,آتش فتنه شما افروختید- خود در این آتش سراپا سوختید
,ای هزاران خاوری در جیبتان- مردهشور روی بدترکیبتان
,کاسبان دورۀِ تحریمها – داده بر شیطان شما تعلیمها
,ذوالفقار حیدری دستیم ما – از مِی کرب و بلا مستیم ما
,لب کند تَر رهبرم سید علی – نهروانها بر شما گردد جَلی
,موج طوفانزای دریاییم ما – در کمین خاوریهاییم ما
,وارثانِ خون مختاریم ما- داغ زهرا بر جگر داریم ما
,با شما هستم که آقازادهای – جیرهخوار سفرۀِ آمادهای
,با قجر شاهان شده اِی همطراز – در خیابانهای تهران تخت گاز
,پورشهات را اِی خیابان گشته پیست – سُفرۀِ خالی تو میدانی که چیست؟
,ای خَواصِ داده دل بر مُلک رِی – اهل رفتن کیش و تایلند و دُبی
,تو خبرداری زِ کودکهای کار – از فساد و فقر و فحشاء بیشُمار
,درد و رنجِ خودفروشی از نیاز – اشک شرمِ دختران بی جهاز
,ای مرفه زاده دانی درد چیست؟ – جیبهای خالی یک مرد چیست؟
,کرده دندانتیز، بیتالمال را – آنتالیا رفته عشقوحال را
,دستهای پینهبسته دیدهای؟ – اشک مردی دلشکسته دیدهای؟
,دیدهای آیا حلب آباد را؟– مردم بدبخت مادرزاد ر ا؟
,درس آیا در خیابان خواندهای؟ – یا هزاران شب گرسنه ماندهای؟
,کفشهای پاره بر پا دیدهای؟ – روی شرمنده ز بابا دیدهای؟
,در خیابان یکشب آیا خفتهای؟ – حرفِ شرمنده ندارم گفتهای؟
,در میانِ جامۀِ پوسیدهای – مرگ کارتنخوابها را دیدهای
,کودکِ و طفلِ فروشی دیدهای؟ – گریه با طعم خموشی دیدهای؟
,ای به صرافی دلار انباشته – خودکشی در مترو دیدن داشته!!
,تو چه میدانی که رنج و درد چیست؟ – در زمستان خانههای سرد چیست؟
,دل به تنگ آمد خدا را از فساد – بر کدامین واحه باید سر نهاد
,کاش میشد کاش میشد کاش کاش – ریشهکن میشد از ایران این قماش
,گرچه مانده پای دلها مان به گل – باز حاج احمد تو را تنگ است دل
,ای دلاور مرد زهرا کیشِ ما – کاش میشد بازگردی پیش ما
,کاش میشد چون تو راه عشق رفت- یکنفس تا قتلگاه عشق رفت
,به امید ظهور حضرت یار
,۲۲ تیرماه ۱۳۹۵ منصور نظری
,,
,
انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه